۱۴۰۴ مرداد ۱۱, شنبه

 

رای پرونده جنجالی اعلام شد؛محرومیت ۴ ماهه بیرانوند و سود مالی پرسپولیس

رای پرونده جنجالی اعلام شد؛محرومیت ۴ ماهه بیرانوند و سود مالی پرسپولیس

کمیته استیناف فدراسیون فوتبال پس از چندین ماه انتظار اهالی فوتبال، بالاخره یکی از جنجالی ترین آرای خود را صادر کرد که براساس آن علیرضا بیرانوند دروازه بان تیم تراکتور چهار ماه محروم شد.

به گزارش خبرنگار مهر، پس از انتقال جنجالی علیرضا بیرانوند از پرسپولیس به تراکتور، باشگاه تهرانی با این دلیل که بیرانوند با این باشگاه قرارداد دارد به فدراسیون فوتبال شکایت کرد و هر چند کمیته انضباطی در بررسی نهایی خود این دروازه بان را محروم کرد اما با اعتراض وی کار به کمیته استیناف کشید.

با وجود گذشت بیش از یک سال از انتظار برای اعلام رای بیرانوند از سوی کمیته استیناف، در نهایت امروز شنبه ۱۱ مرداد این رای اعلام شد که براساس آن علیرضا بیرانوند چهار ماه از همراهی تیم فوتبال تراکتور محروم شد. ضمن این که تیم فوتبال تراکتور هم محکوم به پرداخت جریمه مالی شد که در مجموع جریمه بیرانوند و تیم تبریزی بیش از ۲۷ میلیارد تومان به باشگاه پرسپولیس خواهد رسید.

متن رای کمیته استیناف فدراسیون فوتبال به شرح زیر است:

درخصوص استیناف علیرضا بیرانوند با وکالت مصطفی سلیمانی بابادی، به طرفیت باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس تهران، نسبت به رأی کمیتۀ وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال که به موجب آن حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه و باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور تبریز به پرداخت مبلغ ۱۹۸ میلیارد و ۷۵۰ میلیون ریال بابت غرامت و پرداخت مبلغ ۷ میلیارد و ۶۵۱ میلیون و ۸۷۵ ریال بابت هزینۀ دادرسی به ‌نحو تضامنی در حق تجدیدنظرخوانده و چهار ماه محرومیت بازیکن از شرکت در بازی‌های رسمی اعم از باشگاهی و ملی و تعلیق محرومیت مذکور به مدت یک سال به علت فسخ غیرموجه قرارداد از سوی بازیکن در دورۀ حفاظت‌شده، صادر گردیده است؛

پیش از هر چیز ذکر این نکته ضروری است که ورزش و در رأس آن ورزش فوتبال، دارای ماهیت و طبیعت خاص خود بوده که آن را در سایر عرصه‌های اجتماع بشری نمی‌توان یافت و به همین جهت نیز مقتضی قواعد و مقررات ویژۀ خود است؛

لذا عرصۀ ورزش، صرفاً محل اِعمال قواعد عمومی دانش حقوق در یک حوزۀ خاص نیست، بلکه محل آمیزش قواعد بنیادین حقوقی با قواعد خاص دنیای ورزش و در نهایت، آفرینش قواعد ویژۀ حقوق ورزشی است و با این توضیح، پروندۀ حاضر تنها میدانی برای پیاده‌سازی قواعد صِرف حقوقی نبوده بلکه بستری برای اِعمال قواعد اصیل «حقوق ورزشی» است و در دست‌یابی به نتیجه‌گیری صحیح، از یک‌سوی سعی می‌گردد اصول و قواعد بنیادین حقوقی، راهنمای عمل باشد و از سوی دیگر، مقتضیات خاص دنیای ورزش برپایۀ مقررات ورزشی لازم‌الإجرا، درنظر گرفته و تأمین شود.

در این‌باره و حسب اوراق و محتویات پرونده، ملاحظه می‌گردد که بازیکن آقای علیرضا صفر بیرانوند به موجب انعقاد قراردادی مورخ ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ به مدت دو فصل ورزشی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ و ۱۴۰۴-۱۴۰۳ به باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس پیوسته، و درتاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ الحاقیه‌ای میان طرفین به امضا رسیده و در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، بازیکن مستند به بند ۳ الحاقیۀ یادشده که مقرر می‌دارد:

« در صورتی که در پایان فصل، باشگاه کلیۀ مطالبات بازیکن را پرداخت ننماید، بازیکن می‌تواند بعد از ۱۵ روز از آخرین بازی فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲ اعم از بازی‌های لیگ برتر و جام حذفی، قرارداد خود را به‌صورت یک‌جانبه فسخ کند. » و به علت عدم پرداخت کلیۀ مطالبات خویش در مهلت مقرر، اقدام به فسخ قرارداد منعقده میان طرفین و ثبت فسخ مذکور در سازمان لیگ نموده است.

در این خصوص، باشگاه پرسپولیس مدعی است، از یک سوی، کلیۀ مطالبات بازیکن بابت قرارداد مورخ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲، پرداخت شده و عبارت کلیۀ مطالبات مندرج در بند ۳ الحاقیۀ مذکور، تنها ناظر بر مطالبات ناشی از قرارداد یادشده بوده و مطالبات ناشی از قرارداد سابق منعقده میان طرفین را دربرنمی‌گیرد؛ چرا که الحاقیۀ حاوی بند فسخ مذکور، همان‌گونه که از عنوان آن پیداست، ملحق به قرارداد اخیر است و نتیجتاً معلق‌ٌ علیهِ شرط مذکور که اختیار فسخ قرارداد را به بازیکن می‌دهد، تحقق نیافته است.

از سوی دیگر، آخرین بازی فصل مسابقات سال ۱۴۰۳-۱۴۰۲ که دیدار پایانی مسابقات جام حذفی بوده است، در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳برگزار گردیده و مطابق بند مذکور بر فرض وجود حق فسخ، بازیکن بعد از پانزده روز از « آخرین بازی فصل »، امکان اِعمال آن را داشته است، در حالی که نامبرده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ و یک روز از پیش از تاریخ یادشده، اقدام به فسخ قرارداد نموده و با توضیحات مذکور، باشگاه، فسخ قرارداد توسط بازیکن را غیرموجه می‌داند.

در مقابل، بازیکن بیان می‌دارد که برخلاف ادعای باشگاه، کلیۀ مطالبات ایشان، پرداخت نشده و مجموعاً میزان پانزده میلیارد ریال از مطالبات ناشی از هر دو قرارداد، ( منظور قرارداد فصل های ۱۴۰۲ -۱۴۰۱ و ۱۴۰۳ - ۱۴۰۲) ایفاء نگردیده است و عبارت کلیۀ مطالبات، نظر به آن که یک لفظ عام مجموعی است و با عنایت به قصد مشترک طرفین، ناظر بر مطالبات ناشی از هر دو قرارداد منعقده میان طرفین است؛ چرا که اساساً امکان تعیین‌تکلیف درخصوص مطالبات قرارداد سابق نیز تنها به موجب تنظیم یک الحاقیه و توافق‌نامه ممکن بوده است و از سوی دیگر، باشگاه جهت نفی حق فسخ، پرداختی‌های ناظر بر قرارداد فصل قبل ( ۱۴۰۲ -۱۴۰۱ ) مطالبات مربوط به سال قبل ( ۱۴۰۲ – ۱۴۰۱ ) در تاریخ های ۱۸ تیر ۱۴۰۲ و ۱۱ آبان ۱۴۰۲ پرداخت شده است.

