قنصور نام شهریست در هند که کافور نیك از او آورند، رافعی گوید: بِبرَت ماند کافور که در قنصور است
بِدِلَت ماند پولاد که در ایلاق است
مطلوب است شرح ومعنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
قنصور نام شهریست در هند که کافور نیك از او آورند، رافعی گوید: بِبرَت ماند کافور که در قنصور است
بِدِلَت ماند پولاد که در ایلاق است
مطلوب است شرح ومعنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی قطعه
بِبَرت ماند کافور که در قنصور است / بِدِلت ماند پولاد که در ایلاق است
- معنی مصراع اول: تن و پیکر تو مانند کافورِ منسوب به شهر قنصور (سفید، پاک، لطیف و باارزش) است.
- معنی مصراع دوم: دل و جگر تو مانند پولادِ منسوب به «ایلاق» (منطقهای در ماوراءالنهر یا ترکستان قدیم که به داشتن فولاد سخت و آبدیده معروف بود) است.
- کافور (Kāfūr): واژهای معرب است که ریشه در زبانهای باستانی شرق (مالایی/سانسکریت Karpūra) دارد و از طریق زبانهای ایرانی میانه (پهلوی: kāpūr) به زبان عربی و فارسی دری راه یافته است.
- پولاد (Pūlād): واژهای اصیل ایرانی و پهلوی است (پهلوی: pūlād یا pwrʾt) که به معنای فولاد و آهن آبدیده است.
- ایلاق (Īlāq): نام جغرافیایی کهن در فرارود (ماوراءالنهر) است که ریشه در نامهای باستانی ترکی-سغدی دارد.
- پولاد (Pūlād):
- به خط پهلوی کتابی (سدههای چهارم تا هفتم میلادی): 𐭯𐭥𐭫𐭠𐭲 (P-W-L-ʾ-T)
- شکل هزوارش (آرامینگاشت): در متون پهلوی گاهی فولاد را با واژه آرامی آن یا مستقیماً با حروف پهلوی به صورت p-w-l-ʾ-t مینگاشتند.
- دل (Dil / Del):
- به خط پهلوی: 𐭣𐭫 (D-L)
- تن / بر (Bar / Tan - معادل بَرت در مصراع اول):
- به خط پهلوی: 𐭲𐭭 (T-N) یا 𐭥𐭡𐭫 (W-B-L برای بر)
- کرتیر (موبد پرقدرت قرن سوم میلادی): کتیبههای او به خط پهلوی کتیبهای (مؤخر) و به زبان فارسی میانه مانوی یا زرتشتی (پارسیک) نگاشته شده است. خط او زاویهدار، رسمی، صلب و با کمترین میزان اتصال حروف است (مانند کتیبه کعبه زرتشت). لحن نگارش او دینی، خشک، اقتدارگرایانه و متکی بر اصطلاحات سنتی مذهبی است.
- انوشیروان و بزرگمهر حکیم (قرن ششم میلادی): در عصر خسرو انوشیروان و وزارت بزرگمهر، خط پهلوی کتابی (تحریری) به اوج تکامل خود رسیده بود. این خط دارای حروف پیوسته (شکستهتر و روانتر نسبت به کتیبهای) بود و در دیوانسالاری (دبیرخانه شاهنشاهی) برای ثبت اندرزنامهها و نامهنگاریهای حکیمانه به کار میرفت. بزرگمهر به عنوان حکیمی که با فلسفه و ادبیات سر و کار داشت، این واژگان را با پختگی خط پهلوی کتابی و با استفاده از سیستم پیچیده «هزوارش» (نوشتن واژگان به زبان آرامی و خواندن به پارسی) در نامهها یا اندرزنامههای پهلوی به کار میبرد.
سروده مورد نظر متعلق به دوره اسلامی و سبک سخنوری متأخر (قرن ششم یا هفتم هجری) است، اما ریشه واژگان کلیدی آن پیوندی عمیق با واژگان اصیل زبانهای ایرانی میانه دارد.
قنصور
نام شهریست در هند که کافور نیك از او آورند،
رافعی گوید:
بِبرَت ماند کافور که در قنصور است
بِدِلَت ماند پولاد که در ایلاق است
کجایند این ها؟
مشخصات و وضعیت امروزی:
- نام امروزی:
این شهر باستانی امروزه به نام باروس (Barus) شناخته میشود (و در کتب تاریخی و محلی به نامهای Pansur یا Fansur نیز شهرت داشته است). - موقعیت جغرافیایی:
باروس در ساحل غربی جزیره سوماترا، در استان سوماترا شمالی (North Sumatra) و در منطقه اجرایی تپانولی مرکزی (Central Tapanuli Regency) واقع شده است. - وضعیت امروزی:
باروس امروزه یک شهر کوچک و ناحیه (Kecamatan) بندری است.
پیشینه و شهرت تاریخی:
- بخش بزرگی از این مناطق در دورههای مختلف زیر فرمانروایی شاهنشاهیهای ایرانی (از هخامنشیان و ساسانیان تا سامانیان، غزنویان و صفویان) قرار داشتند.
- در متون تاریخی و شاهنامه، این نواحی با نامهای خاص خود مانند کابل، زابل، سند، رخج و طخارستان شناخته میشدند و هرگز با عنوان «هند» بیگانه نامیده نمیشدند، هرچند مرزهای فرهنگی و جغرافیایی آنها پیوندی تنگاتنگ با شبهقاره داشت.
- چین: عموماً به سرزمین اصلی و امپراتوری چین اطلاق میشد.
- خطا و ختن (یا ماچین): اصطلاح «خطا» (یا ختا/خیتای) به مناطق شمالی چین و امپراتوریهای ترکانِ آن سو (مانند ترکان قراخانی یا مغولانِ نواحی شمال چین) گفته میشد، و «ختن» (در حوزه سینکیانگ امروزی) به عنوان یک پادشاهی و مرکز مهم بازرگانیِ ایرانیزبان و بودایی در جاده ابریشم شناخته میشد که پیوندی عمیق با فرهنگ و زبان ایرانی داشت.
