دیس. فش باشد یعنی مانند. فرخی گوید:
یکی خانه کرده است فرخار دیس
که بِفروزَد از دیدن او روان.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
در این مدخل، نکتهٔ بسیار مهم این است که «دیس» را نباید با «دژ/دیز» به معنی حصار و قلعه یکی گرفت. در شاهد فرخی، «دیس» در همان معنایی است که اسدی تصریح کرده: مانند، بهصورتِ، بر هیئتِ.
یک محدودیت را هم صریح بگویم: برای راستیآزمایی برخطِ منابع در این نوبت، جستوجوی Exa به علت پایان یافتن سهمیهٔ جستوجو انجام نشد؛ بنابراین صورت پهلوی را در مواردی که سند مستقیم در دست نیست، بهعنوان بازسازی میآورم، نه ضبط قطعی.
شرح بیت
یکی خانه کرده است فرخار دیس
که بفروزد از دیدن او روان.
معنی:
«خانهای ساخته است به هیئت و صورتِ فرخار، چنانکه از دیدن آن جان/روان آدمی روشن و شاد میشود.»
در اینجا دیس پس از «فرخار» نقش پسینِ تشبیهی دارد؛ یعنی:
فرخاردیس = فرخارمانند، به شکل فرخار، بر هیئت فرخار.
پس توضیح اسدی:
دیس: فش باشد، یعنی مانند
را میتوان از لحاظ معنایی دقیقتر چنین فهمید:
دیس: صورت و هیئت؛ و در ترکیب، «مانند و به شکلِ چیزی»؛ فرخاردیس = مانند فرخار و بر صورت فرخار.
۱. «دیس» و پیشینهٔ ایرانی آن
این واژه از آن واژههایی است که برای پژوهش شما اهمیت ویژه دارد، زیرا خودِ واژهٔ «دیس» در فارسی نو، به احتمال بسیار زیاد بازماندهٔ یک واژهٔ ایرانیِ میانه است و معنای اصلی آن به حوزهٔ «صورت، هیئت، شکل و نمود» مربوط بوده است.
صورت بازسازیشدهٔ ایرانیِ میانه را میتوان به صورت:
𐭣𐭩𐭮 — dys
نویسهگردانی کرد:
dēs / dēs
با این توضیح که در خط پهلوی، نوشتن مصوتهای میانی و بهویژه تمایز دقیق واکهها با خط فارسی امروز یکسان نیست؛ بنابراین از روی dys نمیتوان انتظار داشت که تمام جزئیات آواییِ dēs عیناً دیده شود.
از این رو، برای کار علمی شما بهتر است چنین بنویسیم:
دیس ← فارسی میانه dēs، پهلوی dys؛ «صورت، هیئت، شکل؛ مانند و بر هیئتِ...»
اما 𐭣𐭩𐭮 را نباید به عنوان کتیبه یا دستنویس مشخصِ دورهٔ ساسانی برای همین مدخل معرفی کرد، مگر آنکه شاهد مستقیم ارائه شود. این تمایز مهم است.
۲. آیا «دیس» همان «دژ/دیز» است؟
خیر، دستکم در این شاهد نباید چنین کاری کرد.
در فارسی میانه خانوادهای از واژهها با معنای دژ، قلعه، استحکامات نیز وجود داشته که در فارسی نو به صورتهایی چون دژ، دیز بازماندهاند. آن واژه از نظر تاریخی به حوزهٔ دیگری تعلق دارد.
اما:
دیس = صورت، هیئت، شکل، مانند
در بیت فرخی کاملاً با معنای اسدی سازگار است.
بنابراین در تصحیح و ریشهشناسی این مدخل، نباید «دیس» را با «دژ/دیز» خلط کرد.
۳. «فرخار» چیست؟
این قسمت از بیت نیز بسیار جالب است.