همچنین پرداختی‌ها بابت پاداش پس از پیروزی در مسابقات را به‌عنوان پرداخت دستمزد و مزایای فصل سال۱۴۰۳-۱۴۰۲محسوب داشته تا بدین جهت و با ارائۀ تفسیر مذکور، فسخ قرارداد را غیرموجه نمایان سازد. بازیکن در خصوص بازه زمانی اِعمال حق فسخ نیز بیان داشته است که منظور از عبارات «پایان فصل» و «آخرین بازی فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲» ، آخرین بازی رسمی است که باشگاهِ تحت ‌قرارداد یعنی باشگاه پرسپولیس در آن حضور یافته و با این توضیح فسخ قرارداد موجه است.

کمیتۀ محترم وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال در این خصوص بر دو مبنا، فسخ قرارداد را توسط بازیکن غیرموجه دانسته است، الف؛ مطابق نظر کارشناس برگزیده، کلیۀ مطالبات ناشی از قرارداد مورخ ۲۴ تیر ۱۴۰۲، پرداخت شده است و مطابق مادۀ ۲۸۲ قانون مدنی اختیار تعیین این امر که پرداخت از بابت کدام دین بوده، با مدیون است؛ لذا قول باشگاه مبنی بر این که تأدیۀ مبالغ، بابت دستمزد و مزایای فصل سال ۱۴۰۳-۱۴۰۲ است، ملاک تصمیم‌گیری است و نظر به آن که مطابق بند ۱۰ دستورالعمل ناظر بر قراردادهای باشگاه‌ها با بازیکنان (حاکم بر فصل مسابقاتی ۱۴۰۳-۱۴۰۲) که مقرر داشته:

« پرداخت هرگونه وجوه خارج از قرارداد، تحت ‌عناوینی مانند پاداش برد یا صعود یا هرگونه تشویقی یا ارائه خدمات رفاهی دیگر با هر نام و عنوان که در قرارداد درج نشده باشند، ممنوع بوده و در صورت پرداخت، قابل‌محاسبه به عنوان وجوه قراردادی است.».

کمیتۀ وضعیت بازیکنان، ادعای بازیکن را درخصوص آن که بخشی از پرداختی‌های صورت‌گرفته از سوی باشگاه، بابت پاداشِ پس از پیروزی‌های مسابقات است که باشگاه آن‌ها را به‌عنوان بخشی از مطالبات فصل سال ۱۴۰۳-۱۴۰۲ محسوب داشته است و با این توضیح کلیۀ مطالبات ناشی از آخرین قرارداد نیز تأدیه نشده، موردپذیرش قرار نداده و از سوی دیگر، استدلال نموده است که بازیکن نمی‌تواند مطالبات مورد ادعای خود راجع به فصل ۱۴۰۲-۱۴۰۱ را به الحاقیۀ مورخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ تسری و بر این اساس، برای خود حق فسخ قائل شود؛

زیرا به تصریح عنوان مندرج در صدر توافق طرفین، این الحاقیه ناظر بر قرارداد مورخ ۲۴ تیر ۱۴۰۲ است و بازیکن چنان‌چه مطالباتی درخصوص فصل مذکور دارد، می‌باید درچارچوب قرارداد همان فصل، اقدام به طرح دعوای مطالبۀ وجه نماید و نتیجتاً کمیتۀ محترم وضعیت بازیکنان، معلق‌ٌ علیه شرط فسخ مذکور در الحاقیه را محقق ندانسته است.

ب؛ اینکه، کمیتۀ محترم مذکور، گزارۀ « پایان فصل » مندرج در الحاقیه را ناظر بر پایان مسابقات در تاریخ۳۱ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ (مسابقۀ نهایی جام حذفی) دانسته است؛ چرا که بند ۱۶ بخش تعاریف مقررات نقل ‌و انتقالات بازیکنان مصوب سال ۱۳۹۶ فصل مسابقات را چنین تعریف کرده: « دوره‌ای که با برگزاری اولین مسابقۀ رسمی مربوطه، آغاز و با آخرین مسابقۀ رسمی مربوطه، خاتمه می‌یابد. » و مقرر داشته که: « شروع و خاتمۀ فصل را سازمان لیگ فوتبال، تعیین و اعلام می‌نماید. در صورتی که آغاز و پایان لیگ، با جام حذفی منطبق نباشد، اولین مسابقۀ رسمی هر یک از دو رقابت فوق که زودتر شروع شود، آغاز فصل و آخرین مسابقۀ رسمی هریک از دو رقابت مذکور که دیرتر خاتمه یابد، پایان فصل تلقی می‌شود.»

با این توضیح، باشگاه را برای پرداخت مطالبات بازیکن بابت دستمزد و مزایای ناشی از قرارداد مورخ ۲۴ تیر ۱۴۰۲ تا تاریخ مذکور دارای مهلت تلقی کرده که حسب اوراق و محتویات پرونده و نظر کارشناس برگزیده، مطالبات مذکور، تا تاریخ مورد اشاره، تأدیه شده است، در حالی که بازیکن، در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ و یک روز پیش از پایان مهلت باشگاه برای پرداخت مطالبات و در خارج از زمان مورد توافق، اقدام به فسخ قرارداد نموده که سبب غیرموجه ‌بودن فسخ صورت‌گرفته است.

پیرامون موجه یا غیرموجه بودن فسخ صورت‌گرفته از سوی بازیکن، کمیتۀ استیناف مدنظر دارد: نخست؛ بازیکن برمبنا و با ادعای عدم پرداخت مطالبات خود و مستند به یک شرط قراردادی مندرج در الحاقیۀ تنظیم ‌شده میان طرفین، اقدام به فسخ قرارداد خویش نموده است. مطابق مادۀ ۲۹ مقررات نقل ‌و انتقالات و وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال، در وهلۀ نخست، مقررات فدراسیون فوتبال و نیز فیفا بر رابطۀ قراردادی طرفین حاکم خواهد بود.

فدراسیون جهانی فوتبال ( فیفا )، با توجه به اختلافاتی که در خصوص شرایط فسخ قرارداد به علت عدم پرداخت دستمزد و مزایای بازیکنان توسط باشگاه‌ها وجود داشت، در نهایت با افزودن یک ماده به مادۀ ۱۴ مقررات وضعیت و نقل ‌و انتقال بازیکنان تحت‌عنوان « مادۀ ۱۴ مکرر» به اختلافات در این خصوص پایان داد و به صورت امری شرایط و تشریفات فسخ قرارداد از سوی بازیکنان را به علت عدم پرداخت دستمزد و مزایا، تعیین و در قسمت انتهایی مادۀ مذکور، به‌صراحت مقرر کرد که تنها شروط قراردادی (شروط قراردادی درخصوص فسخ قرارداد به علت عدم پرداخت دستمزد و مزایا ) که «در زمان لازم‌الاجراشدن مقررۀ مذکور» و از پیش وجود داشته است «می‌تواند درنظر گرفته شود ».

