عنوان اول پیک نت اول مهر
اعلام عدم مخالفت سپاه با مذاکره!
روز گذشته و همزمان با آغاز اجلاس سالانه سازمان ملل که سران بسیاری از کشورهای جهان در آن حضور دارند، سخنگوی سپاه پاسداران در یک مصاحبه خبری شرکت کرده و به سئوالات خبرنگاران حاضر پاسخ داد. او در همین مصاحبه گفت:
دشمن در ابتدا اهداف زیادی را برای جنگ تعریف کرده بود. از جمله تسلیم بی قید و شرط، تجزیه ایران، کاهش توان موشکی، حذف توان هستهای، و تصاحب چاههای نفت و ثروتهای ملی ایران و در نهایت، تبعیت ایران از امیال آمریکا.
ایران تنگه هرمز را بهعنوان یک اهرم برای مقابله با دشمن بست تا او را از هدفی که دنبال میکرد بازدارد.
آمریکا یکی از بنیانهای اساسی و توجیهات حضور خود در منطقه و در جهان را با این شعار مطرح میکرد که به دنبال تأمین امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی در جهان است و اکنون آمریکا به عامل ناامنی و مسدودسازی جریان انرژی تبدیل شده است.
آمریکا بزرگترین نیروی دریایی جهان را در اختیار دارد و در واقع، هفت ناوگان برای استیلا و برتری خود در جهان دارد.
طی ۴۷ سال گذشته هرگز تنگه هرمز بسته نبود. تا پیش از تجاوز امریکا به ایران، تنگه باز بود و روزانه حداقل ۱۲۵ کشتی و حداکثر ۱۴۰ کشتی و در برخی مواقع تا ۱۷۵ کشتی، آزادانه از این تنگه عبور میکردند.
آمریکا طی چند دهه، پایگاههای نظامی متعددی را در منطقه خاورمیانه ایجاد کرد. در همه کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین در کشورهای غربی، شرقی و شمالغربی منطقه، پایگاههایی ایجاد کرد و در آنجا مراکز مهم فرماندهی، لجستیکی، فرودگاهها و تأسیسات نظامی بسیار زیادی ایجاد شد و انباشتهای مهمی از سلاحهای راهبردی شکل گرفت. اما اکنون پایگاههایی که قرار بود برای تامین امنیت مورد استفاده قرار بگیرند، به مخل امنیت تبدیل شده اند. البته آمریکا مجبور شده پایگاهها را تخلیه کند. بخشی از نیروهای انسانی خود را به ناوهای هواپیمابر منتقل کند و با فاصله ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری از نوار ساحلی ایران مستقر شود و بخشی دیگر از نیروها را به پایگاههایی در سوریه و اردن منتقل کند.
اکنون پیمانهایی که در منطقه بسته میشود، مانند پیمان مکه، به نظر ما، نخستین انگیزهاش تامین امنیت منطقهای است.
درباره مذاکره نیز باید ببینیم که مصالح ملی ما در چه زمانی و توسط چه اقدامی تأمین میشود. اگر مصالح ملی ما بر این است که بجنگیم، باید بجنگیم. اگر مصالح ملی ما در این است که در کنار جنگ، مذاکره هم داشته باشیم، باید مذاکره کنیم. سپاه خود را برای یک جنگ طولانی آماده کرده است ضمن این آمادگی، مذاکره هم میتواند بخشی از نبرد باشد. مذاکره به معنای سازش و صلح نیست؛ مذاکره صحنه دیگری از جنگ است. یعنی یک جنگ با جنگافزار است و در مذاکره، جنگ با کلام و استدلال و روش دیپلماتیک است که ما باید آمادگی هر دو را داشته باشیم.
روز گذشته و همزمان با آغاز اجلاس سالانه سازمان ملل که سران بسیاری از کشورهای جهان در آن حضور دارند، سخنگوی سپاه پاسداران در یک مصاحبه خبری شرکت کرده و به سئوالات خبرنگاران حاضر پاسخ داد. او در همین مصاحبه گفت:
دشمن در ابتدا اهداف زیادی را برای جنگ تعریف کرده بود. از جمله تسلیم بی قید و شرط، تجزیه ایران، کاهش توان موشکی، حذف توان هستهای، و تصاحب چاههای نفت و ثروتهای ملی ایران و در نهایت، تبعیت ایران از امیال آمریکا.
ایران تنگه هرمز را بهعنوان یک اهرم برای مقابله با دشمن بست تا او را از هدفی که دنبال میکرد بازدارد.
آمریکا یکی از بنیانهای اساسی و توجیهات حضور خود در منطقه و در جهان را با این شعار مطرح میکرد که به دنبال تأمین امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی در جهان است و اکنون آمریکا به عامل ناامنی و مسدودسازی جریان انرژی تبدیل شده است.
آمریکا بزرگترین نیروی دریایی جهان را در اختیار دارد و در واقع، هفت ناوگان برای استیلا و برتری خود در جهان دارد.
طی ۴۷ سال گذشته هرگز تنگه هرمز بسته نبود. تا پیش از تجاوز امریکا به ایران، تنگه باز بود و روزانه حداقل ۱۲۵ کشتی و حداکثر ۱۴۰ کشتی و در برخی مواقع تا ۱۷۵ کشتی، آزادانه از این تنگه عبور میکردند.
آمریکا طی چند دهه، پایگاههای نظامی متعددی را در منطقه خاورمیانه ایجاد کرد. در همه کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین در کشورهای غربی، شرقی و شمالغربی منطقه، پایگاههایی ایجاد کرد و در آنجا مراکز مهم فرماندهی، لجستیکی، فرودگاهها و تأسیسات نظامی بسیار زیادی ایجاد شد و انباشتهای مهمی از سلاحهای راهبردی شکل گرفت. اما اکنون پایگاههایی که قرار بود برای تامین امنیت مورد استفاده قرار بگیرند، به مخل امنیت تبدیل شده اند. البته آمریکا مجبور شده پایگاهها را تخلیه کند. بخشی از نیروهای انسانی خود را به ناوهای هواپیمابر منتقل کند و با فاصله ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری از نوار ساحلی ایران مستقر شود و بخشی دیگر از نیروها را به پایگاههایی در سوریه و اردن منتقل کند.
اکنون پیمانهایی که در منطقه بسته میشود، مانند پیمان مکه، به نظر ما، نخستین انگیزهاش تامین امنیت منطقهای است.
درباره مذاکره نیز باید ببینیم که مصالح ملی ما در چه زمانی و توسط چه اقدامی تأمین میشود. اگر مصالح ملی ما بر این است که بجنگیم، باید بجنگیم. اگر مصالح ملی ما در این است که در کنار جنگ، مذاکره هم داشته باشیم، باید مذاکره کنیم. سپاه خود را برای یک جنگ طولانی آماده کرده است ضمن این آمادگی، مذاکره هم میتواند بخشی از نبرد باشد. مذاکره به معنای سازش و صلح نیست؛ مذاکره صحنه دیگری از جنگ است. یعنی یک جنگ با جنگافزار است و در مذاکره، جنگ با کلام و استدلال و روش دیپلماتیک است که ما باید آمادگی هر دو را داشته باشیم.
