۱۴۰۵ شهریور ۸, یکشنبه

بیور بزبان پهلوی ده هزار بود فردوسی گوید: کجا بیوَر از پهلوانی شمار بود بر زبان دری ده هزار.

 بیور  بزبان پهلوی ده هزار بود فردوسی گوید:

  کجا بیوَر از پهلوانی شمار      بود بر زبان دری ده هزار 

 مطلوب است معانی لغات پیشا اسلامی و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟      

   معنی لغات پیشا اسلامی این قطعه و نگارش واژه‌های پارسی باستان و میانه به خطوط پیشا اسلامی:


بررسی لغات پیشا اسلامی قطعه

  • بیوَر (Bīwar / Bēwar): به معنی ده هزار ($10,000$). در پهلوی اشکانی و ساسانی (موانع زبان‌های ایرانی میانه) به همین صورت bīwar یا bēwar به کار رفته است. نام ضحاک ماردوش (بیوراسپ) نیز به معنی «دارندهٔ ده هزار اسب» از همین واژه گرفته شده است. ریشه در ایرانی باستان دارد (baīvara-).

  • پهلوی (Pahlawīg): به معنی زبان پارتی یا پهلوانی (زبان ایرانی میانه غربی/شمال‌غربی، زبان اشکانی). در اصطلاح فردوسی و متون کهن، «پهلوانی» به زبان دورهٔ اشکانی اطلاق می‌شود که منبع بسیاری از واژگان کهن در شاهنامه است.

  • شمار (Šimār): به معنی شمارش، حساب، عدد و مقدار. ریشه در ایرانی باستان fra-māra- دارد (در پهلوی: šmār).

  • دری (Darīg): نسبت داده شده به «دربار» (درپادشاهی). در اصطلاح تاریخی و ادبی، زبان دری زبان رایج دربار ساسانی و سپس زبان معیار شعر و ادب فارسی در دوره اسلامی شد.

نگارش واژه‌های کلیدی به خطوط پیشا اسلامی

۱. واژهٔ «بیور» (ده هزار)

  • خط پهلوی کتابی (سوانح/کتابی): 𐭡𐭩𐭥𐭫 (BYWL / b-y-w-l)

  • خط کتیبه‌ای پهلوی (پارتی / اشکانی): 𐭁𐭉𐭅𐭋

  • ریشة باستانی (خط میخی فارسی باستان - صورت بازسازی‌شده): 𐑐𐑩𐑘𐑝𐑏𐑥 یا ریشه هندواروپایی/ایرانی باستان مرتبط با عدد ده هزار که در اوستا به صورت baēvura- آمده است.

۲. واژهٔ «پهلوی» (پارتی / پهلوانی)

  • خط پهلوی کتابی: 𐭯𐭧𐭫𐭥𐭩𐭪 (PHLWYK / p-h-l-w-y-k)

  • ریشه پارسی باستان (پارتی باستان): Parthava- (𐎱𐎼𐎰𐎺) که به سرزمین پارت و سپس به زبان پهلوانی اطلاق شده است.

۳. واژهٔ «شمار» (حساب و عدد)

  • خط پهلوی کتابی: 𐭱𐭬𐭠𐭫 (ŠMʾL / š-m-ʾ-l)

۴. واژهٔ «دری» (زبان درباری)

  • خط پهلوی کتابی: 𐭃𐭫𐭩𐭪 (DLYK / d-l-y-k) نسبت داده شده به dar (درگاه، دربار).
//////////
بیور. [وَ ] (عدد، ص ، اِ) بیوار. در زبان پهلوی ده هزار بود. (فرهنگ اسدی ). ده هزار. (برهان ). (10000) بزرگترین عددیست که در اوستا نام برده شده . در پهلوی بیور، دراوستا باوار. (حاشیه ٔ برهان چ معین). ده هزار و بیوراسب یعنی ده هزار اسب. (رشیدی). ده هزار. پیور. (جهانگیری). ده هزار است. (انجمن آرا) (آنندراج). ده هزار باشد بزبان پهلوی. (صحاح الفرس). رجوع به فرهنگ ایران باستان ص 31 و یشتها ج 1 ص 291 شود. در برخی از اشعار بیوار نیز آمده است. رجوع به بیوار شود. مؤلف در یادداشتی در معنی بیور که ده هزار باشد تردید کرده و نوشته اند که در کفاره ٔ گناهان در فرگرد چهاردهم وندیداد در پاره ٔ 5 - 6 آمده است : «کشتن ده هزار مار بر روی شکم رونده و ده هزار سگ مار و ده هزار سنگ پشت و ده هزار وزغ دشتی و ده هزار وزغ آبی و ده هزار مور دانه کش و ده هزار مورچه و بدبو، ده هزار سرگین گردان و ده هزار مگس زشت » اگر این ده هزارها معنی کلمه ٔ «بیور» است از شارع دین بهی که همه جا آثار... راستی قریحه و سلامت ذوق در احکام او دیده میشود بسی عجیب است چه این کفاره ٔ کشتن یک سگ آبی است (قضاعه) که شاید برای راندن آب قناتها مفید تصور شده است و عمر یک مرد شاید برای بعمل آوردن عشر این کفاره کافی نیست مگر آنکه بیور بمعنی عددی معقول باشد. و هم در یادداشتی دیگر نوشته اند اگر بیور بمعنی ده هزارباشد پس معنی بیت زیر چگونه خواهد بود:
بود بیست شش بار بیور هزار
سخنهای شایسته ٔ غمگسار
نبیند کسی نامه ٔ پارسی
نوشته به ابیات صدبار سی

فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 5 ص 2477).


بدو ماندم این نامه را یادگار
به شش بیور ابیاتش آمد شمار.

فردوسی.


کجا بیور از پهلوانی شمار
بود بر زبان دری ده هزار.

فردوسی.


سپه بود بیور سوی کارزار
که بیور بود در عدد ده هزار.

فردوسی.


هنوزت سپاس اندکی گفته اند
ز بیور هزاران یکی گفته اند.

سعدی.


و رجوع به بیوار شود. || (اِ) گردکان و بادام و پسته که مغز آنها تیز و ضایع شده باشد. (برهان ) (جهانگیری) (رشیدی) (ناظم الاطباء). || فلفل فرنگی. (ناظم الاطباء).