۱۴۰۵ شهریور ۱۹, پنجشنبه

پیلان ترا رفتن باد است و تن کوه دندان نهنگ و دل و اندیشه ٔ گُندا. عنصری.

 گندا. [ گ ُ] (ص ،اِ) فیلسوف و دانا. (از لغت فرس اسدی):

پیلان ترا رفتن باد است و تن کوه

دندان نهنگ و دل و اندیشه ٔ گندا.

عنصری (از لغت فرس).

مطلوب است  شرح ومعنی  این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟

شرح و معنی بیت
عنصری در این بیت ممدوح خود را به شجاعت، استواری و خردورزی می‌ستاید. او فیل‌های لشکر ممدوح را در تندی و سبکی به باد و تن آن‌ها را به کوه تشبیه می‌کند و دندان نهنگ و دل و اندیشه «گندا» (فیلسوف و دانا) را به عنوان نمادهای استواری، قدرت و حکمت به کار می‌برد. واژه «گندا» در این بیت به معنای شخص خردمند، فیلسوف و دانا است که ریشه در متون کهن زبان‌های ایرانی دارد.

لغات و ریشه‌های پیشا اسلامی

  • پیل: از پهلوی پیل (Pil)، معرب آن فیل، ریشه در سنسکریت پیلُو (Pilu) به معنای فیل.

  • کوه: از پهلوی کوه (Kōh)، از پارسی باستان کوف (Kufa).

  • دندان: از پهلوی دندان (Dandān)، از اوستایی دنت (Dant-) و پارسی باستان.

  • نهنگ: از پهلوی نَهنگ (Nahang)، جانور بزرگ دریایی یا تمساح.

  • دل: از پهلوی دل (Dil)، از اوستایی زرد (Zared-) و سانسکریت هردی (Hrdi).

  • اندیشه: از پهلوی اندیشیدن (Andِšīdan)، از ریشه اوستایی دی (Di) به معنای اندیشیدن و شناختن.

  • گندا: از واژه‌های کهن ایرانی (ظاهراً مرتبط با ریشه‌های باستانی خرد و دانایی، چنان‌که لغت فرس اسدی آن را به دانا و فیلسوف معنا کرده است).

نگارش واژگان با خط پهلوی (کتابی / ساسانی)
اگر نویسندگانی چون بزرگمهر حکیم، موبد موبدان کرتیر یا دبیران دربار ساسانی می‌خواستند این واژگان را به خط پهلوی کتابی بنگارند، به دلیل ماهیت هزوارش‌نویسی و خط پهلوی (که خطی ناقص و هم‌خوان‌بر است)، واژه‌ها به سبک زیر (با آوانگاری لاتین پهلوی) تحریر می‌شدند:

  • پیل (Pil): 𐭯𐭩𐭫‎ (pyl)

  • کوه (Kōh): 𐭪𐭥𐭧‎ (kwh)

  • دندان (Dandān): 𐭃𐭍𐭃𐭠𐭭‎ (dndʾn)

  • دل (Dil): 𐭃𐭫‎ (dl)

  • اندیشه (Andēšag): 𐭠𐭭𐭃𐭩𐭱𐭪‎ (andyšk)

در سیستم نگارشی پهلوی ساسانی، خط بر مبنای حروف منفصل یا پیوسته تحریری با قلم رسمی دربار (مانند کتیبه‌های پهلوی کُرتیر در سنگ‌نبشته‌های عصر ساسانی) نوشته می‌شد که در آن واژه‌های باستانی با ساختار آرامی‌وار (هزوارش) یا اصیل ایرانی به شکل صامت‌های پایه ثبت می‌گردیدند.