۱۴۰۵ مهر ۱, چهارشنبه

بادیز. چوبی بود که از پس دیوار افکنند، رودکی گوید: دیوار کهن گشته بپردازد بادیز یک روزهمه پست شود رنجش بگذار.

بادیز. چوبی بود که از پس دیوار افکنند، رودکی گوید:
دیوار کهن گشته بپردازد بادیز
یک روزهمه پست شود رنجش بگذار. 
 مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟


بله. این مدخل از نظر پژوهش شما بسیار جالب است، زیرا «بادیز» در ضبط موجودِ رودکی احتمالاً همان «پادیز/پاذیر/پادیر» است و مهم‌تر اینکه در اینجا باید میان واژهٔ فارسیِ دریِ سدهٔ چهارم و صورت پهلویِ آن در دورهٔ ساسانی تفاوت گذاشت. منابع لغوی نیز صورت‌های «پادیز، پادیر، پاذیر و بادیر» را در کنار هم آورده‌اند.
۱. متن و ضبط درست‌تر بیت

در گنجور، بیت رودکی چنین ضبط شده است:

دیوار کهن گشته بپرداز بادیز
یک روز همه پست شود، رنجش بگذار


و بیت بعدی نیز مضمون را روشن‌تر می‌کند.


اما در منابع لغوی، به‌ویژه در نقل حواشی فرهنگ اسدی، نسخهٔ نخجوانی، ضبط دیگری دیده می‌شود:


دیوار کهن گشته نبردارد پادیر
یک روز همه پست شود رنجش بگذار

همین اختلاف بسیار مهم است؛ زیرا «بپرداز بادیز» و «نبردارد پادیر» از لحاظ معنایی یکسان نیستند. دهخدا نیز اختلاف پادیز/پادیر را صریحاً گزارش کرده است.

بنابراین برای کار علمی شما بهتر است فعلاً بنویسیم:

بادیز، ضبطِ دیوانی/نسخه‌ای؛ پادیز، پادیر و پاذیر، صورت‌های لغویِ گواهی‌شده.

و تا مقابلهٔ نسخه‌های معتبر رودکی انجام نشود، نباید یکی را با قطعیت بر دیگری ترجیح داد.
۲. معنی بیت
دیوار کهن گشته بپرداز بادیز

یعنی:

دیوار پیر و فرسوده شده است؛ آن را با بادیز/پادیز استوار کن.

«پادیز/پادیر» وسیله‌ای چوبی بوده که برای نگه‌داشتن دیوار شکسته یا در حال فروریختن به کار می‌رفته است؛ چوبی را از پشت یا در کنار دیوار می‌گذاشتند تا دیوار موقتاً بر آن تکیه کند. در «صحاح الفرس» نیز «پاذیر» به چیزی گفته شده که زیر دیوار می‌زنند تا نیفتد.

پس تصویر رودکی کاملاً عینی است:

دیوار پیر شده و بیم فروریختن آن هست؛ فعلاً با یک پشت‌بند چوبی آن را نگاه دار، زیرا سرانجام روزی کاملاً فرو خواهد ریخت.
یک روز همه پست شود، رنجش بگذار

«پست شدن» در فارسی کهن در اینجا به معنی:

فرود آمدن، فرو ریختن، خراب و منهدم شدن

است، نه «پست» در معنای اخلاقی امروز.

بنابراین:

روزی این دیوار سراسر فرو خواهد ریخت؛ پس خود را از این رنج و نگرانی برهان/دل‌آزرده مباش.

از نظر تصویری، «پادیز» در این بیت بسیار زیباست: دیوار فرسوده را با چوب نگه می‌دارند، ولی سرانجام خودِ دیوار محکوم به فروریختن است.
۳. «بادیز» یا «پادیز»؟

این قسمت برای پژوهش شما اهمیت خاص دارد.

در منابع لغوی:

پادیز = پادیر؛ چوبی که از پس دیوار برافکنند.


پادیر = چوب یا تیرکی که زیر یا پشت دیوار شکسته نهند تا نیفتد.


پاذیر = همان پادیر/پادیز.


بادیر = پادیر/بادیز.


