۱۴۰۵ شهریور ۹, دوشنبه

کشور اقلیم بود عنصری گوید: جلالش بر نگیرد هفت کشور سپاهش بر نتابد هفت گردون.

 کشور اقلیم بود عنصری گوید:

جلالش بر نگیرد هفت کشور

سپاهش بر نتابد هفت گردون

مطلوب است معانی لعات پیشا اسلامی و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟  

  کشور اقلیم بود عنصری گوید:

جلالش بر نگیرد هفت کشور
سپاهش بر نتابد هفت گردون

معنای لغات و واژه‌شناسی پیشااسلامی

  • کشور (Kašvar): در پارسی میانه و اوستایی ($karšvar$) به معنای اقلیم، بخش و ناحیه زمین است. در اساطیر اوستایی، زمین به هفت بخش یا اقلیم به نام «هفت کشور» تقسیم شده است که کشور میانی آن «هورسیرس» یا همان زمین مسکونی انسان‌هاست.

  • جلال (Jalāl): واژه‌ای عربی است (و اصالتاً پیشااسلامی نیست)، اما معادل پهلوی یا پارسی باستان آن برای شکوه و فرّ شاهانه واژه‌های خورّه ($xwarrah$) یا فرّ در پارسی میانه و فْرَوَرتی ($fravarati$) در پارسی باستان است.

  • سپاه (Spāh): در پارسی باستان ($spāda$) و پارسی میانه ($spāh$) به معنای ارتش، لشکر و سپاهیان است. این واژه ریشه کاملاً باستانی ایرانی دارد.

  • گردون (Gardūn): از ریشه اوستایی و پارسی میانه ($gard$ به معنای چرخیدن و گشتن) گرفته شده و در متون کهن به معنای چرخ فلک، آسمان و سپهر است. معادل اوستایی آسمان چرخان چَخْرَ ($caxtra$) یا اسمان ($asmān$) است.

نگارش واژگان برگزیده به خط پهلوی (کتیبه‌ای و کتابی)

خط پهلوی (پارسیک) برای نگارش زبان پارسی میانه استفاده می‌شده است. در ادامه نگارش پهلوی واژه‌های کلیدی این بیت آمده است:

  • سپاه (Spāh):
    $𐭮𐭯𐭠𐭧$ (به خط پهلوی کتیبه‌ای / ساسانی) یا نگارش پیوسته پهلوی کتابی: $spʾh$

  • کشور (Kašvar):
    $𐭪𐭔𐭥𐭫$ (به خط پهلوی)

  • اسمان / گردون (Asmān):
    $𐭀𐭮𐭬𐭠𐭭$ (به خط پهلوی)

نگارش به خط میخی پارسی باستان

اگر مقصود نگارش واژگان به کهن‌ترین خط ایرانی یعنی میخی پارسی باستان (دوره هخامنشی) باشد، واژه‌های «سپاه» ($spāda$) و «کشور» ($dahyu$ یا معادل‌های جغرافیایی) به این شکل آوانویسی و حک می‌شده‌اند:

  • سپاه (Spāda):
    𐎿𐎱𐎠𐎭 ($s-p-a-d$)

  • کشور / سرزمین (Dahyu):
    𐎭𐎱𐎢 ($d-h-y-u$)

                    

اقلیم چه شد؟

بررسی واژه «اقلیم»

  • ریشه و پیشینه: واژه «اقلیم» ریشه پارسی باستان یا اوستایی ندارد؛ این واژه معرب شده کلمه یونانی Clima ($Klima$) به معنای شیب، میل و سپس قطعه‌ای از زمین یا عرض جغرافیایی است که از طریق زبان‌های آرامی و سریانی وارد زبان عربی و سپس فارسی دوره اسلامی شده است.

  • معادل باستانی در ایران: در زبان‌های ایرانی باستان و میانه، برای مفهوم «اقلیم» و بخش‌های روی زمین از واژه اوستایی کشور ($karšvar$) یا در پارسی میانه از واژه شهر ($šahr$) استفاده می‌شده است. در ادبیات اوستا، زمین به هفت بخش یا «هفت کشور» تقسیم شده بود که عنصریک در شعر خود نیز با آگاهی از همین اسطور ه کهن ایرانی، از عبارت «هفت کشور» بهره برده است.