۱۴۰۴ مرداد ۹, پنجشنبه

 

تاثیر عمیق اندیشه های فلسفی و عرفانی سهروردی بر هنر ایرانی

تاثیر عمیق اندیشه های فلسفی و عرفانی سهروردی بر هنر ایرانی

تأثیر سهروردی بر هنر ایران، فراتر از یک تأثیر فکری صرف است؛ این تأثیر در تار و پود بسیاری از آثار هنری، از معماری گرفته تا نگارگری و ادبیات، تنیده شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، شیخ شهاب‌الدین یحیی سهروردی، معروف به شیخ اشراق یا شیخ شهید، یکی از درخشان‌ترین چهره‌های فلسفه و عرفان اسلامی است که با بنیان‌گذاری مکتب فلسفه اشراق، پلی میان حکمت ایران باستان، فلسفه نوافلاطونی و عرفان اسلامی زد. اندیشه‌های او که بر پایه نور، معرفت شهودی و سلسله مراتب وجود بنا شده است، نه تنها بر سیر تطور فلسفه در جهان اسلام تأثیر گذاشت، بلکه روح حاکم بر هنر ایرانی را نیز عمیقاً دگرگون ساخت و الهام‌بخش هنرمندان در طول قرن‌ها بود. این گزارش به بسط و شرح اندیشه‌های عارفانه سهروردی، بررسی نسبت آن با تصوف و دیگر مکاتب فلسفی، و تبیین تأثیر عمیق این دیدگاه‌ها بر ابعاد گوناگون هنر ایرانی می‌پردازد.

عالم نور و شهود

هسته اصلی فلسفه سهروردی، جهان‌بینی مبتنی بر نور و وجود نوری است. او معتقد بود که هستی، در تمامی مراتب خود، تجلی نور است که از منبعی یگانه به نام نورالانوار سرچشمه می‌گیرد. این دیدگاه، که ریشه در سنت‌های عرفانی و برخی حکمت‌های باستانی دارد، به سهروردی اجازه داد تا نظامی فلسفی و عرفانی جامع ارائه دهد. در رأس سلسله مراتب وجود، نورالانوار قرار دارد. این نور، نه تنها منبع هستی، بلکه خیر محض، علت غایی و نقطه بازگشت همه چیز است. نورالانوار، ذاتاً نامحدود، نامتناهی و متعالی است و هیچ صفتی را نمی‌توان به طور کامل بر آن اطلاق کرد. او همچون واحد در فلسفه نوافلاطونی، مبدأ صدور عوالم دیگر است. از نورالانوار، مراتبی از نورهای مجرد و غیرمادی صادر می‌شوند که در فلسفه سهروردی به نورهای قاهر یا نورهای افلاکی معروفند. این صدور، نه از طریق خلق، بلکه از طریق اشراق یا افاضه نور صورت می‌گیرد. این فرآیند، در قالب قوس نزول توصیف می‌شود که طی آن، نور از مراتب عالی به مراتبی پایین‌تر تنزل می‌یابد. این تنزل، سلسله مراتبی از نورهای عقلی، مثالی و در نهایت، نورهای مادی را پدید می‌آورد.

یکی از مهم‌ترین و ابتکاری‌ترین مفاهیم سهروردی، عالم مثال یا عالم صور معلقه است. او این عالم را واسطه‌ای میان عالم عقول مجرد و عالم ماده محسوس می‌داند. در عالم مثال، صور اشیا به صورت مستقل، غیرمادی، و در عین حال دارای شکل و قوام وجود دارند. این عالم، جایگاه رؤیاهای صادقه، مکاشفات عرفانی، و حتی مفاهیم انتزاعی است که به صورت نمادین در این عالم تجلی می‌یابند. عالم مثال، دریچه‌ای است به سوی حقایق معنوی و بستری است که بسیاری از آثار هنری ایرانی، به ویژه نگارگری، توانسته‌اند آن را به تصویر بکشند.

نفس انسان از منظر سهروردی، خود نوری است که در ابتدا به عالم ماده تعلق دارد، اما قابلیت و استعداد صعود و بازگشت به سوی منبع نورانی خود را داراست. این صعود، از طریق سلوک اشراقی که ترکیبی از تهذیب نفس، معرفت شهودی و عشق به نورالانوار است، صورت می‌گیرد. سهروردی بر اهمیت بیداری از حجاب‌های مادی و غرق شدن در نور حق تأکید داشت. سلوک او، مسیری برای رسیدن به اتحاد یا اتصال با نورالانوار است، هدفی که در عرفان اسلامی نیز به شدت مورد تأکید قرار دارد.

سهروردی جوهر اولیه عالم مادی را هباء معرفی می‌کند. هباء، در دیدگاه او، نه یک ماده کاملاً بی‌شکل و تاریک، بلکه جوهری نورانی، لطیف و غیرمادی است که قابلیت پذیرش صور مختلف و تجلی یافتن در اشکال گوناگون را دارد. این مفهوم، با اندیشه‌های عرفانی مبنی بر اینکه همه اوست و تجلی حق در همه چیز، همخوانی دارد و تمایزی اساسی با مفهوم ماده اولیه در فلسفه ارسطویی ایجاد می‌کند.

