۱۴۰۵ شهریور ۸, یکشنبه

ختنبر آن کسی باشد که گوید مرا چندین چیز است و هیچ ندارد، ابوالعباس گوید: با فراخی است ولیكن بستم تَنگ زید آن چنان شد که چنو هیچ ختنبر نبود.

 ختنبر آن کسی باشد که گوید مرا چندین چیز است و هیچ ندارد، ابوالعباس گوید:

 با فراخی است ولیكن بستم تَنگ زید

 آن چنان شد که چنو هیچ ختنبر نبود

مطلوب است معانی لعات پیشا اسلامی و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟

بررسی و تحلیل متن

این قطعه از شواهد کهن لغت‌نامه‌های فارسی (نظیر لغت‌فرس اسدی طوسی) است که بیت نخست آن تعریف همین اصطلاح و بیت دوم نمونه‌ای از سرودهٔ ابوالعباس مروزی است.

معانی واژگان و شرح بیت

  • ختنبر (خَتَمبَر / خَتنبَر): در فرهنگ‌ها به دو معنای متضاد آمده است: ۱. تهیدست و مفلسی که لاف توانگری زند و تظاهر به دارایی کند. ۲. توانگری که از روی خسست یا احتیاط، شکوهِ فقر و تنگدستی کند. معنای نخست با مصراع «گوید مرا چندین چیز است و هیچ ندارد» سازگارتر است.

  • با فراخی است: با گشاده‌دستی، وسعت رزق یا ادعای دارایی و فراوانیِ نعمت همراه است.

  • لیکن بستم تَنگ زید: اما در عمل، تنگدست و در مضیقه است (تنگ زدن کنایه از سخت گرفتن، در تنگنا بودن یا بستن تنگِ بار بر مرکب به سختی است).

  • چنو: چون او.

ریشه‌شناسی پیشااسلامی (پارسی میانه / پارسی باستان)

واژهٔ «ختنبر» (یا چنان‌که در برخی ریشه‌شناسی‌های کهن ترامش شده) از ترکیبات کهن ایرانی است که بخش دوم آن (-بر) به ریشه‌های هندواروپاییِ بردن و داشتن (اوستایی بار- 𐬠𐬁𐬭، پارسی میانه بردن 𐭥𐭯𐭫𐭩𐭭 یا پسوند فاعلی مرکب‌ساز) بازمی‌گردد.

نگارش واژگان کلیدی به خطوط پیشااسلامی

۱. خط پهلوی کتابی (پارسیک - متداول در دوره ساسانی و قرون نخستین اسلامی)

در خط پهلوی کتابی، حروف به صورت پیوسته نوشته می‌شوند و واژگان به شیوهٔ تاریخیِ خط آرامی (هزوارش‌ها و نگارش تاریخی) ثبت می‌گردند:

  • واژهٔ «فرس» (اسب / پارسی):
    𐭠𐭮𐭯 (transliteration: ʾsp / تلفظ: asp)

  • واژهٔ «تنگ» (فشار / مضیقه):
    𐭲𐭭𐭢 (transliteration: tng / تلفظ: tang)

  • واژهٔ «بر» (دارنده / آورنده):
    𐭡𐭫 (transliteration: bl / تلفظ: bar)

۲. خط میخی پارسی باستان (کتیبه‌ای - دوره هخامنشی)

برای واژگان اصیل با ریشهٔ کهن ایرانی (مانند تنگ از پارسی باستان $\text{*tanuka-}$ یا مفهوم دارندگی):

  • واژهٔ «تنگ» (در پارسی باستان با ریشه اوستایی $\text{tanu-}$ یا مشتقات تنگی):
    𐎫𐎴𐎭 ($t - n - g$ - آواهای بازسازی‌شده برای تنگ: 𐎫𐎴𐎤)

  • واژهٔ «اسب» (پارسیک) / «اسپا» در پارسی باستان:
    𐎠𐎿𐎱 ($a - s - p$)