فرخار در متون فارسی قدیم واژهای است که با چین و ماچین، بت و بتخانه و سرزمینهای شرقی پیوند یافته و در ادبیات فارسی گاه در معنای بت، بتخانه یا چیزی منسوب به سرزمین چین به کار رفته است.
بنابراین ترکیب:
فرخار دیس
میتواند «به شکل فرخار» یا «مانند بت/بتخانهٔ فرخار» را برساند.
در نتیجه، ترجمهٔ تحتاللفظیتر:
یکی خانه کرده است فرخار دیس
=
«خانهای ساخته است بر هیئتِ فرخار.»
و ترجمهٔ ادبیتر:
«خانهای ساخته که گویی از فرخار و بتخانههای فرخار است.»
البته در این بخش باید میان معنی واژه در بیت و ریشهشناسی خودِ «فرخار» تفاوت گذاشت؛ ریشهٔ «فرخار» را نمیتوان صرفاً از روی این بیت ایرانی دانست.
۴. واژگان ایرانیِ پیشااسلامی در بیت
| واژه | معنی در بیت | پیشینه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| یکی | یک | ایرانی | ادامهٔ ساخت ایرانی |
| خانه | خانه | ایرانی | از خانوادهٔ xān-؛ در فارسی میانه نیز گواه دارد |
| کرده | ساخته | ایرانی | از kar- «کردن، ساختن» |
| است | هست | ایرانی | از ساخت فعل «بودن» |
| فرخار | فرخار، بت/بتخانه یا منسوب به آن | احتمالاً واژهٔ وامگرفته/شرقی | نیازمند احتیاط در تعیین خاستگاه |
| دیس | به شکل، مانند، بر هیئت | ایرانیِ میانه | بسیار مهم |
| بفروزد | روشن کند | ایرانی | از frawz-/frōz- |
| از | از | ایرانی | ادامهٔ صورت کهن ایرانی |
| دیدن | دیدن | ایرانی | از ریشهٔ dai-/vid- و تحول ایرانی آن |
| او | او | ایرانی | ضمیر سوم شخص |
| روان | جان، روح | ایرانی | فارسی میانه r(w)ān / ruwān |
بنابراین، از نظر لایهٔ زبانی، بیت فرخی بهطور عمده از عناصر ایرانی تشکیل شده است؛ تنها «فرخار» است که باید جداگانه و با احتیاط بررسی شود.
۵. اگر نوشیروان، بزرگمهر، مؤبدان یا کاتبان ساسانی مینوشتند چه میکردند؟
این پرسش شما بسیار دقیق است، زیرا باید بین زبان و خط فرق گذاشت.
اگر مفهوم «دیس» در فارسی میانه در یک متن ساسانی نوشته میشد، کاتب پهلوی نمیتوانست دقیقاً همان صورت فارسی امروز:
دیس
را بنویسد.
صورت متعارف بازسازیشدهٔ پهلوی را میتوان چنین نشان داد:
𐭣𐭩𐭮
و نویسهگردانی:
dys
که میتوان آن را از لحاظ تاریخی به dēs نزدیک دانست.
بنابراین برای پژوهش شما بهترین شیوه این است که سه سطح را جدا کنیم:
فارسی نو:
دیس
فارسی میانه، بازسازی آوایی:
dēs
پهلوی، صورت نوشتاری بازسازیشده:
𐭣𐭩𐭮 (dys)
و نه اینکه بنویسیم «در کتیبهٔ فلان چنین آمده»، مگر اینکه شاهد مشخصی داشته باشیم.
۶. آیا شخصی مانند فردوسی یا فرخی نیز «دیس» را با خط پهلوی مینوشت؟
خیر؛ اینجا یک تفکیک تاریخی ضروری است.
فرخی و فردوسی پسااسلامیاند و آثارشان با خط فارسی ـ عربی نوشته شده است. بنابراین:
دیس
برای آنان به همین خط فارسی نوشته میشده، نه با خط پهلوی.
