بادیز. چوبی بود که از پس دیوار افکنند، رودکی گوید:
دیوار کهن گشته بپردازد بادیز
یک روزهمه پست شود رنجش بگذار.
بسیار خوب. «بادیز» از آن مدخلهایی است که برای روش پژوهش ما اهمیت ویژه دارد؛ زیرا هم شاهد رودکی را حفظ کرده، هم خودِ لغت فرس آن را با صورت پاذیر در نسخهای دیگر مرتبط کرده، و هم فرهنگهای بعدی چند صورتِ نزدیک پادیر، پاذیر، پادیز، بادیر، پازیر را ثبت کردهاند.
بادیز
ضبط مدخل
بادیز
پاورقیِ چاپ مورد استفاده تصریح میکند که این همان واژهای است که در موضع دیگری پاذیر ضبط شده است و میافزاید که در فرهنگها نیز این واژه با رای غیرمنقوطه در پایان آمده است.
این گزارش نسخهشناختی بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد که مسئله فقط اختلاف ب / پ نیست، بلکه اختلاف ز / ر نیز در سنت انتقال واژه وجود داشته است.
معنی
چوبی بود که از پس دیوار افکنند.
از شواهد فرهنگهای بعدی روشنتر میشود که مقصود، چوبی است که پشت یا زیر دیوارِ آسیبدیده میگذارند تا دیوار نیفتد؛ دهخدا، با نقل از صحاح الفرس، «پاذیر» را چوبی میداند که «زیر دیوار زنند تا نیفتد» و در جای دیگر «پادیر/بادیز» را همین ابزار دانسته است. بنابراین برای معنی دقیقتر میتوان گفت:
بادیز: تیر یا چوبِ پشتبند و تکیهگاهِ دیوارِ شکسته و سست.
شاهد رودکی
دیوار کهن گشته بپرداز بادیز
یک روز همه پست شود، رنجش بگذار
این بیت در مجموعههای برخط اشعار رودکی نیز با همین صورتِ بادیز آمده است.
شرح بیت
معنای کلی تصویر چنین است:
دیوار کهنه و سست شده است؛ برای چنین دیواری پشتبند و تکیهگاهی لازم است، اما سرانجام روزی تمام آن فرومیریزد؛ پس رنج و دلنگرانی از آن را رها کن.
با توجه به معنی قاموسیِ «بادیز»، تصویر شعر با تکیهگاهِ دیوار سازگار است.
اما عبارت «بپرداز بادیز» از لحاظ دستوری و نسخهشناختی نیازمند احتیاط است و بهتر است فعلاً ترجمهٔ آزاد را بر مبنای کل بیت بدهیم، نه اینکه معنای قطعی برای فعل «بپرداز» تحمیل کنیم.
۱. صورتهای گونهگون واژه
در سنت فرهنگنویسی این خانواده صورتهای زیر دیده میشود:
بادیز
پادیز
بادیر
پادیر
پاذیر
پاذر
پازیر
فرهنگهای متأخر نیز شماری از این صورتها را به یکدیگر ارجاع دادهاند. دهخدا صراحتاً ذیل «پادیز» آن را پادیر میگیرد و برای «پاذیر» نیز پادیر، پادیز را ذکر میکند. همچنین «پازیر» را ظاهراً مصحفِ «پادیر» دانسته است.
بنابراین در کار ما بهتر است صورتها را فعلاً چنین ثبت کنیم:
بادیز ← پادیز ← پادیر / پاذیر
اما این پیکان به معنی اثباتِ زنجیرهٔ تحول صوتی نیست؛ فقط رابطهٔ واژهنامهای و نسخهایِ صورتها را نشان میدهد.
۲. نکتهٔ بسیار مهم دربارهٔ «ز» و «ر»
پاورقی شما میگوید:
«در فرهنگها هم این لغت مختوم براء غیرمنقوطه است.»
این سخن از نظر تصحیح متن اهمیت فراوان دارد.
اگر صورت اصیلترِ واژه ...دیر / ...ذیر بوده باشد و «بادیز» در شاهد رودکی آمده باشد، باید احتمال بدهیم که:
ز در اینجا یا اختلاف ضبطی است، یا تحول/تغییر آوایی یا املاییِ خاصی رخ داده است.