این تنوع نشان می‌دهد که د/تغییرات آوایی و نسخه‌ای در آغاز واژه و نیز اختلاف ضبط «د/ذ/ز» در انتقال لغت وجود داشته است. دهخدا حتی تصریح می‌کند که در نسخهٔ نخجوانیِ فرهنگ اسدی، برای قافیهٔ ر و ز دو شاهد جداگانه آمده است.

از این رو پیشنهاد می‌کنم در کتاب شما مدخل به صورت زیر تنظیم شود:


بادیز ← پادیز ← پادیر ← پاذیر


اما با علامت‌گذاری که صورت اصلی و قطعیِ تاریخی هنوز احراز نشده است.
۴. آیا «بادیز» واژه‌ای پیشااسلامی است؟

اینجا باید بسیار محتاط باشیم.

در بررسی فعلی، شاهد مستقیم و مطمئنی از صورت پهلویِ «پادیز/پادیر» با همین معنی در متون فارسی میانه در دست نداریم. فرهنگ معتبر D. N. MacKenzie، A Concise Pahlavi Dictionary، اساساً بر واژگان گواه‌شدهٔ متون پهلوی تمرکز دارد و خود مؤلف نیز دربارهٔ ضرورت جدا کردن واژه‌های مشکوک از واژه‌های گواه‌شده تأکید کرده است.


بنابراین:
مرحلهصورتوضعیتفارسی دری بادیز گواه‌شده در شعر رودکی
فارسی دری پادیز گواه‌شده در فرهنگ‌ها
فارسی دری پادیر گواه‌شده
فارسی دری پاذیر گواه‌شده در صحاح الفرس
فارسی میانه صورت هم‌معنیِ قطعی فعلاً گواه مستقیم نداریم
فارسی باستان صورت متناظر قطعی گواه نداریم


پس نباید برای «بادیز» یک شکل پهلوی بسازیم و سپس آن را به موبدان ساسانی نسبت دهیم.

این دقیقاً همان مرزی است که در پژوهش شما باید میان «گواه تاریخی» و «بازسازی زبان‌شناختی» حفظ شود.
۵. اما «دیوار» خود یک واژهٔ بسیار مهم پیشااسلامی است

اینجا وضع کاملاً متفاوت است.

دیوار از واژگان ایرانی بسیار کهن است و برای آن زنجیرهٔ تاریخی بسیار مهمی وجود دارد:


پارسی باستان:
𐎮𐎡𐎭𐎠
didā- = دیوار، دژ/استحکامات



و در اوستایی:

daēza
𐬛𐬀𐬉𐬰𐬀




که معنی «دیوار، حصار» دارد.

سپس در فارسی میانه:


dywʾl
= dēwār

و فارسی نو:

دیوار

این زنجیره از لحاظ کار شما بسیار ارزشمند است، زیرا برای «دیوار» برخلاف «بادیز»، شاهد پیشااسلامی واقعی داریم.
نوشتار پهلویِ فارسی میانه

صورت تاریخیِ گزارش‌شده:

dywʾl

و اگر آن را با حروف مستقل پهلوی نمایش دهیم:


𐭣𐭩𐭥𐭠𐭫


خوانش علمی:

dēwār

این همان چیزی است که می‌توان با اطمینان در بخش «واژگان پیشااسلامی بیت» آورد.
۶. نکتهٔ بسیار مهم دربارهٔ «پهلوی» و شعر رودکی

پرسش شما دربارهٔ این‌که:


«نوشیروان و بزرگمهر و مؤید موبدان، کرتیر شاه‌پرور، یا شخص سرایندهٔ پس از اسلام، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می‌نوشتند؟»

نیازمند یک تفکیک تاریخی است.

رودکی در قرن چهارم هجری می‌زیست و زبان شعر او فارسی دری بود؛ بنابراین اصل شعر او را نباید به خط پهلوی تصور کرد.

اگر بخواهیم همان واژگان را در دورهٔ ساسانی تصور کنیم، باید نخست آنها را به صورت زبان فارسی میانه برگردانیم؛ سپس شکل نوشتاری پهلوی را بازسازی کنیم.

