skip to main | skip to sidebar

Khollan Vafa : اخوان صفا

۱۴۰۰ آذر ۱۶, سه‌شنبه

محمّد معین (۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهٔ زرجوب رشت[۲][۳] – ۱۳ تیر ۱۳۵۰ در تهران) یکی از محققان برجسته و پدیدآورندهٔ یکی از مهمترین واژه‌نامه‌های فارسی یعنی فرهنگ فارسی معین است. آرامگاه وی در آستانهٔ اشرفیه قرار دارد.[۴] نیما یوشیج در وصیت‌نامه‌اش اختیار چاپ آثارش را به معین داد.[۵] علی‌اکبر دهخدا تکمیل لغتنامه دهخدا را به معین محول کرد.

محتویات

  • ۱ زندگی‌نامه
    • ۱.۱ کما و درگذشت
    • ۱.۲ تکذیب حواشی درگذشت
  • ۲ آرامگاه معین
    • ۲.۱ رابطه زادگاه با آرامگاه
  • ۳ خانه‌ها
    • ۳.۱ رشت
    • ۳.۲ تهران
  • ۴ مسافرت‌ها
  • ۵ امتیازات فرهنگی
  • ۶ تصنیفات و تألیفات
    • ۶.۱ تألیف
    • ۶.۲ تصحیح کتب
    • ۶.۳ ترجمه‌ها
    • ۶.۴ مقالات
    • ۶.۵ آثار منتشرنشده
  • ۷ نشان‌ها و افتخارات
  • ۸ پانویس
  • ۹ منابع
  • ۱۰ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه

محمد معین در روز ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهٔ زرجوب رشت به دنیا آمد. پدرش شیخ ابوالقاسم از روحانیان شهر رشت بود.[۶] بر طبق صفحهٔ اول دستخطّی که وی دربارهٔ زندگی خود نوشته، تاریخ تولد وی ۱۷ رجب سال ۱۳۳۲ (قمری) برابر با ۲۱ خرداد سال ۱۲۹۳ است. در متن دانشنامهٔ دکترا، سال تولَد وی ۱۲۹۱ ذکر شده‌است؛ ولی در نوشتهٔ قاب‌شده‌ای که در خانهٔ وی و در اتاق کارش به دیوار آویخته‌است تاریخ تولد او دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ نوشته شده‌است.

او که اولین فرزند خانواده بود، در سن شش سالگی مادرش را بر اثر بیماری حصبه از دست داد و پنج روز بعد از فوت مادر، پدرش نیز به سبب همین بیماری درگذشت. بیماری حصبه در رشت شیوع یافته و در آن سال ۲۸هزار نفر را از بین برده بود.[۷] جد پدری او شیخ محمدتقی معین‌العلما که در سلک علمای روحانی بود، به تربیت وی همت گذاشت. محمد معین ترقیات علمی و معنوی خود را مدیون او می‌دانست. جد مادری او شیخ محمد سعیر نیز از علما و مدرسان علوم قدیمه بود.

او در سال ۱۳۰۴ دورهٔ شش-سالهٔ ابتدائی در دبستان اسلامی رشت را ظرف دو سال به پایان رساند. دورهٔ اول متوسطه را در «دبیرستان نمره ۱» رشت (که بعدها به نام دبیرستان شاهپور خوانده شد) به اتمام رساند و دورهٔ دوم متوسطه را در رشتهٔ ادبی در دبیرستان دارالفنون تهران به سرانجام رساند. در اوان تحصیل در دبیرستان، صرف و نحو عربی و بخشی از علوم قدیمه را نزد پدربزرگش و سید مهدی رشت‌آبادی فرا گرفت. در سال ۱۳۱۰ در دانشسرای عالی در رشتهٔ ادبیات و فلسفهٔ علوم تربیتی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۱۳ با نوشتن پایان‌نامه‌ای به زبان فرانسه در مورد شاعر فرانسوی «لوکونت دو لیل» در رشتهٔ ادبیات و فلسفه به اخذ مدرک کارشناسی نایل شد.

پس از طی دورهٔ شش-ماههٔ دانشکدهٔ افسری احتیاط، شش ماه اول سال ۱۳۱۴ را به خدمت افسری گذرانید و در مهر ماه آن سال به دبیری دبیرستان شاهپور اهواز منصوب شد. پس از سه ماه، ریاست دانشسرای شبانه‌روزی اهواز را یافت و در عین حال عضویت تحقیق اوقاف و ریاست پیشاهنگی و تربیت بدنی استان ششم به عهدهٔ وی بود. در همین ایام به وسیلهٔ مکاتبهٔ آموزشگاه روانشناسی بروکسل، که تحت نظر Elmer Knowles روانشناس اداره می‌شد، روانشناسی عملی و دیگر شعب آن از قبیل خط‌شناسی، قیافه‌شناسی و مغزشناسی را فراگرفت.

Wikimedia | © OpenStreetMap

در سال ۱۳۱۸ به تهران منتقل گردید. در حین تصدی معاونت و سپس کفالت اداره دانشسراها در وزارت فرهنگ، برای دورهٔ دکترا در ادبیات فارسی در دانشگاه تهران ثبت نام نمود. پس از چندی با حفظ سمت به دبیری دانشکدهٔ ادبیات منصوب گردید. در روز سه‌شنبه، ۱۷ شهریور سال ۱۳۲۱ از پایان‌نامهٔ دکترای خود با عنوان «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی» دفاع کرد. پایان‌نامهٔ او با راهنمائی ابراهیم پورداوود با قید «بسیار خوب» پذیرفته شد و محمد معین به عنوان نخستین فارغ‌التحصیل دورهٔ دکترای ادبیات فارسی در ایران شناخته شد. از آن پس به سمت دانشیار و سپس به سمت استاد کرسی «تحقیق در متون ادبی» در دانشکده ادبیات برگزیده شد.[۸]

در ۱۳۲۱ ازدواج کرد که نتیجه آن ۴ فرزند می‌باشد. از آغاز سال ۱۳۲۵ شمسی که چاپ لغت‌نامه دهخدا طبق قانون، در مجلس شورای ملی آغاز شد، معین به همکاری علی‌اکبر دهخدا برگزیده شد. در دی ماه ۱۳۳۴ با موافقت علی‌اکبر دهخدا، سازمان لغتنامه از منزل شخصی دهخدا به مجلس شورای ملی منتقل شد و طبق وصیت‌نامه دهخدا، معین به ریاست امور علمی آن سازمان منصوب گردید. در اسفند ۱۳۳۶ سازمان مذکور به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران انتقال یافت و طبق اساسنامه مصوب شورای دانشگاه، ریاست سازمان لغت‌نامه به عهده محمد معین گذاشته شد. وی این سمت را تا آخرین روزی که دچار سکته گردید به عهده داشت.

