۱۴۰۳ اسفند ۱۰, جمعه

 

کمانه این تیر به پیشانی اتحادیه اروپا خواهد خورد

تیرخلاص به پیشانی زلنسکی

در گوشه از کاخ سفید امریکا

 
 
 

 

 

زلنسکی بالاخره خود را به امریکا و کاخ سفید رساند به این امید که حمایت امریکا برای ادامه جنگ اوکراین را کسب کند، اما رفتاری که ترامپ و معاون او با زلنسکی کردند، تیر خلاص بر پیشانی او بود. این تیر قطعا کمانه کرده و رهبران اتحادیه اروپا را نشانه خواهد گرفت. پیش از زلنسکی نخست وزیر انگلستان و رئیس جمهور فرانسه با ترامپ دیدار کردند که آنها نیز نتوانستند سد راه مذاکرات امریکا و روسیه و خاتمه جنگ اوکراین شوند.

در دیدار سه جانبه زلنسکی با ترامپ "ونس" معاون او، زلنسکی این سخنان تند را شنید:

"آیا شما فکر می کنید که این احترام آمیز است که به دفتر بیضی شکل ایالات متحده آمریکا بیایید و به دولتی حمله کنید که در تلاش است از ویرانی کشور شما جلوگیری کند؟"

ترامپ: " تو در موقعیتی نیستی که به ما بگی چکار کنیم!. تو با زندگی میلیون ها نفر قمار کرده ای! تو با جنگ جهانی سوم قمار کرده ای!"

نظر ایشان

 

 

پوتین: هنوز هم  بدنبال ادامه آن هستند

ضرباتی که از جنگ اوکراین

بر غرب وارد آمد کم نیست

سایت استالیستیه- تنظیم آذرنگ

 
 
 

 

 

 اولین تماس‌ها با دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تقویت کننده امید به حل تدریجی مشکلات انباشته شده بود. همه ما می بینیم که وضعیت جهان با چه سرعتی در حال تغییر است.

 نگرش متقابلی برای کار بر روی احیای روابط بین دولتی و حل تدریجی حجم عظیم مشکلات سیستمی و استراتژیک انباشته شده در معماری جهان وجود دارد. 

دقیقاً همین مشکلات بود که بحران اوکراین و سایر بحران های منطقه ای را برانگیخت. - مهم این است که شرکای فعلی ما نگاه واقع بینانه به مسائل را نشان دهند، بسیاری از کلیشه ها، به اصطلاح قوانین و کلیشه های مسیحایی و ایدئولوژیک پیشینیان خود را رد کنند، که در واقع منجر به بحران در کل نظام روابط بین الملل شد و در واقع - ما هم می بینیم - موجب تخریب خود جامعه غربی از درون شد. این را مشکلات در اقتصاد بسیاری از کشورهای غربی و در سیاست داخلی نشان می دهد.

 ما همه اینها را می بینیم. این امر به ویژه در جریان رویدادهای سیاسی داخلی در این کشورها مشهود است.

«تغییرات پویا در چشم‌انداز بین‌المللی تا حد زیادی نتیجه شجاعت و صلابت نیروهای مسلح ما، قهرمانان ما» در منطقه عملیات ویژه نظامی در اوکراین است .

آنها با شجاعت خود، از طریق پیروزی های روزانه خود، شرایط را برای آغاز یک گفت و گوی جدی، گفت و گو در مورد راه حل اساسی برای بحران اوکراین و سایر بحران ها ایفا کردند ، البته - ما همیشه در مورد-راه حل مسالمت امیز صحبت می کنیم، هرگز ان را رد نکردیم .

«در مورد ایجاد سیستمی که واقعاً تعادل و در نظر گرفتن منافع متقابل را تضمین کند، سیستمی از امنیت غیرقابل تقسیم اروپایی و جهانی، و برای درازمدت، زمانی که امنیت برخی به قیمت یا به ضرر امنیت دیگران و قطعاً نه به قیمت روسیه  و نه به هزینه روسیه تضمین شود».