نسبت اشراق با فلسفه و حکمت ایرانی

فلسفه سهروردی در خلاء شکل نگرفته است، بلکه در بستر غنی سنت فلسفی و عرفانی ایران پدید آمده و با آن در تعامل بوده است. درک این نسبت‌ها، به فهم عمیق‌تر جایگاه سهروردی و ابتکارات او کمک می‌کند.

در خصوص نسبت مکتب اشراق با فلسفه مشاء باید گفت هر دو مکتب به عقلانیت، برهان منطقی و نظام‌مند بودن فلسفه اهمیت می‌دهند. ابن‌سینا و فارابی نیز همانند سهروردی، به وجود سلسله مراتبی از عقول مجرد و نقش آن‌ها در شناخت عالم معتقد بودند. هر دو به حرکت از عقل به سوی ماده و شناخت آن توجه داشتند.

نقطه اصلی تمایز، در تأکید سهروردی بر شهود و تجربه عرفانی است. در حالی که مشائیان، دانش حقیقی را عمدتاً از طریق استدلال عقلی و علم حصولی به دست می‌آورند، سهروردی علم حضوری یا مشاهده مستقیم را که از طریق اشراق حاصل می‌شود، برتر می‌دانست. مفهوم عالم مثال در فلسفه سهروردی، که دارای صور خیالی و نیمه‌مادی است، در فلسفه مشاء به این شکل و با این جزئیات وجود ندارد. ابن‌سینا عوالم را به مجرد، مادی و عقلی (متصل به عقل فعال) تقسیم می‌کند، اما عالم مثال سهروردی، جایگاهی متمایز و واسطه‌ای بین این دو دارد.

درباره ارتباطی که مکتب اشراق با فلسفه صدرایی یا حکمت متعالیه دارد باید گفت صدرالمتالهین شیرازی، که خود از بزرگترین فیلسوفان پس از سهروردی است، عمیقاً تحت تأثیر او قرار داشت. صدرالمتالهین با ارائه اصالت وجود و حرکت جوهری، بنیادهای فلسفه را دگرگون ساخت و بسیاری از مفاهیم سهروردی را در چارچوبی جامع‌تر و با جزئیات بیشتری تبیین کرد. او نیز مانند سهروردی، بر یگانگی فلسفه و عرفان و امکان اتحاد عقل با عقل فعال (یا همان نورالانوار) تأکید داشت.

با این حال، دیدگاه صدرالمتالهین در مورد ماده و صورت، و نیز مفهوم حرکت جوهری که جوهر اشیا را در معرض دگرگونی دائمی می‌داند، رویکرد سهروردی به ماده و صور ثابت در عالم مثال را تکمیل‌تر کرد. صدرالمتالهین نیز بر علم حضوری تأکید داشت، اما آن را به گونه‌ای نظام‌مندتر در چارچوب فلسفی خود جای داد.

سهروردی را می‌توان یکی از مهم‌ترین فیلسوفانی دانست که توانست مفاهیم عرفانی را در قالبی فلسفی و منطقی ارائه دهد. مفاهیمی چون عشق الهی، فنا، بقا، سیر و سلوک، و رهایی از بندهای نفسانی، که در عرفان اسلامی، به ویژه در آثار مولوی، حافظ، عطار و سنایی، جایگاه ویژه‌ای دارند، در اندیشه‌های سهروردی نیز بازتابی عمیق یافته‌اند. سهروردی با فلسفه اشراق خود، به این مفاهیم، بنیان‌های عقلی و شهودی مستحکمی بخشید. در حالی که عرفای بزرگ بیشتر با زبان شعر، تمثیل و بیان تجربیات درونی به تبیین حقایق می‌پردازند، سهروردی با زبان فلسفی و ابزارهای عقلی، به این مفاهیم عمق بخشید. او تلاش کرد تا پل میان عقل و دل بزند و نشان دهد که حقایق عرفانی، قابل درک و تبیین عقلانی نیز هستند.

تأثیر سهروردی بر هنر ایران، فراتر از یک تأثیر فکری صرف است؛ این تأثیر در تار و پود بسیاری از آثار هنری، از معماری گرفته تا نگارگری و ادبیات، تنیده شده است.

معماری ایرانی، به خصوص در بناهای مذهبی و عرفانی مانند مساجد، همواره بر استفاده خلاقانه از نور تأکید داشته است. نورگیرهای سقفی، پنجره‌های بزرگ با شیشه‌های رنگی، و حیاط‌های مرکزی که نور خورشید را به فضاهای درونی هدایت می‌کنند، همگی ابزارهایی برای تجسم عالم نور سهروردی هستند. این نورپردازی‌ها، فضایی روحانی، آرامش‌بخش و مراقبه‌گونه ایجاد می‌کنند که یادآور عالم مثال و نورالانوار است. تکرار نقوش هندسی منظم و متقارن، و همچنین طرح‌های اسلیمی که بی نهایت ادامه می‌یابند، در کاشی‌کاری‌ها، گچ‌بری‌ها، و مقرنس‌ها، می‌توانند نمادی از نظم و سلسله مراتب عالم وجود از دیدگاه سهروردی باشند. این نقوش، با ظرافت و دقت خود، حس عالم مجرد، نظم الهی و حرکت رو به کمال را القا می‌کنند.

