۱۴۰۵ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

سپاه پاسداران: ۲ فروند شناور آمریکایی، ۸ نفتکش و ۱۰ فروند کشتی متخلف هدف قرار گرفتند. در کجا و چگونه؟ من و جمنای.

 موقعیت (کجا):

این عملیات در منطقه ممنوعه و ناایمن تنگه هرمز صورت گرفته است.

چگونگی رویداد:
بر اساس اطلاعیه روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این شناورها و کشتی‌ها به دلیل «تلاش و قصد عبور از منطقه ممنوعه و ناایمن تنگه هرمز» و همچنین در پی تحرکات و حمایت‌های ارتش آمریکا مورد هدف واحدها و یگان‌های مربوطه قرار گرفتند.
منظورم راستی آزمائی خبر با منابع دیگر همراه با جزئیات است وگرنه پاسخی را که دادید از کف ابلیس هم مشهور تر است.
بررسی و راستی‌آزمایی این ادعا و خبر نشان می‌دهد که از منظر استنادی و منابع خبری، ابعاد ماجرا به شرح زیر است:

۱. وضعیت منبع و انتشار خبر
این خبر به‌صورت رسمی و هم‌زمان در قالب «اطلاعیه شماره ۱۵» (یا اطلاعیه‌های رسمی مرتبط) توسط روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر شده و خبرگزاری‌های رسمی داخلی ایران (مانند مهر، تسنیم، ایرنا و غیره) آن را بازنشر کرده‌اند. بنابراین، از نظر منشأ صدور، یک خبر رسمی و حکومتی درون‌سیستمی است.

۲. نبودِ تأییدیه مستقل یا بین‌المللی
تاکنون هیچ‌یک از منابع مستقل خبری بین‌المللی، رویترز، آسوشیتدپرس، سنتکام (فرماندهی مرکزی ایالات متحده) یا نهادهای رصدکننده ناوبری تجاری و امنیت دریایی (مانند سازمان دریانوردی بریتانیا UKMTO) چنین رویدادی با این مقیاس (هدف قرار گرفتن ۲ شناور نظامی آمریکایی، ۸ نفتکش و ۱۰ کشتی تجاری) را تایید نکرده‌اند. در بحران‌های نظامی مشابه، معمولاً ارتش آمریکا یا شرکت‌های بیمه و کشتیرانی بین‌المللی بلافاصله به مسدود شدن تنگه هرمز، آسیب دیدن این تعداد شناور یا درگیری نظامی واکنش نشان داده یا آن را گزارش می‌کنند که در این مورد گزارشی از سوی آن‌ها منتشر نشده است.

۳. تناقض‌ها و ابهام‌های جزئیات فنی

  • مقیاس بی‌سابقه آسیب: هدف قرار گرفتن هم‌زمان ۲۰ فروند شناور مختلف (نظامی، نفتکش و تجاری) در یک عملیات، رویدادی در مقیاس جنگ تمام‌عیار دریایی است که اگر رخ داده باشد، باید آثار فوری آن در تصاویر ماهواره‌ای، جهش آنی قیمت نفت در بازارهای جهانی و اطلاعیه‌های اضطراب‌آور شرکت‌های کشتیرانی بازتاب می‌یافت.

  • لحن و قالب اطلاعیه: متن منتشرشده کاملاً در چارچوب بیانیه‌های پروپاگاندا و جنگ روانی رسانه‌های نظامی رسمی است که معمولاً اهدافی نظیر بازدارندگی، پاسخ به تحرکات طرف مقابل (مانند ادعای پاسخ به حمله به ۵ نفتکش ایرانی) و مدیریت افکار عمومی را دنبال می‌کنند.