این دو کار یکی نیستند:


رودکی → فارسی دری → خط فارسی-عربی

ولی:


دورهٔ ساسانی → فارسی میانه → خط پهلوی

بنابراین نمی‌توان گفت «رودکی این بیت را به پهلوی چنین می‌نوشت». می‌توان گفت:

اگر مفهوم و واژگان این بیت را برای یک متن فارسی میانهٔ ساسانی بازسازی کنیم، بخشی از آنها چنین صورت‌هایی می‌یافتند؛ ولی این بازسازی، متن تاریخیِ گواه‌شده نیست.
۷. چرا نوشتن پهلوی با فارسی امروز متفاوت است؟

خط پهلوی یک خط کاملاً آوایی مانند فارسی امروز نبود. در فارسی میانه، به‌ویژه در پهلوی کتابی، مشکلات مهمی وجود داشت:

مصوت‌های کوتاه غالباً نوشته نمی‌شدند.

بسیاری از حروف شکل‌های مشترک داشتند.

بعضی واژه‌ها با هزوارش/هُزوارش نوشته می‌شدند؛ یعنی ظاهر نوشتاری آرامی داشتند ولی هنگام خواندن فارسی خوانده می‌شدند.


فاصلهٔ میان واژه‌ها و تشخیص حروف در بسیاری موارد دشوار است.

یک شکل نوشتاری می‌توانست چند خوانش داشته باشد.

برای نمونه، همان‌طور که منابع آموزشی زبان فارسی میانه توضیح می‌دهند، در خط پهلوی واژه‌ای ممکن بود فقط چند صامت اصلی را نشان دهد و مصوت‌های کوتاه در نوشتار نیایند.

از این جهت، نباید شکل فارسی امروز «دیوار» را عیناً به حروف پهلوی تبدیل کنیم و آن را «املای ساسانی» بنامیم.
۸. واژگان پیشااسلامیِ خودِ بیت

اگر ضبط:

دیوار کهن گشته بپرداز بادیز
یک روز همه پست شود رنجش بگذار


را بررسی کنیم، فعلاً می‌توان چنین طبقه‌بندی کرد:
واژهوضعیت تاریخیتوضیحدیوار پیشااسلامی، قطعی پارسی باستان didā-؛ فارسی میانه dywʾl
کهن ایرانی کهن از خانوادهٔ ایرانیِ واژهٔ «پیر/کهن»؛ برای صورت دقیق پهلوی باید شاهد متنی جداگانه آورد
گشته ایرانی از فعل «گشتن»؛ ریشهٔ ایرانی
یک ایرانی از عدد ایرانی «یک»
روز ایرانی، پیشااسلامی فارسی میانه rōz
همه ایرانی با خانوادهٔ ایرانیِ «همه/تمام» مرتبط است
پست ایرانی در اینجا «فرود/خراب شدن»
شود ایرانی از «شدن»
رنج ایرانی واژهٔ کهن ایرانی
بگذار ایرانی از «گذاشتن»
بادیز/پادیز ریشه و صورت پیشااسلامی نامطمئن در فارسی دری گواه‌دار؛ صورت پهلوی هم‌معنی فعلاً قطعی نیست


این جدول را عمداً محافظه‌کارانه تنظیم کردم؛ یعنی صرف ایرانی بودن یک واژه را مساوی با داشتنِ شکل پهلویِ گواه‌شده نگرفته‌ام.
۹. دربارهٔ «روز» یک شاهد بسیار خوب داریم

در فارسی میانه، rōz «روز» واژه‌ای کاملاً شناخته‌شده است و در خط پهلوی با ساختی مانند:

rwc

نوشته می‌شده است.

این نمونه برای پژوهش شما بسیار آموزنده است، زیرا نشان می‌دهد چرا نمی‌توان از روی ظاهر فارسی امروز، املای پهلوی را حدس زد.