نگارگری ایرانی، به ویژه در دوره‌های طلایی خود مانند صفویه، توانست عالم مثال سهروردی را به شکلی استادانه به تصویر بکشد. صحنه‌هایی از معراج پیامبران، باغ‌های بهشتی، مجالس عرفانی، و تصویر شخصیت‌های قدیس، با رنگ‌های درخشان، جزئیات دقیق و فضایی آمیخته با واقعیت و خیال، بازتابی از جهان‌بینی سهروردی هستند. هنرمندان نگارگر، با قلم و رنگ، مفاهیم انتزاعی و نورانی را ملموس می‌ساختند.رنگ‌ها در نگارگری ایرانی، دارای ارزش نمادین و عرفانی عمیقی هستند. رنگ طلایی، که نماد نور و تجلی الهی است؛ آبی فیروزه‌ای، که یادآور آسمان و عالم ملکوت است؛ و سبز، که نماد حیات و کمال است؛ همگی با فلسفه اشراق سهروردی و مفهوم نور در آثار او همخوانی دارند.

بسیاری از شاعران بزرگ ایرانی، از جمله مولوی، حافظ، و عطار، از مفاهیم سهروردی الهام گرفته‌اند. استعاره‌های نور، خورشید، شمع، و روشنایی در اشعار عرفانی، اغلب به معنای حقیقت مطلق، معرفت الهی، عشق عرفانی و حضور معشوق به کار رفته‌اند. این استعاره‌ها، ریشه در همان جهان‌بینی نوری سهروردی دارند.وصف مراحل سلوک، مبارزه با نفس (تاریکی)، و رسیدن به وحدت و وصال با معشوق (نور)، مضامینی کلیدی در شعر عرفانی هستند که به طور مستقیم با فلسفه سهروردی در ارتباطند. او با فلسفه اشراق خود، به این مضامین، جنبه‌ای عقلانی و شهودی بخشید و راه را برای تعمیق آن‌ها در ادبیات هموار کرد.

شیخ شهاب‌الدین سهروردی، با ارائه فلسفه‌ای بدیع و عمیق که بر پایه نور، شهود و سلسله مراتب وجود استوار است، نه تنها جایگاه مهمی در تاریخ فلسفه اسلامی یافت، بلکه میراثی گران‌بها برای هنر ایران بر جای گذاشت. اندیشه‌های او، الهام‌بخش هنرمندان برای تجسم عالم نور، معنویت و زیبایی متعالی شد و به هنر ایرانی، عمق و غنایی عرفانی بخشید که آن را از دیگر مکاتب هنری متمایز می‌سازد. فلسفه اشراق سهروردی، همچنان به عنوان منبعی غنی برای درک عمیق‌تر پیوند میان عقل، شهود و زیبایی در فرهنگ و هنر ایرانی باقی مانده است.

کد خبر 6522335

 

شکاف در پشتیبانی آمریکایی‌ها از اسرائیل: از افول نتانیاهو تا چرخش در جناح راست

به‌گزارش خبرگزاری فرانسه، تازه‌ترین نظرسنجی مؤسسۀ گالوپ نشان می‌دهد که تنها یک‌ سوم از شهروندان آمریکایی از عملیات نظامی اسرائیل در غزه حمایت می‌کنند. این سطح مخالفت با افول جایگاه بنیامین نتانیاهو و بروز نشانه‌هایی از دگرگونی در صفوف راست‌ گرایان آمریکایی همزمان است به طوری که آیندۀ رابطۀ ویژه واشنگتن و تل‌آویو را با پرسش‌هایی جدی مواجه کرده است.

دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو
دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو © ANDREW CABALLERO-REYNOLDS / AFP/File
تبلیغ بازرگانی

به‌گزارش خبرگزاری فرانسه، نتایج یک نظرسنجی تازه نشان می‌دهد که تنها ۳۲ درصد از شهروندان آمریکایی از عملیات نظامی اسرائیل در غزه حمایت می‌کنند. به‌گفتۀ مؤسسۀ گالوپ این سطح از مخالفت «از نوامبر ۲۰۲۳ بی‌سابقه» بوده است. همزمان، شکاف‌های درون‌حزبی در آمریکا و به‌ویژه در جناح راست نیز نشانه‌هایی از تغییر رویکرد سنتی واشنگتن در قبال تل‌آویو را آشکار کرده‌اند.

بر اساس این نظرسنجی که بین ۷ تا ۲۱ ژوئیه انجام شده، ۶۰ درصد از پاسخ‌دهندگان با عملکرد اسرائیل مخالفت کرده‌اند. کاهش حمایت در میان دموکرات‌ها (فقط ۸ درصد موافق) و مستقل‌ها (۲۵ درصد موافق) چشم‌گیر بوده است. با این حال، ۷۱ درصد از جمهوری‌خواهان همچنان از عملیات اسرائیل دفاع می‌کنند.

