بَرجاس. نشانه تیر باشد اندر هوا [ابو العباس عباسی گفت:
منجمان آمدند خلخیان ابا سطر لابها چو برجاسا]
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
این مدخل از نظر پژوهش لایهٔ پیشااسلامی جالب است، زیرا خودِ «برجاس» واژهای است که معنای آن با نشانه و هدفِ تیراندازی پیوند دارد، اما برای نسبتدادن قطعی آن به فارسی باستان یا پهلوی باید احتیاط کرد.
۱. معنی مدخل
برجاس. «نشانهٔ تیر باشد اندر هوا.»
یعنی برجاس به نشانه یا هدفی گفته میشده که تیرانداز تیر را به سوی آن در هوا نشانه میکرد؛ بنابراین معنای اصلی آن را میتوان نشان، هدف، نشانهٔ تیر دانست.
در بیت:
منجمان آمدند خلخیانابا سطرلابها چو برجاسا
معنای کلی چنین است:
منجمانِ خلخ آمدند، در حالی که اسطرلابها با خود داشتند؛ [و آنچه در آسمان میجستند/میدیدند] همچون برجاس، یعنی نشانه و نشانگاه، بود.
اما در ضبطی که شما آوردهاید، فاصلهگذاریِ «ابا سطر لابها» به احتمال بسیار زیاد باید به صورت:
ابا سطرلابها
خوانده شود؛ یعنی «با اسطرلابها». «اسطرلاب» واژهای یونانی است که از راه عربی وارد فارسی شده و طبیعتاً نمیتوان آن را واژهای پیشااسلامیِ ایرانی دانست.
۲. «برجاس» از نظر لایهٔ زبانی
اینجا باید میان قدمتِ کاربرد واژه و ایرانیبودنِ ریشهٔ آن فرق گذاشت.
«برجاس» در فارسی و عربیِ قدیم به معنای هدف و نشانهای که تیر به سوی آن پرتاب میشود دیده میشود. صورت عربی بِرْجاس / بُرْجاس نیز در منابع لغوی وجود دارد. با این حال، بر اساس شواهدی که در دست داریم، نمیتوان با اطمینان گفت که «برجاس» مستقیماً بازماندهٔ یک واژهٔ فارسی باستانِ هخامنشی است.
بنابراین برای کار شما بهتر است فعلاً آن را چنین طبقهبندی کنیم:
| واژه | لایه | توضیح |
|---|---|---|
| برجاس | ایرانی بودن قطعی نیست؛ واژهٔ کهنِ ایرانی/عربیشده | هدف، نشانهٔ تیر |
| تیر | ایرانی، بسیار کهن | تیر، و نیز نام ماه چهارم؛ پیوند با Tīr / Tištrya |
| چو | ایرانی | صورت کهن «چون/چو» |
| آمدند | ایرانی | فعل فارسی |
| منجمان | عربی | جمع «منجم» |
| خلخیان | نام قومی/جغرافیایی | منسوب به خلخ |
| اسطرلاب | یونانی ← عربی ← فارسی | واژهای علمی و پس از اسلام در این صورت |
| با / ابا | ایرانی | در این بیت به احتمال زیاد «با» است |
۳. آیا «تیر» در این مدخل لایهٔ پیشااسلامی دارد؟
بله؛ این بخش بسیار مهم است.
«تیر» از واژههای بسیار کهن ایرانی است و علاوه بر معنای arrow، در سنت ایرانی نام ایزد و ستارهٔ بارانآور تیشتر نیز بوده است.
در فارسی میانه صورت Tīr وجود داشته و در فارسی نو نیز «تیر» باقی مانده است. در اوستایی، نام ایزد مربوط به صورت Tištrya است.
پس اگر هدف ما جداکردن عناصر واقعاً پیشااسلامی این مدخل باشد، «تیر» از محکمترین نمونههاست؛ در حالی که برای «برجاس» فعلاً نباید چنین حکم قطعیای صادر کرد.
۴. «برجاس» به خط پهلوی چگونه میتوانست نوشته شود؟
اینجا یک نکتهٔ مهم برای پژوهش شما وجود دارد:
نمیتوانیم شکل پهلویِ «برجاس» را با قطعیت ارائه کنیم، مگر آنکه یک شاهد مستقیم در متن پهلوی داشته باشیم.