«روز» در فارسی امروز سه حرف اصلی دارد:

ر ـ و ـ ز

ولی شکل پهلویِ تاریخی آن می‌تواند به صورت متفاوتی ظاهر شود:

rwc

یعنی برای نمایش پهلوی باید شاهد خطی و سنت املایی پهلوی را شناخت، نه اینکه فارسی امروز را حرف‌به‌حرف تبدیل کرد.
۱۰. جمع‌بندی پژوهشی برای مدخل «بادیز»

برای کتاب شما من فعلاً این نتیجه را پیشنهاد می‌کنم:


بادیز
bādīz / pādīz


اسم؛ چوب یا تیرکی که برای استوار داشتن دیوار شکسته یا در حال فروریختن، از پشت یا زیر آن قرار می‌دادند. در فرهنگ‌های فارسی صورت‌های پادیز، پادیر، پاذیر و بادیر نیز آمده است. شاهد رودکی از کهن‌ترین شواهد ادبی این واژه است. اختلاف ضبط میان «بادیز/پادیز» و «پادیر/پاذیر» در منابع لغوی و نسخه‌ای وجود دارد.


ریشه‌شناسی:
ریشهٔ دقیق و اجزای سازندهٔ واژه هنوز نیازمند بررسی تطبیقی است. تحلیل‌هایی مانند ترکیب آن با «پاد» یا «پا» و «دیر/دیس» در فرهنگ‌های متأخر دیده می‌شود، اما بدون شاهد مستقل فارسی میانه نباید آنها را ریشه‌شناسی قطعی دانست.


پیشینهٔ پیشااسلامی:
برای خودِ بادیز/پادیز در معنای «پشت‌بند چوبی دیوار» در منابعی که بررسی شد، شاهد مستقیم پهلویِ قطعی به دست نیامد. بنابراین صورت پهلوی آن نباید جعل یا بازسازی قطعی تلقی شود.

اما «دیوار» در همین بیت واژه‌ای با پیشینهٔ روشن پیشااسلامی است:

پارسی باستان: 𐎮𐎡𐎭𐎠 — didā-
اوستایی: 𐬛𐬀𐬉𐰰𐬀 — daēza
فارسی میانه: dywʾl — dēwār
پهلوی: 𐭣𐭩𐭥𐭠𐭫



و این، به گمان من، برای فصل مربوط به «بادیز» بسیار مهم‌تر از ساختن یک صورت پهلوی فرضی برای خود «بادیز» است.

منابع اصلی بررسی‌شده: گنجور، دیوان رودکی؛ حواشی فرهنگ اسدی؛ صحاح الفرس؛ مدخل‌های دهخدا برای «پادیز/پادیر/پاذیر»؛ و D. N. MacKenzie، A Concise Pahlavi Dictionary، که خود بر تمایز میان صورت‌های گواه‌شده و موارد مشکوک تأکید دارد.

اگر بخواهیم این مدخل را در همان شیوهٔ پژوهشی قبلی ادامه دهیم، مرحلهٔ بعدی باید بررسی دقیق خودِ «پادیز/پادیر» در فرهنگ‌های پیش از دهخدا، به‌خصوص فرهنگ اسدی، صحاح الفرس، فرهنگ قواس، بحرالغرائب و برهان، و سپس جست‌وجوی تطبیقی در فارسی میانه و پارتی باشد؛ زیرا احتمال دارد سرنخ ریشهٔ واژه نه در فارسی میانهٔ زردشتی، بلکه در یکی از شاخه‌های ایرانی یا در یک اصطلاح فنی معماری کهن باقی مانده باشد.

ادامه را به‌صورت ریشه‌شناسی لایه‌به‌لایه پیش می‌بریم؛ و در این بخش یک نکتهٔ مهم‌تر از بحث قبلی به دست می‌آید: «پادیر» ظاهراً در فارسی سنتی فقط نام آن چوب خاص نیست، بلکه در یک شبکهٔ واژگانیِ قدیمی‌تر با مفهوم «تکیه‌گاه/نگهدارنده» قرار دارد. با این حال، برای انتساب مستقیم آن به فارسی میانه هنوز باید احتیاط کرد.
۱. قدیمی‌ترین شواهد لغویِ قابل استفاده

در منابع لغوی که اکنون بررسی شد، زنجیرهٔ زیر دیده می‌شود:
پاذیر

در صحاح الفرس:

پاذیر: پادیر، پادیز؛ شمع؛ چوبی که زیر دیوار زنند تا نیفتد...