کما و درگذشت

وقتی دکتر محمد معین، پس از چند سال بیهوشی درگذشت، از خیل عظیم دانشگاهیان و دانشجویانی که او را می‌ستودند، فقط عده معدودی که از شمار انگشتان دست کمتر بودند در مراسم تشییع پیکر او شرکت کردند.»
فرهنگ فرهی، روزنامه‌نگار پیش‌کسوت ایرانی.[۹]

«
»

محمد معین در ۹ آذر ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی، سکته کرد و پنج سال آخر زندگی‌اش را در حالت اغما گذراند.[۱۰]

وی را جهت معالجه بیشتر در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۴۶ به کشور کانادا منتقل کردند؛ ولی چون بهبودی در وضعیت او مشاهده نشد، در ۱۵ آبان ۱۳۴۶ به ایران بازگردانده شد و در بیمارستان فیروزگر بستری شد. محمد معین در روز ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در همان بیمارستان درگذشت.[۱۱]

در مراسم خاک‌سپاری محمد معین، عده‌ای بسیار معدود شرکت داشتند که با توجه به شخصیت ادبی شناخته‌شده جهانی او، رنجش بسیاری از فرهنگ‌دوستان آن زمان را برانگیخت. ابوالقاسم انجوی شیرازی در فردای روز تشییع جنازه، مقاله‌ای انتقادی با عنوان «تهران بمیر» در روزنامه اطلاعات انتشار داد و این تشییع جنازه را از سر گِلِه از فرهنگ‌دوستان با تشییع جنازه مهوش مقایسه کرد. [نیازمند منبع] هم‌چنین محمود عنایت در یکی از سرمقاله‌هایش نوشت: «تهران مرگ محمد معین را حس نکرد».[۹]

تکذیب حواشی درگذشت

مهدخت معین، دختر محمد معین در گفتگویی با روزنامه شرق؛ شرکت عده معدود در مراسم خاک‌سپاری پدرش در آستانه اشرفیه را تکذیب نمود. همچنین اشاره داشت برخی معتقدند رادیو محل مراسم خاکسپاری را عمداً به اشتباه اعلام کرده‌است.[۱۲]

مهین امیرجاهد، همسر محمد معین نیز که طی چند سالی که وی در بستر بیماری بود، از وی پرستاری نمود در تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۲ خورشیدی درگذشت و پیکرش در کنار همسرش، در آستانه اشرفیه به خاک سپرده شد.[۱۳][۱۴]

آرامگاه معین

مقبره محمد معین در آستانه اشرفیه

محمد معین را پس از تشییع پیکر از مسجد فخرالدوله به سمت زادگاهش شهر رشت و آرمیدن در آرامگاه خانوادگی معین در شهر آستانه اشرفیه به خاک سپردند.[۳][۴] وزارت فرهنگ و هنر، ساخت آرامگاه محمد معین را برعهده گرفت. در حیاط آرامگاه درختان چنار، صنوبر، یوکا، شمشاد و فواره آب و نیمکت و فضای سبز وجود دارد.[۱۵] آرامگاه او بنا به وصیت خودش، در کنار حشمت رود در شهر آستانه اشرفیه قرار دارد و سالانه مورد بازدید علاقه‌مندان به زبان و ادب فارسی است.[۱۶]

رابطه زادگاه با آرامگاه

مهدخت معین فرزند معین دربارهٔ سنخیت زادگاه با آرامگاه وی گفته‌است:

«پدر بزرگ شان، معین العلما روحانی بودند. به جهت آسید جلال الدین اشرف به آستانه علاقه داشتند. در سال‌های طاعون بزرگ رشت که جمعیت زیادی تلف شده بودند معین العلما که سرپرستی معین و برادرش را به عهده داشتند حدود دو سالی به این شهر مهاجرت کردند و مقیم شدند. معین العلما دوست شفیقی در این شهر داشت که حتی پس از مراجعت به رشت مرتب به دیدار دوست شفیق و زیارت آستانه اشرفیه می‌آمدند و نوه‌های خودشان، محمد و علی معین را با خودشان می‌آوردند.

در مدت اقامت کوتاه دو ساله و رفت‌وآمدهای مکرر معین به همراه جدش به آستانه اشرفیه و هم بازی شدن با بچه‌های محل در باغی که امروزه آرامگاه دکتر در آن قرار دارد موجبات تعلق خاطرش را به این شهر فراهم آورد.

در سال ۴۲ وقتی پدرم با برادرشان مهندس علی معین در آستانه قدم می‌زدند، پدرم محل فعلی آرامگاه را نشان می‌دهند و به برادرشان می‌گویند: اینجا، کنار حشمت رود محل بازی دوران کودکی ماست، خوب است که در اینجا آرامگاه خانوادگی بسازیم. بلافاصله عمویم اقدام می‌کنند، زارعان آن محل را راضی و باغ را خریداری می‌کنند و سه سال بعد یعنی سال ۴۵ آن حادثه – بیهوشی – برای پدرم اتفاق می‌افتد و سال ۵۰ که فوت می‌کنند، ایشان را به این محل منتقل می‌کنند و عموی من آن آرامگاه را به صورت اولیه می‌سازند.»

[۱۷]

خانه‌ها

خانه موزهٔ استاد معین و امیرجاهد در تهران

رشت

انتهای بن‌بست معین‌العلما در محله زرجوب خانه محل تولد و کودکی و نوجوانی محمد معین به شکل مخروبه‌ای است که در آن را با زنجیر بسته‌اند. در دهه ۱۳۸۰ این خانه را تبدیل به یک مدرسه غیرانتفاعی کردند. یک سال بعد مدرسه تعطیل و خانه تاریخی محمد معین با وجود باقی ماندن بسیاری از بخش‌های این خانه با قدمت بیش از یک قرن با بی‌تفاوتی مسئولین استان گیلان در وضعیت اسفباری رها شده‌است.[۱۸][۱۹]

تهران

سال ۱۳۸۰ خانه استاد معین در تهران به همراه خانه امیرجاهد، به منظور تأسیس موزه در اختیار شهرداری منطقه ۱۴ تهران قرار گرفت و حالا منزل شخصی معین، به‌عنوان مرکز فرهنگی استاد معین کاربری جدید یافته‌است.[۲۰][۲۱]

مسافرت‌ها

در تابستان سال ۱۳۳۳ به دعوت دانشگاه هاروارد به آمریکا رفت و از موسسات فرهنگی و فنی و هنری شرق آمریکا دیدار کرد. پس از آن در کتابخانه‌ها و موزه‌های لندن و پاریس نیز مطالعاتی به عمل آورد.

در تابستان ۱۳۳۶ جزو هیئت اعزامی دولت و دانشگاه تهران به کنگره خاورشناسی در مونیخ به اروپا رفت و مدتی در سوئیس و آلمان به پژوهش پرداخت. در کنگرهٔ مزبور به عضویت «کمیتهٔ مجموعهٔ کتیبه‌های ایرانی» (به انگلیسی: Corpus Inscription Iranicarum) و عضویت کمیتهٔ تألیف «فرهنگ پهلوی» منصوب گردید و سخنرانی تحت عنوان «هورقلیا» به زبان فرانسه ایراد نمود که خلاصهٔ آن در مجموعهٔ سخنرانی‌های کنگرهٔ مزبور درج گردید. در همین کنگره دوره برهان قاطع که به تصحیح و تفسیر او رسیده بود، از طرف والتر هنینگ و امیل بنونیست و محمدباقر (از پاکستان) مورد تقدیر قرار گرفت.

