گوز چفته و دوتا بود آغاجی گوید:
دلم پرآتش کردی و قدّ و قامت گوز
فراز نامد هنگام مَردُمیت هنوز
فردوسی گوید:
بدو گفت نیرنگ داری هنوز نگردد همی پشت شوخیت گوز.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی ابیات و تحلیل واژه «گوز»
۱. معنی و مفهوم ابیات
در این دو بیت، واژه «گوز» به دو معنای متفاوت (یا با ابهامی چندلایه در متون کهن) به کار رفته است:
- بیت منسوب به اسدی طوسی (یا مناظره درخت و گوز): درخت (آغاجی) خطاب به «گوز» (که در اینجا به احتمال فراوان منظور گردو یا درختِ همجوارِ دیگر است، یا تمثیلی از سخنگویی ستیزهجو) میگوید: دلم را پر از آتش کردی و قد و قامتت (یا کنایه از سرکشی و غرورت) هنوز به حد کمال و پختگی (مَردُمیت / آدمیت) نرسیده است.
- بیت فردوسی: در شاهنامه، فریدون یا شخصیتی دیگر به مخاطب خطاب میکند که: «بدو گفت نیرنگ داری هنوز / نگردد همی پشت شوخیت گوز». در اینجا «گوز» در برخی نسخ کهن یا تعابیر لحنی به معنای سستی، خمیدگی از سر لجبازی، یا نوعی حالت رفتاریِ ناپسند و خیرهسرانه به کار رفته است (هرچند در برخی شروح، ضبطهای دیگری نیز برای مصراع دوم ذکر شده است).
واژهشناسی و ریشهیابی پیشااسلامی
واژه کلیدی «گوز» (Gōz / Gūz) در زبانهای ایرانی میانه ریشهای کهن دارد:
- فارسی میانه (پهلوی ساسانی):
- به معنای گردو: $gwzy$ (چامه یا گوگ / gōz) که معادل پازند آن $gwzw$ است.
- در ریشههای دیگر پیشااسلامی، واژههایی نظیر $gōz$ یا مشتقات آن در معنای خمیدگی و پشتخمیده نیز سابقه داشتهاند.
- ریشه هندواروپایی: این واژه خویشاوند با واژههای کهن در دیگر زبانهای ایرانی باستان است.
نگارش واژگان با خط پهلوی (کتیبهای و تحریری)
اگر نویسندگانی چون بزرگمهر حکیم، موبد کَرتیْر (Kartīr) در دوران ساسانی، یا دبیران دربار خسرو انوشیروان میخواستند واژگان کلیدی این بیت (بهویژه واژه «گوز» و «هنوز») را به خط پهلوی کتابی (سوانح یا کتابی) یا پهلوی کتیبهای بنگارند، به سبک زیر عمل میکردند:
۱. واژه «گوز» (در معنای گردو یا واژه مورد بحث)
- خط پهلوی کتابی (Pahlavi Book Script):حروف تشکیلدهنده به هم چسبیده و با رسمالخط پهلویِ آلامیتبار نوشته میشود. واژه $gwz$ شامل حروف گالف (یا جیم/گ)، واو و زای است.
- شکل نگارش تقریبی در خط پهلوی کتابی: 𐭢𐭥𐭰 (یا معادل پهلوی کتیبهای آن).
- سبک نگارش کتیبهای (Inscriptional Pahlavi - کتیبههای ساسانی مانند کعبه زرتشت):
- کتیبهنویسان دوران ساسانی (مانند کرتیر) این واژه را با حروف منفصلتر کتیبهای سنگنبشتهها مینگاشتند.
۲. واژه «هنوز»
- در فارسی میانه، واژه «هنوز» به صورت $hnwcz$ یا معادلهای آن تحریر میشد. دبیران دربار ساسانی (مانند بزرگمهر) این واژگان را در دفترهای پهلوی (پازند و هزوارش) به کار میبرდნენ.
سبک و سیاق نگارش دبیران ساسانی و پسااسلامی
- دوران ساسانی (کرتیر و بزرگمهر): اگر این مفاهیم در دوران ساسانی مکتوب میشد، قطعا به جای خط عربی-فارسی امروزی، از خط پهلوی ساسانی (متصل یا منفصل) استفاده میشد و ساختار دستوری زبان، پهلوی میانه (پارسی میانه) بود؛ یعنی ساختار جمله بهجای نظم دریِ نو، به صورت فعل در پایان و با استفاده از هزوارشهای آرامی (واژههای آرامی که به خوانش پهلوی نوشته میشدند) همراه میگشت.
- دوران پسااسلامی (شاعران قرن چهارم و پنجم): سرایندگان این اشعار (مانند فردوسی یا اسدی) دیگر با خط پهلوی کتابیِ سنتی متن را ثبت نمیکردند، بلکه خط را به فارسیِ دری (پیروان الفبای عربی) برگرداندند، اما واژگان کهن (مانند گوز، نیرنگ، آغاجی) را به عنوان گنجینه زبان باستانی زنده نگه داشتند.