اما اگر پرسش شما این باشد که:
«اگر همان واژه در دورهٔ ساسانی، مثلاً در نوشتهای از زمان خسرو انوشیروان، نوشته میشد، شکل خطی آن چه بود؟»
آنگاه پاسخ تقریبی پژوهشی:
𐭣𐭩𐭮 — dys — dēs
است.
و این دو را نباید با هم مخلوط کرد.
نتیجهٔ نهایی مدخل «دیس»
متن پیشنهادی برای ثبت در پژوهش شما:
دیس. فش باشد، یعنی مانند. فرخی گوید:
«یکی خانه کرده است فرخار دیس
که بفروزد از دیدن او روان.»
معنی: «دیس» در این شاهد به معنیِ صورت، هیئت و شکل است و در ترکیب، معنیِ «مانندِ، به هیئتِ، بر صورتِ» میدهد. بنابراین فرخار دیس یعنی «به شکل و هیئتِ فرخار، فرخارمانند». مصراع نخست میگوید: «خانهای به هیئت فرخار ساخته است»؛ و مصراع دوم، زیبایی و اثر آن را چنان مینمایاند که دیدنش روان را روشن و شاد میکند.
پیشینهٔ زبانی: «دیس» را میتوان از واژگان ایرانیِ بهجامانده از دورهٔ زبانهای ایرانی میانه دانست؛ صورت فارسی میانه را بهطور بازسازیشده dēs و صورت نوشتاری پهلوی را 𐭣𐭩𐭮 (dys) میتوان نشان داد. معنی بنیادین آن «صورت، هیئت، شکل و نمود» بوده و کاربرد «مانند، به شکلِ» در فارسی نو از همین حوزهٔ معنایی برآمده است.
باید «دیس» را در این مدخل با دژ/دیز به معنی قلعه و استحکامات یکی ندانست؛ این دو از نظر معنا و تاریخ واژه جدا هستند.
از واژگان ایرانیِ پیشااسلامی یا دارای پیشینهٔ ایرانی در بیت میتوان یکی، خانه، کرد، است، دیس، فروزیدن، از، دیدن و روان را برشمرد. فرخار واژهای است که در ادبیات فارسی با چین و سرزمینهای شرقی، بت و بتخانه پیوند یافته و خاستگاه آن را باید جداگانه بررسی کرد؛ از این رو نباید بدون شاهد آن را واژهای اصیلِ فارسی دانست.
صورت خطی پیشااسلامی: اگر این واژه در متنی به زبان فارسی میانه و خط پهلوی نوشته میشد، صورت بازسازیشدهٔ آن 𐭣𐭩𐭮 (dys) است؛ این صورت باید به عنوان بازسازیِ املایی معرفی شود، نه به عنوان ضبط مستقیمِ کتیبهای یا دستنویسی، مگر آنکه شاهد مشخصی برای آن ارائه گردد. فرخی، چون شاعر دورهٔ اسلامی است، «دیس» را در نسخهٔ فارسی ـ عربی به صورت دیس مینوشت، نه به خط پهلوی.
جمعبندی: «دیس» در این مدخل واژهای ایرانی با معنای اصلیِ «صورت و هیئت» است که در ترکیب فرخار دیس معنیِ «فرخارمانند، به شکل فرخار» پیدا کرده است؛ و از نظر تاریخ خط، نزدیکترین نمایش پهلویِ بازسازیشدهٔ آن 𐭣𐭩𐭮 (dys) است.
یک نکتهٔ مهم برای ادامهٔ کار: در مدخلهای بعدی نیز بهتر است همین قاعده را حفظ کنیم: هرگاه صورت پهلوی گواه مستقیم نداشته باشد، آن را با برچسب «بازسازی» بیاوریم و هرگز یک املای حدسی را به کتیبه یا متن ساسانی نسبت ندهیم. این کار اعتبار علمی مجموعهٔ نهایی شما را بسیار بالا میبرد.
