۱۴۰۰ آذر ۱۵, دوشنبه

“Caesar, asked to name the best death: A sudden one.”

“Keep apart, keep apart and preserve one’s soul alive — that is the teaching for the day. It is ill to have been born in these times, but one can make a world within a world. Wrote George Gissing.”

“A mere trifle consoles us, a mere trifle distresses us. Said Pascal.”

“More than 60 percent of the people in the United States have not read a book from beginning to end since adolescence. If then.”

“Langston Hughes’ request that a particular Duke Ellington composition be played at his funeral: Do Nothing Till You Hear from Me.”

“All sorrows can be borne if you put them into a story. Said Isak Dinesen.”

“Thinking with someone else’s brain. Schopenhauer called reading.”

“I skate to where the puck is going to be, not where it’s been. Said Wayne Gretzky.”

“For years, Vachel Lindsay sold his poetry on street corners. The first time he did so, in New York in 1905, he took in thirteen cents. And was overjoyed.”

Whether or not I ever outgrow these feelings, I expect to return to Markson in years to come, if only to consider the question he ended his work with:

“Is it true then, what they say — that we become stars in the sky when we die? Asks someone in Aristophanes.”

Even though that’s not the real ending. Even though the real, final ending is this: “The old man who will not laugh is a fool. Als ick kan.

¤

Josh Emmons is the author of several books, most recently A Moral Tale and Other Moral Tales. He teaches fiction writing at UC Riverside.

 

 

 

دولت در مذاکرات ذوق‌زده نشد/ ۱۰۰ روز است کنایه‌های تلخ نمی‌شنویم

وزیر اسبق امور خارجه گفت: دولت این بار در حوزه سیاست خارجی نه شیفتگی و ذوق‌زدگی از خود نشان داد و نه آنجا که عملکرد جدی و منطقی لازم بود، از کاری فروگذار کرد.

خبرگزاری مهر، گروه سیاست - زینب رجایی: وقتی درخواست یک گفتگوی تفصیلی را مطرح کردم، مسئول روابط عمومی گفت که «دکتر فعلاً مصاحبه نمی‌کند!» گفتم: «سلام برسانید ولی موضوع مصاحبه کارنامه صد روزه دولت آقای رئیسی است؛ بعید می‌دانم برای این سوژه آن هم در این شرایط سکوت را انتخاب کنند…» حرفم را تایید کرد و گفت که خبر می‌دهد.

چند ساعت بعد تماس گرفت و زمان و مکان مصاحبه را اعلام کرد. مطمئن بودم «منوچهر متکی» در برهه‌ای که قرار است دولت سیزدهم کارنامه صد روزه خود را ارائه دهد و مورد ارزیابی رسانه‌ها و مردم قرار بگیرد، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

برای مصاحبه، صبح اول وقت به مدرسه حکمرانی شهید مطهری رفتیم، چند دقیقه‌ای دیر شده بود، طبق تصورمان از یک دیپلمات، زودتر از ما و به موقع رسیده بود. بدون معطلی مصاحبه را شروع کردیم؛ می‌دانستیم همانطور که سر وقت آمده، رأس یک ساعت هم مصاحبه را تمام می‌کند.

علیرغم اینکه اصرار دارد انتقادات سفت و سختی درباره دولت گذشته نگوید، اما اسم مردم که می‌آید حرفش را سانسور نمی‌کند و می‌گوید: «در دوره قبل، بخش قابل توجهی از جامعه بر اثر نوع کشورداری، نوع نگاه در سیاست خارجی و نوع ادبیات دولت، آرام آرام احساس حقارت می‌کردند.»

آنجا که مستقیماً درباره تفاوت رابطه مردم-دولت در دولت سیزدهم و دولت قبل سوال کردم، سری به تأسف تکان داد و گفت: «رئیس‌جمهور قبلی کشور، بیش از دو سال از مسئولیتش، از یک اتاق کشورداری و زمامداری می‌کرد و امروز مردم رئیس‌جمهور خود را می‌بینند که هر هفته به نقاط مختلف کشور سر می‌زند و زمامداری اسلامی را به جامعه نشان می‌دهد.»

متکی باور دارد که مردم ما منصف هستند و منصفانه هم قضاوت می‌کنند. وقتی درباره هجمه منتقدان و رسانه‌های غیرهمسو با دولت و سکوت رئیسی برای او گفتم، پاسخ داد: «مردم چهار چشمی نگاه می‌کنند و حساس هستند و همین یعنی بازگشت امید. اگر دولت هم بتواند باور آنها را تقویت کند، مردم خودشان قضاوت درستی خواهند داشت.»

مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

این روزها صدمین روز دولت سید ابراهیم رئیسی را سپری کردیم و رئیس‌جمهور نیز به همین مناسبت با مردم سخن گفت و گزارشی در این خصوص ارائه کرد. علیرغم اینکه رئیس‌جمهور در ایام انتخابات وعده‌ای برای ارائه گزارش ۱۰۰ روزه نداده بود، اما کارنامه دولت وی در صد روز ابتدایی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به دست گرفتن دولت سیزدهم توسط حجت‌الاسلام رئیسی بعد از انتخابات ۱۴۰۰، بارقه‌ای از امید در مردم به وجود آورد. مردم هشت سال گذشته لحظه‌شماری می‌کردند که فرجی حاصل شود و شرایط جدید در کشور پدیدار شود. نتایج رأی شرکت‌کنندگان در انتخابات نیز نشان‌دهنده آن بود که امید را در شخص رئیسی دیده بودند؛ به همین دلیل هم بود که او با فاصله زیادی نسبت به دیگر نامزدها، پیروزی را از آن خود کرد.

گرچه رئیس‌جمهور عنوان نکرده بود که کارنامه ۱۰۰ روزه ارائه خواهد کرد و مثل دیگران وعده‌های ۱۰۰ روزه نیز نداده بود؛ اما معمولاً بعد از دوره‌ای، مردم نسبت به دولت جدید اظهارنظر کرده و آنچه انتظار داشتند را ارزیابی می‌کنند که آیا عملکرد او در مسیر مورد نظرشان قرار دارد یا خیر.

با چنین نگاهی بود که دستورالعملی به وزارتخانه‌ها داده شد تا کارنامه و عملکرد ۱۰۰ روزه‌شان را ارائه کرده و گزارشی از فعالیت‌های خود بدهند. رئیس‌جمهور تشخیص درستی داد که این گزارش را به مردم ارائه بدهد.

در دوره قبل به واسطه عملکرد دولت، اعتماد مردم تا حد زیادی آسیب دید که آثار این موضوع را در برخی رویدادها شاهد بوده‌ایم. به نظر شما آقای رئیسی تا این لحظه در رابطه با ترمیم این آسیب و بهبود رابطه دولت-مردم چقدر موفق بوده است؟

در دوره قبل، بخش قابل توجهی از جامعه بر اثر نوع کشورداری، نوع نگاه در سیاست خارجی و نوع ادبیات دولت، آرام آرام احساس حقارت می‌کردند. بنابراین اشتیاق آنها برای تغییر ریل‌گذاری در مردم احساس می‌کنند رئیس‌جمهوری را انتخاب کرده‌اند که مصمم است رابطه‌اش با آنها کیفیت خوبی داشته باشد و نگاهش به جامعه از بالا به پائین نباشد کشورداری و اتخاذ تدبیر جدیدی برای حکمرانی، به یک خواسته جدی تبدیل شده بود.

