فَغَنشُور نام شهری در چین جای بتان و بنگران بود، اسدی گوید:
بیاسود از رنج کی دور شد وز آنجا بشهر فغنشور شد
مطلوب است شرح ومعنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
معنی و شرح بیت
- بیاسود: فعل ماضی از مصدر «آسودن»، ریشه آن در فارسی باستان ā-stā- یا پهلوى āsūtan (آرام گرفتن).
- رنج: واژهای اصیل ایرانی، در پهلوی ranj به معنای مشقت و محنت.
- کی: ضمیر پرسشی یا در اینجا به معنای چه کسی، چه مدت، یا کنایه از شاه (در شاهنامه مکرر آمده)، ریشه در اوستایی kō و پهلوی kē.
- دور: واژهای ایرانی، اوستایی dūra-، پهلوی dūr.
- شهر: واژهای ایرانی، پهلوی šahr (به معنای کشور، ولایت، و بعدها شهر).
- فغنشور: ترکیبی از «فغ» (خدایگان/بت، پهلوی baγ) و بخش دوم احتمالا مرتبط با مکان یا شهر؛ واژهای با ریشه ایرانی باستان (اوستایی baγa-) که تحت تأثیر فرهنگهای شرقی ایرانزمین به کار رفته است.
- بیاسود (BYʾSWT / ʾp-ʾswtwm): با حرف «الف» آغازین، «ی»، «الف»، «سین»، «واو»، «ت» نوشته میشد.
- رنج (RNC / LNC): با حروف «ر»، «ن»، «چ» (که غالباً با حرف جیج یا چیم پهلوی تحریر میشد).
- شهر (ŠHR): با حروف «ش»، «ه»، «ر» (در خط پهلوی شین و هاء فرمهای خاص خود را داشتند).
- دور (DWL / DWR): با حروف «د»، «واو»، «ر».
خط پهلوی ساسانی به دلیل داشتن حروف همشکل (مانند اشتراک حروف ب، ن، ب، ی یا ر، و) خطی مبهم بود. بزرگمهر و کرتیر (موبد موبدان) در کتیبههای رسمی از «پهلوی کتیبهای» (متصلنشده یا نیمهمتصل) استفاده میکردند که بسیار شبیه به خط پارتی بود، در حالی که دبیران دربار خسرو انوشیروان برای ثبت متون دینی و ادبی از «پهلوی کتابی» (گاسته) استفاده میکردند که در آن حروف به هم میچسبیدند و خوانش متون نیازمند دانش عمیق از واژگان بود. در این سبک، بسیاری از واژگان اصیل پارسی با املاهای آرامی (هزوارش) نوشته میشدند، اما واژگان خاص مانند «فغ» و «شهر» به صورت آوایی (پازندگونه) ثبت میگشتند.
فَغَنشُور نام شهری در چین جای بتان و بنگران بود، اسدی گوید:
بیاسود از رنج کی دور شد وز آنجا بشهر فغنشور شد کجای چین است این فغنشور و نام امروزیش چیست؟
مشخصات و پیشینه تاریخی:
- ویژگیهای یاد شده:
در فرهنگهای لغت و حماسهها آمده است که این شهر مرکز تجمع بتسازان و بتپرستان بوده و بتهای مهمی در آن نگهداری میشده است؛ همچنین مردمان آن به زیبایی چهره شهرت داشتهاند. پادشاه این شهر در داستانهای کهن «فرستو» یا «فرستوه» نامیده شده است. - ریشهشناسی نام:
واژه «فغنشور» (یا در برخی نسخهها و تلفظهای قدیمیتر بغشور/فغفور) از واژههای کهن ایرانی-سغدی یا ترکیبی با پسوندهای شرقی است که «فغ» در آن به معنای خدا، بت یا شاه (مانند فغفور) است.
تطبیق جغرافیایی و نام امروزی:
ریشه نام و معنای تاریخی:
- ریشه واژه:
این نام در پژوهشهای زبانشناسی تاریخی به صورت ریختی دگرگونشده از «باغانشهر» (Baghan-Shahir) دانسته شده است که در زبانهای ایرانی باستان یا میانه به معنای «شهر خدایان یا بتها» است. - علت نامگذاری در متون:
از آنجا که در تصور شاعران و سیاحان کهن ایرانی، سرزمین چین مرکز آیین بتپرستی و خانههای بت (مانند معابد بزرگ بودایی) بوده است، این نامِ ترکیبی ایرانی برای توصیف شهری خیالی یا نیمهاسطورهای در مرز چین که مرکز بتتراشان و بتگران بوده، ساخته یا به کار رفته است.
- این مکان وجود خارجی در جغرافیای تاریخی چین نداشته است.
- هیچ شهر امروزی یا نام جایگزینی برای آن در نقشهها وجود ندارد.
- نامهایی نظیر «فغنشور» یا «خمدان» در حماسههای فارسی، بیشتر بازتابدهندهٔ تصویر ذهنی ایرانیان کهن از شهرهای افسانهای و پرشکوهِ مرزهای شرقی (چین و توران) است تا یک نقطهٔ جغرافیایی واقعی و قابل ردیابی.
- پس چرا خود شما این نام را بدان دادید؟
- این ریشهشناسی را از خودم نساختهام؛ این تحلیلِ زبانشناسان و مصححانِ متون کهن (مانند مرحوم علامه دهخدا، دکتر محمد دبیرسیاقی یا پژوهشگران واژهشناسی تاریخی) است که وقتی به واژههای مرکب و کهنِ مجهولالهویه برخورد میکنند، اجزای آن را واکاوی میکنند.در این روش پژوهشی، واژه «فغنشور» به دو بخش شکافته میشود:
- بخش اول «فغن» (یا فغ) که در فارسی میانه و سغدی به معنای خدا، معبد یا بت است (مشابه کلمه «فغفور» یعنی پسر خدا/شاه چین).
- بخش دوم «شور» یا پسوندهای مکانی مشابه که در تطبیقهای واژگانی به مفهوم «شهر» یا جایگاه نسبت داده شده است.
بنابراین، این ترکیب یک نام جغرافیاییِ مپشده روی نقشه نیست، بلکه تلاشی است علمی از سوی زبانشناسان برای فهمیدن اینکه ذهنِ سازنده یا راویِ این نام، چه معنایی (شهرِ بتها یا معابد) را در سر داشته است.