به‌دیگرسخن، فیفا احکام مذکور در مادۀ ۱۴ مکرر مقررات وضعیت و نقل‌ و انتقال بازیکنان را آمرانه تلقی و مقرر کرد که شروط قراردادیِ جایگزین (Alternative Provisions in Contracts ) که پس از لازم‌الاجراشدن مادۀ ۱۴ مکرر مذکور، در قراردادها قید می‌شود تا جایی که مخالف حکم مندرج در مادۀ یادشده است، درنظرگرفته نخواهد شد؛ بنابراین فسخ قراردادها از سوی بازیکنان تنها با رعایت شرایط و تشریفات مذکور در مادۀ ۱۴ مکرر مقررات وضعیت و نقل ‌و انتقال بازیکنان فیفا و در ما نحن فیه نسخۀ مارس ۲۰۲۳ (نسخۀ حاکم بر روابط قراردادی طرفین پروندۀ حاضر باتوجه به زمان انعقاد قرارداد میان ایشان) موجه تلقی می‌گردد.

در این خصوص مادۀ مذکور که احکام آن با ادبیاتی تقریباً مشابه در بند ۱۶ دستورالعمل ناظر بر قراردادهای باشگاه‌ها با بازیکنان مصوب هیئت‌ رئیسۀ محترم فدراسیون فوتبال نیز تکرار شده است، شرایط فسخ قرارداد توسط بازیکنان به علت عدم پرداخت دستمزد را صراحتاً مشخص و آن را منوط به عدم پرداخت دستمزد بازیکن به مدت دو ماه و مشروط به دادن اخطار کتبی به باشگاه مبنی بر تخلف وی از پرداخت دستمزد و اعطای مهلت پانزده‌روزه برای ایفای تعهدات قراردادی نموده است که در ما نحن فیه، حسب اوراق و محتویات پرونده، بازیکن بدون اخطار کتبی به باشگاه و دادن مهلت پانزده‌ روزه به وی برای ایفای تعهدات قراردادی خویش، مبادرت به فسخ نموده است و فسخ صورت‌گرفته بدین جهت موجه دانسته نمی‌شود.

دوم؛ حتی بر فرض پذیرش آزادی ارادۀ طرفین برای تعیین شرایط فسخ قرارداد به علت عدم پرداخت دستمزد و مزایای بازیکن، در دنیای فوتبال، اعتبار هر شرط فسخی که منبعث از ارادۀ طرفین در قرارداد است، منوط به اِعمال و اِعلام آن در یک بازه زمانی مشخص (Period of Notice ) است؛ به دیگرسخن، زمان اِعمال اختیار حاصل از شرط طرفین مبنی بر فسخ قرارداد، نمی‌تواند نامحدود و حاوی این اختیار برای بازیکن یا باشگاه باشد که به استناد شرط مذکور، در هر بازه زمانی از دورۀ اعتبار قرارداد، مبادرت به فسخ آن نماید، بلکه زمان یا بازه زمانی اعمال حق فسخ، بایستی به موجب شرط حاوی اختیار مذکور، دقیقاً تعیین گردد؛ چرا که در غیر این صورت، شرط یادشده، یک شرط احتمالی ( Potestative Condition ) تلقی شده و نتیجۀ آن این است که عملاً این امر به تمام و کمال، به ارادۀ بازیکن یا باشگاه واگذار می‌گردد که آیا رابطۀ قراردادی طرفین ادامه می‌یابد یا خیر.

در ما نحن فیه نیز حسب شرط فسخ مندرج در بند ۳ الحاقیۀ تنظیم‌شده میان طرفین، ملاحظه می‌گردد، مدتی برای اِعمال حق فسخ مندرج در بند مذکور، تعیین نگردیده و در حالی که مقرر شده است که بازیکن بعد از ۱۵ روز از آخرین بازی فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲، می‌تواند قرارداد خویش را فسخ کند، پایان زمان اعمال حق مذکور، تعیین نگردیده و با عنایت به آن که قرارداد طرفین تا پایان فصل سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ معتبر بوده است، شرط مذکور حاوی این اختیار برای بازیکن مذکور است که حتی در نیم‌ فصل مسابقات سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ نیز مبادرت به فسخ قرارداد نماید، امری که در عمل، اجرا یا عدم اجرای قرارداد را در ید ارادۀ بازیکن قرار می‌دهد و با این توضیح موردپذیرش نیست.

سوم؛ حسب اوراق و محتویات پرونده و برفرض پذیرش اعتبار شرط فسخ مورد استناد فعلی مربوط به قرارداد فصل های ۱۴۰۴-۱۴۰۳ و ۱۴۰۳-۱۴۰۲، آنچه که اتفاق افتاده، قرارداد سابق طرفین ( ۱۴۰۲ – ۱۴۰۱ ) نیز با ادعای بازیکن دائر بر عدم پرداخت به ‌موقع دستمزد و مزایا، فسخ گردیده و باور به قصد طرفین مبنی بر پیش‌بینی حق فسخ قرارداد جدید، به علت عدم پرداخت مطالبات ناشی از قرارداد سابق که یک ‌مرتبه به همین علت فسخ و منحل گردیده است، سخت و دشوار می‌نماید.

چهارم؛ همان‌گونه که کمیتۀ محترم وضعیت بازیکنان به ‌درستی به آن اشاره نموده است، مطابق مواد ۱۵ تا ۱۸ مقررات نقل ‌و ‌انتقالات و تعیین وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال مصوب سال ۱۳۹۶ که در مواد ۱۳ تا ۱۸ مقررات وضعیت و نقل‌وانتقالات بازیکنان مصوب فیفا در فصل۴ ذیل عنوان «حفظ ثبات قراردادی میان بازیکنان حرفه‌ای و باشگاه‌ها » آمده است، اصل بر حفظ ثبات قراردادی میان بازیکنان و باشگاه‌ها بوده و انحلال قرارداد از رهگذر فسخ یک‌جانبۀ آن توسط یکی از طرفین، یک نهاد استثنائی و یک اقدام نهایی ( Ultima Ratio ) و در جایی است که منطقاً هیچ انتظار معقولی برای ادامۀ رابطۀ قراردادی میان طرفین وجود نداشته باشد و اگر انجام اقدامات ملایم‌تری جهت آگاه ‌نمودن باشگاه به ایفای تعهدات قراردادی خویش وجود داشته باشد، این اقدامات می‌بایست قبل از فسخ قرارداد انجام شود و لزوم تفسیر قرارداد با درنظرگرفتن ماهیت خاص ورزش که مقتضی آن است که در موارد ابهام در مفهوم عبارات و الفاظ به‌کارگرفته ‌شده در قرارداد بازیکنان و باشگاه‌ها، گزاره‌های قراردادی به‌گونه‌ای تفسیر گردد که منافعِ جمعی جامعۀ سازمان ‌یافتۀ فوتبال که نهادهای حاکم بر آن یعنی فدراسیون فوتبال و فیفا از رهگذر تأکید بر حفظ ثبات قراردادی در پی آن هستند، تأمین گردد؛

لذا نظر به ملاحظات مذکور و با عنایت به مجموع محتویات پرونده و استدلالات مندرج در رأی صادره، ایراد و اعتراض مؤثری که خدشه بر دادنامۀ معترض ‌ٌعنه مبنی بر غیرموجه ‌بودن فسخ صورت‌گرفته از سوی بازیکن وارد نماید، بعمل نیامده، مستنداً به مادۀ ۱۷ آئین دادرسی کمیتۀ وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال ضمن رد اعتراض، دادنامۀ صادره در خصوص غیرموجه‌بودن فسخ صورت‌گرفته از سوی تجدیدنظرخواه تأئید می‌گردد.