با این حال، در میان راست‌گرایان آمریکا، صداهایی نو به گوش می‌رسند. به‌نوشتۀ خبرگزاری فرانسه، مارجوری تیلور گرین، نمایندۀ تندروی کنگره از جناح موسوم به «مگا» (MAGA)، در اقدامی بی‌سابقه، حملات اسرائیل به غزه را «نسل‌کشی» توصیف کرده و خواستار قطع بخشی از کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل شده است.

تحلیل‌گران معتقدند که این تغییر لحن از سوی راست افراطی، بیش از آن‌که صرفاً تاکتیکی باشد، بازتابی از شکاف نسلی در میان هواداران جمهوری‌خواه است. به گفتۀ مرکز پژوهشی پیو، ۵۰ درصد از جمهوری‌خواهان جوان (زیر ۴۹ سال) نسبت به اسرائیل نظر منفی دارند، در حالی‌که این رقم در میان مسن‌ترها تنها ۲۳ درصد است.

از سوی دیگر، تصویر عمومی بنیامین نتانیاهو در آمریکا به ‌شدت مخدوش شده است. نظرسنجی گالوپ نشان می‌دهد که تنها ۲۹ درصد از آمریکایی‌ها نظر مثبتی دربارۀ نخست‌وزیر اسرائیل دارند، در حالی‌که ۵۲ درصد از آنان نسبت به او نظر منفی دارند. این وضعیت از  سال ۱۹۹۷ بی‌سابقه بوده است. افت محبوبیت نتانیاهو در میان دموکرات‌ها (۹ درصد موافق) و مستقل‌ها (۱۹ درصد) شدیدتر است، هرچند اکثریت جمهوری‌خواهان (۶۷ درصد) همچنان از او حمایت می‌کنند.

خبرگزاری فرانسه در تحلیلی دیگر به نقل از منابع نزدیک به دونالد ترامپ گزارش می‌دهد که رئیس‌جمهوری آمریکا نیز که تاکنون یکی از مدافعان سرسخت اسرائیل بوده، نخستین نشانه‌های نارضایتی از شیوۀ جنگ نتانیاهو را ابراز کرده است. او روز دوشنبه با اشاره به گرسنگی گسترده در غزه نسبت به وضعیت کودکان فلسطینی غزه ابراز نگرانی کرد.

معاون ترامپ، جی‌دی ونس، نیز در اظهاراتی مشابه، تصاویر کودکان گرسنه در غزه را «دل‌خراش» توصیف کرده و از اسرائیل خواسته است که اجازۀ بیشتری به ورود کمک‌های بشردوستانه به نوار غزه بدهد.

از سوی دیگر، چهره‌هایی همچون تاکر کارلسن، مجری پیشین فاکس‌نیوز، و استیو بنن، مشاور پیشین ترامپ، نیز در هفته‌های اخیر خواستار کاهش حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از اسرائیل شده‌اند. بنن حتی در مصاحبه‌ای با «پولیتیکو» گفته بود: «در میان جوانان حامی مگا، حمایت از اسرائیل تقریباً به صفر رسیده است.»

با آن‌که جمهوری‌خواهان در کلیت خود هنوز از اسرائیل دفاع می‌کنند، کارشناسان معتقدند که دو قطبی شدن شدید موضوع فلسطین–اسرائیل در جامعۀ آمریکا، هم از منظر حزبی و هم از منظر نسلی، آیندۀ این اتحاد دیرینه را با ابهام‌هایی جدی روبرو کرده است.

 جالب و آموزنده نیست که حتی ترجمه های ناقص انگلیسی-فارسی گوگل ترانسلیت و هوش مصنوعی کم تر از نوشته های به اصطلاح ورزشی نویسان خود فروش ورزش-3 واژگان بی ربط و با ربط اسکواد! و هایجک بازیکن! و دیگر اباطییل خودنمایانه زبان های بیگانه دارد و کسی نیست این غافلان را بیدار کند!

۱۴۰۴ مرداد ۷, سه‌شنبه

 کنتواری در قدیم به نوعی پارچه بافته شده از پنبه یا کتان اشاره دارد که معمولاً برای لباس‌های کار و روپوش استفاده می‌شده است. این پارچه به دلیل دوام و مقاومت بالا، برای تهیه لباس‌های کارگران و کشاورزان مناسب بود.

کنتواری در واقع نوعی پارچه کرباسی است که با بافتی ضخیم و محکم بافته می‌شود و به همین دلیل در برابر پارگی و ساییدگی مقاوم است. این پارچه معمولاً از الیاف طبیعی پنبه یا کتان تهیه می‌شود و به دلیل بافت و ضخامت خاص خود، برای استفاده در محیط‌های کارگاهی و کشاورزی مناسب است. همچنین، کنتواری به دلیل قیمت مناسب و دوام بالا، انتخاب محبوبی برای لباس‌های کارگران و افراد با مشاغل یدی بوده است.