انتظار مردم در ارزیابی اولیه این است که دولت جدید، در دو حوزه مردم‌داری و سیاست خارجی، رویکردی جدید از خود نشان دهد. رئیس‌جمهور قبلی کشور، بیش از دو سال، از یک اتاق کشورداری و زمامداری می‌کرد اما امروز مردم رئیس‌جمهور خود را می‌بینند که هر هفته روزهای تعطیل، به این معدن و آن مرکز تولیدی سر می‌زند، در مناطق کپرنشین حضور می‌یابد، در جلسات مردمی به درد دل‌های مردم گوش می‌دهد و نگاه واقعی از «زمامداری اسلامی» را به جامعه نشان می‌دهد.

نفس اینکه کسی خود را خادم مردم ببیند و مردم را ولی نعمت خود بداند، نیازمند نوعی سازوکار است و الزاماتی را می‌طلبد که آقای رئیسی این الزامات را به نمایش گذاشته و می‌گذارد. بنابراین مردم احساس می‌کنند رئیس‌جمهوری را انتخاب کرده‌اند که مصمم است رابطه‌اش با آنها کیفیت خوبی داشته باشد، نگاهش به جامعه از بالا به پائین نباشد و کف خیابان در کنار آنها حضور پیدا کند؛ اینها بعد از هشت سال گذشته برای مردم ما بسیار ارزشمند است.

با توجه به کارنامه صد روزه دولت فعلی، فکر می‌کنید تفاوت محسوس این دولت با دولت قبل در چه باشد؟

آقای رئیسی در این صد روز رفتار جدیدی در کشورداری را بروز داده است. بعد از مرحوم هاشمی رفسنجانی، همه دولت‌ها یکی دو سال اول مسئولیت خود و حتی برخی‌ها تا اواخر دوره هشت ساله‌شان فقط دولت‌های قبل را می‌کوبیدند و نقد می‌کردند. به نظر می‌رسد رئیسی تقید دارد چنین رفتاری از خود بروز ندهد، لذا دو باری که با مردم سخن گفت، حرفی از دولت قبل از خودش نزد، هیچ مطلبی بیان نکرد و فقط خیلی کوتاه اشاره کرد که آمار و ارقام موجود است و می‌توان مقایسه کرد.

دولت در مذاکرات ذوق‌زده نشد/ ۱۰۰ روز است کنایه‌های تلخ نمی‌شنویم

اما ترجیع‌بند ادبیات رئیسی این نشد که بگوید «شما مگر مذاکره بلد هستید؟ مگر شما را در دنیا تحویل می‌گرفتند؟». او هیچگاه چنین کنایه‌های تلخ و آزاردهنده‌ای، که بیان آنها هیچ ضرورتی نداشت و من هم نمی‌خواهم وارد آن شوم؛ را مطرح نکرد و در دولت سیزدهم هم چنین ادبیاتی بکار گرفته نمی‌شود.

این یک نکته است که نشان از نوعی «آقامنشی» در دولت سیزدهم دارد. اصطلاحاً در جامعه می‌گویند فلانی آقامنش است، یعنی بزرگوارانه برخورد می‌کند. این برای من که به شایستگی آقای رئیسی اعتقاد داشتم و دارم، یک نکته کلیدی است.

به تعبیر شما آقای رئیسی رویکرد آقامنشانه‌ای دارد و به اینکه در دولت قبل چه اتفاقی افتاده و در چه وضعیتی کشور را به دست گرفته نمی‌پردازد. اما با توجه به میراثی که دولت قبل به لحاظ اقتصادی و اجتماعی بر جای گذاشته، ایجاد تحول در شرایط فعلی چقدر مقدور است؟

قضاوت‌های مردم، بر آنچه که مشاهده می‌کنند مبتنی است و اگر آنچه را که می‌بینند، یعنی عملکرد دولت سیزدهم، حرکت به سوی مبانی درست، تدوین نقشه راه و بستن روزنه‌های فساد به لحاظ قانونی باشد، مردم هم قضاوت درستی خواهند داشت. برای مثال دولت مصمم است به موضوع پرداخت‌های نجومی رسیدگی کند و این روزنه فساد را ببندد.

یا در موضوع دیگری، رویه معمول در دنیا این است که ۸۰ درصد اقتصاد دست مردم و ۲۰ درصد دست دولت و در انحصار آن باشد. چهل سال است که حکمرانی می‌کنیم و همه می‌گویند دولت، کشاورز، تاجر و کارخانه‌دار خوبی نیست، اینها باید خصوصی باشند و به مردم سپرده شوند، همانطور که تأکید امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و مسئولین نیز همین بوده است. اگر در این ۴۰ سال، سالی ۲ درصد اقتصاد را خصوصی کرده بودیم، امروز به ۸۰ درصد رسده بودیم ولی کماکان می‌بینیم که این آمار ۸۰ به ۲۰ است.

این نشان می‌دهد نوعی مقاومت در سیستم وجود دارد، هیئت مدیره‌ها و شرکت‌های دولتی دریافتی‌های عجیب و غریب دارند، ۴۰ سال بر سر این سفره نشسته‌اند و ۸۰ درصد اقتصاد را در دست دارند و دست‌بردار هم نیستند؛ اما مردم شاهد جدی شدنِ موضوع خصوصی‌سازی هستند.

یکی از تغییراتی که هم کارشناسان و هم مردم شاهد آن هستند، نحوه نگاه به مذاکرات و سیاست خارجی دولت است؛ با توجه به تخصص خودتان در این حوزه، عملکرد دولت و وزارت خارجه در مدیریت پرونده هسته‌ای و مذاکرات برای لغو تحریم‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در این صد روز دستاوردی چه داشته‌ایم؟

در حوزه سیاست خارجی، اگر به مبانی و اصول این حوزه در جمهوری اسلامی توجه کنیم، هرگز نباید تفوق و ولایت کفار و دشمنان را بپذیریم. گاهی این پذیرش، رسماً اعلام کردنی نیست بلکه نحوه عملکرد طوری می‌شود که به معنی پذیرش ولایت دشمن است.

«نفی سبیل» قاعده‌ای جدی در حوزه سیاست خارجی است. خداوند در قرآن می‌فرماید «لم یجعل الله»؛ یعنی خداوند هرگز ولایت مومنین را بر عهده کافران قرار نداده است. باید در سیاست خارجی به این معنا توجه داشته باشیم. ضمن اینکه الفبای دیپلماسی و اصل قانون اساسی ما این است که با دول غیرمخالف، روابط مناسبی داشته باشیم.

دولت این بار در حوزه سیاست خارجی نه شیفتگی و ذوق‌زدگی از خود نشان داد و نه آنجا که عملکرد جدی و منطقی لازم بود، از کاری فروگذار کرد برخورد متین، منطقی و فعال آقای رئیسی و دولت سیزدهم، در حوزه سیاست خارجی از همان آغاز نشان‌دهنده آن بود که ما اجازه نمی‌دهیم دشمن سیگنال‌های غلطی دریافت کند. سیاست دولت جدید بیانگر این بود که ما منطق و چارچوب داریم؛ ما منافعی داریم که روی آن پافشاری می‌کنیم. دولت این بار در حوزه سیاست خارجی نه شیفتگی و ذوق‌زدگی از خود نشان داد و نه آنجا که عملکرد جدی و منطقی لازم بود، از کاری فروگذار کرد.

به طوری که وقتی زمینه فراهم شد که آخرین، مهم‌ترین و محوری‌ترین گام را برداریم، مصمم عمل کردیم، محکم گام برداشتیم و در «شانگهای» عضو شدیم.

درباره کشورهای منطقه چطور؟ چراکه شاهد بودیم که دولت قبل از روابط منطقه‌ای غافل بود. رئیس‌جمهور و دستگاه وزارت خارجه جدید تا این لحظه چقدر توانستند شعار دیپلماسی با همسایگان را محقق کنند؟

در این دولت مقرر شد که روابط ایران با همسایگان مستحکم شود و از ابتدای کار، در دو حوزه فعالیت‌ها آغاز شد؛ هم در حوزه همسایگان شمالی مثل ترکمنستان که فرصت همکاری در مقوله گاز را فراهم کرد، هم در رابطه با کشورهای جنوب ایران؛ یعنی حوزه خلیج فارس و مذاکراتی که با سعودی‌ها به درخواست آنها شروع شد.

