۱۴۰۵ شهریور ۱۸, چهارشنبه

وَخشور پیغمبر را گوید، دقیقی گوید: یکی حال از گذشته دی دگر از نامده فردا همی گویند پنداری که وَخشورَند یا گُندا.

 وَخشور  پیغمبر را گوید، دقیقی گوید:

 یکی حال از گذشته دی دگر از نامده فردا 

همی گویند پنداری که وَخشورَند یا گُندا

مطلوب است  شرح ومعنی  این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟  

  شرح و معنی بیت

دقیقی توسی در این ابیات به نگرش‌های فلسفی یا کلامی زمانه خود درباره زمان (گذشته و آینده) اشاره می‌کند و با طعنه می‌گوید کسان مداوم از دیروز رفته و فردای نیامده سخن می‌گویند، چنان پنداری که پیامبر یا موبد و راهنمای دینی (گُندا)یند.

  • دی: روز گذشته، دیروز.

  • نامده فردا: آینده، فردا که هنوز نیامده است.

  • وَخشور: پیامبر، فرستاده خدا (معرب آن رخشان نیست، بلکه از پهلوی وَخْشُوَر یا وَهْشُوَر به معنای پیام‌آور و سخنگو).

  • گُندا: در متون کهن به معنای راهنما، پیشوا، پهلوان یا شخص فریبکار و داهی آمده است؛ در اینجا احتمالاً به معنای پیشوای دینی یا مدعیِ هدایت است.

واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی) در بیت

  • وَخشور: ایرانی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی: waxšwar / wxšwly)، ریشه در ایرانی باستان (vaxš- به معنای سخن گفتن + vāra کننده).

  • دی: ایرانی میانه (پهلوی: dīg یا dy؛ اوستایی: daēva- یا مرتبط با روز گذشته).

  • فردا: ایرانی میانه (پهلوی: fardā از ایرانی باستان fra- + dā-).

  • حال: واژه‌ای عربی (دخیل پسااسلامی) که بیانگر ورود واژگان سامی پس از اسلام به شعر فارسی است.

نگارش واژگان پارسی میانه (پهلوی) و باستان

واژهخط پهلوی کتابی (ساسانی)آوانویسی / تلفظ پهلویریشه یا خط کهن‌تر (اوستایی / پارسی باستان)
وَخشورxwšwly (یا نگارش تفضیلی wḥšwl)waxšwar / vaxšavarاوستایی: vaxš-vara-
دیdydīg / اوستایی: diya
فرداpldʾ یا plmʾfardāایرانی باستان: fradāta-
سبک نگارش کاتبان و بزرگان باستان
اگر نوشیروان (خسرو انوشیروان)، بزرگمهر حکیم یا موبد کرتیر می‌خواستند این مفاهیم را در دوران باستان بنگارند، متن را به زبان پهلوی ساسانی (پارسی میانه کتیبه‌ای یا کتابی) و بر روی پوست، سنگ یا چوب ثبت می‌کردند.

  • شیوه کرتیر (کتیبه‌نویس عصر ساسانی): کرتیر، موبد بزرگ عصر ساسانی، از خط پهلوی کتیبه‌ای (مستهکم، منفصل و نزدیک به خط آرامی کتیبه‌ای) استفاده می‌کرد. حروف کاملاً جدا از هم، زاویه‌دار و با فرمی رسمی و حکومتی نوشته می‌شدند تا بر روی سنگ‌نبشته‌های کعبه زرتشت یا نقش رجب ماندگار شوند.

  • شیوه بزرگمهر و دبیران دربار نوشیروان: در عصر خسرو انوشیروان، دیوانسالاری ساسانی به اوج شکوفایی رسید و دبیران (دیوران) از خط پهلوی کتابی (پیوسته) استفاده می‌کردند که سرعت کتابت را بالا می‌برد. در این سبک، بسیاری از واژگان به صورت هُزوارش (Huzvaresh) یعنی به خط آرامی نوشته می‌شدند اما به زبان پارسی میانه خوانده می‌شدند (مثلاً به جای نوشتن واژه پارسی، معادل آرامی آن نوشته می‌شد).

  • تفاوت با شاعر پسااسلامی: دقیقی (شاعر قرن چهارم هجری) این واژگان را با خط فارسی-عربی (الفبای معرب) روی کاغذ و با سنّت دفتری و دیوانیِ دوره اسلامی به کار برده است، در حالی که سبک نگارش پیشااسلامی متکی بر رسم‌الخط ابهام‌آمیز پهلوی و سنت شفاهی-کتیبه‌ایِ موبدان و دبیران دربار بود.

چه جنبه‌ای از ساختار واژگان پهلوی یا شیوه خطوط کتیبه‌ای باستان بیشتر توجه شما را جلب کرده است؟

  وخشور.[ وَ / وُ ] (اِ) بر وزن دستور، پیغمبر و رسول را گویند و به ضم اول هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) :

با ندا نمودند وخشور را
بدید آن سراپا همه نور را.

رودکی.


یکی حال از گذشته دی دگر از نامده فردا
همی گویند پنداری که وخشورند یا گندا.

دقیقی.


بگفتار وخشور خود راه جوی
دل از تیرگیها بدین آب شوی.

فردوسی.


بگو ای خردمند از این در سخن
قیاسی ز وخشور دادار کن .

فردوسی .


رجوع به غیاث اللغات و انجمن آرا و آنندراج شود.