در آذر ماه ۱۳۳۶ به دعوت دانشگاه‌ها و فرهنگستانهای مسکو و لنینگراد و باکو، برای بازدید از موسسات علمی و سخنرانی در زمینهٔ فرهنگ و ادب ایران و رفع بعض اشکالات متون ادبی و دستور زبان فارسی به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد.

در ژانویهٔ همان سال در «موتمر اسلامی» (به انگلیسی: Islamic colloquium)که در لاهور شرکت کرد و در باب «صلح در نظر جلال الدین مولوی» به انگلیسی سخنرانی کرد که در مجموعهٔ موتمر به چاپ رسید.

در فروردین ۱۳۳۷ از طرف «مرکز ملی پژوهش‌های علمی» فرانسه (CNRS) برای بازدید از موسسات علمی فرانسه و ایراد سخنرانی‌ها در دانشگاه پاریس دعوت شد و تا آخر تابستان آن سال در فرانسه بود. در این مدت یک سلسله سخنرانی در مدرسه پژوهش‌های عالی در زمینه تصوّف ایرانی و تفاوت آن با شیخیه ایراد نمود که گزارش آن در سالنامه ۵۹–۱۹۵۸ مدرسهٔ مزبور مندرج است. علاوه بر این سخنرانی دربارهٔ جلال‌الدین محمد بلخی در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه سوربن ایراد نمود. در همین ایام به عضویت انجمن خاورشناسان Société Asiatique در پاریس و انجمن فلسفی ارنست رنان پاریس درآمد. نیز چندی در کتابخانه‌ها و موزه‌های بلژیک و هلند به مطالعه پرداخت. در سال ۱۳۴۲ (برابر با ۶۴–۱۹۶۳ میلادی) طبق دعوت دانشگاه پرینستون آمریکا به آن کشور رفت. آذرماه ۱۳۴۵ برای شرکت در کنفرانس فرهنگ منطقه‌ای، به مدت یک هفته به ترکیه عزیمت نمود.

امتیازات فرهنگی

Dr mohamad Moin (scan).jpg
  • معین در سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۳ عضو شورای عالی فرهنگ بود.
  • در کنگره‌های هزاره ابن سینا، هفتصدمین سال خواجه نصیرالدین طوسی، آزادی فرهنگ که در تهران برگزار شد، عضویت داشت و در آن‌ها به ایراد سخنرانی پرداخت.
  • از سال۱۳۲۴ با پروفسور هانری کربن (خاورشناس فرانسوی) در تصحیح و نقد متون فلسفی و عرفانی فارسی و عربی همکاری داشت. در نتیجه این همکاری، یک سلسله کتب فارسی و عربی از طرف انیستیتوی ایران و فرانسه چاپ و منتشر شده‌است.
  • در سال ۱۳۳۳ برای کتاب جامع الحکمتین ناصر خسرو که نخستین بار توسط هانری کربن و معین تصحیح و چاپ شده بود، از طرف فرهنگستان کتیبه‌شناسی و زبان‌های باستانی فرانسه Académie des Inscriptions et Belles-Lettres، به دریافت جایزه نایل شد.
  • در تابستان ۱۳۳۷ بنا به تصویب هیئت وزیران ایران، به عنوان عضو فرهنگستان ایران انتخاب شد. این عضویت مجدداً در پاییز ۱۳۴۰ نیز از طرف هیئت وزیران تمدید شد.
  • در مهرماه ۱۳۳۷ به عنوان «استاد ممتحن خارجی» دانشگاه پنجاب (پاکستان) برای مطالعه و اظهار نظر در رساله‌های دکترا آن دانشگاه برگزیده شد.
  • در آذرماه ۱۳۳۸ از نیما یوشیج، پیشوای شعر نو در ایران وصیت‌نامه‌ای به دست آمد که در آن دکتر معین را بدون اینکه دیده باشد، به عنوان وصی تعیین کرده بود تا اشعار وی را بررسی کند و قسمت لازم را انتشار دهد و انتخاب و طبع اشعار نیز تحت نظر وی باشد.[۲۲]
  • از تاریخ ۹ تا ۱۵ شهریور ۱۳۴۵ ریاست کمیسیون ادبیات را در کنگرهٔ جهانی ایران‌شناسان عهده‌دار بود.

تصنیفات و تألیفات

تألیف

۱. فرهنگ فارسی معروف به فرهنگ معین؛ دوره کامل فرهنگ فارسی، شامل لغات فارسی، لغات و ترکیبات عربی متداول در فارسی، لغات اروپایی که به تدریج در فارسی وارد شده و اعلام اشخاص، اعلام جغرافیایی، در هفت هزار و نهصد صفحه و در شش مجلد، تهران: انتشارات امیر کبیر

۲. جلد اول حافظ شیرین سخن.، تهران، ۱۳۱۹

۳. یک قطعه شعر در پارسی باستان، تهران، ۱۳۲۲

۴. یوشت فریان و مرزبان نامه، تهران، ۱۳۲۲

۵. «علامه محمد قزوینی» در سالنامه پارس و نیز مجله فرهنگستان چاپ شد.، تهران، ۱۳۲۴

۶. «شاهان کیانی و هخامنشی در آثار الباقیه»، تهران، ۱۳۲۴

۷. ارداویرافنامه، تهران، ۱۳۲۵

۸. «روزشماری در ایران باستان و آثار آن در ادبیات پارسی»، تهران، ۱۳۲۵

۹. پورداوود، تهران، ۱۳۲۵

۱۰. «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی»، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۲۶

۱۱. شماره هفت و هفت پیکر نظامی، تهران: انتشارات مجله پشوتن، ۱۳۲۷

۱۲. حکمت اشراق و فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۲۹

۱۳. «مفرد و جمع»، تهران، ۱۳۴۰

۱۴. اسم مصدر- حاصل مصدر، تهران: امیر کبیر، ۱۳۳۱

۱۵. امیر خسرو دهلوی، تهران: مجله مهر، ۱۳۳۱

۱۶. «برگزیده نثر فارسی» شماره اول (دوره‌های سامانیان، آل بویه)، تهران، ۱۳۳۲

۱۷. آیینه سکندر، تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۲

۱۸. هورقلیا، تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران

۱۹. لغات فارسی ابن سینا، تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۳

۲۰. «برگزیده شعر فارسی»، شماره اول (دوره‌های طاهریان، صفاریان، سامانیان و آل بویه)، تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۱

۲۱. «نصرالدین طوسی: زبان ادبیات پارسی»، تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۲۵

