چاپلوس. فریبنده بود لبیبی گوید: بوشکور گفت:
مکن خویشتن سهمگن چاپلوس که بسته بود چاپلوس از فسوس.
بسیار خوب. این مدخل، بهویژه به سبب شاهد بوشکور، برای بحث تاریخیِ چاپلوس بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد که اسدی «چاپلوس» را در معنای فریبنده میشناخته، نه صرفاً «متملق» به معنای امروزی.
چاپلوس
چاپلوس. فریبنده بود.
لبیبی گوید: بوشکور گفت:مکن خویشتن سهمگن چاپلوس
که بسته بود چاپلوس از فسوس
معنی و شرح بیت
چاپلوس در تعریف اسدی:
فریبنده
است.
در بیت بوشکور، معنای آن با مصراع دوم روشنتر میشود:
مکن خویشتن سهمگن چاپلوس
یعنی خود را چنان فریبنده و حیلهگر مکن که...
که بسته بود چاپلوس از فسوس
در اینجا فسوس در معنی فریب، نیرنگ و افسونکاری آمده است؛ یعنی فریبنده، خود گرفتارِ فریب و نیرنگ است.
بنابراین مفهوم کلی بیت تقریباً چنین است:
خود را فریبنده و حیلهگر مگردان، زیرا فریبنده سرانجام در دام فریب گرفتار میشود.
نکتهٔ بسیار جالب این است که چاپلوس در این شاهد هنوز معنای اخلاقیِ «متملق» به معنای امروزی را ندارد؛ بلکه اسدی آن را صریحاً «فریبنده» تعریف کرده است.
ارتباط «چاپلوس» با «لوس»
این مدخل در کنار مدخل قبلی بسیار ارزشمند است:
لوس: فروتنی بود و کسی را به چربزبانی فریفتن و لابه کردن.
و:
چاپلوس: فریبنده بود.
و در شاهد لبیبی نیز:
بلوس
آمده بود.
پس در لغت فرس با یک مجموعهٔ معنایی روبهرو هستیم:
لوس → بلوس → چاپلوس → فریبنده
اما این شباهت هنوز بهتنهایی ثابت نمیکند که از نظر ریشهشناسی، چاپ + لوس ساخته شده باشد. این نکته را باید جداً از معنای تاریخی واژه جدا کنیم.
«چاپلوس» از نظر ساختمان واژه
در فارسی امروز ممکن است وسوسه شویم آن را چنین تجزیه کنیم:
چاپ + لوس
ولی این تجزیه هنوز اثبات ریشهشناختی نیست.
بهخصوص «چاپ» در اینجا نباید بدون شاهد با معنای امروزیِ «چاپ کردن» ارتباط داده شود. فعل چاپ کردن در این معنا تاریخی بسیار متأخرتر است.
بنابراین برای پژوهش شما فعلاً بهترین صورت این است:
چاپلوس = واژهای کهن فارسی؛ ساختمان تاریخی و ریشهٔ نخستین آن نیازمند شاهد بیشتر است.
و نه:
«چاپلوس از چاپ + لوس ساخته شده است.»
«فسوس»
این واژه در این شاهد اهمیت زیادی دارد:
که بسته بود چاپلوس از فسوس
فسوس در فارسی کهن در حوزهٔ معناییِ فریب، نیرنگ، افسون و حیله به کار رفته است.
بنابراین «بسته بود ... از فسوس» را میتوان در این بافت در بندِ فریب و نیرنگ بودن فهمید.
از نظر ریشهشناسی، این واژه را نیز نباید صرفاً به دلیل شباهت ظاهری به واژههای عربی یا فارسی متأخر، بدون شاهد تاریخی طبقهبندی کرد. برای لایهٔ پیشااسلامی آن باید شاهد ایرانیِ کهن ارائه شود.
«سهمگن»
سهمگن در اینجا به معنی:
ترسناک، هیبتانگیز، هراسآور / سخت و بزرگ
است.
پس:
مکن خویشتن سهمگن چاپلوس
احتمالاً خطاب به کسی است که میخواهد در فریبندگی و حیلهگری خود را نیرومند و هراسانگیز نشان دهد.
این واژه از نظر ریشهشناختی بسیار جالبتر از «چاپلوس» است؛ زیرا سهم و خانوادهٔ «هراس/ترس» از لایههای بسیار کهن ایرانیاند و ارزش دارد هنگام رسیدن به مدخل «سهمگن» جداگانه بررسی شوند.
لایهٔ پیشااسلامی واژگان شاهد
| واژه | معنی در این بیت | وضعیت |
|---|---|---|
| مکن | انجام مده | ایرانی؛ از «کردن» |
| خویشتن | خود | واژهٔ کهن ایرانی |
| سهمگن | هراسآور، هیبتانگیز | ایرانی کهن؛ نیازمند بررسی صورتهای میانه |
| چاپلوس | فریبنده | واژهٔ کهن فارسی؛ ریشهٔ پیشااسلامی هنوز اثبات نشده |
| بسته | گرفتار/در بند | ایرانی؛ از «بستن» |
| فسوس | فریب، نیرنگ | واژهٔ کهن؛ ریشهشناسی نیازمند بررسی دقیق |
نتیجهٔ نهایی مدخل «چاپلوس»
چاپلوس. فریبنده بود. در لغت فرس، «چاپلوس» به معنی فریبنده و حیلهگر است و معنای امروزیِ محدودِ «متملق و تملقکننده» هنوز تعریف اصلی آن نیست. بوشکور در بیتی که لبیبی نقل کرده است میگوید: «مکن خویشتن سهمگن چاپلوس / که بسته بود چاپلوس از فسوس»؛ یعنی خود را فریبنده و حیلهگر مگردان، زیرا فریبنده سرانجام گرفتار فریب و نیرنگ میشود.
این مدخل با لوس و بلوس در مدخل پیشین ارتباط معنایی آشکاری دارد، ولی از این همنشینی نمیتوان هنوز نتیجه گرفت که ساختمان تاریخی «چاپلوس» الزاماً چاپ + لوس بوده است. چاپلوس را فعلاً باید واژهای کهن فارسی با ریشه و ساختمان تاریخیِ نامحقق دانست. برای آن صورت پهلویِ مستند نیز در دست نیست و نباید صورت فرضیِ پهلوی را بهعنوان املای تاریخی عرضه کرد.
در این شاهد، خویشتن، سهمگن، بسته و ساختهای فعلی از لایهٔ ایرانیِ کهن زبان فارسیاند؛ فسوس نیز واژهای کهن در حوزهٔ فریب و نیرنگ است و ارزش بررسی جداگانهٔ ریشهشناختی دارد.
یک نکتهٔ مهم برای پژوهش شما
این سه مدخل را فعلاً باید کنار هم نگه داریم:
لوس → بلوس → چاپلوس
زیرا شواهد اسدی و شعرهای عنصری و لبیبی و بوشکور یک شبکهٔ معنایی بسیار قدیمی را نشان میدهند. اگر در ادامه به مدخلهای «فسوس»، «سهم»، «سهمگن» و صورتهای دیگر این خانواده برسیم، میتوانیم با شواهد بیشتری بررسی کنیم که آیا در پسِ «لوس/چاپلوس» یک ریشهٔ ایرانیِ پیشااسلامی وجود دارد یا نه. فعلاً از نسبت دادن آن به پهلوی بدون شاهد خودداری میکنیم.