البته همه از سرگیری تماس های روسیه و آمریکا راضی نیستند. برخی از نخبگان غربی همچنان مصمم به حفظ بی ثباتی در جهان هستند و تلاش خواهند کرد تا گفتگوی آغاز شده را مختل کنند یا به خطر بیاندازند.

 ما این را می بینیم. ما باید این را در نظر بگیریم و از همه امکانات دیپلماسی و خدمات ویژه برای خنثی کردن چنین تلاش‌هایی استفاده کنیم. مهمتر از همه، مانند گذشته، برای ما مهم است که قاطعانه از منافع ملی، حاکمیت، زندگی و آزادی شهروندان خود در برابر هرگونه تهدید دفاع کنیم.

من از فدراسیون روسیه می خواهم به کار سیستماتیک در همه زمینه‌های مربوطه، تقویت پوشش ضدجاسوسی، اطلاعات نظامی و استراتژیک، اقدامات جدی برای حفاظت از مرزهای دولتی، مبارزه با افراط‌گرایی و تروریسم بین‌المللی و امنیت اقتصادی و غیره، ادامه دهد.

نظر ایشان

  

سرمقاله

آیا دفاع از انقلاب 57

درجا زدن در گذشته است؟

     

این سئوال بی جائی نیست، وقتی از ما می پرسند که شما پس از چهار دهه چرا هنوز از انقلابی که در سال 57 روی داد و حاصل آن جمهوری اسلامی و حاکمیتی است که مردم پشت به آن کرده اند دفاع می کنید؟

این سئوال بویژه از سوی دو نسل پس از انقلاب 57، با نفی آن انقلاب و حتی در انتقاد از سرنگونی رژیم شاه با سئوال دیگری همراه است و آن سئوال اینست که چرا نسل انقلاب بجای انقلاب و سرنگونی رژیم شاه، سعی نکرد آن رژیم را ناچار به اصلاحات و یا بقولی "رفرم" کند؟

این سئوالات دو نسل پس از انقلاب را، برخی از بازماندگان انقلاب 57 نیز مطرح می کنند. چه مذهبی و چه غیر مذهبی. چه چپ و چه غیر چپ.

ما سعی می کنیم به این سئوالات اینگونه پاسخ بدهیم:

1- دفاع از انقلاب 57 و آرمان ها، شعارها و اهداف آن انقلاب همچنان مطرح است، زیرا امروز قریب 80 در صد آن آرمان  ها و اهداف در دستور جنبش تحول خواهی است که اکنون در سراسر کشور جریان دارد. تلاش ما اینست که جنبش کنونی را با جنبش سالهای 56 و 57 که منجر به انقلاب شد آشتی بدهیم و از آن مهم تر، به نسل کنونی نشان بدهیم که انقلاب 57 آرمان ها و اهدافی داشت که امروز هم مطرح است و نسل انقلاب درست در همان مقطعی قرار گرفته بود که نسل کنونی قرار گرفته است. بنابراین، دفاع از انقلاب 57 به نوعی دفاع از جنبش تحول خواهی کنونی است.

2- جمهوری اسلامی که پس از انقلاب حاکم شد، گام به گام در مسیری انحرافی قرار گرفت تا به نقطه امروزی رسید. در طی شدن این مسیر نیروهای مرتجع مذهبی، بازماندگان رژیم گذشته، توطئه های جهانی علیه اهداف انقلاب، چپ روی های نیروهای مذهبی و غیر مذهبی، ترورها، انفجارها، اعدام ها، جنگ 8 ساله با عراق و دهها و دهها رویداد دیگر نقش داشتند که برای تحلیل جمهوری اسلامی کنونی، باید از آن ها آگاه بود. شک نیست که سهم اصلی در انحراف از اهداف انقلاب و رسیدن جمهوری اسلامی به شرایط کنونی را حاکمیت طی 4 دهه گذشته داشته است.

