گاو گورمبارز بود، شاعر گوید:
بیامد بمیدان یکی گاو گور که افزون بد او را ز صد گاوزور
مطلوب است شرح ومعنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت
این بیت حماسی توصیفگر حضور یک گاو افسانهای و غولپیکر در میدان جنگ است. شاعر میگوید: گاوی با ویژگیهای گورخر (گور) و با قدرتی فراتر از صد گاوزور به میدان نبرد آمد. واژه «گور» در اینجا یا به معنای گورخر (به سبب چابکی و خطوط بدن) است یا اشاره به گاوهای وحشی و کوهی دارد. عبارت «افزون بود او را ز صد گاوزور» مبالغهای در جهت نشان دادن نیروی جسمانی بینهایت آن موجود است.
واژگان پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)
- گاو (Gāv): اصالتاً ایرانی (پهلوی: $gāw$، اوستایی: $gāu-$، هندواروپایی: $*gʷou-$).
- گور (Gōr): ایرانی (پهلوی: $gōr$، اوستایی: gaoϑra به معنای گورخر یا گاو وحشی).
- میدان (Meydān): واژهای با ریشه ایرانی میانه ($mayān$ به معنای میان) که بعدها تحول یافته است.
- صد (Sad): ایرانی (پهلوی و پارسی باستان: $sad$ یا $sat$، اوستایی: $sata-$).
- زور (Zōr): ایرانی (پهلوی: $zōr$ به معنای نیرو و قدرت، اوستایی: zaoϑra).
- بیاست / بیامد (Biāmad): فعل پیشوندی ایرانی (پهلوی: $āmat$ از ریشه آمدن).
نگارش واژگان با خطوط پیشااسلامی و سبک کاتبان مختلف
اگر نویسندگان اعصار مختلف میخواستند این واژگان را با خطوط پهلوی (کتیبهای، کتابی یا زبوری) و خط پارسی باستان بنگارند، سبک نگارش آنها به شکل زیر بود:
- خط پارسی باستان (خط میخی هخامنشی):در این خط واژگان به صورت هجایی نوشته میشدند. برای نمونه، واژه «گاو» به شکل [$g-a-v$] و «صد» به صورت [$s-a-d$] حک میشد.
- سبک نگارش کرتیر (پهلوی کتیبهای / ساسانی اولیه):کرتیر (موبد نامدار ساسانی) از خط پهلوی کتیبهای (مستهکم، منفصل و نزدیک به سنگنبشتههای اردشیر و شاپور) استفاده میکرد. در این سبک، حروف به هم نمیچسبیدند و املای واژگان به شدت تحت تأثیر ریشههای کهن اوستایی بود. واژه «زور» ($zōr$) و «گاو» ($gāw$) با صراحت حرفنویسی میشدند و از هزوارشهای پیچیده کمتر استفاده میشد.
- سبک نگارش بزرگمهر حکیم و نوشیروان (پهلوی کتابی / ساسانی میانه):در عصر خسرو انوشیروان و وزارت بزرگمهر، خط پهلوی کتابی (متصل) رواج کامل داشت. در این سبک، کاتبان درباری و موبدان برای واژگانی چون «گور» یا «زور» از هزوارشهای آرامی (نوشتن واژه به خط آرامی و خواندن آن به زبان پارسی میانه) استفاده فراوانی میبردند. به عنوان مثال، واژه «گاو» ممکن است به رسمالخط پهلوی کتابی به شکل [$gāw$] نوشته شود اما در متون دینی سنتی، واژگان با حروف شکسته و پیوسته پهلوی ساسانی تحریر میشدند که خواندن آنها نیازمند دانش عمیق دبیرسیستم بود.
- سبک سراینده پسااسلامی آشنا با خط پهلوی (عصر انتقال زبان):اگر شاعری در سدههای نخستین اسلامی که هنوز خط پهلوی منسوخ نشده بود (یا دبیران زرتشتی دوره اسلامی) میخواستند این بیت را به خط پهلوی کتابی بنویسند، آن را با سبک نگارش متصلِ متون پهلوی (مانند کتب دینکرد یا گزیدههای زادسپرم) ثبت میکردند؛ خطی که در آن حروف (مانند و، ر، گ، ب) شباهتهای ساختاری زیادی به هم داشتند و تشخیص واژگانی چون «گور» و «گاو» وابستگی تام به سیاق متن داشت.