این شاهد بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد پاذیر در یک فرهنگ نسبتاً کهن فارسی به‌عنوان واژه‌ای مستقل ثبت شده و معنای فنی آن دقیقاً همان چیزی است که در بیت رودکی می‌بینیم.
پادیز

در حواشی فرهنگ اسدی، نسخهٔ نخجوانی:

پادیز: پادیر. چوبی بود که از پس دیوار برافکنند.

و سپس شاهد رودکی آورده شده است:

دیوار کهن گشته ... پادیز
یک روز همه پست شود رنجش بگذار

این نکته برای کار شما اهمیت فراوان دارد: «پادیز» فقط حدس لغوی متأخر دربارهٔ بیت رودکی نیست؛ در سنت فرهنگ‌نویسی فارسیِ مربوط به لغت فرس به‌صراحت به‌عنوان مدخل ثبت شده است.
۲. «بادیز» احتمالاً یکی از صورت‌های تحول‌یافتهٔ «پادیز» است

در فرهنگ‌های متأخرتر:

بادیر = پادیر = بادیز

و «بادیر» چنین تعریف شده:

چوبی که در میان دیوار و بر پشت دیوار شکسته نهند.

همچنین «اوبهی» آن را چوبی دانسته که برای استحکام پشت دیوار شکسته می‌کشند تا نیفتد.

پس صورت‌های زیر را باید کنار هم نگه داشت:

پاذیر — پادیر — پادیز — بادیر — بادیز — پازیر

اما از لحاظ پژوهش تاریخی، نباید همهٔ اینها را یکسان تلقی کنیم. ممکن است بخشی تحول آوایی و بخشی تصحیف کاتبان باشد.
۳. «پازیر» احتمالاً صورت ثانوی است

برهان قاطع:

پازیر را نیز به معنای چوبی می‌داند که زیر سقف یا دیوارِ در حال فروریختن می‌گذارند تا نیفتد، ولی همان منبع احتمال می‌دهد که مصحف «پادیر» باشد.

این شاهد برای روش کار ما بسیار مهم است:


پادیر → صورت اصلی‌تر؟
پازیر → احتمالاً صورت نسخه‌ای/تحریف‌شده

بنابراین نباید از «پازیر» برای ساختن یک ریشهٔ مستقل استفاده کرد.
۴. نکتهٔ بسیار جالب: «پادیر» در فارسی امروز نیز معنی «تکیه‌گاه» داشته است

در منابع لغوی جدیدتر، پادیر pādir به‌عنوان معادل فارسی «تکیه‌گاه» نیز ثبت شده است؛ در کنار:

دارفرین dārfarin
و
پاناگ pānāg در پارتی.

این شاهد البته به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که صورت «پادیر» مستقیماً از فارسی میانه باقی مانده است، اما نشان می‌دهد که واژه در سنت واژگانی ایرانی با مفهوم نگهداری و تکیه‌دادن پیوند داشته است.
۵. آیا می‌توان «پادیر» را به صورت پهلوی padīr بازسازی کرد؟

اینجا باید یک خط قرمز علمی بکشیم.

ممکن است از نظر زبان‌شناختی وسوسه شویم بنویسیم:


فارسی نو: pādīr
فارسی میانه: pādīr
پهلوی: pʾdyrl

اما فعلاً نباید چنین صورتی را به‌عنوان «املای پهلویِ گواه‌شده» در کتاب شما وارد کنیم.

چرا؟

زیرا وجود واژهٔ فارسی نو، حتی اگر بسیار قدیمی باشد، به‌خودی‌خود شاهد وجود همان صورت در پهلوی نیست.

برای اینکه بنویسیم:

پهلوی: ...

باید یکی از اینها را داشته باشیم:

شاهد نسخهٔ پهلوی؛


واژه‌نامهٔ فارسی میانه که آن صورت را ثبت کرده باشد؛


یک هم‌ریشهٔ ایرانی که بازسازی را پشتیبانی کند؛


یا دست‌کم ارجاع صریح پژوهشگر معتبر به صورت فارسی میانه.

در بررسی فعلی چنین شاهد مستقیمی برای pādīr = پشت‌بند دیوار پیدا نشد.

