سَمَندُور
نام شهریست در هند که عود از آنجا آرند. کجاست و نام امروزیش چیست؟
سمندور (یا سَمُندُر) در متون جغرافیایی و تاریخی کهن فارسی و عربی (مانند حدود العالم و آثار اصطخری و یاقوت حموی)، نام شهری تجاری و مهم در نواحی شرقی شبهقاره هند (در منطقه سند و مرزهای مجاور ملتان در کنار رود مهران یا همان سند امروزی) بوده است. این شهر در گذشته به داشتن محصولات معطری چون چوب و روغن عود (عود سمندوری) و همچنین پیوند با مسیرهای بازرگانی شهرت داشته است.
- موقعیت دقیق تاریخی:
بر اساس توصیف جغرافینویسان مسلمان، سمندور شهری در جوار ملتان و در مسیر جریان رود سند (مهران) پیش از رسیدن به منصورە و دریا (اقیانوس هند) قرار داشته است. - نام امروزی: به دلیل گذشت قرنها، تغییرات ژئومورفولوژیکی بستر رودخانهها، هجومها و انهدامهای تاریخی، این شهر متروک شده و نام باستانی «سمندور» دیگر به عنوان یک شهر زنده یا شناختهشده بر روی نقشههای جغرافیایی امروزی وجود ندارد. با این حال، پژوهشگران حوزهی جغرافیای تاریخی محل آن را در ایالت سندِ پاکستانِ امروزی (که در جغرافیای کهن بخشی از هندوستان بزرگ محسوب میشد) و در نزدیکی خرابههای باستانی شهر قدیمی «منصوره» یا حوالی مناطق پیرامونی ملتان و حوضه رود سند جستجو میکنند.
سمندور. [ س َ م َ ] (اِخ ) نام ولایتی است که از آنجا عود آورند. (برهان ) (جهانگیری ). شهری است نزدیک ملتان . (منتهی الارب ) :
از سمندورتا بخیزد عود
تا همی ساج خیزد از سندور.
خسروی .
ز خرخیز و سمندور و ز کافور
بیارد بوی مشک و عود و کافور.
فخر گرگانی (از جهانگیری). کجایند این ها؟
این نامها در اشعار کهن و فرهنگهای لغت فارسی (مانند بیتهای نقلشده از خسروی و فخر گرگانی) به سرزمینها، ولایتها یا انبارهای تجاری دوردستی اشاره دارند که در جغرافیای تاریخیِ دورههای اسلامی به عنوان کانونهای بازرگانی کالاها و عطرهای گرانبها (مانند عود، کافور و ساج) شناخته میشدند.
موقعیت تاریخی و جغرافیایی هر یک از این نامها به شرح زیر است:
۱. سمندور (Samandur)
- جایگاه در متون: چنانکه اشاره شد، شهری مهم و تجاری در نواحی شرقی قلمرو اسلامی و حوائج مرزی شبهقاره هند (عصری که شامل سند و پنجاب پاکستان امروزی بود) در نزدیکی ملتان و مسیر رود سند بوده است.
- وضعیت امروزی:
امروزه به دلیل تخریبهای تاریخی و تغییرات بستر رودخانهها اثری از آن به عنوان یک شهر زنده نمانده است، اما پژوهشگران آن را در محدوده ایالت سند یا پنجاب در پاکستان امروزی (بخش غربی هند باستانی) جستجو میکنند.
۲. سندور (Sindur)
- جایگاه در متون: در بیت «تا همی ساج خیزد از سندور»، نام ولایت یا منطقهای در کنار سمندور است که به خاطر رویش درختان ساج (چوب سخت و مرغوب) شهرت داشته است.
- وضعیت امروزی:
این نام نیز در جغرافیای تاریخی هند باستان منطبق بر نواحی جنگلی یا بندریِ مرتبط با تجارت چوب در همان حوضه رود سند یا مناطق مجاور بوده و امروزه با این نام شناخته نمیشود.
۳. خرخیز (Kharkhiz / Khirkhiz)
- جایگاه در متون: در فرهنگها و اشعار کهن، «خرخیز» عموماً به سرزمینهای شمال شرقی یا مناطق مرزی ترکنشین و آسیای مرکزی (محدوده قرقیزستان امروزی یا سرزمینهای مجاور آن در کتب جغرافیایی قدیم مانند حدود العالم) اطلاق میشده است که به داشتن مشک، کافور و اقلام تجاری این چنينی شهرت داشتند.
- وضعیت امروزی:
این نام با قرقیزستان و مناطق کوهستانی و استپی همجوار آن در آسیای مرکزی تطبیق داده میشود.
خلاصه:
شاعران کلاسیک فارسی (مانند فخر گرگانی) این نامها را به عنوان نمادهای جغرافیاییِ دوردست، ثروتمند و معروفی که منبع اقلام لوکس و عطریات (عود، کافور، مشک و ساج) بودند، در کنار یکدیگر آوردهاند تا وسعت و تنوع کالاهای بازرگانی را به تصویر بکشند؛ این مکانها امروز یا متروک شده و تغییر نام دادهاند (مانند سمندور و سندور در پاکستان/هند باستان) یا بر سرزمینهای شناختهشدهای در آسیای مرکزی منطبق هستند (مانند خرخیز).