3- رژیم شاه، بویژه پس از کودتای 28 مرداد و از دهه 1340 در مسیری گام گذاشت اصلاح ناپذیر. بویژه در دهه 1350. آن رژیم چند فرصت رفرم و اصلاحات را از دست داد و استبداد و خودکامگی و سرکوب و زندان و اعدام های سیاسی را پیش گرفت و نشان داد که اهل اصلاحات نیست و اساسا به اصلاحات نمی اندیشد. حتی انتقادهای بسیار نرم درون حکومتی ها مانند امثال "ابتهاج" بنیانگذار پاکدست و مدیر لایق سازمان برنامه و یا علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد و سپس رئیس دانشگاه تهران را هم تاب نیآورد و این منتقدان را هم یا خانه نشین و یا زندانی و حتی در چند نمونه سر به نیست کرد. حتی نظامیانی را بر نتابید که خیرخواهانه می خواستند استقلال نظر خود را داشته باشند و نسبت به تمرکز تام و تمام قدرت در دست شاه موافق نبودند. ارتشبد هدایت، ارتشبد آریانا، ارتشبد جم، ارتشبد حجازی و سپهد رزم آرا از جمله نمونه های این نظامیان عالیرتبه ای بودند که شاه امثال ارتشبد قره باقی را جانشین آنها کرد. آن رژیم حتی "علی امینی" را که به زور و فشار امریکا به شاه، نخست وزیر شد تا برخی اصلاحات را انجام دهد و از سقوط رژیم جلوگیری کند تحمل نکرد و شاه او را هم نه تنها خانه نشین کرد بلکه یک پرونده قضائی هم برایش درست کرد و ممنوع الخروج شد. نه تنها هیچ نیروی چپی امکان و اجازه فعالیت سیاسی نداشت، بلکه ملیون ایران هم یا خانه نشین بودند و یا زندانی. حتی در سال 56 که رژیم زیر فشار امریکا قرار گرفت تا تن به اصلاحات سیاسی بدهد، زیر بار نرفت و نامه های خیرخواهانه امثال علی اصغر حاج سید جوادی و در ادامه آن، نامه برخی رهبران جبهه ملی را برای اصلاحات نه تنها بی پاسخ گذاشت بلکه فرمان زندان برای آنها صادر کرد. هیچ کدام آنها خواستار سرنگونی رژیم سلطنتی و حتی سرنگونی شاه نبودند، بلکه خواهان اصلاحات بودند. روحانیونی که در داخل کشور بودند نیز کم و بیش با اصلاحات موافق بودند اما با سرنگونی سلطنت و شخص شاه خیر. از جمله آیت الله شریعتمداری. ما یقین داریم که اگر شاه در همان سال 56 تن به اصلاحات واقعی داده، دست خود و درباریان را از اقتصاد و نفت و رانت های حکومتی کوتاه کرده و مطابق قانون اساسی، تن به یک انتخابات واقعی برای مجلس و تعیین نخست وزیر از سوی مجلس و نه به فرمان شاه سپرده بود، جامعه به سمت انقلاب و سرنگونی نمی رفت و آیت الله خمینی فرصت نمی یافت تا بر موج نارضایتی های اجتماعی سوار شود.

بنابراین، از کف دادن فرصت های رفرم و اصلاحات از سوی رژیم زمینه ساز انقلاب و سرنگونی شد. شاه زمانی تن به عقب نشینی در نیمه دوم سال 57 داد که دیگر کار از کار گذشته و او روغن ریخته را نذر امام زاده کرد و از بختیار خواست تا نخست وزیر شود و خود از کشور خارج شد. همگان میدانستند که با فروکش کردن جنبش انقلابی و بازگشت مردم از خیابانها به خانه ها، شاه بار دیگر به کشور بازگشته و همان بساط استبدادی گذشته را از سر خواهد گرفت و موجی از سرکوب و اعدام و زندان آغاز می شود که خود شاپور بختیار را هم شامل می شد. فساد تا عمق رژیم رسوخ کرده و سلطنت به دندان پوسیده ای تبدیل شده بود که هیچ چاره ای جز کشیدن آن نبود.

