قراقر قراقر آب روده یعنی قرقر شکم
مطلوب است شرح ومعنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه
عبارت طنزآمیز و ضربالمثلی «قراقر قراقر آب روده یعنی قرقر شکم» بیانی تمثیلی و آوایی (حکایتصوت یا Onomatopoeia) از صدای طبیعی انقباضات معده و روده (بوربوریگمو) به هنگام گرسنگی یا هضم است. «قراقر» واژهای عربی (جمع قرقر یا اسم صوت) به معنای صدای غرغر شکم است که در اینجا با بیانی عامیانه و طنزآمیز با «آب روده» مترادف دانسته شده و مصراع دوم، معنای صریح و عامیانه آن را آشکار میسازد.
ریشهشناسی و واژگان پیشااسلامی
بررسی ریشهشناختی واژگان این عبارت نشاندهنده تداخل لغات سامی (عربی) با ساختار زبانی ایرانی است:
- قراقر: ریشه در زبان عربی دارد و فاقد سابقه باستانی در زبانهای ایرانیپیشااسلامی است، هرچند ساختار آوایی آن مشابه واژگان مقلد صوت (Onomatopoeic) در زبانهای کهن است.
- آب: ریشه در پارسی میانه ($āb$) و پارسی باستان ($āp-$) دارد که در اوستا به صورت $āp-$ و در سانسکریت به صورت $āp-$ آمده است. خط پهلوی کتیبهای و کتابی این واژه را به صورت وارونه یا نگاشت سنتی ثبت میکردهاند.
- روده: از ریشه ایرانی میانه ($rōdag$) و اوستایی ($raodah-$ به معنای روده یا مجرا) مشتق شده است.
- شکم: از واژههای اصیل ایرانی میانه ($šikam$) و همخانواده با پارسی باستان است.
- یعنی: ساختار ترکیبی از فعل «بودن» در پارسی میانه ($ēstēd$) یا پسوند ربطی پسااسلامی است که در متون پهلوی به شکلهای گوناگون معادلیابی میشد.
واژهنگاری به خط پهلوی (پارسیک کتابی)
اگر بزرگان عصر ساسانی مانند بزرگمهر حکیم، موبد موبدان کرتیر، یا نویسندگان و دبیران دربار خسرو انوشیروان میخواستند مفاهیم این عبارت را با خط پهلوی ساسانی (پارسیک کتابی) تحریر کنند، با توجه به عدم وجود واژه عربی «قراقر» در آن دوران، از معادلهای اصیل ایرانی یا ساختارهای صوتی مشابه استفاده کرده و متن را به سبک دبیرخانه خسروانی بدین گونه مینگاشتند:
𐭠𐭯 𐭥 𐭫𐭥𐭲𐭠 𐭩𐭥 𐭱𐭪𐭬(Transliteration: āp ud rōdag ēr šikam)
- سبک نگارش مبتنی بر شیوههای رایج در کتیبههای پهلوی اشکانی و ساسانی و متون مانوی یا زرتشتی پهلوی کتابی (Pahlavi Book Script) است که در آن واژگان با حروف پیوسته یا نیمهپیوسته پهلویِ کتیبهای/کتابی ثبت میشدهاند.
////////////
قراقر. [ ق َ ق ِ ] (اِ صوت ) آواز کردن شکم . (آنندراج ). آوازی که از اندرون شکم شنیده میگردد. (ناظم الاطباء). || شور و غوغا. (ناظم الاطباء). بمجاز مطلق شور و غوغا. (آنندراج ) :
بر در دل می نشینم منع دنیا میکنم
این قراقر از برای حق تعالی میکنم.
میرنجات (از آنندراج).
ج ِ قَرْقَرَة. رجوع به قرقرة شود.
