نُس. پوز بود، یعنی [گرد بر گرد] بیرون و درون دهن رودکی گوید:
کیر آلوده بیاری و نهی در کس من بوسهای چند بتزویر دهی بر نُس من.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
در این مدخل، نکتهٔ اصلی این است که «نُس» را نباید صرفاً بهسبب شباهت معنایی با «پوز» یا «بینی»، یک واژهٔ فارسی دانست. تعریف دهخدا و آنچه از پژوهشهای زبانشناختی دربارهٔ آن نقل شده، راه محتاطانهتری پیش میگذارد.
۱. معنی «نُس»
عبارت لغتنامه:
نُس. پوز بود، یعنی گرد بر گرد بیرون و درون دهن.
ظاهراً «پوز» در اینجا به معنی عامِ ناحیهٔ دهان و پیرامون آن است، نه فقط «بینی» به معنای امروزی. بنابراین «نُس» میتواند به بخش بیرونی و درونیِ پیرامون دهان، لب و دهان اشاره کند.
در بیت مورد بحث نیز، از نظر معنای واژه، مقصود شاعر روشن است: «نُس» نامِ همان ناحیهٔ دهان است که در برابر «بوسه» قرار گرفته است.
اما از نظر تاریخی، این نکته مهم است:
«نُس» الزاماً از واژهٔ فارسیِ «پوز» مشتق نشده و «پوز» نیز شاهد ریشهشناختیِ آن نیست؛ «پوز» فقط شرح معناییِ واژه در فرهنگ است.
۲. آیا «نُس» واژهای پیشااسلامی است؟
اینجا باید میان وجود واژه در فارسیِ پس از اسلام و اصل واژه فرق بگذاریم.
در پژوهشهای زبانشناختی، صورتهایی مانند:
nūs / nus
برای این واژه مطرح شده و هنینگ احتمال ارتباط آن را با سغدی ns، با معنای مرتبط با بینی/ناحیهٔ بینی، پیش کشیده است.
اگر این تحلیل پذیرفته شود، «نُس» میتواند یک واژهٔ ایرانیِ پیشااسلامی باشد که از زبان ایرانی شرقی، احتمالاً سغدی، وارد فارسی شده یا در فارسی حفظ شده است.
ولی این را نباید با قطعیت بیش از اندازه نوشت:
ریشهٔ سغدیِ «نُس» پیشنهادی زبانشناختی است، نه یک صورت فارسی باستانِ قطعی و مستند.
این تمایز برای پژوهش شما در لغت فرس بسیار مهم است.
بنابراین طبقهبندی پیشنهادی:
| واژه | دوره/لایه | وضعیت |
|---|---|---|
| نُس | فارسی نو | شاهد مستقیم در متون فارسی |
| nūs / nus | صورت بازسازی/آوانگاریشده | محتمل |
| Sogdian ns | ایرانی شرقی، پیشااسلامی | پیشنهادی بهعنوان خاستگاه یا همریشه |
| فارسی باستان | ـ | شاهد مستقیم و قطعی نداریم |
| فارسی میانه | ـ | انتساب قطعیِ صورت نوشتاری نداریم |
۳. نکتهٔ بسیار مهم دربارهٔ «خط پهلوی»
پرسش شما دربارهٔ اینکه:
«نوشیروان و بزرگمهر حکیم و مؤید موبدان، کرتیر شاهپرور، یا شخص سرایندهٔ پس از اسلام، این واژه را با حروف پهلوی چگونه مینوشتند؟»
در واقع دو مسئله را با هم دربرمیگیرد.
الف) اگر منظور فارسی میانهٔ دورهٔ ساسانی باشد
برای واژهای که nūs خوانده شود، از لحاظ اصول خط پهلوی، صورت بسیار محتملی چیزی در حدود:
𐭭𐭥𐭮
است؛ یعنی:
n-w-s → nws
و در آوانگاری:
nūs
اما تأکید میکنم:
این، بازسازیِ نوشتاری است، نه گواهِ مستندِ یک کتیبهٔ ساسانی برای خودِ واژهٔ «نُس».
این فرق را بهتر است در متن پژوهش شما با علامتهایی مانند «صورت بازسازیشده» یا «احتمالاً» مشخص کنیم.
۴. چرا «nws»؟
در خط پهلوی، واکههای کوتاه و بلند غالباً آنگونه که در خط فارسی امروز مینویسیم، جداگانه و روشن ثبت نمیشدند.
برای نمونه، w / و میتوانست در نمایش واکهٔ /u/ و /ō/ نقش داشته باشد. بنابراین اگر واژه را:
nūs
بازسازی کنیم، انتظار صورت همخوانیِ:
n-w-s
کاملاً طبیعی است.
به عبارت ساده:
نُسِ فارسی → nūs → صورت احتمالی پهلوی: nws
ولی نباید از این نتیجه گرفت که «𐭭𐭥𐭮» حتماً در متون ساسانی با همین تلفظ خوانده میشده است؛ زیرا نبودِ شاهد مستقیم، اجازهٔ چنین قطعیتی نمیدهد.