اینها نشان‌دهنده آن است که دولت مصمم است در مناسبات خود با همسایگان، طرحی نو دراندازد. کاری که با روسیه انجام شد و مذاکرات تلفنی دو رئیس‌جمهور، همچنین تعجیل در تشکیل کمیسیون اقتصادی، همه اینها طمانیه و منطق توامان در سیاست خارجی را نشان می‌دهد و چشم‌انداز روشنی در پی دارد.

دولت در مذاکرات ذوق‌زده نشد/ ۱۰۰ روز است کنایه‌های تلخ نمی‌شنویم

کنش دولت سیزدهم در رابطه با ماجرای برجام و ادامه مذاکرات که همین روزها در حال پیگیری است، چطور بوده است؟

در حوزه برجام هم همین اتفاق افتاد؛ در مقایسه با سال‌های طولانی مذاکرات پیرامون مسائل هسته‌ای ایران، حرکت امروز ما یک حرکت کاملاً منطقی است. غربی‌ها و ۱+۴ باید این بار پاسخ منطقی بدهند، ما هم طرح‌هایمان را ارائه داده‌ایم. در دولت سیزدهم با حکمرانی جدید، چشمه‌هایی امیدوارکننده در حوزه مردم داری و سیاست خارجی دیده می‌شود.

به یاد داریم پیش از انتخابات می‌گفتند آقای رئیسی باید در قوه قضائیه بماند؛ به این دلیل که مبارزه با فساد را ادامه دهد و هم اینکه در کارنامه خود تجربه کار اجرایی ندارد. امروز با توجه به گذشت صد روز از عملکرد دولت سیزدهم، چه پاسخی به این اظهارات داده شده است؟

یک دولت را در دو ظرفیت ارزیابی می‌کنند؛ ظرفیت اول، جهت‌گیری‌های دولت در حوزه‌های مختلف و ظرفیت دوم که مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، کارآمدی‌ها است.

آقای رئیسی وقتی در قوه قضائیه بود، نشان داد مصمم است که با فساد مبارزه کند چراکه فساد یک محور جدی و از مشکلات اساسی کشور به شمار می‌رود و بارها مقابله با آن، مورد تاکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است.

ما همان موقع می‌گفتیم که مبارزه با فساد در قوه قضائیه مبارزه با شاخ و برگ‌ها است، بنابراین رئیسی باید به قوه مجریه بیاید که مرکز اصلی مبارزه با فساد است رئیسی در طول مسئولیت خود در قوه قضائیه، به کارخانه‌های زیادی رسیدگی کرد، مستقیماً به برخی پرونده‌ها وارد شد و در سفرهای استانی خود با مردم مذاکره می‌کرد. به تدبیر قوه قضاییه و با مدیریت رئیسی در مدت نه چندان طولانی، با پیگیری‌هایی که انجام شد بیش از دو هزار مرکز تولیدی از حالت بسته بودن و توقف فعالیت‌هایشان خارج شدند و مجدداً آغاز به کار کردند.

همانطور که اشاره کردید، همه می‌گفتند که آقای رئیسی هنوز در جایگاه اجرایی قرار نگرفته و از جایگاه قاضی‌القضات برخوردار است؛ اما ما همان موقع می‌گفتیم که مبارزه با فساد در قوه قضائیه مبارزه با شاخ و برگ‌ها است، بنابراین آقای رئیسی باید به قوه مجریه بیاید که مرکز اصلی مبارزه با فساد است تا به صورت ریشه‌ای این مسیر را پیش بگیرد. این همان نکته‌ای است که مقام معظم رهبری نیز در اولین دیدارشان با هیئت دولت سیزدهم بیان کردند و گفتند که شما برای مبارزه با فساد الان در جای خود قرار گرفته‌اید.

تا این لحظه اقدامی در زمینه مبارزه با فساد انجام شده است؟

خبری در وزارتخانه‌ای مبنی بر «ممنوعیت خرید کارت هدیه و سکه» مطرح شد، چرا که پیشینه آن مشخص شده بود. کارت‌های هدیه و سکه‌ها فقط برای پرداخت‌های زیرمیزی به مدیران تهیه می‌شد. مجموعه عظیمی از شرکت‌ها وجود دارد که یک مجموعه آن «شستا» است و اعداد و ارقام عجیبی از آن به گوش می‌رسد.

رویکرد مقابله با اینها شروع شده است؛ یعنی هم دولت مُبلّغ آن است و آنجایی که نیازمند قانون باشد، مجلس هم مقوّم آن خواهد بود، کارگزاران نیز مجری آن هستند و در این مسیر حرکت می‌کنند.

مردم ما منصف هستند و منصفانه هم قضاوت می‌کنند. مردم چهار چشمی نگاه می‌کنند و حساس هستند و این یعنی بازگشت امید. به نظر می‌رسد اگر دولت هم بتواند باور آنها را تقویت کند، خودشان قضاوت درستی خواهند داشت.

مردم می‌گویند «اگر نیست برای همه نباشد و اگر هست برای همه باشد» و این عادلانه‌ترین و منصفانه‌ترین حرفی است که یک ملتی می‌تواند بیان کند. البته مردم قضاوت جامع خود را سه ماه دیگر خواهند داشت، یعنی وقتی ۶ ماه از کار دولت بگذرد، مردم اولین قضاوت جدی خودشان را نسبت به کارکرد دولت می‌کنند. بخشی از این قضاوت از باورهای مردم و بخشی دیگر از روزمرگی، معیشت، اقتصاد و آنچه که می‌بینند نشات خواهد گرفت.

سه ماه پیش‌رو که حوزه‌های عملیاتی گسترده‌تر می‌شوند، برای دولت بسیار مهم است. رئیس‌جمهور به دنبال راهکاری برای بهبود شرایط، کنترل تورم و تثبیت حدودی قیمت‌ها است که ان‌شاءالله در سه ماه آینده اولین چشمه‌های این موضوعات را به مردم نشان خواهد داد.

دولت در مذاکرات ذوق‌زده نشد/ ۱۰۰ روز است کنایه‌های تلخ نمی‌شنویم

با اینکه دولت در ابتدای راه است اما از امواج انتقادات در همین مدت کوتاه در امان نمانده است؛ مسیر و رویکرد آقای رئیسی نسبت به چالش‌های کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

رئیسی در همین مدت، رویکردهای خود را با مصوبات، تصمیمات حوزه اقتصادی و بانکی نشان داده است و به نظر می‌رسد آهنگ راه‌اندازی تولید در کشور شتاب خوبی می‌گیرد. البته نمی‌گویم عملکرد فعلی، کامل و بی‌نقص است. هنوز گیرهای زیادی وجود دارد؛ اما جهت‌گیری درست است.

بخشی از این جهت‌گیری به شخصیت رئیسی برمی‌گردد. مبانی نظری درست، پاکدستی، سخت‌کوشی و خستگی‌ناپذیر بودن در پیگیری مشکلات کشور مولفه‌هایی هستند که مردم و کشور تشنه آن بوده‌اند.

بنابراین آقای رئیسی فرمان درستی را در کشورداری به دست گرفته و مردم نیز با همین رویکرد به او رای دادند. صد روز از دولت سیزدهم را پشت سر گذاشتیم و جایی کمترین عدول از این رویکرد را در کارنامه او مشاهده نمی‌کنیم.