۲ ) درخصوص استیناف باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس تهران، به طرفیت علیرضا صفر بیرانوند با وکالت مصطفی سلیمانی بابادی و باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور تبریز نسبت به رأی صادره در خصوص میزان غرامت موردحکم، ملاحظه می‌گردد که کمیتۀ محترم وضعیت بازیکنان، براساس مبلغ قرارداد آقای علیرضا صفر بیرانوند با باشگاه پرسپولیس، حکم به محکومیت بازیکن و باشگاه مقصد ( باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور تبریز ) به‌نحو تضامنی به پرداخت مبلغ ۱۹۸ میلیارد و ۷۵۰ میلیون ریال درحق تجدیدنظرخواه صادر نموده است.

در این خصوص قابل‌توجه است، در فرضی که بازیکن با فسخ غیرموجه قرارداد خود، اقدام به ترک باشگاه می‌کند، باشگاه در واقع از استفاده از خدمات فوتبالی و فنی شخص بازیکن در طول مدت باقی‌مانده از قرارداد، محروم می‌گردد و با عنایت به آن که برابر مقررات و اصول و قواعد ورزشی، قرارداد منعقده میان بازیکن و باشگاه، در صورت فسخ آن از سوی بازیکن ولو فسخ مذکور، غیرموجه باشد، منحل شده و اجبار بازیکن به ماندن در تیمی که نامبرده تمایلی به حضور در آن ندارد، به جهت مقتضیات خاص ورزشی ممکن نیست، تنها راه‌ حل حقوقی برای جبران خسارت وارده به باشگاه، پرداخت مبلغی معادل ارزش خدمات بازیکنی است که با فسخ غیرموجه، باشگاه از دست داده است ( ارزش خدمات ازدست‌رفته ) و ارزش مذکور بایستی به‌وسیله‌ی معیار مناسبی، برآورد گردد.

در این خصوص مادۀ ۱۸ مقررات نقل‌ و انتقالات و تعیین وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال و مادۀ ۱۷ مقررات وضعیت و نقل ‌و انتقالات بازیکنان فیفا، چندین معیار را ارائه کرده و مقرر داشته‌اند که به هنگام برآورد میزان غرامت قابل‌پرداخت، باید درنظرگرفته‌ شوند؛ ازجمله « ماهیت خاص ورزش»، «حقوق و سایر مزایای بازیکن مطابق قرارداد قبلی و قرارداد جدید »، و « این که آیا نقض در دورۀ حفاظت‌شده رخ داده است یا خیر»؛

در این خصوص کمیتۀ استیناف مدنظر دارد، نخست؛ همان‌گونه که مقررات موضوعه از « ماهیت خاص ورزش» درصدر معیارهایی که برای تعیین میزان غرامت قابل‌پرداخت، سخن گفته است، با عنایت به آن که اختلاف موضوع پروندۀ حاضر، در دنیای خاص ورزش فوتبال، وقوع یافته، ماهیت خاص نیازهای ورزشی نیز باید درنظرگرفته شود و با عنایت به آن که هر دو طرف پرونده، از اشخاص شاخص حقیقی و حقوقی جامعۀ فوتبال ایران هستند و رأی صادره به‌طور محسوسی افزون ‌بر روابط فردی طرفین، بر روابط و مناسبات کلی جامعۀ سازمان ‌یافتۀ فوتبال از جمله بازار نقل ‌و انتقالات از طریق تحلیل اقتصادی بازیکنان و باشگاه‌ها مبنی بر آن که نفع ایشان در پیوستن به باشگاه دیگر و یا استخدام بازیکن باشگاه دیگر، از طریق نقض قرارداد با پرداخت مبلغی به‌عنوان غرامت است یا مقررات و تصمیمات موجود ایشان را به حفظ ثبات قراردادی خویش سوق می‌دهد و نیز اثری که رأی صادره بر رفتار جامعۀ هواداری ورزش فوتبال به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان جامعۀ سازمان ‌یافتۀ فوتبال دارد، در صدور رأی مناسب، افزون‌بر منافع فردی طرفین اختلاف، می‌بایست منافع جمعی تمام جامعۀ فوتبال مدنظر قرار گیرد.

دوم؛ حسب اوراق و محتویات پرونده و قرارداد منعقده میان بازیکن و باشگاه، ملاحظه می‌گردد که قرارداد مذکور، در دورۀ حفاظت‌شده نقض گردیده و به ‌صراحت مواد مورد اشاره، از جمله معیارهایی که به‌هنگام برآورد میزان غرامت قابل‌پرداخت، باید درنظرگرفته شود و عنصر دیگری که مفهوم خاص ‌بودن ورزش را تحکیم می‌کند، نهاد « دورۀ حفاظت‌شده » و بررسی این موضوع است که آیا قرارداد، در دورۀ حفاظت ‌شده نقض شده است یا پس از آن، از منظر قانونگذار دنیای فوتبال، فسخ قرارداد در دورۀ مذکور، یک شکل ویژه و جدی از رفتارغیرقانونی تلقی می‌گردد که افزون‌بر اِعمال محرومیت‌ ورزشی، به‌هنگام برآورد میزان غرامت قابل‌پرداخت نیز مقتضی حمایت بیشتر از طرفی است که قرارداد وی در دورۀ مذکور نقض شده است.

سوم؛ دستمزد و مزایای بازیکن در مدت باقی‌مانده از قرارداد نقض‌شده ( قرارداد قبلی )، تنها بازتاب جزئی از ارزش خدمات بازیکن است که آن نیز در هنگام انعقاد قرارداد تعیین گردیده و با توجه به فاصلۀ زمانی میان انعقاد و فسخ قرارداد، میزان روزآمد شدۀ ارزش خدمات بازیکن، به‌طور ملموس‌تری در قراردادی که بازیکن پس از فسخ قرارداد، با باشگاه جدید منعقد می‌کند، متبلور است، به همین جهت است که در مادۀ ۱۸ مقررات نقل ‌و ‌انتقالات و تعیین وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال و نیز مادۀ ۱۷ مقررات وضعیت و نقل ‌و انتقالات بازیکنان فیفا، از لزوم درنظرقراردادن حقوق و سایر مزایای بازیکن در « قرارداد قبلی و قرارداد جدید » سخن گفته شده است؛

لذا در پروندۀ حاضر نظر به توضیحات یادشده و با ملحوظ‌ نظرقراردادن ماهیت خاص ورزش و نقض قرارداد در دورۀ حفاظت ‌شده، تعیین میزان غرامت قابل ‌پرداخت، مقتضی توجه به میزان دستمزد بازیکن مطابق هر دو قرارداد یعنی، دستمزد وی مطابق قرارداد نقض‌شده و دستمزد وی در قرارداد با باشگاه جدید و لزوم درنظرگرفتن میانگین ارزش خدمات وی مطابق قراردادهای مذکور است که در ما نحن فیه حسب ملاحظۀ قراردادهای یادشده، دستمزد بازیکن برای مدت باقی‌مانده از قرارداد نقض‌شده (فصل ۱۴۰۴-۱۴۰۳)، مبلغ ۱۹۸ میلیارد و ۷۵۰ میلیون ریال و دستمزد وی برای همان فصل در قرارداد با باشگاه جدید، ۳۵۰ میلیارد ریال است که میانگین مبالغ مذکور برابر با ۲۷۴ میلیارد و ۳۷۵ میلیون ریال می‌باشد؛