۲۲. «ستاره ناهید یا داستان خرداد و امرداد (نثر و نظم)»، تهران، ۱۳۱۶

تصحیح کتب

۱. ابن سینا (۱۳۳۱)، دانشنامه علائی، تهران: انجمن آثار ملی

۲. نظامی عروضی سمرقندی (۱۳۳۱)، چهار مقاله، تهران: دانشگاه تهران

۳. «مجموعه اشعار دهخدا» با مقدمه مشروح در ترجمه احوال و آثار وی.، تهران، ۱۳۳۴

۴. ناصر خسرو قبادیانی (۱۳۳۲)، جامع الحکمتین، تهران: انیستیتوی ایران و فرانسه

۵. شرح قصیده ابوالهیثم، تهران: انیستیتوی ایران و فرانسه، ۱۳۳۴

۶. محمدحسین بن خلف تبریزی (۱۳۳۰)، برهان قاطع، تهران

۷. محمد عوفی (۱۳۳۵)، جوامع الحکایات، تهران: دانشگاه تهران

۸. روزبهان بقلی فسایی (۱۳۳۷)، عبهر العاشقین، تهران: انیستیتو ایران و فرانسه

ترجمه‌ها

۱. علی الجارم و مصطفی امین (۱۳۱۶)، روان‌شناسی تربیتی ترجمه از «علم النّفس و آثارُه فی التّربیةِ و التّعلیم»، اهواز: انتشارات ادارهٔ فرهنگ خوزستان

۲. والتر هنینگ (به انگلیسی: W.B.Hening) (۱۳۲۹)، کتیبه‌های پهلوی، تهران: مجله یغما

۳. «خسرو کواتان و ریدک وی» ترجمه از پهلوی، تهران: مجلهٔ آموزش و پرورش، ۱۳۲۳

۴. رومن گیرشمن (۱۳۳۶)، تاریخ ایران از آغاز تا اسلام، تهران: انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۹۹۲۳-۴۱-۳

مقالات

مقالات وی در موضوعات ادب، تاریخ ادیان، ایران دوره قبل از اسلام و عهد اسلامی، تاریخ ادبیات، آثار باستانی، علوم تربیتی و…؛ در مجله‌های: ایران، مهر، سخن، آموزش و پرورش، یغما، یادگار، دانش (تهران)، اطلاعات ماهانه، اطلاعات هفتگی، فرهنگ (مشهد)، ایران لیگ (بمبئی)، روزگار نو (لندن)، اشتار (پاریس)، آهنگ (دهلی)، آریانا (کابل) و نیز در سالنامه‌های پاریس، ایران، جاوید، کارون (تهران) و یادنامه بیروتی (کلکته) به طبع رسیده و تعداد آن‌ها بالغ بر۲۰۴ است.

آثار منتشرنشده

  1. فرهنگ بزرگ فارسی شامل کلیه لغات متداول در فارسی، تاریخ استعمال کلمه در زبان فارسی، معانی حقیقی و مجازی، شواهد معانی.
  2. فرهنگ دستور زبان فارسی شامل مباحث دستوری.
  3. جلد دوم حافظ شیرین سخن.

نشان‌ها و افتخارات

  • نشان درجه سوم علمی در سال ۱۳۱۶.
  • نشان درجه دوم علمی در سال ۱۳۲۱
  • نشان درجه دوم سپاس در سال ۱۳۲۷.
  • جایزهٔ Tamhour از طرف Académie des Inscriptions در سال ۱۳۲۱.

همچنین در سال ۱۳۴۰ از طرف دولت فرانسه نشان عالی «هنر و ادب» به ایشان اهدا شد.

پانویس


  1. «دکتر محمد معین؛ چقدر به این چهره نامدار می‌توان اعتماد کرد؟». رادیو فردا. ۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۳۹۰. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  1. ^  رژدام، ص. ۸۲
  2. ^  همان، ص. ۸۱
  3. ^  همان، ص. ۷۹

منابع

  • محمد معین (۱۳۸۲)، فرهنگ فارسی محمد معین (ویراست عزیزالله علیزاده)، تهران: انتشارات راه رشد، صص. ۱۶۸۵، شابک ۹۶۴-۶۰۱۸-۸-۲۳
  • علی‌اکبر رژدام (۱۳۸۴)، «کتابخانهٔ خانهٔ استاد: گزارشی از وضعیت کنونی خانهٔ زنده‌یاد استاد معین»، فصلنامهٔ نشر دانش، ۲۱ (۴)، ص. صص ۷۶–۸۳
  • «-»، فصلنامهٔ ره‌آورد (۵۹)، بهار ۱۳۸۱

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ محمد معین موجود است.
مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به محمد معین در ویکی‌گفتاورد موجود است.
  • واژه‌ها را چو اتم بشکافد[پیوند مرده]
  • فرهنگ فارسی معین (آنلاین)
  • یادبود دکتر محمد معین، پدیدآورنده لغتنامه معین
  • محمد معین؛ کاوشگر واژه‌ها

  • ن
  • ب
  • و
ادبیات فارسی
رده‌ها:
  • محمد معین
  • استادان دانشگاه تهران
  • اهالی استان گیلان
  • اهالی رشت
  • پژوهشگران ادبیات اهل ایران
  • دانش‌آموختگان دارالفنون
  • دانش‌آموختگان دانشسرای عالی
  • دانش‌آموختگان دبیرستان شاهپور رشت
  • درگذشتگان ۱۳۵۰
  • درگذشتگان ۱۹۷۱ (میلادی)
  • دستورنویسان زبان فارسی
  • زادگان ۱۲۹۷
  • زادگان ۱۹۱۴ (میلادی)
  • زادگان ۱۹۱۸ (میلادی)
  • زبان‌شناسان اهل ایران
  • زبان‌شناسان سده ۲۰ (میلادی)
  • زبان‌شناسان فارسی
  • فرهنگ‌نویسان اهل ایران
  • لغت‌شناسان اهل ایران
  • مدفونان در آستانه اشرفیه
  • نویسندگان ادبیات فارسی
  • نویسندگان اهل ایران
  • نویسندگان لغت‌نامه دهخدا
  • نویسندگان مرد اهل ایران
  • این صفحه آخرین‌بار در ‏۱۹ نوامبر ۲۰۲۱ ساعت ‏۱۹:۲۷ ویرایش شده‌است.
  • همسر دکتر محمد معین درگذشت خبرگزاری الف

  • «زندگی‌نامه دکتر محمد معین».

  • «زندگی نخبگان دکتر محمد معین». روزنامه جام جم. ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸. بایگانی‌شده از اصلی در ۵ مارس ۲۰۱۶. بیش از یک پارامتر |پیوند بایگانی= و |archiveurl= داده‌شده است (کمک); بیش از یک پارامتر |تاریخ بایگانی= و |archivedate= داده‌شده است (کمک)

  • «آرامگاه دکتر معین، ایرانگردی تیشینه».

  • «ناگفته‌هایی دربارهٔ دکتر محمد معین از زبان دخترش». isna. دریافت‌شده در ۳۰ تیر ۱۴۰۰.