۵. آیا «نُس» را میتوان فارسی باستان نوشت؟
اینجا باید احتیاط بیشتری کرد.
فارسی باستانِ هخامنشی با خط میخی مخصوص خود نوشته میشد، نه با خط پهلوی.
اگر بخواهیم بگوییم «نُس» یک واژهٔ فارسی باستان بوده و سپس آن را به خط میخی فارسی باستان بنویسیم، باید نخست وجود صورت باستانی آن را ثابت کنیم. چنین شاهدی در اختیار نداریم.
پس برای پژوهش شما بهتر است ننویسیم:
«فارسی باستان: نُس»
بلکه بنویسیم:
خاستگاه ایرانیِ پیشااسلامی محتمل؛ احتمال ارتباط با سغدی ns؛ صورت فارسی باستان مستند نیست.
این عبارت از نظر علمی بسیار محکمتر است.
۶. دربارهٔ رودکی و انتساب بیت
یک نکتهٔ دیگر نیز در این مدخل ارزش ثبت دارد: وجود بیت در منابع متأخر یا لغتنامهها بهتنهایی برای انتساب قطعی آن به رودکی کافی نیست.
اگر مأخذی که شما از آن نقل کردهاید، بیت را به رودکی نسبت داده باشد، بهتر است در مدخل بنویسیم:
در شاهدِ نقلشده، بیت به رودکی منسوب است.
نه اینکه بدون بررسی نسخهها و منابع رودکیشناسی، انتساب را قطعی اعلام کنیم.
همچنین اگر ضبط نسخهای:
نُس
باشد، باید همان ضبط را حفظ کرد و آن را با صورتهای احتمالی nus / nūs در بحث ریشهشناختی خلط نکرد.
۷. نتیجهٔ نهایی پیشنهادی برای مدخل «نُس»
برای کاری که شما روی لغت فرس انجام میدهید، من این صورت را پیشنهاد میکنم:
نُس. پوز بود، یعنی گرد بر گرد بیرون و درون دهن.
در شاهد شعری، به معنی ناحیهٔ دهان و پیرامون آن آمده است.ریشهشناسی: واژهای کهن و احتمالاً ایرانی است. هنینگ صورت آن را با سغدی ns، به معنی مرتبط با بینی/ناحیهٔ بینی، سنجیده و احتمال پیوند این دو را مطرح کرده است. از اینرو میتوان «نُس» را از جملهٔ واژگانی دانست که احتمال حفظ یک عنصر ایرانیِ پیشااسلامی در فارسی نو را دارند؛ بااینحال، انتساب مستقیم آن به فارسی باستان اثبات نشده است و صورت فارسی میانهٔ آن نیز تاکنون بهطور قطعی از متون پهلوی شناخته نیست.
صورت احتمالی در پهلوی: اگر صورت کهن را nūs بازسازی کنیم، نگارش همخوانیِ محتمل آن در خط پهلوی میتواند nws (𐭭𐭥𐭮) باشد. این صورت بازسازیشده است و نباید آن را شاهد کتیبهای یا نسخهایِ ساسانی شمرد.
زبان: فارسی نو؛ احتمالاً دارای پیشینهٔ ایرانیِ پیشااسلامی، با احتمال ارتباط با سغدی.
فارسی باستان: شاهد مستقیم ندارد.
پهلوی: صورت nws صرفاً بازسازی احتمالی است، نه ضبط مستند.
سغدی: ns، بهعنوان صورت مقایسهای پیشنهادی.
معنی: ناحیهٔ دهان و پیرامون آن؛ پوز، لب و بخش بیرونی/درونی دهان.
و یک نکتهٔ روششناختی بسیار مهم
در پاسخ به پرسش شما دربارهٔ نوشیروان، بزرگمهر و کرتیر، بهتر است نگوییم «آنان این واژه را چنین مینوشتند». هیچ راهی نداریم که از یک بازسازی زبانی، شیوهٔ نوشتن شخص معینی را نتیجه بگیریم. تعبیر دقیقتر این است:
«اگر صورت nūs در فارسی میانه وجود داشته و در دبیرهٔ پهلوی نوشته شده بود، نگارش همخوانیِ محتمل آن nws میتوانست باشد.»
این، بهنظر من، باید نتیجهٔ نهایی مدخل شما باشد؛ زیرا هم لایهٔ پیشااسلامی واژه را حفظ میکند، هم از نسبت دادنِ بیدلیل آن به فارسی باستان یا به اشخاص معین ساسانی جلوگیری میکند.
یک نکتهٔ ظریف دیگر هم باقی میماند: آیا «nūs» واقعاً همان واژهٔ سغدیِ «ns» است، یا صرفاً همریشه/همریخت است؟ این قسمت را میتوانیم جداگانه با شواهد سغدی، پهلوی و دیگر زبانهای ایرانی بررسی کنیم؛ بهویژه چون برای تعیین «ایرانی بودن» مدخل بسیار تعیینکننده است.