 

انواع بافته ها در ادب فارسی

به نام خداوند جان و خرد

بافته­ها در ادب فارسی          تهیه و تنظیم : یوسف چالی تبار شفیعی

یادآوری : برای پرهیز ازطولانی شدن مطلب شواهد شعری و نثر حذف شده است.

الف) بافته­ها

01 ابریشم : پارچه­ای نفیس و گرانبها که از ماده­ای که کرم مخصوصی به نام کرم پیله به شکل نخ بسیار نازک و شفاف و مایل به زردی به دور خود ترشح می­کند و با آن لانه­ی بیضی­شکل می­سازد، بافته می­شود؛ چنانکه پس از جوشاندن و خفه کردن کرم­ها، از تارهای پیله برای بافتن پارچه استفاده می­کنند. اطلس، حریر، پرند ( پرنیان ) از انواع ابریشم هستند.

02 اطلس : پارچه­ای که ابریشم می­بافند و یک سوی آن براق است. نقش آن بیشتر ساده اما گاه منقش هم هست. به آن حریر ساده نیز می­گویند. نقوش آن گل­ها ( بیشتر نیلوفر ) ، جانوران و پرندگان تخیلیو عجیب است.

03 برد : جامه­ای قیمتی و گرانبها از پشم شتر که خاص یمن بوده است.

04 بوقلمون : دیبای رومی که در اثر تابش نور خورشید، هر لحظه به شکلی درمی­آید.

05 بَیرم: گونه­ای پارچه­ی ریسمانی است شبیه مثقالی عراق و شاید از آن نیز باریک­تر و لطیف­تر.

06 پرده: پارچه­ای بلند و بزرگ که در جلوی در خانه­ها می­آویختند تا از دیده شدن درون خانه جلوگیری کنند، یا مانع نور خورشید شوند و یا حرارت خانه را نگه دارند. پس از آن به مجاز در معنی حجاب و پوشش به کار رفت. از پرده­های زیبا و منقش برای تزیین تالارها و اتاق­های کاخ استفاده می­کردند.

07 پرند/ پرن/ پرنیان : جامه­ی ابریشمین، حریر بی­نقش و ساده را پرند و حریر منقش را پرنیان گویند.

08 پلاس : پارچه­ای پشمین کلفت که درویشان از آن جامه پوشند و نیز چون کسی را ماتم بسیار می­رسید، لباس از پلاس می­پوشید.

09 حریر : جامه­ی ابریشمین، نوعی از ابریشم و پرند.

010 خز : جامه­ای ابریشمی یا جامه­ای از موی حیوان خز است.

011 خلعت : جامه­ای که پادشاه یا امیری برای بزرگداشت کسی به وی هدیه کند یا خود بر تن او پوشاند و آن سه پارچه است : دستار، جامه و کمربند.

012 خیش : پارچه­ای از کم­بهاترین نوع کتان که از آن پرده و دستار سازند، پرده­ای که آن را میان خانه آویزند و حرکتش دهند تا خانه خنک شود.

013 دبیقی : نوعی پارچه­ی ابریشمین لطیف که منسوب به دبیق، دهکده­ای در مصر ، است.

014 دیبا/ دیبه/ دیباه : پارچه­ی ابریشمین منقش یا حریر الوان

015 ستبرق : دیبای ستبر که به زر بافته باشند.

016 سَقِر لات/ سِقِرلاط/ سُقلات/ سُقِلات : جامه­ای پشمین، جامه­ی صوف که آن را نبات گویند و در روم بافته می­شد.

017 سقلاطون/ سقلطون : نوعی جامه­ی ابریشمی زردوزی شده که آن را در بغداد می­بافتند.

018 سُندُس : کلمه­ای یونانی است و به نوعی از دیبای لطیف و نازک و گرانبها گفته می­شود.

019 شَرب : پارچه­ای از کتان نازک که بزرگان بر سر می­بستند؛ این پارچه زردوزی نیز می­شده و          گران­قیمت نیز بوده است و بیشتر آن را در مصر می­بافتند.

020 شَعر : نوعی پارچه­ی ابریشمین نازک. برخی گویند رنگ آن سیاه است. آن را دیبای سرخ و              نرم هم گویند.

021 صوف : نوعی پارچه­ی پشمی

022 عتابی : نوعی پارچه­ی خشن و موجدار و راه راه با گلهای رنگارنگ که در محله­ای در بغداد به نام عتابیه منسوب به یکی از افراد بنی­­امیه به نام عتاب می­بافتند و به سبب آن محله، بدان پارچه­ها عتابی اطلاق         می­شده است. بعدها هر پارچه­ی موجدار راه راه را عتابی می­گفتند. این پارچه را به زر نیز می­آراستند.

023 قَصَب : پارچه­ای نازک و نرم از کتان و ابریشم که در هند مشهور بوده است. در قدیم معروف بوده که پارچه­ی کتانی در مهتاب قوت ندارند و با تابش نور ماه پاره خواهند شد.