به نظر شما چه چیز باعث این رویکرد درست است؟

امروز دیگر بی‌بی‌سی نمی‌گوید رئیس‌جمهور چنین گفت و رهبری چنان! دیگر پرونده درنمی‌آید که مقام معظم رهبری در یک موضوعی اعلام نظر می‌کردند و رئیس‌جمهور اظهاراتی ۱۸۰ درجه متفاوت را مطرح می‌کرد رئیسی در کشورداری خود، باورمند به مشی و مرام مقام معظم رهبری است؛ مدلی که در سی و اندی سال قبل، آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به امام خمینی (ره) داشتند و همه اذعان دارند که رهبر انقلاب در زمان ریاست‌جمهوری خود درست‌ترین گزینه‌ها را انتخاب کردند و درست‌ترین رویکردها را داشتند. من از نگاه کارشناسی عرض می‌کنم، همه دیدند که در حوزه‌های عملی و عکس‌العملی، عمل و عکس العمل رهبری بهترین گزینه‌هایی بوده که ممکن بود انتخاب شوند.

آقای رئیسی مبنایی، قلبی و عملی به رویکرد رهبری اعتقاد دارد و در این مسیر حرکت می‌کند و این موجب قوت قلب مردم می‌شود. امروز دیگر بی‌بی‌سی نمی‌گوید رئیس‌جمهور چنین گفت و رهبری چنان! دیگر پرونده درنمی‌آید که مقام معظم رهبری در یک موضوعی اعلام نظر می‌کردند و رئیس‌جمهور اظهاراتی ۱۸۰ درجه متفاوت را مطرح می‌کرد.

ما در امر کشورداری اقیانوسی از ظرفیت و توانمندی و کوهی عظیم از حمایت به نام «ولایت فقیه» داریم، برای یک رئیس جمهور این بزرگترین پشتوانه است که از این ظرفیت استفاده کند. ضمن اینکه مشی مقام معظم رهبری، حمایت از همه دولت‌ها علیرغم فراز و فرودهایی که داشته‌اند بوده و این نکته بسیار مهمی است.

انتخاب مدیران و مسئولان از دیگر مسائلی بود که در این مدت حرف و حدیث‌های زیادی را هم از طرف منتقدان دولت رئیسی و هم از طرف حامیان او به دنبال داشته است. تحلیل شما از انتصابات در دولت سیزدهم تا این لحظه چیست؟

یکی از نکاتی که ممکن است امروز به عنوان نقد مطرح کنند این است که چرا همه مدیران و مسئولان دولت قبل بیرون ریخته نشده‌اند و تغییر نکرده‌اند؟ چون از دولت هفتم به بعد اینطور بوده که هر دولتی سر کار آمده، اگر زور وزیر می‌رسید از دربان و نگهبان تا معاون وزیر، همه را عوض می‌کرد.

طمأنینه آقای رئیسی در برخورد با این موضوع که مقداری موجب تعجب برخی شده، به اعتقاد من بخش دوم شیوه آقامنشانه‌ای است که رئیس‌جمهور در کشورداری از خود بروز می‌دهد. البته من هم معتقد هستم برخی از افرادی که با مبانی این دولت مخالفت دارند، در رویکردها کارشکنی می‌کنند و روحیه همکاری ندارند؛ به ویژه کسانی که مسبب شرایط فعلی کشور هستند نباید در این دولت جایی داشته باشند.

آقای رئیسی به جامعه القا می‌کند که اولویت اول من تغییر افراد نیست، اولویت اول من تصحیح رویکردها است، اتخاذ تصمیمات درست است و تسری دادن تمرکز به مشکل اساسی مردم یعنی معیشت و وضع اقتصادی است.

دولت در مذاکرات ذوق‌زده نشد/ ۱۰۰ روز است کنایه‌های تلخ نمی‌شنویم

در این باره باید دو سوی مسئله را ببینیم. یک سوی مسئله برخورد مبتنی بر مناعت طبع و بزرگ منشی آقای رئیسی است. شما هیچ وقت از آقای رئیسی نمی‌شنوید وارد قضاوت خصوصی از افراد شود؛ بلکه معتقد است کسانی که انتخاب می‌شوند باید ویژگی‌هایی را داشته باشند، بعد هم خیلی راحت می‌گویند اگر انطباق نداشته باشد، او را تغییر می‌دهیم.

این صریح‌ترین و صمیمانه‌ترین برخوردی است که رئیس‌جمهور می‌تواند با مجموعه دولتش داشته باشد. ممکن است کسانی به برخی از انتصابات اعتراضاتی داشته باشند و ممکن است بعضی از این اعتراضات هم وارد باشد، اما من معتقد هستم رئیس‌جمهور به محض اینکه به این دلالت برسد، در اینکه جابجایی انجام دهد هیچ تردیدی نمی‌کند.

به هر حال انتصاب صحیح و موفق بخش مهمی از پیمودن مسیر بهبود و موفقیت است!

بله؛ درست است. توفیق در کشورداری به دو عامل و مؤلفه اساسی بستگی دارد: اول، نقشه راه درست و دوم، کارگزاران کارآمد. اگر نقشه راه درست در دست مدیر باشد، مدیر به ظاهر ضعیف را هم به دنبال خودش می‌کشد اما اگر نقشه راه غلط باشد، مدیر قوی هم نمی‌تواند کاری انجام دهد.

نسل جدید کشور کجا باید تجربه بیاندوزد؟ در دولت سیزدهم با پایین آوردن هفت سال از سن متوسط کابینه نسبت به دولت قبل، رویکرد جوانگرایی نشان داده شد اگر چه ایده‌آل آن است که هم نقشه راه درست باشد و هم کارگزار قوی و توانمندی بر مسند مسئولیت قرار بگیرد؛ اما باید برای کشور، نیروسازی و جوانگرایی هم داشته باشیم.

نسل جدید کشور کجا باید تجربه بیاندوزد؟ در دولت سیزدهم با پایین آوردن هفت سال از سن متوسط کابینه نسبت به دولت قبل، رویکرد جوانگرایی نشان داده شد؛ اینکه جوان‌های کشور هم وارد فاز عملیاتی شوند. بنابراین باید تأکید ما روی درستی نقشه راه باشد که برخی به این موضوع انتقاد دارند. برخی معتقدند هنوز حوزه‌هایی از تصمیم‌سازی‌های اقتصادی ما که فوریت دارند، شفاف و روشن نیست.

برای مثال اصلاح نظام بانکی که دادِ صاحب‌نظران و حتی مراجع را هم درآورده است، از اولویت‌ها به شمار می‌رود. این موضوع محقق نمی‌شود مگر اینکه شما نقشه راه نظام بانکی را در کشور بازنگری کنید.

اعتراضات مردمی یکی از مسائلی بود که دولت سیزدهم خیلی زود با آن مواجه شد؛ عملکرد و ورود آقای رئیسی در دو موضوع حمله سایبری به سامانه هوشمند سوخت‌رسانی در آبان ماه و بحران آب در خوزستان و اصفهان چگونه بود؟

در این تنش‌هایی که در جامعه به وجود می‌آید، بخشی که اتصالات و ریشه‌های خارجی دارد ناشی از آفندها و هجمه‌های دشمن است. ما باید پدافندمان را که اصطلاحاً به پدافند غیرعامل آن را می‌شناسیم، قوی کنیم. همان‌گونه که تا پدافند غیر عامل سپاه پهپادهایی که برای شناسایی وارد حریم کشور شدند را به اختیار خود درآورد و به زمین نشاند.

نکته جالبی که در این زمینه اتفاق افتاد اطلاع‌رسانی سریع به مردم بود. ما برای اولین بار دیدیم که دوستان در حوزه امنیت، حوزه اطلاعات، حوزه نرم‌افزاری تخصصی و رسانه در گردهایی شروع کردند به شرح و توضیح ماجرا، که این یک کار نویی بود. همچنین به نظر من پیگیری رسانه‌ها، اقدام بسیار نو و جدیدی بود.

