ختنبر آن کسی باشد که گوید مرا چندین چیز است و هیچ ندارد، ابوالعباس گوید:
با فراخی است ولیكن بستم تَنگ زید
آن چنان شد که چنو هیچ ختنبر نبود
مطلوب است معانی لعات پیشا اسلامی و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
بررسی و تحلیل متن
این قطعه از شواهد کهن لغتنامههای فارسی (نظیر لغتفرس اسدی طوسی) است که بیت نخست آن تعریف همین اصطلاح و بیت دوم نمونهای از سرودهٔ ابوالعباس مروزی است.
معانی واژگان و شرح بیت
- ختنبر (خَتَمبَر / خَتنبَر):
در فرهنگها به دو معنای متضاد آمده است: ۱. تهیدست و مفلسی که لاف توانگری زند و تظاهر به دارایی کند. ۲. توانگری که از روی خسست یا احتیاط، شکوهِ فقر و تنگدستی کند. معنای نخست با مصراع «گوید مرا چندین چیز است و هیچ ندارد» سازگارتر است. - با فراخی است:
با گشادهدستی، وسعت رزق یا ادعای دارایی و فراوانیِ نعمت همراه است. - لیکن بستم تَنگ زید:
اما در عمل، تنگدست و در مضیقه است (تنگ زدن کنایه از سخت گرفتن، در تنگنا بودن یا بستن تنگِ بار بر مرکب به سختی است). - چنو:
چون او.
ریشهشناسی پیشااسلامی (پارسی میانه / پارسی باستان)
واژهٔ «ختنبر» (یا چنانکه در برخی ریشهشناسیهای کهن ترامش شده) از ترکیبات کهن ایرانی است که بخش دوم آن (-بر) به ریشههای هندواروپاییِ بردن و داشتن (اوستایی بار- 𐬠𐬁𐬭، پارسی میانه بردن 𐭥𐭯𐭫𐭩𐭭 یا پسوند فاعلی مرکبساز) بازمیگردد.
نگارش واژگان کلیدی به خطوط پیشااسلامی
۱. خط پهلوی کتابی (پارسیک - متداول در دوره ساسانی و قرون نخستین اسلامی)
در خط پهلوی کتابی، حروف به صورت پیوسته نوشته میشوند و واژگان به شیوهٔ تاریخیِ خط آرامی (هزوارشها و نگارش تاریخی) ثبت میگردند:
- واژهٔ «فرس» (اسب / پارسی):𐭠𐭮𐭯 (transliteration: ʾsp / تلفظ: asp)
- واژهٔ «تنگ» (فشار / مضیقه):𐭲𐭭𐭢 (transliteration: tng / تلفظ: tang)
- واژهٔ «بر» (دارنده / آورنده):𐭡𐭫 (transliteration: bl / تلفظ: bar)
۲. خط میخی پارسی باستان (کتیبهای - دوره هخامنشی)
برای واژگان اصیل با ریشهٔ کهن ایرانی (مانند تنگ از پارسی باستان $\text{*tanuka-}$ یا مفهوم دارندگی):
- واژهٔ «تنگ» (در پارسی باستان با ریشه اوستایی $\text{tanu-}$ یا مشتقات تنگی):𐎫𐎴𐎭 ($t - n - g$ - آواهای بازسازیشده برای تنگ: 𐎫𐎴𐎤)
- واژهٔ «اسب» (پارسیک) / «اسپا» در پارسی باستان:𐎠𐎿𐎱 ($a - s - p$)