لذا نظر به ملاحظات مذکور و مستند به مادۀ ۱۷ آیین دادرسی کمیتۀ وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال مصوب سال ۱۳۹۶، ضمن نقض رأی تجدیدنظرخواسته درخصوص میزان غرامت قابل‌پرداخت، حکم به محکومیت علیرضا صفر بیرانوند و باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور تبریز به‌نحو تضامنی به پرداخت مبلغ ۲۷۴ میلیارد و ۳۷۵ میلیون ریال و نیز هزینۀ دادرسی مراحل بدوی و تجدیدنظر به نسبت مبلغ محکومٌ‌به در حق تجدیدنظرخواه، ( باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس ) صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره در این بخش پس از پرداخت مابه‌التفاوت هزینۀ دادرسی مراحل بدوی و تجدیدنظر براساس مبلغ محکومٌ‌به قابل‌اجراست.

۳ ) درخصوص استیناف باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس تهران، به طرفیت علیرضا بیرانوند با وکالت مصطفی سلیمانی بابادی، نسبت به رأی صادره در خصوص تعلیق حکم محرومیت چهارماهۀ بازیکن از شرکت در بازی‌های رسمی اعم از باشگاهی و ملی به مدت یک سال، کمیتۀ استیناف اعتقاد دارد، فسخ غیرموجه قرارداد در حوزۀ فوتبال با عنایت به مقررات موضوعه، از یک سوی، نقض قرارداد و تخلف از ایفای تعهدات قراردادی بوده و از سوی دیگر، اعمال محرومیت بر اثر نقض قرارداد ، نه به عنوان تخلف انضباطی بلکه یک مجازات ورزشی محسوب می‌شود و بدین جهت محرومیت مذکور در بند۴ ماده ۱۸ مقررات نقل ‌و انتقالات و تعیین وضعیت بازیکنان، به درستی اعمال و مورد حکم قرار گرفته است.

اساساً محرومیت موضوع مقررات یاد شده امکان تعلیق اجرای مجازات را ندارد و بالتبع استناد به بند ۸ ماده ۱۸ مقررات نقل و انتقالات و تعیین وضعیت بازیکنان جهت تعلیق مجازات ورزشی ( محرومیت ) فاقد وجاهت قانونی است، لذا مستنداً به مادۀ ۱۷ آئین دادرسی کمیتۀ وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال مصوب سال ۱۳۹۶، ضمن نقض رأی تجدیدنظرخواسته، تعلیق یک‌ سالۀ محرومیت چهارماهۀ بازیکن از شرکت در بازی‌های رسمی اعم از باشگاهی و ملی، لغو می‌گردد و محرومیت چهار ماهه مذکور از تاریخ ابلاغ رأی قطعی، قابل‌اجراست.

بدیهی است برابر با بند ۸ ماده ۱۸ مقررات یاد شده چنانچه بازیکن محروم ، عضو موثر تیم ملی باشد و تیم ملی در مرحله نهایی مسابقات بین المللی شرکت کرده باشد در فاصله زمانی بین آخرین بازی فصل و اولین بازی فصل بعد ، مانعی برای بازی کردن وی درتیم ملی وجود ندارد اما درخصوص آن بخش از استیناف باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس تهران، به طرفیت باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور تبریز، نسبت به رأی صادره که به موجب آن پیرامون خواستۀ تجدیدنظرخواه مبنی بر محرومیت تجدیدنظرخوانده از ثبت قرارداد با بازیکنان به مدت دو دورۀ زمانی کامل و متوالی نقل ‌و انتقالات به علت تحریک بازیکن به نقض قرارداد، قرار رد دعوا از سوی کمیته محترم وضعیت بازیکنان صادر گردیده است؛

گذشته از آن که همان‌گونه که کمیتۀ محترم وضعیت بازیکنان به آن اشاره کرده است، میان ثبت فسخ قرارداد از سوی بازیکن و انعقاد قرارداد با باشگاه جدید، بیش از یک ماه فاصلۀ زمانی وجود دارد، وجود شرط فسخ موجود در الحاقیۀ تنظیم ‌شده میان بازیکن و باشگاه سابق و ادعای بازیکن مبنی بر موجه‌ بودن فسخ صورت‌گرفته، ظاهرِ اوضاع و احوال حاکم بر قضیه را به سوی موجه تلقی‌ کردن فسخ از سوی باشگاه جدید سوق می‌دهد و با این توضیح، سوءنیت و فرض تحریک بازیکن از سوی باشگاه جدید، مخدوش است؛

لذا با عنایت به مجموع محتویات پرونده و استدلالات مندرج در این بخش از رأی صادره، ایراد و اعتراض مؤثری که خدشه بر این بخش از دادنامۀ معترض ‌ٌعنه وارد نماید، بعمل نیامده، مستنداً به ماده ۱۷ آئین دادرسی کمیتۀ وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال، ضمن رد اعتراض، قسمت مورد اشاره از دادنامۀ صادره، با ملاحظات مذکور تائید و اعلام می‌گردد. رأی صادره قطعی است.

۴) در خصوص استیناف باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور به طرفیت باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس تهران نسبت به بخشش محکومیت تضامنی در پرداخت غرامت به باشگاه پرسپولیس ، نظر به اینکه درخواست تجدیدنظر خواهی ، باشگاه تراکتور از حیث پرداخت هزینه دادرسی ناقص بوده که اخطار رفع نقص مورخ ۲۲ مهر ۱۴۰۳ برای تجدیدنظرخواه صادر و ارسال شده است که با توجه به بند ۵ ماده ۱۷ آئین دادرسی کمیته وضعیت بازیکنان در صورت عدم رفع نقص در مهلت مقرر تجدیدنظرخواهی قابل رسیدگی در کمیته استیناف نیست این کمیته تکلیفی در برابر تجدیدنظرخواهی باشگاه یاد شده ندارد.

کد خبر 6548735

 


Iran, 2500 years ago. Iranians built the first highways and postal system. The Royal Roads of Darius, became the Silk Roads, and the first postal system in the world.
Iranians expanded the trade; from China in the east, to Asia Minor and Mesopotamia in the west, to the Iranian plateau and the Indus valley in the south.
An east-west distance of nearly ten thousand kilometres. The Iranian trade routes, would come to be known as the Silk Roads. Amongst the different Indo-Iranian groups, the Sogdians would become the principle traders along the Silk Roads.
Herodotus (Histories 5.52-54) gives us his account of the Persian empire's roads which he called the Royal Roads. He was familiar with the western Royal roads which he had travelled and which ran from Lydia (Western Asia Minor) at the borders of Ionia and Greece to Susa.
These roads passed through Armenia, the Tigris River and Babylon. Branches ran from Susa to Persepolis in Persia, and from Babylon to Ecbatana (Hamadan) in Media and beyond to Ragha and the eastern empire, and the Indus valley.
Herodotus (5.52-54) informs us "Now the true account of the road in question is the following: Royal stations exist along its whole length, and excellent caravanserais; and throughout, it traverses an inhabited tract, and is free from danger." The road was well maintained, guarded and traversed by a regular courier and postal service.
In book 8.98, Herodotus talks about the couriers. This was the first Postal System in the world.
"Nothing mortal travels so fast as these Persian messengers. The entire plan is a Persian invention; and this is the method of it. Along the whole line of road there are men (they say) stationed with horses, in number equal to the number of days which the journey takes, allowing a man and horse to each day; and these men will not be hindered from accomplishing at their best speed the distance which they have to go, either by snow, or rain, or heat, or by the darkness of night. The first rider delivers his despatch to the second and the second passes it to the third; and so it is borne from hand to hand along the whole line, like the light in the torch-race, which the Greeks celebrate to Vulcan. The Persians give the riding post in this manner, the name of 'Angarum.'" (The angarum were called pirradazish by the Persians).
For the first time in recorded history, travellers and traders could traverse the entire Persian empire relatively quickly and safely with a uniform law to protect them. Trade flourished and the revenues helped to make the Persian empire one of the wealthiest known to history.