در موضوع خوزستان، اولین چیزی که دولت پذیرفت این بود که «حق با مردم است». بنابراین همه بسیج شدند تا مشکل حل شود. بسیج یعنی از آنچه دولت می‌توانست بودجه بگذارد، آنچه که نیروها و نهادها می‌توانستند بروند میدان داری کنند، آنچه در کشیدن خطوط لوله جدید مقدور بود، همه اینها انجام شد تا موضوع حل و فصل شود.

مردم خوزستان چون تجربه دیگری از سیل خوزستان و دیدن چهره‌هایی مثل شهید سلیمانی داشتند و اینکه کل مردم ایران برای خوزستان به پا خاست، متوجه شدند نظام آنها را ولی نعمت خود می‌داند. به نظر من رویکرد دولت در خصوص خوزستان بسیار خوب بود.

موضوع زاینده‌رود، تبعات بعدی آن، اتصال موضوع به چهارمحال و بختیاری و بعد از آن هم شرایط یزد نشان داد که زاینده رود یک موضوع چند وجهی است و مثل خوزستان نیست. شب گذشته دفتر مطالعات استراتژیک ریاست‌جمهوری نشستی با حضور صاحب نظران استان‌های مختلف، متخصصین آب، متخصصین منابع تشکیل داد که هرکدام دیدگاه‌های خود را مطرح کردند. جمع‌بندی اولیه این بود که این معادله چند وجهی است و باید در یک نگاه جامع برایش راه‌حل و فرمول پیدا کنیم.

این نوع رسیدگی به مردم آرامش می‌دهد، جامعه متوجه می‌شود که دولت و مسئولان نه‌تنها به دنبال حذف صورت مسئله نیستند بلکه به دل مشکل می‌روند و برای حل آن تلاش می‌کنند تا راه حل‌ها را پیدا کنند.

البته مثل همیشه شاهد مسئله‌آفرینی و ماهی گرفتن ضد انقلاب از آب گل آلود بودیم. ولی اینها مثل کف روی آب کنار می‌رود و این مطالبه اصیل مردم است که می‌ماند. به نظر من دولت سیزدهم در مواجهه با این چند مشکلی که شما ذکر کردید مدبرانه، هوشمندانه و حکیمانه برخورد کرد. همچنین در حوزه سیاست خارجی بسیار متین، منطقی و با رویکرد فعال برخورد کرده است.

دیدگاه شما درخصوص عملکرد دولت سیزدهم در مساله برجام چیست؟

الان بنا دارم درباره برجام هیچ چیز نگویم تا یک مقدار مذاکرات جلو برود، آقای رئیسی در حوزه سیاست خارجی بسیار متین، منطقی و با رویکرد فعال برخورد کرده است و باید صبر کنیم تا تیم مذاکرات کار را پیش ببرد.

کد خبر 5368983

مطالب مرتبط

آسمان کشتی ارباب هنر می شکند تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم //// حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است /////// هنر نمی خرد ایام غیر از اینم نیست کجا روم به تجارت بدین کساد متاع.....

RECENTLY I WATCHED a show about English Department politics — the cup of Peak Television overfloweth — and when a character mentioned that Moby-Dick did poorly when it was published in 1851, I felt something. It wasn’t schadenfreude. I wasn’t happy that Herman Melville, bitter and disappointed at his book’s reception, drinking heavily, skulking about Lower Manhattan, then became a customs inspector who at one point saw his pay reduced from $4 per day to $3.60. I wasn’t pleased that he left Billy Budd unpublished when he died 40 years later, or that The New York Times misspelled Mobie Dick in his obituary, or that his masterpiece went out of print for decades before being rediscovered in the 1920s. I felt … something else.

As far as I know, the feeling doesn’t have an English name, or even a German one. It isn’t quite what someone feels when they say “Pearls before swine” or when the speaker of Ecclesiastes notes that the race is not to the swift, nor yet bread to the wise, etc. But it’s not quite not that feeling, either. The best way to describe it might be as sad amazed amused alarm that something excellent can come into the world and be roundly ignored. The feeling stands behind William Golding’s description of Hollywood as a place where “nobody knows anything.” And behind Jesus’s idea that prophets are without honor in their own country. And behind outsider artists cranking out unread novels and weaving unhung tapestries and singing unheard songs that won’t receive their due until some point in the future when — if — critics decide to shed light on their work.

Even though it lacks a name, I’m not alone in feeling it. Many people feel it who have launched work into the world and seen it sink without a trace, or with just a few air bubbles to mark the occasion, as do people who have enjoyed a minute of recognition and then lost it, as do people who have never bothered showing others their work for fear of their reaction. These people — my people — think long and hard about Kafka’s obscurity during his lifetime, and about Emily Dickinson’s. We note with tragic satisfaction that Vermeer’s work was ignored for over 200 years, and we shake our heads in aggrieved unsurprise that Zora Neale Hurston was forgotten for decades — and buried in an unmarked grave — until Alice Walker wrote about her in a 1979 essay. The case of Moby-Dick made it into a television show about English Department politics because it’s one of those things professors repeat all the time, because they themselves have written unpublished or unrecognized novels, and they take consolation in the fact that the Great American Novel itself was met with indifference upon its release.

Is this an embarrassing feeling? You bet. Someone might hope that their work went unnoticed because it was ahead of its time, or because critics weren’t discerning enough to get it — “Too many notes, dear Mozart, too many notes,” remarked Emperor Joseph II — but they can’t know that to be true. The feeling is at best self-serving and at worst deluded. It seems to share DNA with 2020 Trump tweeting “I WON THE ELECTION,” and it’s forced to admit that most art that arrives DOA deserves to arrive that way. Nor can feelers of the feeling account for the fact that a lot of great art is celebrated immediately, in its time. That Shakespeare was the most popular playwright of his day. That Toni Morrison and Gabriel García Márquez won the Nobel Prize. That Haruki Murakami shatters sales records in Japan. That the Beatles happened.

Fitting or unfounded, the feeling finds its greatest expression in a series of books by David Markson beginning with Reader’s Block and continuing through This is Not a Novel, Vanishing Point, and The Last Novel. Markson, who died in 2010, was arguably the feeling’s patron saint, its flagbearer and finest articulator/evoker. How did he do it? Artfully and allusively in a genre he made up — or suspected he’d made up — and likened to a kind of literary collaging. Each of the books in his tetralogy opens similarly, with a disembodied narrative consciousness called Author or Writer or Protagonist (sample first line: “Writer is pretty much tempted to quit writing. Writer is weary unto death of making up stories.”), and then jumps to an anecdote about a poet or painter or historian or philosopher who suffered some humiliation (sample second line: “A seascape by Henri Matisse was once hung upside down in the Museum of Modern Art in New York — and left that way for a month and a half.”). From here the anecdotes pile up about celebrated artists’ deaths and illnesses, about the professional slights they suffered, about the insults they flung at their rivals and the wild variety of ways they could be stung by their rivals’ criticism of them.

