مهدی مطهرنیا از جمله تحلیلگران و چهرههای دانشگاهی در حوزه علوم سیاسی و روابط بینالملل است که نظرات و موضعگیریهای او همواره با واکنشهای متفاوتی در فضای سیاسی و رسانهای ایران روبرو بوده است.
نوع نگاه و ادبیات تحلیلی او در مواجهه با مسائل کلان کشور دارای ابعاد خاصی است که منتقدان و موافقان، ارزیابیهای متفاوتی نسبت به آن دارند:
- استفاده از ادبیات آیندهپژوهی و پدیدارشناسی قدرت:
او در تحلیلهای خود تلاش میکند با به کارگیری اصطلاحات تخصصی و آیندهپژوهانه (مانند مفاهیمی چون «رژیم تغییر»، «تکچندقطبی» و مدلهای تحلیل سیستمی قدرت) تحولات سیاسی داخلی و خارجی را ارزیابی کند. - نقد صریح ساختارهای تصمیمگیری:
مواضع او غالباً شامل نقد رویکردها و تصمیمات کلان ساختار سیاسی ایران، به ویژه در سیاست خارجی، پرونده هستهای و معادلات منطقهای است و او بارها اولویتبندیهای رسمی را به چالش کشیده است. - شبهات و اتهامات پیرامون رویکرد تحلیلی: از منظر منتقدان و جریانهای همسو با گفتمان رسمی، تحلیلهای افرادی نظیر مطهرنیا مصداق «بازنمایی خواستهها و سناریوهای قدرتهای غربی» در قالب فرمهای دانشگاهی قلمداد میشود؛ به این معنا که رویکرد او در بزرگنمایی فشارها، القای بنبست و ترویج گزاره تغییر ساختار از درون یا بیرون، همراستا با جنگ روانی و فشارهای خارجی ارزیابی میگردد.
- پایگاه در محافل رسانهای خارج از کشور و اپوزیسیون: حضور مکرر او در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و شبکههای مخالف جمهوری اسلامی برای تحلیل بحرانهای ایران، باعث شده است تا طیف حامیان حاکمیت او را در زمره مروجان نفوذ فکری و تطهیرکننده خطوط فشار بیگانگان بدانند، در حالی که خودِ او و حامیانش این تحلیلها را تلاشی واقعبینانه برای هشدار نسبت به بحرانهای پیشرو و نجات منافع ملی توصیف میکنند.