 

نویسنده سرشناس اسرائیلی: اشغال ما را فاسد کرده؛ اسرائیل در غزه مرتکب «نسل‌کشی» می‌شود

دیوید گراسمن، نویسنده اسرائیلی
Copyright AP Photo
نگارش از Farhad Mirmohammadsadeghi
تاریخ انتشار 
هم‌رسانی این مطلبنظرها

دیوید گراسمن، نویسنده برجسته اسرائیلی و برنده جوایز متعدد ادبی، اقدامات کشورش در غزه را نسل‌کشی توصیف کرد و به رسمیت شناختن «کشور فلسطین» از سوی فرانسه، بریتانیا، کانادا و برخی دیگر کشورها را «ایده بسیار خوب» دانست.

این نویسنده سرشناس و فعال صلح‌طلب در گفتگو با روزنامه ایتالیایی «لا رپوبلیکا» که روز جمعه اول اوت منتشر شد، گفت: «از خودم می‌پرسم: چطور به اینجا رسیدیم؟ چطور به جایی رسیدیم که متهم به نسل‌کشی شده‌ایم؟ تنها به زبان آوردن این واژه “نسل‌کشی” در ارتباط با اسرائیل، با ملت یهود، همین یک نکته، همین که چنین پیوندی اصلا ممکن شده، باید برای ما کافی باشد تا بفهمیم اتفاقی بسیار نگران‌کننده می‌افتد.»

آقای گراسمن با اشاره به این که برای سال‌ها از به‌کار بردن این واژه خودداری کرده است، گفت: «اما حالا، بعد از آنچه در روزنامه‌ها خوانده‌ام، تصاویری که دیده‌ام و بعد از گفتگو با کسانی که آنجا بوده‌اند، دیگر نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم. این واژه مثل بهمن است. وقتی آن را به زبان می‌آوری، بزرگ‌تر می‌شود، مثل یک بهمن که رفته‌رفته ویرانی و درد بیشتری را همراه می‌آورد.»

اظهارات آقای گراسمن تنها چند روز پس از آن مطرح می‌شود که دو سازمان بزرگ حقوق بشری اسرائیل همزمان با افزایش نگرانی‌های جهانی از گرسنگی و افزایش آمار مرگ ناشی از آن در غزه، اعلام کردند که اسرائيل در این منطقه مرتکب نسل‌کشی شده است.

این نویسنده که در سال ۲۰۱۷ با رمان «اسب وارد بار می‌شود» برنده جایزه بین‌المللی «بوکر» شد و سال‌ها منتقد سیاست‌های دولت اسرائیل بوده است، گفت که این واژه را «با دردی عظیم و قلبی شکسته» به زبان می‌آورد.

او افزود: «چه وقتی در روزنامه ‌می‌خوانم و چه وقتی در گفتگو با دوستان اروپایی‌ام می‌شنوم که واژه‌های “اسرائیل” و “گرسنگی” در کنار هم آمده‌اند، ویرانگر است؛ به‌ویژه وقتی که این موضوع از تاریخ خود ما می‌آید، از حساسیت فرضی‌مان نسبت به رنج انسانی، از مسئولیت اخلاقی‌ای که همواره ادعای پایبندی به آن را نسبت به تمام انسان‌ها، نه فقط یهودیان، داشته‌ایم.»

آقای گراسمن، که در سال ۲۰۱۸ «جایزه اسرائیل» بزرگترین جایزه ملی این کشور را کسب کرد، گفت: «اشغال ما را فاسد کرده است. من کاملا متقاعد شده‌ام که نفرین اسرائیل از زمان اشغال سرزمین‌های فلسطینی در سال ۱۹۶۷ آغاز شد. شاید مردم از شنیدن آن خسته شده باشند، اما این حقیقت است. ما از نظر نظامی قدرتمند شده‌ایم و در دام وسوسه‌ای افتاده‌ایم که از قدرت مطلقه ما و اینکه فکر کنیم می‌توانیم هر کاری بکنیم، ناشی می‌شود.»

آقای گراسمن درباره اقدام فرانسه، بریتانیا، کانادا و چند کشور دیگر در به رسمیت شناختن «کشور فلسطین» گفت: «به نظر من واقعا ایده خوبی است و نمی‌فهمم چرا در اسرائیل این‌قدر هیاهو راه افتاده. شاید مواجهه با یک کشور واقعی، با تعهدات واقعی، به‌جای یک نهاد مبهم مثل تشکیلات خودگردان فلسطین، مزایایی داشته باشد. البته باید شرایط کاملا روشن باشد؛ یعنی کشوری بدون سلاح، و تضمین انتخابات شفاف که در آن، هر کسی که به خشونت علیه اسرائیل فرا می‌خواند، حذف شود.»

نویسنده «تا پایان سرزمین» همچنان «با ناامیدی اما قاطعانه» به راه‌حل دوکشوری متعهد است.

آقای گراسمن گفت: «این مسیر پیچیده خواهد بود، و هم ما و هم فلسطینی‌ها باید در برابر حملاتی که بی‌شک رخ خواهد داد، با بلوغ سیاسی رفتار کنیم. اما هیچ برنامه جایگزینی وجود ندارد.»‍

۱۴۰۴ مرداد ۱۰, جمعه

 سیاستایران

گزارش منابع اطلاعاتی غرب درباره بمب‌های الکترومغناطیسی ایران

12 ساعت پیش

بر اساس برخی از گزارش‌های محرمانه، منابع اطلاعاتی غرب تحت رهبری ایالات متحده و اسرائیل در حال حاضر در تلاشند تا دریابند که آیا حکومت ایران تلاش‌ برای ساخت بمب پالس الکترومغناطیسی را دوباره از سر گرفته است یا خیر.

https://p.dw.com/p/4yOu8
تصویر آرشیوی از شلیک موشک‌های بالیستیک سپاه
منابع اطلاعاتی غرب می‌گویند، برنامه حکومت ایران برای ساخت بمب پالس الکترومغناطیسی عملا متوقف شده استعکس: Imamedia via AP/picture alliance

منابع اسرائیلی می‌گویند که در حال حاضر هیچ شاهد مشخصی مبنی بر ازسرگیری برنامه ساخت بمب پالس الکترومغناطیسی (EMP) از سوی حکومت ایران وجود ندارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

با این حال، سازمان‌های اطلاعاتی غرب تحت رهبری ایالات متحده و اسرائیل در حال حاضر در تلاشند تا دریابند که آیا حکومت ایران تلاش‌های خود برای ساخت این بمب را دوباره از سر گرفته است یا خیر.