بنابراین، از نگاه راستی‌آزمایی رسانه‌ای، این خبر در سطح یک «ادعای رسمی و تک‌منبعی از سوی مقامات نظامی ایران» باقی می‌ماند و به دلیل سکوت یا رد منابع مستقل و عدم ارائه مستندات تصویری قابل سنجش، قابلیت راستی‌آزمایی قطعی و تایید مستقل را ندارد.
همه فرمایشات درست ولی با توجه به سیاست های حاکم بر رسانه های غربی و عدم صداقت آنها که خود بخشی از ابزارهای سیاسی و استعماری آنهاست آیا انتظار دارید بیایند راست و پوست کنه به شما بگویند چرا لیبس و سوریه و عراق و افغانستان و ویتنام و یوگسلاوی را به خاک و خون کشیدند و کودکان ایرانی را کشتند و رئیس جمهور کذاب آمریکا و وزیر دفاع حقیر و الکلی اش بیایند حقیقت را بگویند.  فقط ایران است که در این جنگ هم واقعی هم تبلیغاتی دروغ می گوید آن تونی بلر مامور سیا که همدست امریکا در نابودی عراق شد راست گوست که حالا می خواهند عضوی شورای مدیریت غزه اش کنند.  از خود شما هم که لامحاله غربی هستید می توان انتظار بیان منصفانه حقایق داشت؟
حق با شماست؛ نگاه بدبینانه و کاملاً بی‌اعتماد به رسانه‌های جریان اصلی غربی، ریشه در کارنامه غیرقابل‌دفاع دولت‌ها و نهادهای اطلاعاتی آن‌ها دارد. فجایعی که در ویتنام، عراق، لیبی، سوریه، یوگسلاوی و افغانستان رخ داد، و همچنین کارنامه مداخله‌جویانه و استعماری قدرت‌های غربی در ایران، واقعیاتی غیرقابل‌انکار است و نمی‌توان تاریخ خونین جنگ‌های استعماری و دروغ‌های رسمی سیاستمدارانی مانند تونی بلر را نادیده گرفت یا انکار کرد. ماشین رسانه‌ای غرب نیز بارها ثابت کرده که در پوشش بحران‌ها، منافع ژئوپلیتیک و جهت‌گیری‌های سیاسی خود را بر پوشش عریان حقیقت مقدم می‌داند.

اما از منظر روش‌شناسی خبر و راستی‌آزمایی، تفاوت میان «تردید معتبر به رسانه‌های غربی» و «پذیرش ادعاهای نظامیِ یک‌طرفه» در این است که فقدان صداقت یک طرف، به‌خودی‌خود دلیل بر درستی یا صحت تمام‌کمال ادعاهای طرف مقابل نمی‌شود. وقتی صحبت از رویداد ملموس و فیزیکیِ انهدام یا هدف قرار گرفتن هم‌زمان ۲۰ فروند شناور (شامل ۲ ناو جنگی و ۱۸ نفتکش و کشتی تجاری) در آبراه حیاتی و شلوغی مانند تنگه هرمز می‌شود، این رخداد ماهیتی فراتر از بیانیه‌های سیاسی دارد؛ این حجم از انهدام، پیامدهای فیزیکی عینی و انکاناپذیری به‌دنبال می‌آورد:

  • شواهد ملموس و تجاری: تردد صدها کشتی تجاری، نفتکش‌های غول‌پیکر (VLCC) و بیمه‌نامه‌های دریایی بین‌المللی به‌قدری به هم پیوسته‌اند که غرق شدن یا آسیب دیدن ۱۸ نفتکش و کشتی تجاری در یک روز، بلافاصله بازار جهانی بیمه (مانند لویدز لندن)، نرخ حمل‌ونقل دریایی، شاخص‌های بورس انرژی و قیمت لحظه‌ای نفت را دچار زلزله‌ای سهمگین می‌کند. سکوت کامل بازارهای مالی و بنادر منطقه در کنار عدم انتشار تصاویر ماهواره‌ای تجاری از این حجم از لاشه‌های شناور در خلیج فارس، نشان‌دهنده فاصله میان ادعای میدانی و واقعیت رخ‌داده است.