4- آیا جمهوری اسلامی همان مسیری را طی می کند که رژیم شاه طی کرد؟ پاسخ ما به این سئوال اینست که این به اصلاح پذیری و همسو شدن رژیم با خواست های امروز جامعه ایران از یکسو و آگاهی تاریخی عمومی مردم و تلاش آنها برای تحمیل عقب نشینی رژیم در برابر تحولات بستگی دارد. در غیراینصورت تاریخ تکرار خواهد شد و این بار بسیار دردناک تر. دردناک تر بدان جهت که کار به جنگ داخلی و تجزیه ایران به چند جزیره کوچک خواهد کشید. عقب نشینی مردم ناممکن است زیرا تحولات یک حکم اجتماعی است، بنابراین، آن که باید از برابر مردم عقب نشینی کند حکومت است.

آیا حکومت  دارای این ظرفیت هست؟

پاسخ ما اینگونه است که حکومت یکپارچه نیست که ما از ظرفیت یگانه آن سخن بگوئیم. درعین حال نباید فراموش کرد که مردم ما علیرغم پشیمانی و انتقاد از انقلاب 57، حتی بی آنکه خود بدانند تحت تاثیر آن انقلاب و اهداف و آرمان های آن، امروز می کوشند تحولات را به حکومت تحمیل کنند. این از سر بی خبری و کم آگاهی نیست که بسیاری از شعارهای جنبش های اعتراضی امروز مردم، شباهت بسیار به شعارهای سال 56 و 57 دارد. حتی مضامین و شعارگونه بودن این شعارها همان است که در انقلاب 57 بود.

بدین ترتیب است که دفاع از انقلاب 57 که ما عمیقا به آن پایبند هستیم، جنبه دفاع از جنبش تحول خواهی امروز دارد و به همین دلیل است که بی وقفه رویدادها و شعارهای آن انقلاب را زنده نگه میداریم و تلاش جانفرسای حزب توده ایران برای جلوگیری از انحراف حکومت از آرمانها و اهداف انقلاب 57 را بی وقفه مطرح می کنیم.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

۱۴۰۳ اسفند ۹, پنجشنبه

 https://www.bbc.com/news/articles/cyvee9rpdq6o

 https://www.independent.co.uk/news/world/americas/us-politics/jeffrey-epstein-files-names-live-updates-b2705855.html

 28 Feb, 2025 00:38

DOJ releases ‘The Epstein Files: Phase 1’ (READ FULL)

Attorney General Pam Bondi has demanded a probe into the FBI for allegedly withholding the remaining files
DOJ releases ‘The Epstein Files: Phase 1’ (READ FULL)

The Department of Justice (DOJ) has released the first phase of declassified documents related to Jeffrey Epstein, which includes mostly previously known flight logs, phone records, and other materials linked to the convicted sex trafficker’s network of associates.

Labeled “The Epstein Files: Phase 1,” the documents were first made available to a select group of conservative influencers before being broadly released to the public on Thursday evening. The DOJ has not yet confirmed whether additional phases will follow or provided a timeline for further disclosures.

“The first phase of files released today sheds light on Epstein’s extensive network and begins to provide the public with long-overdue accountability,” said Attorney General Pam Bondi. “This Department of Justice is following through on President Trump’s commitment to transparency and lifting the veil on the disgusting actions of Jeffrey Epstein and his co-conspirators.”

According to the DOJ statement, the release is part of a broader initiative to increase transparency regarding Epstein’s criminal activities and the people connected to him. However, some critics have expressed disappointment. Representative Anna Paulina Luna (R-Fla.), who leads President Donald Trump’s declassification task force, stated that the release did not contain the substantive information the public had been expecting.

The DOJ has yet to comment on whether more names of high-profile individuals linked to Epstein will be revealed in future releases. The FBI, which has been accused of withholding documents, is also under pressure to release additional materials following Bondi’s demand for full disclosure.

Bondi has requested that the FBI hand over the remaining documents by 8:00am Friday and has “tasked FBI Director Kash Patel with investigating why the request for all documents was not followed.”

“There will be no cover-ups, no missing documents, and no stone left unturned – and anyone from the prior or current Bureau who undermines this will be swiftly pursued,” said Patel after Bondi wrote him a letter earlier in the day demanding the immediate release of all pertinent files. “The FBI is entering a new era – one that will be defined by integrity, accountability, and the unwavering pursuit of justice.”