برخی از رسانه‌ها از جمله تایمز اسرائیل با انتشار این خبر گزارش داده‌اند که منابع اطلاعاتی اسرائیل، "تمام حس‌گرها را فعال کرده‌اند تا گزارشی از وضعیت این برنامه حکومت ایران تهیه کنند."

بیشتر بخوانید: ترامپ اصرار ایران بر ادامه غنی‌سازی را "احمقانه" خواند

به گفته منابع متعدد، جمهوری اسلامی هنوز بمب پالس الکترومغناطیسی قابل استفاده‌ای را توسعه نداده است. با این حال، گزارش‌های معتبر اخیر حاکی از آن است که حکومت ایران فعالانه بر روی توسعه چنین سلاحی کار می‌کرده است، اما عملیات‌ نظامی اسرائیل و آمریکا در اواسط سال جاری به خصوص در جریان عملیات موسوم به "چکش نیمه‌شب" آمریکا، این برنامه را نابود کرده و بیشتر رهبران علمی که پشت این پروژه بودند را از بین برده‌اند.

همچنین گفته می‌شود که چندین منبع اسرائیلی و آمریکایی، از جمله یک تحقیق از واشنگتن‌پست، این موضوع را تایید کرده‌اند. به گفته این منابع، تلاش‌های حکومت ایران برای توسعه یک سلاح الکترومغناطیسی که قرار بود زیرساخت‌های الکترونیکی اسرائیل را مختل کند، به طور قابل توجهی پیشرفت کرده بود و از سوی سپاه پاسداران حمایت می‌شد.

بر اساس این گزارش، این برنامه با ممانعت‌های مذهبی ادعایی حکومت ایران در خصوص سلاح‌های هسته‌ای تداخل و تضادی نداشت.

برنامه بمب‌های الکترومغناطیسی احتمالا متوقف شده است


تایمز اسرائیل می‌نویسد، به نظر می‌رسد "حملات اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه تقریبا تمام فیزیکدانان ارشد وابسته به حکومت ایران را حذف کرده، تاسیسات پشتیبانی‌کننده را نابود کرده و دانش سیستماتیک مورد نیاز برای ساخت چنین سلاح‌های پیشرفته‌ای را از بین برده" است.

همچنین در ادامه آمده است، کارشناسان اکنون بر این باورند که برنامه تولید بمب‌های الکترومغناطیسی ایران "عملا متوقف شده است و هر گونه تلاش برای بازسازی آن سال‌ها طول خواهد کشید و نیاز به تخصص جدید و گسترده خواهد داشت."

پیش از تحولات اخیر و به خصوص قبل از حملات اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه، برخی از سازمان‌های اطلاعاتی غربی و تالارهای گفت‌وگو نسبت به خطر ضمنی این گونه سلاح‌ها در آینده هشدار داده بودند.

بیشتر بخوانید: جنگ ۱۲ روزه؛ استفاده اسرائیل از "ابزاری ویژه" برای حمله دقیق

به باور آن‌ها، چنین برنامه‌ای از این رو نگران‌کننده بود که می‌توانست با برنامه موشکی و جاه‌طلبی‌های هسته‌ای حکومت ایران تلفیق شود.

بمب پالس الکترومغناطیس سلاحی است که یک انفجار ناگهانی و شدید از انرژی الکترومغناطیسی تولید می‌کند که می‌تواند دستگاه‌های الکترونیکی و سیستم‌های الکتریکی را در یک محدوده وسیع مختل کرده یا به آن‌ها آسیب بزند. این بمب‌ها در عین حال می‌توانند دارای سر جنگی هسته‌ای یا غیرهسته‌ای باشند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

بمب پالس الکترومغناطیسی در هنگام انفجار یک میدان الکترومغناطیسی سریع و شدید تولید می‌کند. این میدان، ولتاژهای بالایی را در مدارهای الکترونیکی و شبکه‌های برق القا می‌کند که معمولا باعث خاموش شدن یا آسیب دائمی این سیستم‌ها می‌شود.

 

آیت الله خاتمی: آتش بس نقض شود تل آویو به شهر اشباح تبدیل خواهد شد

آیت الله خاتمی: آتش بس نقض شود تل آویو به شهر اشباح تبدیل خواهد شد

خطیب نماز جمعه تهران گفت: اگر آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی نقض شود تل آویو به شهر اشباح تبدیل خواهد شد .

به گزارش خبرنگار مهر، آیت‌الله خاتمی خطیب نماز جمعه تهران با بیان اینکه تقوا دروازه هر توبه‌ای است، گفت: اول باید برای خدا حریم داشت و سرآمد هر حکمتی تقواست.

وی افزود: راز و رمز موفقیت در نگهداری حریم برای ذات مقدس ربوبی نهفته است.

وی ادامه داد: از مباحث توحیدی بسیار مهم، عنایت ویژه خداوند به خداباوران است. آن‌هایی که با خدا باشند، خداوند آن‌ها را تنها نمی‌گذارد.

خطیب نماز جمعه تهران عنوان کرد: تقوا یک مفهوم بسیار گسترده است و در میان واژگان اخلاقی دین، واژه‌ای به گستردگی تقوا نداریم. تقوا همه حریم‌های زندگی را در بر می‌گیرد.

آیت الله خاتمی تأکید کرد: تقوای امروز، تقویت نظام اسلامی است و باید تحت تأثیر شایعات قرار نگرفت.

وی همچنین تقوای امروز را عمل به هفت راهبرد مقام معظم رهبری دانست و افزود: در طول تاریخ دین‌مداری هزینه داشته است و هیچ زمانی نمی‌توان یافت که دین‌مداری بدون هزینه باشد. ۴۰ پیامبر را کشتند اما صبر و مقاومت، عنایت خداوند را به همراه دارد.

آیت‌الله خاتمی گفت: دشمن می‌خواهد حوصله مردم را سر ببرد، اما قرآن می‌گوید صبور باشید و شهد شیرینی پیروزی را خواهید چشید.

آیت‌الله خاتمی با تأکید بر اینکه تکریم اهل بیت محور وحدت است، گفت: در دفاع مقدس ۱۲ روزه، باید به این نکته توجه کنیم که چه کسی برنده و چه کسی بازنده است. من به ۱۱ دلیل می‌گویم که برنده این میدان جمهوری اسلامی ایران بود و بازنده رژیم صهیونیستی. البته جنگ هزینه‌هایی نیز دارد؛ ما سرداران بزرگی چون شهید باقری، شهید سلامی، شهید رشید و دانشمندان هسته‌ای را از دست دادیم، اما در عین حال، دشمن نیز آسیب‌های زیادی دید.

وی ادامه داد: دشمن همواره در پی نابودی ما بوده و هست. اکنون صحبت از نابودی است، زیرا خودشان را در وضعیت مرگ و زندگی می‌بینند، اما ما مانند سرو ایستاده‌ایم.

خطیب نماز جمعه تهران عنوان کرد: آنها می‌خواستند ما نباشیم، اما به کوری چشمشان ما ماندیم و خواهیم ماند و بیچاره‌شان خواهیم کرد.