For people with this nameless, embarrassing feeling — not-schadenfreude? schadenfreude without shade? — Markson’s books are a bible. In them, we learn that Virginia Woolf dismissed Ulysses as “[a]n illiterate, underbred book […] the book of a self-taught working man, and we all know how distressing they are.” We discover that Tolstoy once said to Chekhov, “You know I can’t stand Shakespeare’s plays, but yours are worse.” And, “Stephen Crane’s judgment that War and Peace should have been one third its length: It goes on and on like Texas.” And, “A presumptuous mediocrity, Tchaikovsky called Brahms.” And, “There are so few people who know how to make art. — Julian Schnabel. One less than he thinks. — Robert Hughes.” And, “He has no insight into character. And no dramatic talent. His dialogue hardens to wood and stone. Said Emerson about its author after reading Oliver Twist.” And, “Simple Wordsworth and his childish verse, Byron called him and it.” And, “The greatest lesbian poet since Sappho, Auden called Rilke.” And, “Dvořák, to Sibelius: I have composed too much. Brahms, to Dvořák: You do write a bit hastily.” And, “George Santayana, reading Moby Dick: In spite of much skipping, I have got stuck in the middle.” And, “From an earliest major review of Jane Eyre: Sheer rudeness and vulgarity.” And, “I find it impossible to take him seriously as a major writer and have never ceased to be amazed at the number of people who can. Said Edmund Wilson of Kafka.” And, “Paradise Lost sold fewer than three hundred copies a year in its first ten years in print.” And, “William Faulkner once allowed himself to be interviewed on radio during a University of Virginia football game. And was introduced as a winner of the Mobil Prize.” And, “A vulgar, brutal boor, wholly ignorant of political science, of military affairs, of everything else which a statesman should know. Said a London journal of Lincoln at the start of the Civil War.” And, “You can be up to your boobies in white satin, with gardenias in your hair and no sugar cane for miles, but you can still be working on a plantation. Said Billie Holiday.” And, “I don’t understand them. To me that’s not literature. Said Cormac McCarthy of Henry James and Marcel Proust.” And, “George Seurat, who was dead at thirty-one. And had sold only two paintings in his life.” And, “Bizet died only three months after the premiere of Carmen — convinced it was an irremediable failure.” And, “Realizing that as recently as in the case of Haydn, musicians under the patronage of royalty were still treated as servants — and still wore livery.” And, “The thought of Rembrandt’s bankruptcy, at fifty. Of his possessions — his paintings — being sold for whatever pittance they might bring. Of Rembrandt himself being evicted from his home. Rembrandt.” And, “Beatrix Potter had to pay to publish The Tale of Peter Rabbit.”

If the feeling has a fulcrum, it’s probably this Marksonian pairing: “I say that if you can tell a story in a picture and if a reasonable number of people like your work, it is art. Said Norman Rockwell. If more than ten percent of the population likes a painting it should be burned. Said Shaw.”

Despite having this bible, we feelers of the feeling know we’d be healthier — and happier — without it. Or at least with other, better-natured feelings surrounding and smothering it. Markson seemed to know this, too, and so interlaced all the asperity and rubber-necking misfortune in his books with another kind of anecdote that produced another kind of feeling. It, too, doesn’t have a name, but it’s related to acceptance. And to gaining a wide-angle perspective on life and the world and our place in it. It’s related to emotion recollected in tranquility. And to wondering if there really are no ideas but in things. It can be glimpsed, maybe even grasped, from these passages from Markson:

“Caesar, asked to name the best death: A sudden one.”

“Keep apart, keep apart and preserve one’s soul alive — that is the teaching for the day. It is ill to have been born in these times, but one can make a world within a world. Wrote George Gissing.”

“A mere trifle consoles us, a mere trifle distresses us. Said Pascal.”

“More than 60 percent of the people in the United States have not read a book from beginning to end since adolescence. If then.”

“Langston Hughes’ request that a particular Duke Ellington composition be played at his funeral: Do Nothing Till You Hear from Me.”

“All sorrows can be borne if you put them into a story. Said Isak Dinesen.”

“Thinking with someone else’s brain. Schopenhauer called reading.”

“I skate to where the puck is going to be, not where it’s been. Said Wayne Gretzky.”

“For years, Vachel Lindsay sold his poetry on street corners. The first time he did so, in New York in 1905, he took in thirteen cents. And was overjoyed.”

Whether or not I ever outgrow these feelings, I expect to return to Markson in years to come, if only to consider the question he ended his work with:

“Is it true then, what they say — that we become stars in the sky when we die? Asks someone in Aristophanes.”

Even though that’s not the real ending. Even though the real, final ending is this: “The old man who will not laugh is a fool. Als ick kan.

¤

Josh Emmons is the author of several books, most recently A Moral Tale and Other Moral Tales. He teaches fiction writing at UC Riverside.

 

 

۱۴۰۰ آذر ۱۲, جمعه

این هم تاریخچه و روش مایه کوبی آبله سیدی ابن سینا.  تفریح القلوب (ترجمه ادویه قلبیه ابن سینا)، ص:  2  بعد ها باید با باد و بروت کَرّ و فَرّ از انستیتو پاستور فرانسه گرفت و در بوق کرد 

 - شفاء المجدور در پنج فصل- نکته بسیار جالب در این رساله چگونگی انجام واکسیناسیون در زمان‌های گذشته است چنانکه وی در بخشی از کتاب می‌نویسد:
«فاضل گیلانی در شرح قانون فرموده که اهل اساتیق را برای جدری (یعنی آبله) معالجات مجربه است که قبول و انکار او از صبغه ارباب عقول سلیمه نباشد مثل آنکه جون جدری به صبی یا صبیه ظاهر شود و پر از مائیه گردد، دانه‌ای از دانه‌های او را می‌شکافند و مائیه او را بر باطن ساعد طفل صحیح دیگر که جدری باو بروز نکرده قریب رسغ از دست راست می‌مالند و در آنجا چند سوزن می‌زنند تا آن مائیه بر طوبات باطن جلد او مختلط شود پس بعد ساعات قلیله برو حمی ظاهر می‌گردد و از جدری عدد قلیلی در آن موضع و بر سایر بدن بروز می‌کند و بی‌غایله صحت می‌یابد».
 

۱۴۰۰ آذر ۱۱, پنجشنبه

با این همه ویلیام ناکس دارسی باید بیاید برای ما نفت کشف کند، بی خبر و غافل ملتی که مائیم...                                                                                   کاریان . (اِ خ ) یکی از قلاع مشهوره فارس بوده که بر فراز کوهی واقع گردیده و آتشکده ای در آنجا معظم و معتبر ساخته بوده اند و آتش از آنجا به اطراف می‌برده اند وقتی عمرو لیث صفار قصد تسخیر آن قلعه کرد و میسر نگردید و از آن در گذشت. (انجمن آرا) (آنندراج). شهری در ایالت فارس است که در نیمه ٔ راه بین بندر سیراف ۞ و دارابجرد بوده است و در آنجا امروز هم آثار ویرانه ٔ معبد قدیمی پدیدار است . ظاهراً آتش مقدس آنجا را بوسیله ٔ یک منبع نفتی ۞ افروخته نگاه می‌داشته اند بموجب روایت مسعودی ۞ این معبد را آذرجوی می‌خوانده اند یعنی نهر آتش و مسلماً این همان آتشکده است که در تاریخ بیرونی به نام آذرخوره ۞ مذکور است. (از مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی، تالیف محمد معین ص 221). و رجوع به ص 222، 224، 227، 242 از کتاب مذکور شود. شهرکی است به ناحیت پارس از داراگرد، اندر حصاری است صعب و محکم و اندر وی آتشکده ای است که آن را بزرگ دارند. (حدود العالم در ذکر ناحیت پارس ). قریه ای است شش فرسنگ و نیمی میانه ٔ شمال و مغرب بید شهر (فارسنامه ) و هرم و کاریان از این اعمال است [ کارزین ] . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 135). به کارزین قلعه ای محکم است و از رود زکان آب بدانجا برده اند و هرم و کاریان و مواضع بسیار از توابع صحرای این عمل است . (نزهة القلوب ، چ گای لسترنج ، المقالة الثالثه ص 118). و رجوع به یشتها تفسیر استاد پورداود ج 1 ص 513 و ج 2 ص 240 و 312 و خرده و اوستا ص 130 و سبک شناسی ج 1 ص 32 و 41 شود /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

