فرفور بچه تیهو بود، بوشکور گوید
من بچه فرفورم و او باز سپید است
با باز کجا تاب برد بچه تیهو
مطلوب است معانی لعات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
فرفور (یا فرفوروار) مرغی است کوچکتر از کبک و تیهو، و در این بیت به استعاره به معنای جوجه یا فرزند به کار رفته است. بوشکور نام شاعر پیشین پارسیگوی است و باز سپید کنایه از شاهین یا شکارچی سترگ و سهمگین است.
ریشهشناسی و واژهگزینی واژگان کلیدی این بیت در زبانهای ایرانی میانه و باستان:
- فرفور (Farfur / Frpur): این واژه ریشه در ایرانی باستان دارد و از نظر ساختاری با واژگان میانپارسی و سغدی همخانواده است. شکل پهلوی (فارسی میانه) آن را میتوان بهصورت prpwr نوشت. در برخی گویشهای کهن ایرانی، پیشوند fra- به همراه ریشههای پرشی یا پرندگان کوچک بهکار رفته است.
- بوشکور (Būškūr): نام خاص شاعر (منجیک یا بوشکور ترمذی) است. جزء دوم آن (کور) احتمالا با واژگان پهلوی مرتبط با نامها یا لقبها پیوند دارد. شکل پهلوی احتمالی: bwškwr.
- باز (Bāz): در فارسی میانه بهصورت bāz و در پهلوی کتابی bāc یا bāz نوشته میشود. ریشه آن در ایرانی باستان bāzu- (بازو / پرنده شکاری قویبازو) یا مرتبط با پرندگان شکاری است.
- سپید (Spēd / Spēt): در پارسی باستان spāda- (سپاه / لشکر - از ریشه درخشش) و در پهلوی ساسانی و مانوی spēd (سفید) نوشته میشود. شکل پهلوی کتابی: spyt' (spēt).
- تاب (Tāb): به معنای طاقت، توان و تابآوردن. در پهلوی بهصورت tāb (گرما، تاب، طاقت) و در پارسی باستان از ریشه tāf- (تافتن) مشتق شده است. شکل پهلوی: tāb.
- تیهو (Tīhū): پرندهای از رده ماکیانسانان. در گویشهای کهن ایرانی و پارسی میانه بهصورت tīhūk (تیهوگ) آمده است. شکل پهلوی کتابی: tyhwk.
نگارش پهلوی (پارسیک) واژگان کلیدی:
- باز: $1\text{v}\text{c}$ (bāz)
- سپید: $\text{spyt}'$ (spēt)
- تاب: $\text{t}\text{ā}\text{p}$ (tāb)
- تیهو: $\text{tyhwk}$ (tīhūk)