خاتمی افزود: دوم اینکه راهپیمایی‌ها در کشورهای مختلف نشان‌دهنده نفرت از اسرائیل است. در نقطه مقابل، ایران عزیز شد و اقتدارش را به نمایش گذاشت. پس از جنگ جهانی دوم، برای اولین بار یک کشور با شجاعت پایگاه آمریکا را مورد هدف قرار داد. ایران مقتدرانه پایگاه العدید را هدف قرار داد و اقتدارش را به رخ جهانیان کشید.

وی همچنین گفت: سوم اینکه در این جنایت روشن شد که رژیم صهیونیستی یک غده سرطانی است و جهان باید هرچه زودتر این غده را از بین ببرد.

وی خطاب به کشورهای اسلامی اظهار داشت: اگر این رژیم قدرت پیدا کند، همان بلایی را که بر سر سوریه آورد، بر سر شما خواهد آورد. ایران اسلامی آغازگر جنگ نبود، اما به طور جانانه دفاع کرد.

خاتمی تصریح کرد: اگر آتش‌بس نقض شود، تل‌آویو بار دیگر له خواهد شد. در این حمله، آبرو و حیثیت لیبرال دموکراسی غرب رفت. لیبرال دموکراسی غرب تبدیل به کشتن کودکان، کشتن گرسنگان و تشنگان و زنان باردار شده است. در این ۱۲ روز، نقطه مقابل دین‌داری بیشتر شد. ایران مظهر عزت، اقتدار، آزادگی و هیهات من الذله است.

آیت‌الله خاتمی افزود: ورود مستقیم آمریکا به جنگ برای نجات رژیم صهیونیستی بود. دنیا به خوبی می‌فهمد که چرا شعار مرگ بر آمریکا از زبان مردم نمی‌افتد.

وی ادامه داد: نفرت روزافزون مردم عزیز ما از رژیم صهیونیستی و آمریکا بیشتر شده است. اگر در آن روزها نمی‌پذیرفتیم، برخی از داخلی‌ها می‌گفتند کشور را به جنگ کشاندند؛ اما اکنون حجت تمام شده و این نفرت همچنان در حال افزایش است.

خطیب نماز جمعه تهران گفت: غرب فکر می‌کرد با آغاز جنگ در داخل ایران نیز اغتشاشاتی رخ خواهد داد، اما ملت ایران منسجم‌تر و متحدتر از گذشته شد.

وی تصریح کرد: کشورهای غربی و آمریکا همگی در کنار رژیم ایستادند، اما محبوبیت مقام معظم رهبری بیشتر شد و شعار خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست قوت بیشتری گرفت.

خاتمی گفت: آنها تصریح کردند که در پی نابودی نظام هستند و همچنان این اراجیف را تکرار می‌کنند، اما اعتماد مردم به حاکمیت و نیروهای مسلح بیشتر شده است.

خطیب نماز جمعه تهران افزود: با تلاش نیروهای مسلح ما، تل‌آویو و حیفا به شهر اشباح تبدیل شدند. رژیم در جنگ روانی می‌خواست مردم را بترساند و آنها را خسته نشان دهد، غافل از اینکه مردم تحت تأثیر این تهدیدات نیستند و خستگی را به خستگی خواهند رساند.

وی بیان کرد: بر اثر دفاع جانانه نیروهای مسلح ما، بسیاری از مردم در اسرائیل فرار را بر قرار ترجیح دادند. این دیوانگی که انجام دادید، نشان‌دهنده بلایی است که بر سرتان آمده؛ اما اگر بار دیگر تکرار کنید، عملیات بیچاره‌کننده‌ای به سمت شما سرازیر خواهد شد.

وی افزود: ۱۵ مرداد سالگرد بمباران اتمی ژاپن است. جنگ تمام شده بود، اما غرب برای آزمایش سلاح‌های اتمی خود حمله اتمی کرد و ۱۶۰ هزار نفر را کشت.

وی یادآور شد: آمریکا در سال‌های اخیر به ۲۵ کشور جهان، به صورت مستقیم و غیرمستقیم تجاوز کرده است. پرونده آمریکا سیاه است.

وی با اشاره به آغاز راهپیمایی اربعین، گفت: خوش بحال آنهایی که به راهپیمایی اربعین می‌روند. به کسانی که به اربعین نمی‌روند نگویید جاماندگان بلکه بگویید رهروان اربعین. این ادبیات بهتر است.

خطیب نماز جمعه تهران در پایان با اشاره به مسئله صرفه جویی در کشور عنوان کرد: صرفه جویی را مصداق به معروف می دانم؛ هم تکلیف شرعی و هم تکلیف میهنی و ملی است.

کد خبر 6547836

 کرتک (KERTAK)نوعی گیاه خودرو است که در حاشیه نهرها، رودخانه‌ ها و دشت ‌ها در مناطق باتلاقی, و گرمسیری به وفور یافت می ‌شود. کرتک علف هرزی است که دارای ساقه بلندی همچون گندم است، و ساقه آن لاغر، کشیده و مثل نی دارای بند بند است.

این گیاه در کنار جویبارها رشد می‌ کند و دارای استحکام کششی به مراتب بیشتری نسبت به ساقه گندم، یا جو می باشد. کرتک ظاهراً خوراک هیچ حیوانی نیست و دچار آفت هم نمی‌ شود و این خود نقطه قوتی, برای محصول است.

از کرتک برای مغز ردیف‌ های بافته شده در کپو استفاده می ‌کنند. در واقع برگ درخت خرما به دور یک, یا دسته ‌ای از کرتک ‌هایی که کنار هم قرار گرفته‌ اند پیچیده می‌ شود. «کرتک» هیچ آفتی ندارد. به همین دلیل محصول نهایی، بهداشتی بوده و فضایی برای رشد حشرات را به دلیل استفاده از گیاه کرتک فراهم نمی ‌سازد.

برگ درخت خرما را نیز قبل از شروع به بافتن به مدت یک روز در آب خیس می ‌کنند. برگ ‌ها به رنگ سفید است، یعنی این برگ‌ ها از شاخه تازه ‌ای که هنوز به طور کامل باز نشده، بریده شده ‌اند. هنگامی که برگ‌ ها را از شاخه ‌های جوان انتخاب کنیم به ‌دلیل آنکه، هنوز تحت تاثیر نور آفتاب قرار نگرفته ‌اند سفید هستند و همچنین پهنای کمتری دارند.به این ترتیب، رنگ روشن و عرض کم برگ‌ها به راحتی بافت و خوش نقش کردن کپو کمک می‌ کند.

 تخماق . [ ت ُ ] (ترکی ، اِ) میخ کوب و آن چوبی باشد که بدان میخهای خیمه کوبند. این لفظ ترکی است . (غیاث اللغات از مصطلحات و لغات ترکی ). صحیح بهر دو قاف (تقماق )، افزار چوبی که بر سر میخ زنند تا میخ در زمین خوب فرورود و استوار باشد. (آنندراج از بهار عجم ). مأخوذ از ترکی ، میخکوب و کرتک . (ناظم الاطباء). اصل کلمه دقماق ترکی است . چوبی یا سنگی بر دسته ٔ چوبین استوار کرده که بدان گچ کوبند. کلوخ کوب . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).