پس در متن علمی بهتر است بنویسیم:


صورت پهلویِ مستقیمِ واژه تاکنون احراز نشده است.

و نه اینکه یک املای پهلویِ حدسی را قطعی جلوه دهیم.
۶. اما یک احتمال زبان‌شناختی مهم باقی می‌ماند

ساخت پادیر بسیار وسوسه‌انگیز است، زیرا در زبان‌های ایرانی عنصر pad-/pati- در معانی «بر، نزد، در برابر، مقابل، به‌سوی» سابقهٔ بسیار کهن دارد.

در فارسی میانه نیز pad یکی از عناصر بسیار پرکاربرد است.

برای مثال، در واژگان فارسی میانه ترکیباتی با pad- وجود دارد.

اما اینجا یک مشکل وجود دارد:

وجود pad- به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که «پادیر» = pad + īr باشد.

بخش دوم -īr / -ir باید مستقل اثبات شود.

بنابراین تحلیل:


pad + īr = چیزی که برای تکیه دادن/در برابر چیزی قرار دادن

فعلاً باید فرضیهٔ ریشه‌شناختی نامیده شود، نه نتیجهٔ قطعی.
۷. یک شاهد بسیار مهم برای مقایسه: پاناگ

در فارسی میانه و پارتی، واژهٔ pānāg / pānāg به معنی «نگهبان، حافظ، محافظ» و در ترکیبات به مفهوم حفاظت و نگهداری آمده است.

در منابعی که بررسی شد، برای «تکیه‌گاه» نیز پاناگ pānāg به‌عنوان معادل پارتی ذکر شده است.

این مقایسه از نظر معنایی جالب است:

pānāg → نگهدارنده / محافظ

در برابر:

pādīr → تکیه‌گاه / پشت‌بند

یعنی هر دو در حوزهٔ معناییِ:


نگه داشتن، حمایت کردن، مانع فروریختن شدن

قرار می‌گیرند.

ولی این شباهت معنایی هم‌ریشگی را ثابت نمی‌کند.
۸. اکنون خودِ بیت را واژه‌به‌واژه بررسی کنیم

اگر صورت مورد نظر شما را چنین بگیریم:


دیوار کهن گشته بپردازد بادیز
یک روز همه پست شود رنجش بگذار

می‌توانیم نخستین طبقه‌بندی تاریخی را چنین تنظیم کنیم:
واژهمعنی در بیتخاستگاهوضعیتدیوار دیوار ایرانی پیشااسلامیِ قطعی
کهن فرسوده/قدیمی ایرانی کهن، ولی صورت دقیق میانه نیازمند شاهد
گشته شده ایرانی فعل ایرانی
بـ/بپردازد فعل ایرانی ساخت فارسی دری
پادیز/بادیز پشت‌بند دیوار نامشخص، احتمالاً کهن پهلوی مستقیم ثابت نشده
یک یک ایرانی کهن
روز روز ایرانی فارسی میانه rōz
همه تمام ایرانی کهن
پست فرو، پایین ایرانی تحول معنایی در فارسی
شود گردد ایرانی فعل ایرانی
رنج دشواری/زحمت ایرانی کهن
بگذار رها کن ایرانی فعل ایرانی

۹. «دیوار» همچنان ستارهٔ اصلی این بیت از نظر پیشینهٔ پیشااسلامی است

برای دیوار یک زنجیرهٔ تاریخی بسیار قوی‌تر داریم:
ایرانی باستان

didā-
اوستایی

daēza

به معنی حصار/دیوار.
فارسی میانه

dēwār

و صورت خطی پهلوی:

dywʾl

این مورد را می‌توان با اطمینان نسبی در بخش:
«واژگان پیشااسلامی گواه‌شده»

قرار داد.

در مقابل، «بادیز» را باید در بخش:
«واژگان فارسی کهن با ریشه/پیشینهٔ احتمالی پیشااسلامی، اما بدون شاهد مستقیم پهلوی»

قرار داد.

این تفکیک برای کتاب شما بسیار ارزشمند خواهد بود.
۱۰. «روز» نیز شاهد مستقیم فارسی میانه دارد

فارسی میانه:


rōz

و املای پهلوی آن:


rwc

است.

