۱۴۰۵ شهریور ۱۹, پنجشنبه

ز خرخیز و سمندور و ز کافور بیارد بوی مشک و عود و کافور. فخر گرگانی (از جهانگیری).

از سمندورتا بخیزد عود

تا همی ساج خیزد از سندور.

خسروی .

ز خرخیز و سمندور و ز کافور

بیارد بوی مشک و عود و کافور.

فخر گرگانی (از جهانگیری).

مطلوب است  شرح ومعنی  این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ 

    معنی و شرح ابیات

ابیات مورد نظر به توصیف کالاهای تجاری، عطریات، چوب‌های قیمتی و خراج یا هدایایی که از سرزمین‌های دوردست (به‌ویژه هند و مشرق‌زمین) به درگاه پادشاه می‌رسیده اشاره دارند. واژه «سمندور» (یا سندور/خرخیز) در ادبیات کهن فارسی اغلب با اقلام لوکس و عطریات همراه است. در بیت نخست، برخاستن عود از سمندور و ساج از سندور توصیف شده و در بیت دوم، فخر گرگانی از خرخیز، سمندور و کافور یاد کرده که بوی مشک و عود می‌دهند.

واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)

  • عود (Oud): واژه‌ای با ریشه سامی/عربی که از طریق تجارت کهن وارد حوزه‌های زبانی مختلف شده است.

  • ساج (Teak): واژه‌ای معرب یا دخیل که ریشه آن به زبان‌های هند و آسیای جنوبی (مانند سانسکریت śāka) بازمی‌گردد.

  • کافور (Camphor): واژه‌ای با ریشه‌های کهن آسیایی (مالایی/هندی از طریق زبان‌های سامی و یونانی به فارسی راه یافته).

  • مشك (Musk): ریشه در زبان‌های کهن هند و ایرانی و سانسکریت (muṣka به معنای بیضه یا غده آهو) دارد.

  • سمندور / سندور / خرخیز: نام‌های جغرافیایی یا تجاری باستانی (عموماً مرتبط با مناطق مرزی هند، سند یا آسیای میانه و چین) که ریشه‌های انیرانی و کهن دارند.

نگارش پهلوی واژگان
اگر شخصیت‌های دوره ساسانی مانند انوشیروان، بزرگمهر، موبدان موبد کرتیر یا نویسندگان متون پهلوی می‌خواستند واژگان کلیدی این ابیات (مانند عود، کافور، مشک و ساج) را به خط پهلوی کتیبه‌ای (سنگ‌نبشته‌ای) یا پهلوی کتابی (کتاب‌پهلوی / دین‌پهلوی) تحریر کنند، از سبک نگارش و هجانگار (Pahlavi script) مستلزم اصول زیر استفاده می‌کردند:

  • خط پهلوی سیستمی ناقص داشت که در آن بسیاری از حروف صدادار نوشته نمی‌شدند و برخی حروف هم‌صدا با چند ارزش آوایی به کار می‌رفتند.

  • واژه‌های دخیل یا عام مانند عود و کافور معمولاً با حروف هم‌خوان اصلی خود و بر اساس املای آرامیِ متداول در دبیره پهلوی (هزوارش‌ها یا ثبت آوایی واژگان) بازنویسی می‌شدند.

  • کافور: با حروف پهلوی به صورت k-p-w-l یا مشابه آن (بر مبنای تلفظ صامت‌ها) ثبت می‌شد.

  • مشک: با حروف پهلوی به شکل m-w-sh-k نگارش می‌یافت.

  • ساج: به صورت صامت‌های s-g نوشته می‌شد.

سراینده پساساسلامی (مانند فخر گرگانی در قرن پنجم هجری) این واژگان را با خط فارسی-عربی متداول زمان خود نگاشته است، در حالی که اگر همین ابیات در دوره ساسانی و به خط پهلوی کتابی تحریر می‌شد، ساختار گرافیکی و پیوسته خط پهلوی با ابهامات املایی فراوان در خوانش مصوت‌ها همراه بود.