خَس. ریز خاشاک بود، و مردم فرومایه را بدین معنی خس خوانند،
بچشم تو اندر خم افکند باد
بچشمت بر از یاد رنج اوفتاد
[عسجدی گفت:
بدان رسید که بر ما بزنده بودن ما
خدای وار همی منتی نهد هر خس
بله؛ این مدخل خَس از مدخلهای مهم «لغت فرس» است، زیرا اسدی هم معنای اصلیِ واژه را («ریز خاشاک») ثبت کرده و هم کاربرد مجازی آن را در مورد مرد فرومایه و بیمقدار نشان داده است.
خَس
خَس: ریزِ خاشاک بود، و مردمِ فرومایه را بدین معنی خَس خوانند.
در اینجا باید دو معنای واژه را از هم جدا کرد:
معنای عینی و نخستین: خاشاکِ خرد، ریزههای گیاه و مواد خشک و کمارزشِ روی زمین.
معنای مجازی: آدمِ فرومایه، بیمقدار و ناچیز؛ یعنی کسی که در تشبیه، همچون خاشاک چیزی به شمار نمیآید.
این انتقال معنایی کاملاً طبیعی است:
خَس → چیز خرد و بیارزش → آدمِ بیقدر و فرومایه.
شاهد نخست
بچشم تو اندر خم افکند باد
بچشمت بر از یاد رنج اوفتاد
در این بیت، تصویرِ خس و خاشاکی که باد آن را به چشم میافکند با همان معنای نخستین واژه ارتباط دارد؛ یعنی چیزی بسیار خرد که باد آن را به آسانی جابهجا میکند و موجب آزار چشم میشود.
شاهد عسجدی
اسدی سپس شاهدی از عسجدی میآورد:
بدان رسید که بر ما بزنده بودن ما
خدایوار همی منتی نهد هر خس
در اینجا خَس آشکارا معنای مجازی دارد: «هر آدم فرومایه و ناچیز». بنابراین خودِ شاهد عسجدی نیز توضیح اسدی را تأیید میکند که «مردم فرومایه» را به این نام میخوانند.
ریشهشناسی
خَس واژهای کهن ایرانی است و در فارسی به صورت خَس باقی مانده است. از نظر معنایی، هستهٔ آن همان مفهوم خاشاک، ریزهٔ گیاه، چیز خرد و کمارزش است و کاربرد «آدم فرومایه» ظاهراً گسترش معناییِ بعدیِ همین واژه است.
اما در تعیین صورت دقیق پیشااسلامی باید احتیاط کرد. برای این مدخل نمیتوان صرفاً بر اساس شباهت آوایی، یک صورت اوستایی یا فارسی باستان را قطعی دانست. برای پژوهش شما بهتر است صورتهای ایرانیِ کهن را تنها در صورتی در متن نهایی بیاوریم که در منابع زبانشناختی معتبر به همین واژه مربوط شده باشند.
از این رو، در نسخهٔ پژوهشی شما پیشنهاد میکنم مدخل را فعلاً چنین تنظیم کنیم:
خَس — ریزِ خاشاک، خردهگیاه و چیزِ خرد و کمارزش؛ سپس مجازاً مردِ فرومایه و بیقدر.
ساخت معنایی: خاشاکِ خرد ← چیزِ بیارزش ← شخصِ بیمقدار.
لایهٔ زبانی: ایرانیِ کهن؛ واژهای بازمانده در فارسی.
کاربرد ادبی: هم در معنای حقیقیِ «خاشاک» و هم در معنای مجازیِ «فرومایه و ناچیز».
یک نکته هم مهم است: «خس» را نباید با «خس» در ترکیباتی مانند «خس و خاشاک» صرفاً یک واژهٔ هممعنیِ «خاشاک» فرض کرد؛ خودِ همین انتقال از نامِ خاشاک به نامِ انسانِ فرومایه، بخشی از تاریخ معنایی واژه است.
جستوجوی برخط منابع تخصصی برای تطبیق دقیق صورت اوستایی/پهلوی این مدخل در این نوبت به علت تمامشدن اعتبار ابزار جستوجو انجام نشد؛ بنابراین صورت پیشااسلامیِ قطعی برای خَس را عمداً حدس نزدم.