  • «دکتر محمد معین». دفتر آموزش و پژوهش استانداری گیلان. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ اوت ۲۰۱۴. بیش از یک پارامتر |پیوند بایگانی= و |archiveurl= داده‌شده است (کمک); بیش از یک پارامتر |تاریخ بایگانی= و |archivedate= داده‌شده است (کمک)

  • «آخرین سوار ادبیات کهن». شرق (۲۰۹۲): ۹. دریافت‌شده در ۹ اسفند ۱۳۹۳.

  • «دکتر محمد معین، بزرگ‌مردی از سلاله فرهنگ». شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی.[پیوند مرده]

  • خاک‌سپاری و بزرگداشت محمود عنایت، سردبیر «نگین» در لس‌آنجلس، بی‌بی‌سی فارسی

  • دهخدا: «لغت‌نامه نویسی عمر هفت کرکس می‌خواهد»، بی‌بی‌سی فارسی

  • لادن پارسی (۱۴ تیر ۱۳۸۶). «یادبود دکتر محمد معین، پدیدآورنده لغتنامه معین». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۳ خرداد ۱۳۸۷.

  • [۱]، روزنامه شرق. گفتگوی حامد داراب با مهدخت معین

  • خبرگزاری ایسنا مورخ ۸ آذر ۱۳۹۲

  • عبدالله نصری، کارنامه دکتر معین، انتشارات امیرکبیر، سال ۱۳۶۴

  • «آرامگاه دکتر محمد معین، اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۱ مارس ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۴. بیش از یک پارامتر |پیوند بایگانی= و |archiveurl= داده‌شده است (کمک); بیش از یک پارامتر |تاریخ بایگانی= و |archivedate= داده‌شده است (کمک); بیش از یک پارامتر |بازبینی= و |accessdate= داده‌شده است (کمک)

  • «دربارهٔ دکتر محمد معین چهره ممتاز گیلان». وبگاه شبکه تلویزیونی باران.

  • «زنده یاد دکتر معین از نگاه دخترش دکتر مهدخت معین: دکتر معین، معین جاوید زبان و ادب پارسی». وبگاه گیلانیان. ۱۵ تیر ۱۳۹۱. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 50 (کمک)

  • پالیز پارسا (۲۲ شهریور ۱۳۹۵). «خانه فراموش‌شده دکتر معین». روزنامه همشهری.[پیوند مرده]

  • http://gilnegah.ir/67880/

  • http://www.hamshahrionline.ir/details/94811

  • http://www.bezanimbiroon.ir/gallery/خانه%20-%20موزه%20دکتر%20معین/7281

  •  

    ارسال شده توسط Mehrdad Vahdati Daneshmand در ۵:۴۴

    بدرالملوک بامداد (۱۲۷۷–۱۳۶۶[۲]) روزنامه‌نگار، آموزگار، نویسنده و فعال اجتماعی ایرانی بود. او عضو انجمن کانون بانوان بود و بعدها از مؤسسان سازمان بانوان هوادار حقوق بشر و صاحب امتیاز روزنامه زن روز شد.[۳] محتویات ۱ زندگی و فعالیت‌ها ۲ نخستین مؤسس مدرسه مختلط ۳ کتاب‌شناسی ۴ درگذشت ۵ پانویس ۶ منابع زندگی و فعالیت‌ها بدرالملوک با کمک معلمان سرخانه زبان فارسی و فرانسوی را آموخت و در حالی که برای روزنامه‌های داخل و خارج از ایران مقاله می‌نوشت در سال ۱۲۹۶ به دارالمعلمات رفت و ۸ سال بعد، در سال ۱۳۰۴ به معاونت دارالمعلمات منصوب شد و در سال‌های بعد کتاب‌های متعددی برای مدارس نوشت. او در سال ۱۳۱۴ که دختران اجازه ورود به دانشگاه یافتند وارد دانشسرای عالی شد و خود ۱۱ سال بعد رئیس دانشسرای عالی دختران گشت. در پایان جنگ جهانی دوم برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و از دانشگاه کلمبیا فوق لیسانس آموزش و پرورش گرفت.[۳] در سال ۱۳۰۴ دخترش پروین بامداد (که از شاعران دوران خود شد) به دنیا آمد اما یک سال بعد همسر بدرالملوک (که سومین همسر او بود) درگذشت و او خود پروین را به تنهایی بزرگ کرد.[۳] بامداد که از اعضای فعال کانون بانوان بود (سازمانی برای فعالیت‌های خیریه و تا حدی اجتماعی برای زنان[۴]) پس از بازگشت سازمان بانوان هوادار حقوق بشر را پی ریزی کرد. سازمان زنان طرفدار اعلامیه حقوق بشر سازمانی بود که از تغییر نام جمعیت زنان ایران به وجود آمد. جمعیت زنان در سال ۱۳۲۱ تأسیس شد.[۵] در همان زمان مشاوره راهنمای خانواده رادیو را نیز بر عهده داشت. او سپس امتیاز روزنامه زن روز را گرفت. بدرالملوک بامداد همچنین دبستانی به نام بامداد تأسیس کرد تا روش‌های نوین آموزش و پرورش را در آن اجرا کند.[۳] نخستین مؤسس مدرسه مختلط بدرالملوک بامداد که نخستین تدوین‌گر کتاب‌خانه‌داری در ایران است در سال ۱۳۳۰ دبستان مختلط را بر اساس آموخته‌هایش راه‌اندازی کرد. این نخستین مدرسه مختلط بود که به همت وی در ایران تأسیس شد.[۶] کتاب‌شناسی از مهم‌ترین کتاب‌های او می‌توان به «زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید» اشاره کرد که در سال ۱۳۴۸ منتشر شد.[۷] سایر آثار و کتابهایی که بامداد در سالهای مختلف تدوین و منتشر کرد عبارت است از: کتابهای اخلاق برای دانش آموزان متوسطه کتاب تدبیر منزل و دستور بچه‌داری مخصوص هنرجویان دبیرستان‌های نسوان کتاب‌خانه‌داری برای دوره‌های مختلف دبیرستان دختران کتاب راهنمای طباخی روان‌شناسی یا معرفه‌النفس در رابطه با تعلیم و تربیت[۸] درگذشت سرانجام بدرالملوک بامداد سال ۱۳۶۶ در سن ۸۹ سالگی درگذشت.[۸] پانویس بدرالملوک بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا انقلاب سفید. تهران: ابن‌سینا، ۱۳۴۷. ص ۹۹ «شخصیتهای ماندگار». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ آوریل ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۱ آوریل ۲۰۰۹. فرخزاد، پوران - ص۱۴۰–۱۴۱ ساناساریان، الیز - ص. ۱۰۷ ساناساریان، الیز - ص۱۱۵ و ۱۲۵ ۱۰۰ زن نخست ایران در حوزه‌های مختلف زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید بدرالملوک بامداد و روزنامه زن روز[پیوند مرده] منابع بامداد، بدرالملوک (۱۳۴۸)، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، جلد دوم، تهران: انتشارات ابن سینا فرخ‌زاد، پوران (۱۳۸۱)، کارنمای زنان کارای ایران (از دیروز تا امروز)، تهران: نشر قطره، شابک ۹۶۴-۳۴۱-۱۱۶-۸ ساناساریان، الیز (۱۳۸۴)، جنبش حقوق زنان در ایران (طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۱۳۵۷)، ترجمهٔ نوشین احمدی خراسانی، تهران: نشر اختران، ص. ص۷۴، شابک ۹۶۴-۷۵۱۴-۷۸-۶ «شخصیتهای ماندگار». مؤسسه پزوهشی تاریخ ادبیات کودکان. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ آوریل ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۱ آوریل ۲۰۰۹. رده‌ها: آموزگاران اهل ایران استادان دانشسرای عالی خاک‌ سپاری‌ها در امامزاده عبدالله شهرری دانش‌آموختگان دانشسرای عالی دانش‌آموختگان دانشگاه کلمبیا درگذشتگان ۱۳۶۶روزنامه‌نگاران حوزه زنان اهل ایران روزنامه‌نگاران زن اهل ایران زادگان ۱۲۷۷فعالان اجتماعی اهل ایران مدیران آموزشی اهل ایران نویسندگان زن اهل ایران این صفحه آخرین‌ بار در ‏۳۰ مهٔ ۲۰۲۱ ساعت ‏۰۸:۲۲ ویرایش شده‌است. همهٔ نوشته‌ها تحت مجوز Creative Commons Attribution/Share-Alike در دسترس است؛ برای جزئیات بیشتر شرایط استفاده را بخوانید. ویکی‌پدیا® علامتی تجاری متعلق به سازمان غیرانتفاعی بنیاد ویکی‌مدیا است.