از طرف دیگر، چون رودکی شاعر قرن چهارم هجری است و اسدی یک قرن بعد از او شعر را نقل میکند، امکان خطای کاتبان در انتقال شاهد نیز باید همیشه در نظر گرفته شود.
بنابراین:
بادیز را فعلاً نمیتوان بدون مقابلهٔ نسخ، صورت قطعیِ نخستینِ واژه دانست.
۳. «پاذیر» با یک واژهٔ دیگر اشتباه نشود
اینجا یک دام ریشهشناختی مهم وجود دارد.
پذیر / padīr در فارسی میانه و فارسی نو، در حوزهٔ معناییِ «پذیرفتن، قبول کردن» نیز وجود دارد؛ اما آن واژه این «پاذیر» معماری نیست.
برای نمونه، در فارسی میانه padīr- در فعل padīriftan «پذیرفتن، قبول کردن» بهکار میرود.
پس:
پاذیر = تکیهگاه/پشتبند دیوار
را نباید به:
پدیر = پذیرنده/قبولکننده
وصل کنیم.
شباهت خطی، دلیل همریشگی نیست.
۴. آیا «بادیز» پیشااسلامی است؟
اینجا باید درجهٔ اطمینان تعیین کنیم.
وجود صورتهای:
بادیز، پادیز، پادیر، پاذیر
در فرهنگهای فارسیِ کهن و حضور شاهد رودکی نشان میدهد که واژه دستکم در فارسیِ قرن چهارم و پنجم هجری کاملاً جاافتاده بوده است.
اما پرسش پروژهٔ ما چیز دیگری است:
آیا خودِ این واژه پیش از اسلام نیز در فارسی میانه یا دیگر زبانهای ایرانی وجود داشته است؟
برای این پرسش، فعلاً شاهد مستقیم کافی برای اعلام یک صورت پهلویِ قطعی در اختیار نداریم.
پس در شناسنامه:
قدمت فارسی: مستند
پیشینهٔ پیشااسلامی: محتمل، ولی نیازمند شاهد مستقیم
ثبت میشود.
۵. یک احتمال ریشهشناختی مهم، ولی هنوز فرضیه
در برخی منابع لغوی، «پادیر» به صورت یک واژهٔ مرکب تحلیل شده و بحثهایی دربارهٔ جزء پاد- و ارتباط آن با مفهوم «پایه/پشت/حفاظت» دیده میشود؛ اما برای پژوهش ما هنوز کافی نیست که یکی از این تحلیلها را بهعنوان ریشهشناسی نهایی اعلام کنیم.
از این رو، فعلاً نباید نوشت:
پادیر = پاد + دیر
یا:
پا + دیر
بهعنوان حقیقت قطعی.
این دو تحلیل، در حد فرضیههای سنت واژهشناسی باقی میمانند تا شاهد زبانهای ایرانی میانه پیدا شود.
۶. این واژه از دید تاریخ معماری نیز ارزشمند است
معنای مدخل فقط یک واژهٔ لغوی نیست؛ یک اصطلاح فنی معماری است.
«بادیز/پادیر» به یک شیء مشخص اشاره میکند:
چوبِ پشتبند یا تکیهگاه برای دیوار سست.
از این جهت، واژه در حوزهٔ:
معماری → سازه → نگهداری دیوار → ابزار چوبی
قرار میگیرد.
و این همان دستهای از واژگان است که احتمال حفظ شدن آنها از دورههای قدیم میتواند زیاد باشد؛ زیرا اصطلاحات فنیِ مربوط به ساختوساز معمولاً با تداوم فن و سنت معماری منتقل میشوند.
این البته یک فرضیهٔ تاریخی است، نه اثبات مستقیمِ پیشااسلامی بودن خود واژه.
۷. نمایش فارسی میانه و پهلوی
در این مرحله باید بسیار سختگیر باشیم.
ممکن است برای یک صورت فرضی مانند:
pādīr
آوانویسی فارسی میانه پیشنهاد شود؛ اما این کار با داشتن یک شاهد پهلوی تفاوت دارد.