024 قَرقوبی : پارچه­ای پشمین که در قرقوب ( مکانی میان بصره و کوفه ) می­بافتند.

025 کتان : گیاهی از تیره­ی کتانیان ( گیاه بومی نواحی مدیترانه، قفقاز، خاور نزدیک و خاور میانه ) که از پوست ساق آن پارچه تهیه می­کردند.

026 کرباس : پارچه­ی سفید از پنبه­ی خشن که بیشتر جامه­ی زنان و مردان روستایی از آن است.

027 کمخار/ کمخا/ کمخاب : پارچه­ی منقش و رنگارنگ که خواب اندک دارد.

028 کمسان : نوعی پارچه­ی ابریشمین یا دیبای سبز که خاص کمسان ( روستایی در مرو ) بوده است. کمسان در قدیم به دیبابافی معروف بوده است. بیشتر چتر و سایه­بان و هودج­های شاهانه را از آن می­ساختند.

029 مخمل : پارچه­ی نخی یا ابریشمی که یک روی آن صاف است و روی دیگرش پرزهای لطیف و نزدیک به هم و به یک سو خوابیده دارد.

030 مُبرم : پارچه­ای که محکم و دوتاه بافته شده باشد.

031 مُشجَر : پارچه­ی دیبایی که نقوش درختان یا هر یک از اجزای آن و میوه­ها را داشته باشد.

032 مُصمَت : پارچه­ای که یکدست و یک­رنگ از ابریشم سفید باشد و پنبه و چیز دیگری در آن نباشد.

033 مُعَرج : پارچه­ای نفیس و خط­دار با نقش­های پیچیده.

034 مُلحَم : نوعی پارچه­ی ابریشمی سفید که تار آن ابریشم و پود آن غیر ابریشم باشد.

035 وشی : پارچه­ای ابریشمی نقش و نگار دار که در شهر وش/ وخش ( از ترکستان ) می­بافتند و گاه آن را زردوزی می­کردند. به آن اطلس وشی و دیبای وشی می­گفتند و در برابر مصمت، پارچه­ی یکدستسفید بود.  

ب) جامه­ها

01 ازار/ ازار پای، لنگ، فوطه، چادر، زیرجامه، شلوار، تنبان در معنی لنگ، فوطه و چادر که آن را         بر کمر می­بستند.     

02 اُکسون : جامه­ی سیاه قیمتی که بزرگان جهت تفاخر می­پوشیدند.

03 پیراهن : جامه­ی نیم­تنه­ای که زیر لباس بر بدن پوشند.

04 توزی: قبا و جامه­ای تابستانی بسیار نازک که از کتان بافند و منسوب به شهر توز از ناحیه­ی پارس است.

05 جامه: پارچه­ی بافته­ی نادوخته و مطلق رخت پوشیدنی را گویند.

06 جبه : لباس بلند با آستین دراز و پیش ناشکافته­ای که روی لباس­های دیگر پوشند.

07 چادر : پارچه­ای بلند که آن را زنان بر سر اندازند.

08 حُله : پوشاکی که همه­ی بدن را پوشاند. جامه­ی نو، رخت، ردا، قبا، ازار

09 خرقه: جامه­ی پارینه که از تکه­های پاره دوخته شده باشد و نیز جبه­ی صوفیان است که با آداب مخصوص از دست شیخ می­گرفتند.

010 خفتان : جامه­ی روز جنگ و گویا همان قژاکند و کژاکند است و آن جامه­ای بود که میان رویه و آستر آن را با ابریشم یا پشم بسیار می­انباشتند و مانند لحاف می­دوختند تا گذشتن از آن و رسیدن تیغ به             بدن دشوار باشد.  

011 دامن : قسمت کمر به پایین هر جامه چون پیراهن، قبا، ردا، کت، پالتو و نظایر آن را گویند و نیز قسمی جامه­ی زنانه است که تنها از کمر به پایین را پوشاند.  

012 دُراعه : جامه­ای از پنبه یا پشم خشن که بر دوش افکنند و مرد و زن پوشند. بیشتر جامه­ی شیوخ و زاهدان است و به آن فوطه یا جبه نیز گویند.

013 دستار : دستمال، روپاک، مندیل (= پارچه­ای که با آن عرق و مانند آن را پاک کنند. ) ، شال سر ، عمامه و هر چه که بر دور سر از شال یا دیگر پارچه­ها به وضع مخصوص پیچند.

014 دق : نوعی لباس پشمینه­ی قیمتی که موی­ها از آن آویخته باشد و بافت مصری و رومی                آن معروف است.      

015 دلق : جامه­ی کهنه و ژنده را گویند.

016 ردا: بالاپوش، عبا و جبه­ای است که روی لباس­های دیگر پوشیده بر دوش اندازند.