دارسی . (اِخ ) ویلیام ناکس دارسی تبعه ٔ انگلستان در سال 1848 م . به جهان آمد. در 17سالگی با خانواده ٔ خود به استرالیا مهاجرت کرد. پدرش وکیل دعاوی بود و به این ترتیب فرزند خود را نیز به آموزش علم حقوق ترغیب کرد. دیری نگذشت که ویلیام نیز پیشه ٔ پدر را پیش گرفت و سالیانی وکیل دادگستری بود. روزی شخصی بنام «ساندی مورگان » یک قطعه سنگ کوارتز به او نشان داد و او را به استخراج معادن ، بخصوص معدن طلا تشویق کرد. بزودی با استخراج معادن طلای آن سامان ، دارسی دولتمند شد و به لندن بازگشت . یک مرد ارمنی بنام «کتابچی خان » که روزی رئیس گمرکات ایران بود و از وجود نفت و منابع دیگر در خاک ایران آگاهی داشت فرزندان خود را برای تحصیل به اروپا فرستاده و بوسیله ٔ آنها «سر هانری ولف » را وادار کرده بود که با دارسی وارد مذاکره شود و به دارسی اطمینان بدهد که در خاک ایران به نفت خواهد رسید. تاریخ این داستان مقارن آغاز پادشاهی مظفرالدین شاه است . در زمان او چون خودش مرد توانایی نبود نفوذ دولت های روس و انگلیس در ایران بیشتر شد و هر کدام در گرفتن امتیازات مختلف از دولت ایران بر یکدیگر پیشی جستند سرانجام در 28 ماه مه 1901 بموجب امتیازی ، استخراج معادن نفت سراسر ایران بجز استانهای شمالی (آذربایجان - گیلان - مازندران - گرگان و خراسان ) به دارسی داده شد. دارسی از نقاطی که آتشکده های ایران باستان در آن بود شروع به کاوش کرد و از فارس تا کوهپایه های آرارات همه جا را کند و کاوید و سرانجام ناامید شد. بویژه بانکهای انگلیسی هم دیگر به او اعتباری نمی‌دادند و مردم انگلستان این مرد سخت کوش را دیوانه می‌شمردند.او بار دیگر قرارداد تازه ای با دولت ایران بست که بموجب آن از 1901 تا 66 سال بعد اختیار هرگونه کاوش و خاک برداری به او داده شد. سرانجام بقول خودش ایران «وطن ثانی » او گردید. چرچیل نخست وزیر سابق انگلستان موجباتی پیش آورد که بتواند این امتیاز را در اختیار دولت انگلیس قرار دهد و در ماه مه 1914 که اندک اندک جنگ جهانی در میگرفت ، لایحه ٔ خرید سهام شرکت نفت انگلیس و ایران را از مجلس گذراند و به این ترتیب قرارداد ویلیام ناکس دارسی متعلق بدولت انگلیس شد. (از کتاب طلای سیاه یا بلای ایران ابوالفضل لسانی صص 48-51).

۱۴۰۰ آذر ۱۰, چهارشنبه

مواضع متعادل ایران، ادعای غربی ها را بی اعتبار کرد

مواضع متعادل و بی پرده ایران در مذاکرات وین، علاوه بر ایجاد فضای خوشبینی در این مذاکرات، راه را برای مذاکراتی هموار کرده است که منجر به حصول نتیجه شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه تهران تایمز در سر مقاله امروز خود به مذاکرات وین و موضع صریح و مشخص تهران در این مذاکرات پرداخت.

تهران تایمز در ابتدا ضمن اشاره به آغاز مذاکرات بین ایران و گروه ۱+۴ شامل روسیه و چین و سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان در هتل «پالاس کوبورگ» در شهر وین پایتخت اتریش در روز دوشنبه، نوشت که علی باقری معاون وزیر امور خارجه ایران و «انریکه مورا» معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا مشترکا ریاست اولین جلسه را بر عهده داشتند.

پیش از شروع مذاکرات، رسانه‌های غربی به طور هدفمند، وضعیت کلی و روح حاکم بر مذاکرات وین را حتی قبل از اینکه مذاکره کنندگان قدم در جلسه بگذارند، تیره و تار توصیف کرده بودند. آنها نسبت به آنچه به زعم خودشان «خواسته های حداکثری» ایران عنوان می‌شود، هشدار داده، ایده توافق موقت را مطرح کرده و ایران را به جدی نبودن در این مذاکرات متهم کردند.

اما اولین ملاقات بین ایران و کشورهای یاد شده پوچی تمامی ادعاهای رسانه‌های غربی را در این رابطه نمایان کرد چرا که جدیت ایران به محض ورود تیم مذاکره کننده ایرانی به وین که شامل ۴۰ نفر از متخصصان کارکشته از بسیاری از بخش‌های اقتصادی کشور است، مشخص شد. این مسئله نشان می‌دهد که ایران کاملاً آماده است تا حتی در دور اول مذاکرات، معامله‌ای خوب انجام دهد.

تهران در جریان جلسه نیز بار دیگر جدیت خود را نشان داد و اعلام کرد که هدف مذاکرات، برچیدن مؤثر و قابل راستی آزمایی همه تحریم‌های آمریکا برضد ایران است و همچنین تضمینی برای اینکه واشنگتن مجدداً از تعهدات خود شانه خالی نکند.

باقری در جلسه مذکور با تاکید بر لزوم برچیدن تمامی تحریم‌های غیرانسانی و قلدرمآبانه آمریکا علیه مردم ایران، گفت: رفع تحریم‌ها باید سرلوحه مذاکرات باشد.

نکته قابل توجه این است که دیپلمات‌های غربی پیش از آغاز این مذاکرات ابراز بدبینی کرده بودند اما بعد از اولین جلسه مذاکرات، بسیاری از آنها ابراز خوشبینی نمودند، از جمله مورا که گفت: من به شدت احساسی مثبت نسبت به آنچه امروز شاهدش بودم، دارم.

همچنین «میخائیل اولیانوف» نماینده روسیه در سازمان‌های بین المللی نیز از سرگیری مذاکرات در وین را موفقیت آمیز ارزیابی کرد. باقری نیز اظهار داشت که درباره این مذاکرات خوشبین است.

خوشبینی یاد شده در فضای مذاکرات وین نتیجه مواضع متعادل ایران است که مسائل را رک و پوست کنده مطرح کرده و به علت اصلی وضعیت فعلی پرداخته است. باقری از ادعای برخی طرف‌های غربی درباره احیای توافق هسته‌ای ایران خبر داد و تاکید کرد تا زمانی که کارزار فشار حداکثری آمریکا زنده است، احیای برجام اغراق و گزافه گویی بیش نیست.

موضع ایران منجر به مواردی شد که به هموار کردن راه برای مذاکرات نتیجه گرایانه تر کمک کرد. اول اینکه ایران به صراحت اعلام کرد که تحریم‌های آمریکا باید فوراً برچیده شوند و نه به صورت تدریجی.

باقری بر این موضع تاکید و اعلام کرد که تحریم‌ها باید به یکباره برداشته شوند. مفهوم این موضع ایران این است که چیزی به نام توافق موقت که توسط محافل دیپلماتیک غربی مطرح می‌شود، وجود نخواهد داشت زیرا توافق موقت مستلزم حذف بخشی از تحریم‌ها است که این مسئله در تضاد با موضع اصلی ایران مبنی بر لزوم برچیدن یکباره همه تحریم‌ها است.

شبکه تلویزیونی الجزیره که در مالکیت کشور قطر است، روز سه شنبه به نقل از یک مقام ایرانی که نامش فاش نشد، اعلام کرد که تهران ایده حصول توافقی موقت با مذاکره کنندگان در وین را رد کرده است.