بنابراین برای دفتر پژوهش ما بهتر است فعلاً بنویسیم:
صورت فارسی میانه: نامعیّن؛ pādir بهعنوان بازسازی احتمالی قابل بررسی است.
و:
املای پهلوی: فاقد شاهد مستقیم در این مرحله.
این وضعیت بهتر از آن است که صرفاً با کنار هم گذاشتن چند حرف پهلوی، املایی اختراعی تولید کنیم.
۸. نکتهٔ جالب دربارهٔ پارتی
در جستوجوی زبانهای ایرانی میانه، برای مفهوم تکیهگاه صورت پارتیِ pānāg نیز ثبت شده است؛ اما این را نباید با «پادیر» یکی گرفت.
بنابراین ممکن است با دو واژهٔ متفاوت در دو شاخهٔ زبانهای ایرانی روبهرو باشیم:
پادیر — واژهٔ فارسیِ مورد بحث
pānāg — صورت پارتیِ گزارششده برای «تکیهگاه»
این مقایسه برای آینده بسیار جالب است، ولی فعلاً همریشگی آن دو ثابت نشده است.
۹. جایگاه واژه در لایهنگاری «لغت فرس»
این مدخل را فعلاً چنین طبقهبندی میکنیم:
لایهٔ ایرانی
بادیز / پادیز / پادیر / پاذیر
لایهٔ تاریخیِ ادبی
شاهد رودکی، قرن چهارم هجری.
لایهٔ فنی
واژهٔ مربوط به تکیهگاه و استحکام سازه.
پیشینهٔ پیشااسلامی
محتمل، اما هنوز فاقد شاهد مستقیم کافی.
وامواژهٔ عربی
در خودِ مدخل موردی نداریم.
۱۰. شناسنامهٔ نهایی پیشنهادی
بادیز
معنی: چوب یا تیرِ پشتبند و تکیهگاهی که پشت یا زیر دیوار سست و شکسته قرار دهند تا نیفتد.
شاهد رودکی:
دیوار کهن گشته بپرداز بادیز
یک روز همه پست شود، رنجش بگذار
صورتهای دیگر: پادیز، پادیر، پاذیر، بادیر، پاذر، پازیر.
نکتهٔ نسخهشناختی: چاپ حاضر خودِ «بادیز» را آورده، و در پاورقی تصریح شده که همان واژه در موضع دیگری «پاذیر» ضبط شده و در فرهنگها نیز پایانِ آن غالباً با رای غیرمنقوطه آمده است.
ریشهشناسی: نامطمئن؛ تحلیلهای «پاد + ...» و «پا + ...» بدون شاهد فارسی میانه نباید قطعی تلقی شوند.
پیشینهٔ ایرانی: بسیار محتمل.
پیشینهٔ پیشااسلامی: هنوز اثباتنشده.
فارسی میانه: pādir بهعنوان بازسازیِ احتمالی قابل بررسی، نه صورت قطعیِ گواهدار.
پهلوی: املای قطعی فعلاً ارائه نشود.
درجهٔ اطمینان:
معنی = بالا
ارتباط صورتهای گوناگون = بالا
ریشهشناسی = باز
پیشااسلامی بودن = محتمل، ولی اثباتنشده
یک نتیجهٔ مهم از همین مدخل
این مورد حتی یک نکتهٔ روششناختی تازه به پروژهٔ ما میدهد: اختلاف «بادیز/پادیر/پاذیر» شاید خودِ کلید کشف شکل کهنتر واژه باشد. بنابراین هنگام پیش رفتن صفحهبهصفحه، هرگاه به واژهای با ضبطهای متعارض رسیدیم، اختلاف نسخهها را مزاحم تصحیح نمیدانیم؛ بلکه آن را دادهٔ تاریخی برای بازسازی تلفظ و ریشهٔ واژه قرار میدهیم.
در نتیجه «بادیز» را فعلاً در فهرست مدخلهای ایرانیِ مهم با پیشینهٔ پیشااسلامیِ محتمل نگه میداریم، نه در فهرست واژههای «پهلویِ اثباتشده».