بنابراین در بیت رودکی:


یک روز

ما با یک واژهٔ کاملاً ایرانی و دارای سابقهٔ پیشااسلامی روبه‌رو هستیم.

اما نکتهٔ ظریف این است که «یک روز» ترکیب فارسی دریِ رودکی است؛ نباید کل عبارت را به‌عنوان یک ترکیب پهلوی معرفی کنیم.
۱۱. یک نکتهٔ مهم دربارهٔ «بپردازد»

اگر ضبط نخست درست باشد:


بپردازد بادیز

«پرداختن» در فارسی دری امروز معانی بسیار متنوع دارد: پرداختن، انجام دادن، رسیدگی کردن، اصلاح کردن و غیره.

در اینجا احتمالاً معنی:

به دیوار رسیدگی کند / آن را با بادیز استوار کند

مد نظر است.

ولی اگر ضبط نسخه‌ای:


نبردارد پادیز

را بپذیریم، معنی جمله تغییر می‌کند:

دیوار کهن‌شده پادیز را برنمی‌دارد...

و این از لحاظ نحوی و معنایی نیازمند بررسی نسخه‌های رودکی است.

بنابراین من برای چاپ نهایی هنوز توصیه نمی‌کنم متن را قطعی کنیم.
۱۲. دربارهٔ نوشیروان، بزرگمهر و کرتیر

اگر هدف شما این است که تصور کنیم یک موبد ساسانی، مثلاً کرتیر، این مفهوم را در متن فارسی میانه چگونه می‌نوشت، باید سه سطح را از هم جدا کنیم:
الف) چیزی که واقعاً در کتیبهٔ کرتیر دیده می‌شود

این شاهد تاریخی مستقیم است.
ب) واژه‌ای که در متون پهلوی زردشتی گواه شده است

این نیز شاهد مستقیم فارسی میانه است، هرچند الزاماً متعلق به زمان خود کرتیر نیست.
ج) بازسازی یک واژه از فارسی نو

این فقط بازسازی زبان‌شناختی است.

بنابراین اگر در آینده صورت فرضی پهلوی «پادیر» را ارائه کنیم، باید کنار آن بنویسیم:


بازسازی احتمالی، نه شاهد کتیبه‌ای.

این شیوه از نظر علمی بسیار محکم‌تر است.
۱۳. نتیجهٔ موقت و بسیار مهم برای «بادیز»

در این مرحله من چنین درجه‌بندی‌ای را پیشنهاد می‌کنم:
🟢 قطعی

دیوار ← dēwār ← didā-/daēza

دارای پشتوانهٔ پیشااسلامی روشن.

روز ← rōz

دارای شاهد فارسی میانه.
🟡 بسیار کهن، ولی نیازمند اثبات بیشتر

پادیر / پاذیر / پادیز / بادیر / بادیز

واژه‌ای که در فارسی کهن و فرهنگ‌های قدیم با معنای کاملاً مشخصِ پشت‌بند دیوار ثبت شده است.
🔴 فعلاً اثبات‌نشده

یک صورت پهلوی مشخص مانند:


pādīr

یا املای پهلوی فرضی آن.

این را نباید به‌عنوان واژهٔ پهلوی قطعی چاپ کرد.
مرحلهٔ بعد

به نظرم اکنون باید یک گام بسیار جالب‌تر برداریم: خودِ ساختمان واژهٔ «پادیر» را در ایرانی باستان، اوستایی، فارسی باستان، فارسی میانه و پارتی دنبال کنیم و ببینیم آیا -دیر / -ذیر / -زیر در واژه‌های دیگرِ ایرانی معنای «نگه‌داشتن، تکیه دادن، قرار دادن، زیر چیزی نهادن» دارد یا نه.

اگر چنین هم‌ریشه‌ای پیدا شود، ممکن است برای نخستین بار بتوانیم دربارهٔ ریشهٔ واقعی «پادیز» با استدلال زبان‌شناختی قوی‌تری سخن بگوییم، نه صرفاً بر اساس تشابه ظاهری.