کاوکلور. [ ک َ] (اِ) آلت تناسل را گویندو به عربی قضیب خوانند. (برهان). خرزه بود. (اسدی).شاید کاوکلوک باشد مرکب از کاو بمعنی کاونده + کلوک بمعنی امرد. (از حاشیه ٔ برهان چ معین):
رو مدارا کن با کاوکلور.
////////////////
کاو کلور خرزه بود، طیان گوید:
ور تو دو دانگ نداری که دهی رو مدارا کن با کاوکلور کاوکلور و خرزنه هر دو بمعنی نره، ذکر است که عرب قضیب گوید . معنای بیت هم این است که وقتی پولی نداری بابت جمهاع/لواط پردازی رو با ذکر خود کنار آی. این ها واضح نیست که آسمان و ریسمان می بافید؟
مطلوب است شرح ومعنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت
- کاوکلور (Kāw-kolūr / Kāv-kulūr): این واژه ترکیبی است که ریشه در گویشهای کهن ایرانی (احتمالاً پهلوی اشکانی یا گویشهای محلی غرب و شمال ایران باستان) دارد. بخش نخست آن ممکن است با واژگان پهلوی مرتبط با تن یا اندام پیوند داشته باشد و بخش دوم پسوندی برای تحبیب یا توصیف است.
- خرزنه / خرزه (Xarzag / Xarzah): در زبان پهلوی ساسانی ($xarzag$) به معنای ذکر یا آلت تناسلی مردانه است که ریشهای کاملاً ایرانی و باستانی دارد و در متون هزلی و عامیانه پهلوی بهکار رفته است.
- دانگ: واحد پول و وزن که از زمانهای کهن (دورههای هخامنشی، اشکانی و ساسانی) برای تقسیمبندی سیم و زر رایج بوده و ریشه در زبانهای ایرانی باستان دارد.
- خرزه / خرزنه: به پهلوی کتابی به صورت $x-l-c-k$ یا $x-l-z-k$ (خوانش: خرزگ) نگاشته میشد. در خط پهلوی، حرف «ز» و «ج» تشابهات رسمالخطی داشتند.
- دانگ: به صورت $d-\bar{a}-n-k$ نگاشته میشد که در خط پهلوی کتیبهای و کتابی به شکل حروف پیوسته دیده میشود.
- مدارا: با ریشه پهلوی $m-d-\bar{a}-l-\bar{a}$ ثبت میگردید.
دبیران دوره ساسانی و بزرگمهر در مقام وزیری فرزانه، معمولاً از بهکاربردن چنین واژگان ابتذالآمیزی در متون رسمی و پندنامه3ای خود پرهیز میکردند، اما در صورت ضرورت در بخشهای فکاهی نامهنگاریهای خصوصی، از خط پهلوی کتابی (سرباز و شکسته) با همان رسمالخط صامتبر استفاده میکردند که خوانش دقیق آن نیازمند دانستن تلفظ سنتی (پازند) بود.
کاوکلور. آلت تناسل را گویندو به عربی قضیب خوانند. (برهان). خرزه بود. (اسدی). شاید کاوکلوک باشد مرکب از کاو بمعنی کاونده + کلوک بمعنی امرد. دهخدا.
بررسی ریشهشناختی و معنایی
- کاوکلور: همانگونه که در فرهنگهای لغت کهن مانند برهان قاطع ذکر شده، در معانی مرتبط با اندام جنسی یا مفاهیم عامیانه بهکار رفته است. ریشهٔ احتمالی آن ترکیبی از «کاو» (به معنای کاونده، توخالی یا حفرهساز) به همراه پسوند یا واژهٔ محلی «کلور» یا «کلوک» است که در گویشهای کهن ایرانی برای توصیف برخی اشخاص یا ابزار بهکار میرفته است.
- خرزه (خرزنه): معادل پهلوی $xarzag$ (خرزگ) که در لغتنامههای کهن و متون حماسی و هزلی (مانند اشعار اسدی طوسی) برای ذکر یا آلت تناسلی مردانه ثبت شده است.
واژهٔ «کاوکلوک» یا «کاوکلور» در بستر متون طنز و هزلیات سنتی ادبیات فارسی، کارکردی تمثیلی دارد و در مقام تحقیر، توصیف یا نامگذاری تنانه استفاده میشده است.
- رویکرد لغوی محض: ثبت ضبطهای گوناگون (مانند خرزه و کاوکلور) به عنوان واژگان عامیانه و تندِ دورههای پیشین برای حفظ ضبط دقیق سندهای کهن.
- رویکرد ریشهشناختی: تفکیک اجزای ترکیب (کاو + کلور/کلوک) که نشاندهندهٔ پویایی زبان عامیانه در ساخت واژگان ترکیبی طعنهآمیز در فارسی میانه و نو است.