017 زُنار : به طور کلی هر رشته­ای را زنار گویند. ریسمانی است به ستبری انگشت از ابریشم که ذمیان نصرانی مجبور بودند که به امر مسلمانان بر میان بندند تا از مسلمانان شناخته شوند، چنانکه یهودیان مجبور بوده­اند عسلی ( وصله­های عسلی رنگ ) بر لباس خود بدوزند. در کتاب­های فارسی گاه زنار به               کستی (= کشتی به ضم کاف ) زرتشتیان اطلاق شده است.   

018 صدره : جامه­ی بی­آستین که سینه را بپوشاند.

019 طیلسان : نوعی ردا که عربان، خطیبان و قاضیان بر دوش اندازند.

020 عمامه : پوششی است بر سر مردان و آن پارچه­ی درازی است که به دور سر پیچند و به آن دستار و مندیل نیز گویند. جنس آن از پشم، پنبه یا کتان است. عمامه در سراسر کشورهای اسلامی جز اسپانیای   دوره­ی اسلامی رواج بسیار داشت، چنانکه میزان شخصیت و فضل افراد را بزرگی و کوچکی عمامه­ها تعیین می­کرد. در دوره­ی خلفا، سپاهیان عمامه­ی سیاه و برخی از بزرگان عمامه­ی زرد بر سر می­گذاشتند. از قرن هشتم عمامه­ی سبز نشان علویان و سادات بود و تا امروز عمامه­ی سبز و سیاه نشانه­ی سادات است.    

021 فوطه/ لنگ/ ازار : چادر نگارین یا چادر خط­دار. جامه­ای که از سند می­آوردند.

022 قبا : جامه­ای که از سوی پیش باز است و پس از پوشیدن، دو طرف پیش را با دکمه به هم بپیوندند.    

023 کُرتَه : پیراهن، قبای یک­لا، لباسی که زیر جامه­ها پوشند. جامه­ یا قبای نیم­تنه را نیز گویند که عربها سربال گویند.      

                                           یوسف چالی تبار شفیعی

 

کاهش معنادار ناترازی برق کشور با وجود افت تولید برقابی ها

کاهش معنادار ناترازی برق کشور با وجود افت تولید برقابی ها

وزیر نیرو گفت:با وجود کاهش ظرفیت تولید نیروگاه‌های آبی، با مدیریت هوشمند و استفاده از ظرفیت‌های موجود، مصرف برق را کنترل کردیم و موفق شدیم منحنی تولید و مصرف را به هم نزدیک کنیم.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وزارت نیرو، عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو در آستانه ایام اربعین حسینی، ضمن تسلیت شهادت سید و سالار شهیدان و همچنین جانباختگان حمله اخیر رژیم صهیونسیتی و همکاران صنعت برق، از تلاش‌های بی‌وقفه مدیران و کارکنان صنعت برق در شرایط سخت جنگی و تابستان تقدیر کرد.

وی در مراسم افتتاح مرکز ملی پایش و کنترل مصرف برق از کاهش ناترازی برق کشور از حدود ۲۰ هزار مگاوات به زیر ۱۰ هزار مگاوات خبر داد و تاکید کرد که این دستاورد بزرگ، حاصل تلاش بی‌وقفه همکاران صنعت برق است.

وی با تاکید بر نقش نوآوری و فناوری در صنعت برق افزود: استفاده از هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین در حوزه کنترل و مدیریت شبکه برق از اولویت‌های ما است و باید آمادگی لازم برای مقابله با حملات سایبری را داشته باشیم.

وزیر نیرو به موضوع عدالت در توزیع برق و مدیریت خاموشی‌ها پرداخت و گفت: خاموشی‌ها باید عادلانه و با اطلاع‌رسانی قبلی انجام شود و هیچ مشترکی بدون اطلاع قبلی برقش قطع نشود. همچنین برخورد قانونی با برق‌دزدی‌ها به طور جدی دنبال می‌شود.

علی‌آبادی بر توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و تسهیل سرمایه‌گذاری در این حوزه نیز تاکید کرد و گفت: اکنون بیش از ۳۸ هزار پروانه تولید انرژی تجدیدپذیر صادر شده و هزاران درخواست دیگر در صف است. باید زمینه برای نصب پنل‌های خورشیدی خانگی فراهم شود تا مردم نیز به توسعه این بخش کمک کنند.

وزیر نیرو در پایان با قدردانی از تمامی دست‌اندرکاران صنعت برق و تاکید بر ادامه تلاش‌ها برای تأمین پایدار برق کشور افزود: پیک مصرف هنوز پایان نیافته و باید تا پایان فصل تابستان با جدیت کامل کار کنیم تا هیچ‌گاه خاموشی به مردم تحمیل نشود.

کد خبر 6545711

 29 Jul, 2025 22:14

Tulsi Gabbard has cemented herself a place in history

The US national security advisor finally finds herself in a position where the truths she speaks cannot be ignored
Tulsi Gabbard has cemented herself a place in history

In light of accusations that former US President Barack Obama had committed treason by attempting to rig the 2016 election and stage Russiagate, newly surfaced evidence shows Russia did not interfere in the 2016 election.

National Intelligence Director Tulsi Gabbard, armed with a freshly declassified 2020 report by the House Intelligence Committee, went on the offensive against Obama last week during a wild White House press briefing.