    ارسال شده توسط Mehrdad Vahdati Daneshmand در ۵:۴۲
    پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی
    اشتراک در: پست‌ها (Atom)

    دنبال کننده ها

    بايگانی وبلاگ

    • ▼  2026 (4386)
      • ▼  سپتامبر (300)
        • فرفوز. تیهو بود، و فرفور براء غیر منقّط نیز گویند...
        • بدین فصاحت و این علم شاعری که تراست مکوش خیره که ا...
        • فوز دیگر. آروغ بود، طیان گوید: شبان تاری بیدار ...
        • هاز. بدان، یعنی بزیان مسپار، قريع گوید: ای پس...
        • نیاز. دوست بود، لبیبی گوید: اَیا نیاز بمن ساز و ...
        • فریدون هویدا در تهیه پیش‌نویس اعلامیه جهانی حقوق ب...
        • مکیاز. مخنث بود و بی‌ریش، کسائی گوید: عمر خَلق...
        • درخواست جمعی بازنشستگان برای شفافیت و پاسخ‌گویی در...
        • ماز. مازو بود، مخلدی گوید: بطبع شِکَّر بودم بطب...
        • پرواز. بر رفتن بود بهوا و نشیمنگاه نیز بود.
        • کاز. درخت صنوبر بود که ستون کنندش، ازرقی گوید: ...
        •  همنشین بهار
        • گاز دیگر. لگد بود و سیلی، قریع الدهر گوید: همی ن...
        • گاز ناخن پیرای بود. نوک منقار کبک را عدلش گاز ن...
        • بجخیز. غلتیدن‌ست بر چیزی، عسجدی گوید: چه سود ک...
        • پدواز. نشیمن‌گاه بود، آغاجی گوید: عهد و میثاق ب...
        • بیواز. اجابت بود چنان‌که بهرامی گوید: باومید رفت...
        • دَهاز. نعره باشد چنان‌که فرخی گوید: فرّخی بندهٔ ...
        • کاز. زمین کنده باشد که چهارپایان را آنجا کنند، شع...
        • گراز. رفتار بود بناز چنانکه کسائی گوید: آهو همی ...
        • تراز . یعنی نیکو بکن، و طراز نیز گویند، شعر: مجل...
        • گُمیز. غائط بود و گروهی بول و شاش را هم بهمین نام...
        • اَرز و اَرْج و آمْرُغ. مقدار باشد، فردوسی گفت: ...
        • گُرز و کوپال لخت باشد، بوشکور گفت: سری بی تن و ...
        • مغز. دور سپوزی باشد، رودکی گفت: گفت خیز اکنون...
        • ژاژ دیگر. سخن بیهوده بود، فرخی گفت: کسی که ژاژ...
        • ژاژ دیگر . سخن بیهوده بود، فرخی گفت: کسی که ژا...
        • اسامی کسانی که در کشاکش های سال های اخیر میان ایرا...
        • میز. آب تاختن بود، خسروی گفت: هر کرا بخت یارمند ...
        • بِنیز. چون هرگز باشد و بجای هم بکار برند، بوشکور ...
        • مَرْزْ . حدّ باشد، فردوسی گفت: بسنده کند زین جهان...
        • گَرْبُزْ. طرّار باشد، رودکی گفت: گربزان شهر با م...
        • کُنْدِزْ. یعنی کهن دز و این دژ شهری باشد، رودکی گ...
        •  به نوشته روزنامه الاخبار لبنانپیشنهاد بن سلمانبرا...
        • هُرْمُزْ و أَوْرَمُزْد و زَاوُشْ و بِرْجِیسْ. نام...
        • پشیز. چیزی باشد که به‌جای درم بود. رودکی گوید: ...
        • باز دیگر. گشاده بود و فراز بسته. ابوشکور گوید: ...
        •  
        •  
        •  
        • هوآ موآ، Hua Moa, giant bananaو موز مّکی چون باتن...
        •  تاریخ ادبیات ایران
        • اِبریز. زرخالص بود غضایری گوید در هجو [کذا] عنصری...
        • هریاری که خلافت طلبد زود فتداز سمن‌زار بخارستان وز...
        • آغاز. اوّل باشد هر چیز را. ابوشکور گوید: سر انج...
        •  آمریکایی‌ها مخالف جنگ با ایران هستند🔸داده‌های نظ...
        • تأثیر دانه هائی چون زیره، سیاه دانه، رازیانه ، تخم...
        • کناژ (؟) بیل باشد.
        •  🔴 بالاخره ما خرِ کی باشیم؟ سال‌ها پیش، در یکی از...
        • تژ=تز=تزه دندانه ٔ کلید را نیزگویند. (برهان ) (از ...
        • غلیواژ. زغن باشد. لبیبی گوید: ای بچهٔ حمدونه غل...
        • پوژ. میان لب بالا و بینی بود. منجیک گفت: امرو...
        •  Stories
        • کَژ . خوهل را گویند. شاکر بخاری گوید: حال با کژ...
        • تَکَژ استخوان انگور بود، بعضی تکس خوانندلبیبی گوید...
        •  
        • فهرست رهبران ساسی مهم جهان که در ده های اخیر تروز ...
        • ریژ هوی و مراد و کام بود رودکی گوید: دیدی تو ریژ ...
        • از پیک نت از مصاحبه لاوروف با "راشا تودی" میتوان د...
        • بنقل از رویترز در چند سال اخیر فروش اسلحه آمریکا ب...
        • ظریف زیر برجام نافرجام را به نمایندگی دولت روحانی ...
        • https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D...
        •  
        • آکادمی مامونید خوارزم
        • پَژسرِ عقبه بود خسروانی گوید: سفر خوش است کسی را...
        • فَرَژ گیاهی بود سخت تلخ، درد شکم را سود داردمنجیک ...
        • فاژ دهن‌دره بود که آن را آسا گفتیم لبیبی گفت: قیا...
        • ژاژ گیاهی بود که آن را کنگر گویند و تره دوغ کنند ...
        • لقب **«مادر اخترفیزیک ایران»** (و مادر نجوم و ستار...
        • باژ رصد/رسد و سَرگَزیت بودفردوسی گوید: بِبیچارگ...