نکته: خط پهلوی به دلیل ابهام در خوانش حروف (چندصدایی بودن برخی حروف مانند ج/چ/گ یا و/ر/ن) نیازمند تبحر بالای «دبیران» بود و بزرگمهر یا کرتیر به عنوان متبحرترین کاتبان عصر خود، این واژگان را با دقیقترین سنتِ خطیِ کتیبهای یا تحریریِ دربار خسرو انوشیروان ثبت میکردند.
آیا مایلید تحلیل دقیقتری درباره ریشه اوستایی یا پهلویِ سایر واژگان موجود در این بیت (مانند نیرنگ یا آغاجی) ارائه دهم؟
در ادامه، نسخه ویرایششده و پاکسازیشدهٔ واژهٔ «گوز» با رعایت کامل اصول نگارشی، نیمفاصلهها، ساختار ابیات و تنظیم درست امثال و ترکیبات تقدیم شما میشود:
متن ویرایششده
گوز. [ گُ ] (اسم) بادی را گویند که با صدا از راه پایین برآید (برهان). به واو مجهول، بادی که از راه پایین به آواز برآید (غیاث). بادی که از راه اسفل برآید. «گوزیدن» مصدر آن و با لفظ «زدن» و «دادن» و «جستن» مستعمل است (آنندراج). تیز، حباق، تلنگ، ضرطه:
از این تاختن گوز و ریدن به راهنه دانگ و نه عز و نه نام و نه گاه.طیان
- امثال:
- بعد از گوزیدن گرد نشستن؛ بعد از فوت چیزی به فکر نگهداری آن افتادن (فرهنگ نظام).
- گوز داده تغار را شکسته، طلاق هم میخواهد (امثال و حکم دهخدا، ج ۳، ص ۱۳۲۹).
- گوز کدبانو صدا ندارد؛ عیوب اغنیا و اقویا غالباً پوشیده ماند (امثال و حکم دهخدا، ج ۳، ص ۱۳۲۹).
- گوز مده عود مسوز (امثال و حکم دهخدا، ج ۳، ص ۱۳۲۹).
- به گوز بند بودن؛ سست و قابل پاره شدن بودن (فرهنگ نظام).
- گندهگوزی کردن؛ لافهای بزرگ زدن (فرهنگ نظام).
- گوز به ریشِ (به سبیلِ، به دهنِ)...؛ فحشی است؛ رجوع به فرهنگ نظام شود.
- گوز دادن، گوز زدن؛ از راه پایین باد با صدا بیرون کردن (ناظمالاطبا).
- گوز کلافه کردن؛ به مزاح، سخت بیچیز و بیکار بودن (یادداشت مؤلف).
- گوز کندن؛ لاف بسیار زدن (فرهنگ نظام). ظاهراً مصدر جعلی از «گوزگند» است؛ رجوع به «گوزگند» شود.
|| (صفت) بد را نیز گفتهاند که در مقابل نیک است؛ چه هرگاه گویند «با نغزان نغزی و با گوزان گوزی»، مراد این باشد که با نیکان نیکی و با بدان بدی (برهان). قیاس شود با کردی گوز (شیطان، شرور، بد) (ژابا، ص ۳۶۹)؛ استعمال مجازی است از معنی قبلی (حاشیهٔ برهان قاطع، چاپ معین).
|| چفته و دوتا (لغت فرس، ص ۱۷۵)، گوژ، خمیده:
دلم پرآتش کردی و قد و قامت گوزفراز نامد هنگام مرد میت هنوز.آغاجی (از لغت فرس)
همیشه تو را جودان باد روزبه شادی و بدخواه را پشت گوز.فردوسی
جوان را شود گوز بالای راستز کار زمان چند گونه بلاست.فردوسی
شده گوز بالای سرو سهیگرفته گل سرخ، رنگ بهی.فردوسی
بدو گفت کای پشت بخت تو گوزکسی از شما زنده ماندهست نوز.اسدی
پیرزنی موی سیه کرده بودگفتمش ای مامک دیرینه روزموی به تلبیس سیه کردهایراست نخواهد شدن این پشت گوز.(گلستان)
|| (اسم) بهمعنی «مقل» هم آمده است و بهترین آن «مقل ازرق» است؛ و بعضی گویند نبات مقل است، یعنی علف مقل، و مقل صمغی است که از آن به هم میرسد.
|| و به ترکی فصل پاییز باشد (برهان).
مهمترین اصلاحات انجامشده:
- نیمفاصلهها و اصلاح نویسهها: کلماتی مانند «گندهگوزی»، «ناظمالاطبا»، «برهان قاطع»، «مرد میت»، «دیرینه روز» (دیرینهروز)، «میخواهد»، «میرسد» و اضافههای مضافالیه (مانند «حاشیهٔ») با نیمفاصلهٔ استاندارد ویرایش شدند.
- علائم نگارشی: فاصلههای اضافی پیش و پس از علائم سجاوندی (نقطه، ویرگول، نقطهٔ ویرگول، پرانتزها) حذف و مرتب شدند.
- ساختار ابیات و فهرستها: بخش امثال و ترکیبات با ساختار گلولهای (Bullet) مرتب شد و ابیات شعری بهصورت بندهای مجزا و تورفته تنظیم گردید.
