واژهٔ «غوغا» برخلاف پندار عامه که گاه آن را عربی میپندارند (و معجمهای عربی نیز آن را معرب یا دخیل دانستهاند)، ریشهای کهن در زبانهای ایرانی دارد و ساختار آن به شرح زیر قابل تحلیل است:
- بخش نخست (غو - Ghow): در زبانهای ایرانی به معنای بانگ، فریاد، صدا و غریو است (مانند واژهٔ «غو» کردن یا «غریو» و در پهلوی و اوستایی مرتبط با ریشههای صوت و صدا).
این بخش با واژههایی چون غیو و غو کردن در زبان فارسی دری و اصطلاحات آوایی کهن پیوند دارد. - پسوند یا تکرار ساختاری:
پسوند «-آ» یا ساختار تکراریِ آوایی در زبان فارسی برای اسم ساز کردن و نشان دادن پویایی یا کثرت صوت به کار رفته است؛ چنانکه «غوغا» در اصل به معنای مجموعهای از فریادها، هیاهو، ازدحام توأم با سر و صدا و آشوب است.
در متون کهن و فرهنگهای ریشهشناختی، این واژه اصالتاً فارسی دانسته شده و حتی برخی پژوهشگران زبانهای ایرانی باستان، ریشهٔ آن را با واژههای هندواروپاییِ مربوط به «صدا زدن و فریاد کشیدن» همخانواده معرفی کردهاند، هرچند در دوران اسلامی به صورت «غوغاء» وارد فرهنگهای عربی نیز شده است.
در دهخدا کوکا نامیدهدر لغتنامه دهخدا و منابع معتبری چون برهان قاطع و فرهنگ رشیدی، واژهٔ «کوکا» (با تلفظ و وزنی مشابه) به عنوان هممعنی و هموزن با غوغا به کار رفته و به معنای صدا و آواز بسیار بلند ثبت شده است.
نکتهٔ جالب توجه در این زمینه، برچسب «هزوارش» است که در برخی فرهنگها برای «کوکا» ذکر شده است؛ به این معنا که گاهی در متون کهن پهلوی یا برگردانهای خطی، واژههایی با ریشههای اصیل ایرانی برای بیان سر و صدا، هیاهو و فریاد (همان مفهوم غوغا) به کار رفتهاند که نشاندهندهٔ پیوند کهن آوایی میان این واژگان در لایههای باستانی زبان است. شده