 

از عماد آبشناس:
گزارش و تحلیل
اروپا تاوان برون سپاری امنیت خود را می پردازد
پس از جنگ جهانی دوم تقریبا همه اقتصاد های کشورهای اروپایی در حالت ورشکستگی قرار داشت، حتی آنهایی که به امید تامین سرمایه های خود هرآنچه داشتند را به آمریکا فرستادند تا دور از جنگ باشد.
عموما دلیل رشد اقتصاد های برخی کشورهای اروپایی مانند انگلیس و فرانسه و... این بود که اینها در دوره ای نیروهایشان را به جای جای جهان فرستادند تا هر آنچه ملت های دیگر دارند را به سرقت ببرند و با استعمار سرزمین های دیگر مال و اموال ملت ها را از آنها گرفتند و به کشورهای خود بردند.
در واقع به همین دلیل هم بود که اینها بعدها رشد بسیار سریعی را پیدا کردند و اروپا مرکز تجارت جهان شد، انگلیس هم مرکز تجارت پول جهان.
می توان گفت اصلی ترین دلیل وقوع جنگ های جهانی هم همین ماجرا بود، چون برخی کشورهای اروپایی که از قافله استعمار سرزمین های دیگر عقب مانده بودند، مانند آلمان، مشکل رقابت با دیگر کشورهای دیگر اروپایی داشتند.
کشورهایی که سرزمین های دیگر را استعمار کرده بودند منابع ارزان قیمت این سرزمین ها را در اختیار داشتند و علاوه بر آن احتکار بازارهای این سرزمین ها در اختیارشان بود در حالی که کشورهایی مانند آلمان و ژاپن و... از این منابع ارزان قیمت بی بهره بودند وهمین ماجرا موجب درگیری های سیاسی و گه گاهی نظامی میان اینها می شد و در نهایت کار به جنگ جهانی کشیده شد.
در واقع تنش میان انگلیس و آلمان که به جنگ جهانی اول انجامید زمانی شروع شد که آلمانی ها تصمیم گرفتند خط راه آهن برلین بغداد را احداث کنند و می خواستند به منابع انرژی ارزان قیمت خاورمیانه دسترسی داشته باشند و انگلیسی ها شروع کردند با استفاده از تروریسم مالی، و وضع تحریم هایی متعدد بر علیه آلمان و کشورهایی که در این پروژه سهم داشتند، مثل دولت عثمانی، جلوی این پروژه را بگیرند.
بسیاری تاریخ پژوهان باور دارند دلیل اصلی جنگ جهانی دوم هم ادامه همین روند رفتاری انگلیس و فرانسه با آلمان ها و تحقیر آنها و سرقت منابع آنها و... بود.
در زمان جنگ جهانی دوم آمریکایی ها کشورهای اروپایی را متقاعد کردند اموال خود را به آمریکا منتقل کنند تا از جنگ دور بمانند و دست دشمن نیافتند و پس از پایان جنگ وقتی این کشورها اموال خود و مخصوصا طلاهایشان را تقاضا کردند آمریکایی ها به بهانه های مختلف از پس دادن این اموال سر باز زدند و با امضای معاهده موسوم به برتون وودز آنها را متقاعد کردند که به جای طلا از دلار آمریکا استفاده کنند و بابت هر 31 دلار هم یک اونس طلا به صورت ثابت پرداخت کنند.
آمریکایی ها همچنین کشورهای اروپایی را متقاعد کردند که دیگر ارتش ایجاد نکنند چون هر بار ارتش ایجاد می کنند کار به جنگ می کشد و به جای آن امنیت خود را برون سپاری کنند و آمریکا امنیت آنها را تامین کند و تشکیلاتی به نام ناتو راه بیاندازند که امنیت همه به صورت مشترک در آن تامین گردد.
البته بعد ها هدف ناتو از تامین امنیت اروپا به مقابله با بلوک شرق تبدیل شد.
کشورهای اروپایی هم که تازه از جنگ خارج شده بودند تصور کردند که این ایده بسیار ایده خوبی است چون هزینه های نظامی خود را می توانند صرف بازسازی اقتصاد خود کنند و تصور می کردند وقتی که نیاز باشد به سرعت خواهند توانست قدرت نظامی خود را بازیابی کنند.
