از سمندورتا بخیزد عود
تا همی ساج خیزد از سندور.
خسروی .
ز خرخیز و سمندور و ز کافور
بیارد بوی مشک و عود و کافور.
فخر گرگانی (از جهانگیری).
مطلوب است شرح ومعنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
معنی و شرح ابیات
ابیات مورد نظر به توصیف کالاهای تجاری، عطریات، چوبهای قیمتی و خراج یا هدایایی که از سرزمینهای دوردست (بهویژه هند و مشرقزمین) به درگاه پادشاه میرسیده اشاره دارند. واژه «سمندور» (یا سندور/خرخیز) در ادبیات کهن فارسی اغلب با اقلام لوکس و عطریات همراه است. در بیت نخست، برخاستن عود از سمندور و ساج از سندور توصیف شده و در بیت دوم، فخر گرگانی از خرخیز، سمندور و کافور یاد کرده که بوی مشک و عود میدهند.
واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)
- عود (Oud): واژهای با ریشه سامی/عربی که از طریق تجارت کهن وارد حوزههای زبانی مختلف شده است.
- ساج (Teak): واژهای معرب یا دخیل که ریشه آن به زبانهای هند و آسیای جنوبی (مانند سانسکریت śāka) بازمیگردد.
- کافور (Camphor): واژهای با ریشههای کهن آسیایی (مالایی/هندی از طریق زبانهای سامی و یونانی به فارسی راه یافته).
- مشك (Musk): ریشه در زبانهای کهن هند و ایرانی و سانسکریت (muṣka به معنای بیضه یا غده آهو) دارد.
- سمندور / سندور / خرخیز: نامهای جغرافیایی یا تجاری باستانی (عموماً مرتبط با مناطق مرزی هند، سند یا آسیای میانه و چین) که ریشههای انیرانی و کهن دارند.
نگارش پهلوی واژگان
اگر شخصیتهای دوره ساسانی مانند انوشیروان، بزرگمهر، موبدان موبد کرتیر یا نویسندگان متون پهلوی میخواستند واژگان کلیدی این ابیات (مانند عود، کافور، مشک و ساج) را به خط پهلوی کتیبهای (سنگنبشتهای) یا پهلوی کتابی (کتابپهلوی / دینپهلوی) تحریر کنند، از سبک نگارش و هجانگار (Pahlavi script) مستلزم اصول زیر استفاده میکردند:
- خط پهلوی سیستمی ناقص داشت که در آن بسیاری از حروف صدادار نوشته نمیشدند و برخی حروف همصدا با چند ارزش آوایی به کار میرفتند.
- واژههای دخیل یا عام مانند عود و کافور معمولاً با حروف همخوان اصلی خود و بر اساس املای آرامیِ متداول در دبیره پهلوی (هزوارشها یا ثبت آوایی واژگان) بازنویسی میشدند.
- کافور: با حروف پهلوی به صورت
k-p-w-lیا مشابه آن (بر مبنای تلفظ صامتها) ثبت میشد. - مشک: با حروف پهلوی به شکل
m-w-sh-kنگارش مییافت. - ساج: به صورت صامتهای
s-gنوشته میشد.
سراینده پساساسلامی (مانند فخر گرگانی در قرن پنجم هجری) این واژگان را با خط فارسی-عربی متداول زمان خود نگاشته است، در حالی که اگر همین ابیات در دوره ساسانی و به خط پهلوی کتابی تحریر میشد، ساختار گرافیکی و پیوسته خط پهلوی با ابهامات املایی فراوان در خوانش مصوتها همراه بود.