خط پهلوی، بهخصوص پهلوی کتابی، نظامی متفاوت از خط فارسی ـ عربی دارد و بسیاری از واژهها با هزوارش یا املای تاریخیِ خاص نوشته میشدند. بنابراین تبدیل مکانیکیِ حروف فارسیِ «برجاس» به چند علامت پهلوی، از نظر علمی درست نیست.
اما برای واژهٔ تیر وضع بسیار بهتر است. در فارسی میانه صورت:
tīr
را میتوان به عنوان صورت زبانیِ پهلوی بازسازی کرد. برای نمایش خطی نیز باید میان صورت آوانویسی علمی و املای پهلویِ مستند فرق گذاشت.
همین قاعده در مورد «برجاس» نیز باید رعایت شود: اگر در متن پهلوی شاهدی پیدا شود، آن صورت را نقل میکنیم؛ اگر نه، فقط بازسازی زبانشناختی را با علامتِ بازسازیشده معرفی میکنیم، نه اینکه آن را «املای قطعی پهلوی» بنامیم.
۵. اگر نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر این مفاهیم را مینوشتند چه میشد؟
باید توجه داشت که این اشخاص در دورههای مختلفی قرار دارند:
کرتیر در دورهٔ ساسانیِ میانه و در سنت کتیبهایِ پهلوی قرار دارد؛
نوشیروان و بزرگمهر در دورهٔ ساسانیِ متأخر؛
اسدی چند قرن پس از اسلام میزیسته است.
اگر مفهوم «تیر» در متنی ساسانی بیان میشد، صورت ایرانیِ آن میتوانست بر پایهٔ tīr باشد و در نظام نوشتاری پهلوی ثبت شود.
ولی اگر منظور دقیقاً همین جملهٔ اسدی باشد، اسدی آن را به خط فارسی ـ عربیِ زمان خود مینوشت، نه پهلوی. بنابراین نباید خط پهلویِ بازسازیشده را به خود اسدی نسبت داد.
همچنین «اسطرلاب» اساساً واژهای نیست که بتوان آن را به همان صورت به کرتیر یا بزرگمهر نسبت داد؛ کاربرد آن در این بیت متعلق به فضای علمیِ اسلامی است.
نتیجهٔ نهایی مدخل «برجاس»
برجاس در «لغت فرس» به معنی نشانه و هدف تیر، یا نشانگاهی برای تیراندازی است و بیتِ شاهد نیز آن را در تصویری مربوط به نشانههای آسمانی و ابزار نجومی به کار میبرد.
از نظر لایهٔ تاریخی:
تیر در این مدخل یک واژهٔ بسیار کهن و مسلمِ ایرانی است و سابقهٔ آن به دورهٔ پیشااسلامی میرسد؛ صورت ایرانیِ میانهٔ آن tīr است.
برجاس واژهای کهن است، ولی با شواهد فعلی بهتر است منشأ آن را قطعی و مستقیماً فارسی باستان ندانیم. صورت عربیشدهٔ آن نیز در منابع لغوی قدیم دیده میشود.
چو، با/ابا، آمدند عناصر فارسیاند، ولی برای هرکدام باید میان «فارسی نو» و «صورتهای کهن ایرانی» تمایز گذاشت.
منجمان و اسطرلاب عناصر عربی/یونانیِ واردشده به فارسیاند و نباید در شمار واژگان ایرانیِ پیشااسلامی قرار گیرند.
بنابراین این مدخل یک نمونهٔ بسیار خوب از همنشینی واژگان کهن ایرانی با واژگان علمیِ واردشده در دورهٔ اسلامی است.
برای «برجاس» فعلاً صورت پهلویِ قطعی نباید جعل یا بازسازیِ حدسی شود؛ اما برای «تیر» میتوان صورت زبانشناختیِ فارسی میانه tīr را با اطمینان بسیار بیشتری مطرح کرد.
یادداشت پژوهشی: جستوجوی برخط منابع در این نوبت به علت تمامشدن سهمیهٔ ابزار جستوجو انجام نشد؛ بنابراین در مورد ریشهٔ دقیق «برجاس» عمداً حکم قطعیتر از شواهد موجود ندادم. برای متن نهایی پژوهش شما، این احتیاط مهم است.