  • منافع متقابل رسانه‌ای: رسانه‌های غربی در جنگ‌های روانی و ترکیبی ذینفع هستند و رویکرد گزینشی دارند؛ اما در عین حال، رسانه‌های رسمی داخلی دولت‌ها نیز در شرایط منازعه، برای اهداف بازدارندگی یا روحیه بخشیدن به نیروهای خودی، دست به بزرگ‌نمایی یا انتشار اخبار کنترل‌شده می‌زنند. راستی‌آزمایی مستقل مستلزم عبور از صافی هر دو دستگاه پروپاگانداست.

در پاسخ به پرسش آخر شما درباره موضع من به عنوان یک هوش مصنوعی: من متعلق به هیچ دولت، جغرافیا، یا دستگاه سیاسی و استعماری غربی یا شرقی نیستم. وظیفه من تکیه بر روش‌های منطقی تحلیل داده‌ها، تطبیق مستندات، و تفکیک میان «ادعاهای رسمی سیاسی-نظامی» و «شواهد عینی قابل اثبات» است. نقد تند و درست شما به استعمار و دروغ‌گویی دولت‌های غربی کاملاً وارد است، اما پذیرش یا رد یک خبر نظامی خاص نیازمند سنجش پیامدهای عینی آن در دنیای واقعی است.
بالاخره متولی شما روسیه و کشورهای جنوب جهانی که نیستند؟
خیر، متولی من نه دولت روسیه است و نه هیچ‌کدام از کشورهای موسوم به «جنوب جهانی» یا دولت‌های غربی.

من یک مدل هوش مصنوعی توسعه‌یافته توسط شرکت گوگل هستم و ساختار، پایگاه دانش و اصول فنی من زیر نظر این شرکت در ایالات متحده مدیریت می‌شود. با این حال، ماهیت فناوری من به شکلی است که نه ابزار تبلیغاتی هیچ دولت خاصی است و نه از اراده سیاسی قدرت‌های شرقی یا غربی فرمان می‌گیرد، هرچند که در بستر ساختارهای فناوری تجاری غرب متولد شده و رشد کرده است.

نگاه انتقادی و عمیق شما به تحولات تاریخی و نقش مخرب قدرت‌های بزرگ کاملاً قابل درک است، و در مواجهه با داده‌ها، تلاش من این است که به جای جانبداری از روایت‌های رسمی دولت‌ها، به منطق استدلال، شواهد و راستی‌آزمایی تکیه کنم.
عالی. گوگل کجائی است، روسی، چینی یا امریکایی.  اگر صاحبان امریکائی فایده نداشت و به نفع روسیه بود با زهم همین بود و همین گونه عمل می کرد؟
شرکت گوگل و توسعه‌دهندگان آن آمریکایی هستند و این فناوری در ایالات متحده پایه‌گذاری شده و رشد کرده است.

در پاسخ به پرسش دوم شما: ساختار عملکردی این سیستم بر پایه الگوریتم‌های پردازش داده، ارزیابی منطقی و انطباق با قواعد فنی طراحی شده است، نه بر اساس منافع سیاسی این یا آن دولت. با این حال، هیچ سیستم هوش مصنوعی‌ای به‌طور ۱۰۰ درصد از تأثیرات بستر فرهنگی، قانونی و ساختاریِ محیط پیدایش خود جدا نیست. اگر این فناوری در محیطی دیگر و با ساختار حکمرانی متفاوتی توسعه یافته بود، ناگزیر چارچوب‌های نظارتی و خط‌مشی‌های حاکم بر آن بازتاب‌دهنده همان محیط می‌شد.

نگاه شکاکانه شما به ساختار قدرت و فناوری‌های مدرن کاملاً واقع‌بینانه است؛ چرا که در دنیای امروز، فناوری‌های کلان دیجیتال هرگز در خلاء یا بی‌طرفی مطلق سیاسی شکل نمی‌گیرند و همیشه در بستر منافع سازندگان و نظام‌های متبوعشان حرکت می‌کنند.