دَریواس. گرد بر گرد در بود، آن آلت که از چوب کنند و پس در را بدان محکم کنند رودکی گفت:
دیوار و درویواس فرو گشت و بر آمد
بیم است که یکباره فرود آید دیوار
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
دَریواس
ضبط و معنی مدخل
«دَریواس» در لغت فرس اسدی چنین تعریف شده است:
دَریواس. گرد بر گردِ در بود، آن آلت که از چوب کنند و پس در را بدان محکم کنند.
یعنی چوب یا قطعهای چوبی که در پیرامون یا در ساختار در قرار میگرفته و برای بستن و استوار کردن در به کار میرفته است. بنابراین «دریواس» نام یک ابزار یا جزء معماریِ مربوط به در و بستِ در است، نه خودِ در.
شاهد رودکی:
دیوار و درویواس فروگشت و برآمد
بیم است که یکباره فرود آید دیوار
معنی بیت این است که: دیوار و در و بست و اسبابِ استوارکنندهٔ آن فرو ریخته و برآمده/از جای خود بیرون زده است؛ بیم آن میرود که سرانجام همهٔ دیوار یکباره فرو ریزد.
در اینجا «درویواس» را باید به احتمال زیاد در + ویواس/دریواس دانست؛ یعنی «دریواس» در کنار «دیوار و در» به عنوان یکی از اجزای ساختمان آمده است. خودِ ساختار بیت نیز با تعریف اسدی کاملاً سازگار است.
۱. واژگان ایرانیِ کهن در بیت
دیوار
دیوار واژهای ایرانی و دارای پیشینهٔ بسیار کهن است. این واژه با صورتهای ایرانی میانه مانند dēwār / dīvār پیوند دارد و در فارسی نو به صورت «دیوار» باقی مانده است.
اما یک نکته مهم: نمیتوان صورت فارسی نوِ «دیوار» را عیناً به دورهٔ هخامنشی یا به خط پهلوی نسبت داد. برای دورهٔ ساسانی، صورتهای ایرانی میانه گواهیشده ملاکاند.
در
«در» نیز از واژگان بنیادی و بسیار کهن ایرانی است. در ایرانی باستان صورتهایی از ریشهٔ مربوط به «در/دروازه» وجود داشته و در زبانهای ایرانی میانه نیز ادامه یافته است.
ازاینرو حضور در در شعر رودکی را میتوان ادامهٔ مستقیم یک واژهٔ بسیار کهن ایرانی دانست.
دَریواس
اینجا مهمترین مسئلهٔ این مدخل است.
صورت دریواس / درویواس ظاهراً واژهای ایرانی است، اما برای آن نباید بدون شاهد، یک صورت پارسی باستان یا پهلوی ساخت. معنای تخصصی آن ــ «آلت چوبی برای محکم کردن در» ــ بسیار قابل توجه است، ولی برای تعیین دقیق ریشهٔ تاریخی آن باید شواهد زبانهای ایرانی میانه و متون پهلوی بررسی شود.
پس در پژوهش حاضر بهتر است آن را چنین طبقهبندی کنیم:
دریواس: واژهای احتمالاً ایرانی و کهن؛ معنی و کاربرد آن در فارسی نو و شعر رودکی روشن است، اما صورت پارسی باستان یا پهلویِ آن در منابعی که در دست داریم بهطور قطعی احراز نشده است.
۲. واژههای انیرانی
در این بیت، واژهٔ عربیِ آشکار و مسلمی نداریم.
«دیوار»، «در» و «دریواس» همگی در حوزهٔ واژگان ایرانی قرار میگیرند. بنابراین این بیت از نظر واژگانی نمونهٔ خوبی از حضور واژگان میراث ایرانی در فارسی آغازینِ پس از اسلام است.
البته باید میان «ایرانی بودن واژه» و «وجود صورت مکتوب آن در خط پهلوی» تفاوت گذاشت. ایرانی بودن یک واژه بهخودیخود اجازه نمیدهد شکل پهلوی آن را حدس بزنیم.
۳. آیا «دریواس» پیش از اسلام وجود داشته است؟
اینجا باید محتاط باشیم.
معنای واژه در اسدی و کاربرد آن نزد رودکی نشان میدهد که «دریواس» واژهای تخصصی و قدیمی برای یک جزء چوبیِ در بوده است. اما از این دو شاهد نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که عین همین صورت آوایی «دریواس» در فارسی باستان یا فارسی میانهٔ ساسانی وجود داشته است.
بنابراین برای پروژهٔ شما سه سطح را از هم جدا میکنم:
| مرحله | وضعیت |
|---|---|
| فارسی نوِ آغازین | دریواس / درویواس، گواهدار |
| فارسی میانه | ارتباط احتمالی با واژگان مربوط به «در» و اجزای در، ولی صورت دقیق «دریواس» نیازمند شاهد |
| فارسی باستان | صورت مستقیمِ گواهدار نداریم |
| خط پهلوی | صورت قطعیِ گواهدار برای این واژه نداریم |
این همان مرزی است که در مدخلهای قبلی نیز رعایت کردیم: بازسازی احتمالی را نباید به جای سند تاریخی نشاند.
۴. «دریواس» در خط پهلوی چگونه میتوانست نوشته شود؟
در این مورد نمیخواهم صورت پهلویِ ساختگی ارائه کنم.