        • بَراز زیبایی بود و [برازا] زیبا چنانکه گویی برازا ...
        • راز بتازی طَّیان را گویند، دیگر گِلکار بود [عسجدی...
        •  صدر اعظم آلمان نمی‌تواند هم از جنگ حمایت کند و هم...
        • جُواز سیر کوبه باشد چون هاون چوبین که در آن سیر و ...
        • کاژ و کژ کلیک بود یعنی بتازی أحول معروفی گوید: ...
        • هاژ متحیر و درمانده بود ابوشکور گوید: همه دعوی کن...
        • فغیاز و بغیاز عطا و شاگردانه باشد ابوالعباس گوید: ...
        • Politics2 min readTrump sees three new defections...
        •  Following
        • گوز چفته و دوتا بود آغاجی گوید: دلم پرآتش کردی و ...
        • نغز چیزی بدیع و عجب باشد خسروی گوید: ای غالیه ز...
        • دستبند زرین مرصع جوبجی
        • زنده,سی‌بی‌اس عکس‌های جدیدی از خسارات گسترده به مو...
        • کُرُوز طرب و شادی بود. خسروی گوید: چون دل باده‌...
        • کشاورز برزگر بود فردوسی گوید: کشاورز و دهقان سپاه...
        • ناژ و نُوَژ درختی بود مانند سرو لبیبی گوید: ای...
        •  «در آستانه ازدواج با یک متجاوز زنجیره‌ای بودم؛ خا...
        • خربیواز مرغ شب پره باشد و شب یازه همین مرغ باشد خب...
        • جَلوِیز مفسد است، طاهر فضل گوید. روا نبودی زند...
        • 🚨بن‌بست هرمز: چگونه انسداد یک تنگه، ذخایر جهان را...
        • یوز جُستن باشد با سختی چنانکه گویی ره یوز و رزم پو...
        • تنک یو ترامپت!
        • باز اَرَش بود [شاکر بخاری] گوید: بچاه سیصد باز ان...
        •  عنوان اول پیک نت 25 شهریورحسین مرعشییک تن از دهها...
        •  چگونه روسیه در سال 1996از جنگ داخلی نجات یافتتلوی...
        • پنهان بودن واقعیات، پشت نام های اصلاح طلب، تندرو، ...
        • هیز مُخَنِّث بود عسجدی گوید: گفتم همی چه گویی ای ...
        • کاریز آب باشد که در زیر زمین از چاه بچاه برند کسائ...
        • بتفوز مرغان را منقار بود و جانوران دیگر را بمعنی ب...
        • فَلَرز هر طعامی که بنواله بردارند رودکی گوید: ......
        • نوزهنوز باشد، مصنف گوید: بدو گفت کای پشت بحث تو ...
        • آیا براستی بهرام گور در در یمن تربیت شد؟
        • لَغز فروخزیدن باشد آغاجی گوید: تَرّ است زمین ز د...
        • چَغز غوک بود... ابوالفتح بُستی گفت: هر چند که در...
        • بُرز بلندی بود و بالا عنصری گوید: فرو کوفتند آن...
        • تَز مرغکی بود كوچك و لونش خشینه بود و نیك نتواند ...
        • پَروَز جامه پوشیدنی یا گستردنی گوناگون بود چون زه...
        • نَخیز کمینگاه بود [عسجدی گوید: یکی اژدهای دمنده ...
        • بگماز نبیذ بود. فردوسی گوید: ببگماز بنشست یك روز...
        • ماز کاف بود. یعنی شکاف که اندر چیزی افتد از چوب و ...
        •  Javad Mofrad
        • از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو؟!
        • کاناز بن خوشه رطب باشد رودکی گوید: من بدان آمدم ...
        • بغاز چوبی بود که در وقت شکافتن چوب در میان شق وی ن...
        • کریز فریه را گویند که بازان را دهند، ابوالعباس گ...
        •  Health
        • گر یک فارسی زبان فقط امکان خواندن یک کتاب در عمر خ...
        • گداز تبش باشد در تن و بیشتر زنان را باشد وقت زادن ...
        • گراز دیگر بیلی بود رسن اندر او بسته و بدو کس همی‌...
        • گراز دیگر کوزه سرتنگ باشد [بغلی!] ، به تازى آن را ...
        •  
        • گراز یکی خوک نر است فردوسی گوید: تن مرد و سر همچو...
        • گواز چویی که بدان گاو و خر زنند و [خر] گواز نیز گو...
        • نُهاز پیشرو رمه باشد چون ارکاج خسروی گوید: م...
        • شمع و گل و پروانه یا شمع و گل و شب پره؟ تا چند ه...
        • باب الراء لغت فرس اسدی طوسی مصحح عباس اقبال با یاد...
        • https://journals.sbmu.ac.ir/mh/article/view/3410
        • https://www.rt.com/africa/645580-new-arab-cold-war/
      • ◄  اوت (472)
      • ◄  ژوئیهٔ (447)
      • ◄  ژوئن (405)
      • ◄  مهٔ (684)
      • ◄  آوریل (836)
      • ◄  مارس (601)
      • ◄  فوریهٔ (240)
      • ◄  ژانویهٔ (401)
    • ◄  2025 (3822)
      • ◄  دسامبر (359)
      • ◄  نوامبر (418)
      • ◄  اکتبر (569)
      • ◄  سپتامبر (392)
      • ◄  اوت (234)
      • ◄  ژوئیهٔ (205)
      • ◄  ژوئن (267)
      • ◄  مهٔ (311)
      • ◄  آوریل (264)
      • ◄  مارس (219)
      • ◄  فوریهٔ (233)
      • ◄  ژانویهٔ (351)
    • ◄  2024 (3973)
      • ◄  دسامبر (257)
      • ◄  نوامبر (252)
      • ◄  اکتبر (192)
      • ◄  سپتامبر (268)
      • ◄  اوت (317)
      • ◄  ژوئیهٔ (398)
      • ◄  ژوئن (455)
      • ◄  مهٔ (459)
      • ◄  آوریل (486)
      • ◄  مارس (314)
      • ◄  فوریهٔ (312)
      • ◄  ژانویهٔ (263)
