برخور
یعنی برخ، فرخی گوید:
ز بس عطا که دهد هر که زو عطا بستد.
گمان بری که من او را شریک برخور است
مطلوب است نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی؟
نگارش واژههای این بیت از فرخی سیستانی (با تصحیح مصراع دوم به «که مر او را شریک و برخور است») به خط پهلوی کتابی (سیسانی/فارسی میانه) به صورت زیر است.
توجه داشته باشید که خط پهلوی خطی است همخوانبر (آبجد) و واژهها معمولاً به صورت تاریخی و با املای سنتی میانه نوشته میشوند.
برگردان خط پهلوی (کتابی):
- از بس عطا که دهد هر که زو عطا بستد𐭠𐭥𐭰 𐭥𐭡𐭮𐭠 𐭠𐭩𐭲 𐭩𐭧𐭥𐭥𐭭𐭩𐭲𐭠 𐭤𐭫 𐭪𐭩 𐭠𐭰 𐭥 𐭠𐭩𐭲 𐭩𐭧𐭥𐭥𐭭𐭩𐭲𐭠 𐭥𐭮𐭲𐭣
- گمان بری که مر او را شریک و برخور است𐭢𐭬𐭠𐭭 𐭩𐭥𐭫𐭩 𐭪𐭩 𐭬𐭫 𐭠𐭥𐭫𐭠 𐭭𐭩𐭥𐭠 𐭥 𐭥𐭫𐭪𐭥𐭫 𐭠𐭮𐭲
واژهنامه تخصصی خط پهلوی (فارسی میانه ساسانی):
- برخور
(بهرهور / شریک): نگارش پهلوی: 𐭥𐭫𐭪𐭥𐭫 (hwlkwl / xwarkol یا برحور)ریشه: از واژه پهلوی baχš- (بخشیدن) و hwar (خورش/بهره)، به معنای دارنده بهره یا شریک. - شریک:نگارش پهلوی: 𐭭𐭩𐭥𐭠 (nēwā یا همتا/انباز - معادل پارسی میانه برای شریک ham-beh یا anbāz 𐭠𐭪𐭯𐭠𐭰 است، اما شکل وامگرفته یا معادل آن به خط پهلوی به صورت حروفنویسی شدهی آوایی نیز قابل کتابت است).
- عطا
(بخشش): نگارش پهلوی: 𐭠𐭩𐭲 𐭩𐭧𐭥𐭥𐭭𐭩𐭲𐭠 (پهلوی کتبی برای دادن/بخشش، برگرفته از بن فعل dāh- / yad-) یا واژه پهلوی baχšišn (𐭡𐭧𐭱𐭩𐭱𐭭). - گمان:نگارش پهلوی: 𐭢𐭬𐭠𐭭 (gumān)
- ////////////////////////////
- برخور. [ ب َ خوَر / خُر ] (نف مرکب ) بهره مند. بهره ور. بهره بر. برخوردار. (شرفنامه ٔ منیری). خداوند بهره ، گویند در اصل برخ ور بوده یعنی خداوند بهره . (شرفنامه ٔ منیری). موجر. مالک. || (اِ) شریک وانباز. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ) :
ز بس عطا که دهد هرکه زو عطا بستد
گمان بری که مر او را شریک و برخور است.
|| شراکت . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || دهقان (اوبهی). بَرْخوَر (شرفنامه ٔ منیری ). || خرج هر روزه و انبار ذخیره. || بهره مندی. (ناظم الاطباء). تمتع. (فرهنگ فارسی معین). || افتخار و سرافرازی . || نیک بختی و اقبال. || بخشش. || خرد کننده . (ناظم الاطباء).