Her follow-up message on X cuts to the chase and shows an administration that is no longer taking Democratic trash talk of “Russian collusion” sitting down.

She wrote that the “Obama administration manufactured the January 2017 Intelligence Community Assessment that they knew was false, promoting the LIE that Vladimir Putin and the Russian government helped President Trump win the 2016 election.”

White House press secretary Karoline Leavitt gave the presidential stamp of approval to Gabbard’s statement when she exclaimed: “There was no collusion, no corruption, except on the part of Barack Obama and the weaponized intelligence agencies at the time.”

Finally, it seems that some intelligent folks in Washington are coming around to the Kremlin’s way of thinking when Russiagate was at its peak lunacy. In a nutshell, Russian President Vladimir Putin did not care who would emerge victorious in the heated contest between the Democrat Hillary Clinton and her Republican challenger Donald Trump. The Russian leader declared his willingness to work with either leader accordingly. After all, it was a radically different period for US-Russia relations, but things would change quickly thanks to a nasty thing known as Politics as Usual.

Back in 2016, after Trump stunned Washington DC by being declared the Republican victor, President Barack Obama took a dramatic and distasteful move. Before any actual evidence of Russian interference in the election was forthcoming, he singlehandedly set out to destroy US-Russia relations by expelling Russian diplomats, confiscating Russian property, and targeting Russian officials and organizations for sanctions. This was followed up by a non-stop political witch-hunt, which largely prevented Donald Trump from focusing on anything else during his first presidency that was not Russia-related.

Just seven months into Trump’s first term, the FBI opened a counterintelligence investigation into whether the maverick from Manhattan and members of his campaign had colluded with Vladimir Putin to influence the 2016 campaign. After nearly three years of dragging US-Russia relations over the coals, that investigation, which concluded in March 2019, yielded no evidence of criminal conspiracy between the Trump campaign and Russian authorities. Yet the rumors of a Trump-Putin conspiracy, drummed up unmercifully by the Democrats, continued to spiral.

That’s why the revelations made by Tulsi Gabbard and her team on Wednesday are so important. They provide what appears to be the final nail into the coffin to the Democrat’s great deception known as Russiagate. In fact, the revelations of skullduggery are so damaging and timely that there are rumblings on Capitol Hill that Obama and his intelligence team could face charges of treason. That would pretty much guarantee another full-blown civil war in the country. But I digress.

Amid an assortment of shenanigans, the House committee reported that “One scant, unclear, and unverifiable fragment of a sentence from one of the substandard reports constitutes the only classified information cited to suggest Putin ‘aspired’ to help Trump win.” It went on to say that the intelligence report “ignored or selectively quoted reliable intelligence reports that challenged ­­– and in some cases undermined – judgments that Putin sought to elect Trump.”

The report also found that two senior CIA officers reportedly warned the highest levels of the intelligence community that “we don’t have direct information that Putin wanted to get Trump elected.”

The declassified committee report includes intelligence from a longtime Putin confidant who explained to investigators that “Putin told him he did not care who won the election,” and that the Russian leader “had often outlined the weaknesses of both major candidates.”

Other revelations from the House report:

“[Then] CIA Director Brennan and the Intelligence Community (IC) mischaracterized intelligence and relied on dubious, ‘substandard’ sources to create a contrived false narrative that Putin developed ‘a clear preference’ for Trump.”

“[Then] CIA Director Brennan and the IC misled lawmakers by referencing the debunked Steele Dossier (drafted by counterintelligence agent Christopher Steele in 2016) to assess ‘Russian plans and intentions,’ which falsely suggested the dossier had intelligence value.”

“The IC excluded ‘significant intelligence’ and ‘ignored or selectively quoted’ reliable intelligence that contradicted the Intelligence Community Assessment (ICA’s) key findings on Putin’s alleged support for Trump, that if included, would have exposed the ICA’s claim was ‘implausible – if not ridiculous.’”

“Senior, experienced CIA officers who objected that the intelligence did not support the key judgment that Putin ‘aspired’ to help Trump win, were silenced by the outgoing Director of the CIA in December 2016. Those officers might have had their voices heard if the ICA’s publication (was) delayed until after the inauguration, to allow the incoming Director of the CIA to manage the process.”

At this point, it must be asked: Is this the beacon on the democratic hill that the US likes to claim for itself? A country that sits idly by as a sitting president pulls off a years-long coup against a political challenger, while jeopardizing relations with a nuclear power/erstwhile ally? A tarnished country that relentlessly preaches to the world about its democratic credentials?

Whatever the case may be, it is indeed fortuitous that Russia has found a fair dealer in Tulsi Gabbard. This is not the first time this courageous woman has supported Russia in a world gone mad. The American politician and military officer has previously defended Russia’s military operation in Ukraine, claiming that the US had provoked Russian aggression with NATO pledges to Kiev and that Ukraine housed US-funded biolabs. Her role in bringing the Russiagate hoax to a much-delayed close must be applauded, and should help US-Russia relations at a very critical time.