خط پهلوی برای ثبت واژههای ایرانی نظام نوشتاری خاصی داشت و در بسیاری از موارد هزوارشها نیز به کار میرفتند. بنابراین حتی اگر تلفظ ایرانیِ واژه را بدانیم، نمیتوانیم صرفاً با تبدیل حروف فارسی به حروف پهلوی، شکل تاریخی آن را به دست آوریم.
اگر در متون پهلوی صورت گواهدارِ این واژه پیدا شود، آن صورت باید جداگانه ثبت شود. در غیر این صورت، نوشتن شکلی مانند «... » و نسبت دادن آن به نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر، بازسازی مدرن است، نه نوشتهٔ تاریخی آنان.
۵. اگر نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان یا کرتیر مینوشتند چه؟
این بخش پرسش شما بسیار مهم است و باید میان سه شخصیت و سه دوره تفاوت گذاشت:
کرتیر متعلق به سدهٔ سوم میلادی و دورهٔ میانهٔ ساسانی است و کتیبههای او به زبان ایرانی میانه و با خطوط ایرانیِ دورهٔ ساسانی ثبت شدهاند.
انوشیروان و بزرگمهر به سدهٔ ششم میلادی تعلق دارند؛ اگر واژهای ایرانی از این نوع را مینوشتند، محیط نوشتاری آنان پهلوی ساسانی بود.
رودکی چند قرن بعد، در دورهٔ سامانی، این واژه را در خط فارسی ـ عربی ثبت کرده است.
اما نکتهٔ اساسی این است:
نمیتوان از شکل «دریواس» در نسخهٔ فارسیِ لغت فرس، شکل دقیق نوشتهشدهٔ آن را در دست انوشیروان یا بزرگمهر استخراج کرد.
برای نسبت دادن یک املا به کرتیر یا دبیران ساسانی، باید شاهد مستقیم کتیبهای یا دستنویس پهلوی داشته باشیم.
۶. نکتهٔ جالب در «درویواس»
رودکی در مصراع نخست میگوید:
دیوار و درویواس فروگشت و برآمد
در اینجا «درویواس» از نظر ساختمان میتواند در خوانش شعر به صورت در + یواس/ویواس تحلیل شود؛ اما بهتر است آن را بدون شاهد نسخهشناختی به اجزای قطعی تقسیم نکنیم.
از نظر معنایی، قرار گرفتن آن بلافاصله پس از دیوار و در بسیار روشن است: شاعر مجموعهای از اجزای ساختمان را ذکر میکند که دچار خرابی و جابهجایی شدهاند.
«فروگشت و برآمد» نیز تصویری از خرابی و از جای درآمدن اجزای ساختمان میدهد و مصراع دوم:
بیم است که یکباره فرود آید دیوار
نتیجهٔ طبیعی این وضعیت را بیان میکند.
نتیجهٔ نهایی پژوهشی مدخل «دَریواس»
دَریواس در لغت فرس اسدی نام قطعه یا آلت چوبینی مربوط به در است که برای بستن و استوار کردن در به کار میرفته است. شاهد رودکی نیز نشان میدهد که این واژه در فارسی سدهٔ چهارم هجری هنوز شناختهشده و کاربردی بوده است.
از نظر زبانشناختی:
در و دیوار واژگان ایرانیِ بسیار کهناند و سابقهٔ آنها به دورهٔ پیشااسلامی میرسد.
دریواس نیز با توجه به ساخت، معنا و محیط کاربرد، به احتمال قوی واژهای ایرانی و کهن است.
با این حال، برای صورت دقیق پارسی باستان یا فارسی میانهٔ «دریواس» شاهد قطعی در اختیار نیست.
بنابراین صورت پهلوی قطعی برای دریواس نباید ساخته و به ساسانیان نسبت داده شود.
اگر در آینده شاهدی از متون پهلوی برای این واژه یا همریشهٔ آن پیدا شود، باید آن را در سه ستون جداگانه ثبت کرد: صورت تاریخی، تلفظ، و املای پهلوی.
بیت رودکی از نظر واژگان ایرانی نمونهٔ ارزشمندی است، زیرا در آن دیوار، در و دریواس در یک تصویر معماری کنار هم آمدهاند.
در نتیجه، «دریواس» را فعلاً باید در پژوهش شما در گروه «واژهٔ احتمالاً ایرانیِ پیشینهدار، با شاهد فارسی نو، ولی فاقد صورت پیشااسلامیِ مستقیم و قطعی» قرار داد.
ثبت نهایی پیشنهادی برای فایل پژوهش:
دَریواس: آلت چوبینی پیرامون یا مربوط به در که بدان در را محکم میکردند. در بیت رودکی «دیوار و درویواس...» واژه در کنار «دیوار» و «در» آمده و به یکی از اجزای بست و استحکام در اشاره دارد. «در» و «دیوار» ایرانی و دارای پیشینهٔ پیشااسلامیاند. «دریواس» نیز احتمالاً واژهای ایرانی و کهن است، اما صورت پارسی باستان یا فارسی میانه و املای پهلویِ آن تاکنون بهطور قطعی گواهی نشده است؛ ازاینرو نسبت دادن شکل خاصی از آن به خط پهلویِ دورهٔ ساسانی، یا به نوشتهٔ کرتیر، انوشیروان یا بزرگمهر، بدون شاهد مستقیم روا نیست. شاهد موجود برای این صورت، فارسیِ دورهٔ رودکی و ثبت اسدی است.