    • ◄  2023 (2191)
      • ◄  دسامبر (350)
      • ◄  نوامبر (266)
      • ◄  اکتبر (215)
      • ◄  سپتامبر (88)
      • ◄  اوت (96)
      • ◄  ژوئیهٔ (39)
      • ◄  ژوئن (16)
      • ◄  مهٔ (111)
      • ◄  آوریل (283)
      • ◄  مارس (260)
      • ◄  فوریهٔ (274)
      • ◄  ژانویهٔ (193)
    • ◄  2022 (1825)
      • ◄  دسامبر (273)
      • ◄  نوامبر (215)
      • ◄  اکتبر (89)
      • ◄  سپتامبر (67)
      • ◄  اوت (170)
      • ◄  ژوئیهٔ (251)
      • ◄  ژوئن (164)
      • ◄  مهٔ (99)
      • ◄  آوریل (128)
      • ◄  مارس (106)
      • ◄  فوریهٔ (131)
      • ◄  ژانویهٔ (132)
    • ◄  2021 (737)
      • ◄  دسامبر (83)
      • ◄  نوامبر (27)
      • ◄  اکتبر (31)
      • ◄  سپتامبر (55)
      • ◄  اوت (15)
      • ◄  ژوئیهٔ (57)
      • ◄  ژوئن (36)
      • ◄  مهٔ (107)
      • ◄  آوریل (143)
      • ◄  مارس (60)
      • ◄  فوریهٔ (67)
      • ◄  ژانویهٔ (56)
    • ◄  2020 (118)
      • ◄  دسامبر (15)
      • ◄  نوامبر (13)
      • ◄  اکتبر (8)
      • ◄  سپتامبر (2)
      • ◄  اوت (2)
      • ◄  ژوئیهٔ (4)
      • ◄  ژوئن (10)
      • ◄  مهٔ (12)
      • ◄  آوریل (9)
      • ◄  مارس (4)
      • ◄  فوریهٔ (8)
      • ◄  ژانویهٔ (31)
    • ◄  2019 (118)
      • ◄  دسامبر (7)
      • ◄  نوامبر (3)
      • ◄  اکتبر (1)
      • ◄  سپتامبر (6)
      • ◄  اوت (14)
      • ◄  ژوئیهٔ (10)
      • ◄  ژوئن (6)
      • ◄  مهٔ (7)
      • ◄  آوریل (10)
      • ◄  مارس (17)
      • ◄  فوریهٔ (22)
      • ◄  ژانویهٔ (15)
    • ◄  2018 (38)
      • ◄  دسامبر (3)
      • ◄  نوامبر (2)
      • ◄  اکتبر (3)
      • ◄  مارس (8)
      • ◄  فوریهٔ (14)
      • ◄  ژانویهٔ (8)
    • ◄  2017 (361)
      • ◄  دسامبر (1)
      • ◄  نوامبر (34)
      • ◄  اکتبر (95)
      • ◄  سپتامبر (69)
      • ◄  اوت (5)
      • ◄  آوریل (5)
      • ◄  مارس (20)
      • ◄  فوریهٔ (40)
      • ◄  ژانویهٔ (92)
    • ◄  2016 (842)
      • ◄  دسامبر (78)
      • ◄  نوامبر (79)
      • ◄  اکتبر (70)
      • ◄  سپتامبر (33)
      • ◄  اوت (48)
      • ◄  ژوئیهٔ (64)
      • ◄  ژوئن (64)
      • ◄  مهٔ (28)
      • ◄  آوریل (89)
      • ◄  مارس (135)
      • ◄  فوریهٔ (120)
      • ◄  ژانویهٔ (34)
    • ◄  2015 (238)
      • ◄  دسامبر (10)
      • ◄  نوامبر (22)
      • ◄  اکتبر (39)
      • ◄  سپتامبر (13)
      • ◄  اوت (11)
      • ◄  ژوئیهٔ (25)
      • ◄  ژوئن (31)
      • ◄  مهٔ (9)
      • ◄  آوریل (21)
      • ◄  مارس (28)
      • ◄  فوریهٔ (27)
      • ◄  ژانویهٔ (2)
    • ◄  2014 (182)
      • ◄  دسامبر (8)
      • ◄  نوامبر (12)
      • ◄  اکتبر (59)
      • ◄  سپتامبر (39)
      • ◄  اوت (36)
      • ◄  ژوئیهٔ (21)
      • ◄  آوریل (4)
      • ◄  مارس (1)
      • ◄  ژانویهٔ (2)
    • ◄  2013 (142)
      • ◄  دسامبر (5)
      • ◄  نوامبر (8)
      • ◄  اکتبر (8)
      • ◄  سپتامبر (19)
      • ◄  اوت (2)
      • ◄  ژوئیهٔ (18)
      • ◄  ژوئن (23)
      • ◄  مهٔ (10)
      • ◄  آوریل (16)
      • ◄  مارس (19)
      • ◄  فوریهٔ (4)
      • ◄  ژانویهٔ (10)
    • ◄  2012 (157)
      • ◄  دسامبر (15)
      • ◄  نوامبر (17)
      • ◄  اکتبر (12)
      • ◄  سپتامبر (26)
      • ◄  اوت (30)
      • ◄  ژوئیهٔ (10)
      • ◄  ژوئن (4)
      • ◄  مهٔ (11)
      • ◄  آوریل (3)
      • ◄  مارس (1)
      • ◄  فوریهٔ (7)
      • ◄  ژانویهٔ (21)
    • ◄  2011 (182)
      • ◄  دسامبر (14)
      • ◄  نوامبر (3)
      • ◄  اکتبر (22)
      • ◄  سپتامبر (49)
      • ◄  اوت (39)
      • ◄  ژوئیهٔ (5)
      • ◄  مهٔ (6)
      • ◄  آوریل (6)
      • ◄  مارس (8)
      • ◄  فوریهٔ (14)
      • ◄  ژانویهٔ (16)
    • ◄  2010 (269)
      • ◄  دسامبر (13)
      • ◄  نوامبر (16)
      • ◄  اکتبر (30)
      • ◄  سپتامبر (11)
      • ◄  اوت (18)
      • ◄  ژوئیهٔ (66)
      • ◄  ژوئن (42)
      • ◄  مهٔ (17)
      • ◄  آوریل (24)
      • ◄  مارس (12)
      • ◄  فوریهٔ (13)
      • ◄  ژانویهٔ (7)
    • ◄  2009 (111)
      • ◄  دسامبر (8)
      • ◄  نوامبر (7)
      • ◄  اکتبر (11)
      • ◄  سپتامبر (12)
      • ◄  اوت (4)
      • ◄  ژوئیهٔ (5)
      • ◄  ژوئن (23)
      • ◄  مهٔ (6)
      • ◄  آوریل (6)
      • ◄  مارس (4)
      • ◄  فوریهٔ (4)
      • ◄  ژانویهٔ (21)
    • ◄  2008 (81)
      • ◄  دسامبر (15)
      • ◄  نوامبر (41)
      • ◄  اکتبر (25)

    درباره من

    Mehrdad Vahdati Daneshmand
    مشاهده نمایه کامل من
     
    Powered By Blogger