الجزیره در ادامه به نقل از مقام مذکور گفت که ایران گزینه‌های دیگری در صورت عدم موفقیت مذاکرات دارد و طرف‌های دیگر از این مسئله آگاه هستند. این مسئله ما را به نتیجه دیگری از این مذاکرات می‌رساند.

آنچه کاملاً مشخص است این است که ایران جدیت و تمایل خود را برای دستیابی به یک توافق خوب نشان داده است. اصول و الزامات دور جدید مذاکرات در جلسه روز دوشنبه کاملاً برجسته و مشخص شد. تیم مذاکره کننده ایران به دنبال تعیین اصول و مبانی مذاکرات بود و این کار را با موفقیت انجام داد.

اما اگر غرب این اصول را زیر پا بگذارد چه؟ اهمیت طرح جایگزین (پلن بی- Plan B) ایران در همین جا است. ایران تاکنون از ارائه چنین طرحی خودداری کرده است، اما محمود عباس زاده مشکینی سخنگوی کمیته امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته است: اگر غرب اصول مذاکره از جمله اجرای توافق و احترام متقابل را اجرا نکند و دوباره تخلف کند، ایران سناریوهای دیگری آماده کرده است.

کد خبر 5365154

 

دفتر آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید تصاویر 'نامه عذرخواهی' آیت الله آذری قمی را منتشر کرده

احمد آذری قمی در سال ۱۳۷۷ با تاکید بر اینکه "رهبری آقای خامنه‌ای معلول تلاش وی بوده"، از این بابت عذرخواهی کرد
توضیح تصویر،

احمد آذری قمی (عکس سمت چپ) در سال ۱۳۷۷ با تاکید بر اینکه "رهبری آقای خامنه‌ای معلول تلاش وی بوده"، از این بابت عذرخواهی کرد

دفتر آیت الله علی خامنه ای می گوید تصویر دو نامه ای را منتشر کرده که به نوشته این سایت،دستنوشته "عذرخواهی" آیت الله احمد آذری قمی از آقای خامنه ای است اما محققان مستقل اصالت این را رد کرده و محسن کدیور اسلام شناس و تاریخ پژوهش ایرانی آنها را "جعلی" خوانده است.

وب سایت آقای خامنه ای می گوید "در پی انتشار نامه پوزش خواهی مرحوم آیت‌الله آذری قمی از رهبر معظم انقلاب اسلامی در رسانه‌ها و طرح برخی ادعاها و تردیدها در صحت و تاریخ آن، برخی از پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی و تعدادی از مراکز و مؤسسات فعال در حوزه مطالعات تاریخی... درخواست روشنگری و رفع ابهام کردند" و "این دفتر برای رفع هرگونه ابهام و به منظور بهره‌برداری همه‌ی علاقمندان بخصوص پژوهشگران حوزه تاریخ انقلاب اسلامی، تصویر آنها را منتشر می‌کند".

متن یکی از دو نامه پیشتر در خبرگزاری های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر شده بود اما پژوهشگران و محققان مستقل می گویند در صحت این نامه های منسوب به آقای آذری قمی تردید جدی وجود دارد و آن را "جعلی" می خوانند.

آیت الله آذری قمی به دلیل انتقادهایی که در پایان عمر خود به آیت‌الله خامنه‌ای مطرح کرد، منزوی شد و در حالی که در خانه خود محصور بود، در ۲۲ بهمن ۱۳۷۷ در سکوت خبری درگذشت.

آقای آذری قمی در پایان عمر خود طی نامه ای سرگشاده به "مردم ایران و به ویژه جوانان"، به دلیل نقشی که در مجلس خبرگان رهبری در رسیدن آقای خامنه‌ای به جانشینی آیت الله خمینی داشت عذرخواهی کرد اما در سال های اخیر دفتر آیت الله خامنه ای و رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران بر "عذرخواهی" آیت الله آذری قمی از رهبر ایران اصرار می کنند.

نامه

منبع تصویر، khamenei.ir

توضیح تصویر،

تصویری که سایت آیت الله خامنه ای منتشر و آن را به آیت الله آذری قمی منسوب کرده است. محسن کدیور نامه های تازه منتشر شده توسط دفتر رهبر ایران را "جعلی" خوانده است

محسن کدیور از پژوهشگران امور دینی و تاریخ معاصر ایران در کانال تلگرامی خود نوشته است که "دو دستخط منتشره از سوی این دفتر نه تنها ابهامات و پرسش های اعتبار نامه عذرخواهی را رفع نکرد، بلکه ادله و قرائن جعلی بودن آن و نیز دستخط جدید را تقویت کرد".

آقای کدیور نوشته است "تفاوت تاریخ دو نسخه دست خط عذرخواهی ادعایی نخست (دفتر رهبری، مورخ ۱۳ خرداد ۱۳۷۵، ۱۴ محرم ۱۴۱۷) و (خبرگزاری فارس، مورخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۶، فاقد تاریخ قمری) از ادله جعلی بودن آن است. کلیه اشکالات درباره سربرگ، صندوق پستی، جای درج تاریخ زیر امضا، تعارض قطعی محتوای نامه عذرخواهی با کلیه مطالب چهار سال آخر آذری به جای خود باقی است. خط تاریخ این دستخط با خط متن آن یکی نیست".

پادکست
پادکست
به عبارت دیگر

گفتگو با چهره‌های سیاسی، هنری و ادبی از تلویزیون فارسی بی بی سی.

برنامه ها

پایان پادکست

به نوشته وی "بیانیه ها و نامه های انتقادی آذری قمی بعد از دو دستخط ادعایی مذکور به وضوح نشان می دهد آذری قمی با نقد ساختاری مرجعیت و رهبری خامنه ای در حصر جان داد و داغ عذرخواهی از رهبری را به دل مقام معظم گذاشت".

احمد آذری قمی تا اوایل دهه ۷۰ شمسی از طرفداران آیت الله خامنه ای بود اما به مرور با "حجت‌الاسلام والمسلمین" خواندن آقای خامنه‌ای، انتخاب وی به رهبری در خرداد ۱۳۶۸ را از "باب ضرورت" دانسته و به ادامه پیدا کردن آن انتقاد داشت.

آیت الله آذری‌قمی، در نامه‌های متعددی، اعلام مرجعیت آیت‌الله خامنه‌ای را "نادرست" خوانده بود و از جمله در نامه ای که آبان سال ۱۳۷۴ منتشر کرده بود نوشته بود که اصرار بر "نفی صلاحیت مرجعیت آقای خامنه‌ای دارم".

آقای آذری قمی در این نامه نوشته بود "من به وظیفه‌ی شرعی خود عمل می‌کنم و برای پیامدهای اطلاعاتی آن حتی قتل آماده‌ام. بیش از این لازم نمی‌دانم مطلب را تعقیب کنم."

این نامه پس از آن نوشته شده بود که آقای آذری‌قمی اجازه چاپ رساله خود را نیافت.

احمد آذری‌قمی در اواخر عمر مبتلا به سرطان‌شد اما به دلیل حصرخانگی، امکان مداوا نیافت.

او در روز ۲۲ بهمن ۱۳۷۷ در بیمارستان خاتم‌الانبیای تهران وابسته به سپاه پاسداران، در حالی که تحت نظارت ماموران امنیتی بود، درگذشت.

نامه

منبع تصویر، khamenei.ir

توضیح تصویر،

محسن کدیور پژوهشگر امور دینی می گوید "کلیه اشکالات درباره سربرگ، صندوق پستی، جای درج تاریخ زیر امضا، تعارض قطعی محتوای نامه عذرخواهی با کلیه مطالب چهار سال آخر آذری به جای خود باقی است"