قرائن نشان می دهد ایرانیان دوران اسدی کل ممالک شرق ایران از جاوه و سوماترا و اندونزی گرفته تا موجودیت های انگلستان پرورده پاکستان و افغانستان امروزی را با نام کلی هند و هندوستان، و چین امروزی را خطای و ختن می شناخته اند؟
دیدگاه کلی ایرانیان کهن
در جغرافیا و ادب کلاسیک فارسی (بهویژه تا سدههای میانه)، اصطلاح «هند» و «هندوستان» یک مفهوم جغرافیاییِ دقیقِ سیاسیِ امروزی نبود، بلکه یک نام فراگیر و افقمحور بود که بر تمام سرزمینهای مشرق و جنوب شرقیِ جهانِ شناختهشدهٔ آن روزگار – از شبهقاره هند گرفته تا جزایر مجمعالجزاير مالایی و اندونزی (مانند سوماترا و جاوه که کانون تولید کافور، صندل و ادویه بودند) اطلاق میشد. در ذهنیت دریانوردان و بازرگانان ایرانی، هر سرزمین دوردستِ گرمسیری و دریایی در آن سمتِ جهان، زیر چتر عمومی «هند» یا «جزایر هند» دستهبندی میشد.
درباره مرزهای شرقی (پاکستان و افغانستان امروزی)
سرزمینهای واقع در شرقِ فلات ایران (مانند مناطق پشتوننشین، سند، پنجاب و بلوچستان امروزی که بعدها در سدهٔ بیستم با مهندسی استعماری بریتانیا تحت عنوان «پاکستان» از پیکر هند جدا شدند، یا مناطق مختلف افغانستان کنونی مانند زابلستان، کابلستان و تخارستان) هرگز در دیدگاه کهن «خارجی» محسوب نمیشدند. این نواحی از دیرباز بخش جداییناپذیری از حوزهٔ تمدنی، فرهنگی و سیاسیِ ایرانزمین بودند:
- بخش بزرگی از این مناطق در دورههای مختلف زیر فرمانروایی شاهنشاهیهای ایرانی (از هخامنشیان و ساسانیان تا سامانیان، غزنویان و صفویان) قرار داشتند.
- در متون تاریخی و شاهنامه، این نواحی با نامهای خاص خود مانند کابل، زابل، سند، رخج و طخارستان شناخته میشدند و هرگز با عنوان «هند» بیگانه نامیده نمیشدند، هرچند مرزهای فرهنگی و جغرافیایی آنها پیوندی تنگاتنگ با شبهقاره داشت.
درباره چین، خطای و ختن
تصور ایرانیان باستان و متقدم از سرزمینهای شمال شرقی و شرق دور نیز بر اساس دو کانون بزرگ شکل گرفته بود:
- چین: عموماً به سرزمین اصلی و امپراتوری چین اطلاق میشد.
- خطا و ختن (یا ماچین): اصطلاح «خطا» (یا ختا/خیتای) به مناطق شمالی چین و امپراتوریهای ترکانِ آن سو (مانند ترکان قراخانی یا مغولانِ نواحی شمال چین) گفته میشد، و «ختن» (در حوزه سینکیانگ امروزی) به عنوان یک پادشاهی و مرکز مهم بازرگانیِ ایرانیزبان و بودایی در جاده ابریشم شناخته میشد که پیوندی عمیق با فرهنگ و زبان ایرانی داشت.
بنابراین، این نامگذاریها بازتابدهندهٔ «جغرافیای تجاری و فرهنگی» بر اساس مسیرهای دریانوردی و بازرگانی (جاده ابریشم خشکی و دریایی) است، نه مرزهای جغرافیای سیاسیِ مدرن که دستساختهٔ استعمار در قرنهای اخیر هستند.