اما امروزه اروپایی ها با یک مشکل اصلی مواجه شده اند.
همانگونه که آمریکا در سال 1972 از تعهدات خود در معاهده برتون وودز سر باز زد امروزه نه فقط از تعهدات خود در زمینه تامین امنیت این کشورها سر باز زده و به بهانه تامین امنیت آنها به دنبال باج گیری از آنها می باشد بلکه به خاک آنها و منابع موجود در اروپا هم چشم طمع دوخته.
اصرار آمریکا بر تصرف گرینلند و یا وادار کرده اوکراین به اعطای منابع معدنی خود به آمریکا می تواند شروعی باشد بر پروژه تصرف کمترین چیزهایی که در اختیار اروپایی ها می باشد.
اگر اروپایی ها به این خواسته های آمریکا تن دهند بدیهی است که بعد از آن آمریکایی ها به سراغ نفت و گاز شما و... هم خواهند رفت.
امروزه اروپایی ها تازه متوجه شده اند که آمریکا متحد آنها نبوده بلکه به بهانه تامین امنیت آنها به دنبال خلع سلاح اتحادیه اروپا که رقیب اقتصادی ایالات متحده به حساب می آید بوده.
این را به وضوح می توانید از سخنان اخیر ترامپ درباره اتحادیه اروپا دریافت کنید.
بر عکس فضا سازی ایجاد شده خطر اصلی برای اتحادیه اروپا روسیه نبوده بلکه خود آمریکا بوده که ماری در آستین آنها بوده.
امروزه بسیاری از اروپایی ها سوال می کنند که اگر بنا است که کشورهای اروپایی چیزی ما بین 5 تا 10 درصد تولید ناخالص ملی خود را هزینه ناتو کنند چرا آنها باید در ناتو که به ابزاری برای تامین منافع آمریکا تبدیل شده هزینه کنند و چرا نباید یک ارتش واحد برای اروپا داشته باشند.
طبق برآوردها اروپا برای انجام چنین کاری علاوه بر ارتش هایی که در اختیار دارد باید یک ارتش حد اقل 300 هزار نفری متشکل از کشورهای اتحادیه اروپا تشکیل دهد و چیزی حدود 300 ملیارد دلار سالانه بابت چنین ارتشی هزینه کند.
هزینه ای که با توجه به شرایطی که آمریکا برای اروپا ایجاد کرده بسیار دشوار است.
علاوه بر آن اگر اروپایی ها بیایند و بخواهند چنین ارتشی را بدون آمریکا تشکیل دهند ممکن است چنین ارتشی مجبور باشد به مقابله با آمریکا نیز بپردازد چون امروزه تهدید اصلی برای اتحادیه اروپا خود آمریکا می باشد، آمریکایی ها تهدید کرده مثلا گرینلند را اگر دانمارک دو دستی تحویل آمریکا ندهد به زور خواهد گرفت.
در چنین شرایطی کشورهای اروپایی مجبور خواهند بود تصمیم بگیرند آیا در زمینه مقابله با زیاده خواهی های آمریکا حاضر خواهند بود ارتش خود را در مقابل ارتش آمریکا قرار دهند و یا اگر آمریکا تحریم های احتمالی بر علیه برخی کشورهای اروپایی وضع کرد حاضر خواهند بود با آمریکا وارد جنگ اقتصادی شوند؟
اگر زمانی که آمریکا دیگر کشورها را تحریم می کرد ویا زمانی که آمریکا چپ و راست خاک دیگر کشورها را مورد تجاوز قرار می داد در مقابل آمریکا ایستاده بودند و بر اجرای قوانین بین المللی تاکید می کردند شاید کار امروز به اینجا نمی کشید که آمریکا خود آنها را تهدید کند.
شاید اگر اروپایی ها هزینه تامین امنیت خود را گردن می گرفتند و فکر نمی کردند زرنگ هستند که امنیت خود را برون سپاری کرده اند کارشان امروزه به اینجا نمی کشید
All reactions:
You, Sohrab Kavehe and 2 others