سد كیس. قوس قزح باشد [بوالموید گفت:
میغ ماننده پنبه است و ورا باد نداف
هست سدکیس درونه که بدو پنبه زنند]
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
این مدخل از نظر پژوهش تاریخی جالب است؛ زیرا خودِ «سدکیس» نامی برای رنگینکمان/قوس قزح است و بیتِ بوالموید نیز آن را با تصویر بسیار روشنِ ابر و پنبه و ابزار پنبهزنی توضیح میدهد. در ریشهشناسیِ جزء دوم باید احتیاط کرد و صورت پهلویِ قطعی برای کل واژه را بدون شاهد مستقیم نباید ساخت.
۱. شرح و معنی بیت
متن:
میغ مانندهٔ پنبه است و ورا باد ندّاف
هست سدکیس درونه که بدو پنبه زنند
یعنی:
ابر (میغ) مانند پنبه است و باد، ندّاف و پنبهزنِ آن است؛ و در میان آن، «سدکیس» وجود دارد که با آن پنبه را میزنند.
تصویر شاعرانه چنین است که ابر را به پنبه تشبیه کرده و باد را مانند پنبهزنی دانسته است؛ «سدکیس» نیز چیزی مانند ابزار یا وسیلهای دانسته شده که در آن پنبه را میزنند. مقصود از این تصویر، همان قوس رنگینکمان در میان ابرها است.
بنابراین در لغت فرس:
سدکیس = قوس قزح، رنگینکمان.
۲. واژههای مهم و پیشینهٔ ایرانی
| واژه | معنی در بیت | خاستگاه/وضعیت |
|---|---|---|
| میغ | ابر | واژهای اصیل ایرانی؛ از واژگان کهن ایرانی |
| باد | باد | واژهٔ بسیار کهن ایرانی |
| ندّاف | پنبهزن | عربی؛ از ریشهٔ عربی ن د ف |
| درونه | درون آن | درون واژهای ایرانی؛ «ـه» در اینجا نقش دستوری دارد |
| پنبه | پنبه | وامواژه، احتمالاً از مسیر زبانهای هندی/ایرانیِ میانه؛ واژهای پیشااسلامی از نظر تداول در ایران، اما نه واژهٔ ایرانیِ اصیل |
| زنند | میزنند | فعل ایرانی؛ از بن زدن |
| سدکیس | قوس قزح | واژهای دشوار و نیازمند احتیاط در ریشهشناسی |
نکتهٔ مهم این است که «ندّاف» در این بیت، برخلاف بسیاری از واژههای دیگر، عربی است و نباید آن را در شمار واژگان ایرانیِ پیشااسلامی قرار داد.
۳. «میغ» و «باد» از نظر تاریخی
میغ از واژههای بسیار کهن ایرانی است و استمرار آن در فارسی نشاندهندهٔ بقای یک واژهٔ متعلق به لایهٔ ایرانیِ قدیم در فارسی نو است. صورتهای ایرانیِ کهنِ آن با صورت فارسی امروزی عیناً یکسان نیستند؛ ازاینرو نباید شکل فارسی نو را بدون شاهد، به عنوان «صورت هخامنشی» معرفی کرد.
باد نیز از عناصر بسیار کهن واژگان ایرانی است و در فارسی میانه نیز ریشه و صورتهای نزدیک به آن شناخته شده است.
پس در این بیت، از لحاظ لایهٔ واژگانی، میغ و باد اهمیت ویژهای دارند.
۴. «سدکیس»؛ مسئلهٔ اصلی مدخل
برای سدکیس بهتر است فعلاً از تجزیهٔ قطعی آن به دو جزء خودداری کنیم.
صورت:
سدکیس / سد کیس
در متون فارسی قدیم ممکن است مرز اجزای واژه در ضبطهای بعدی مبهم شده باشد. همچنین شباهت ظاهری کیس به واژههای دیگری در فارسی نباید بهتنهایی مبنای ریشهشناسی قرار گیرد.
آنچه با اطمینان میتوان گفت:
در لغت فرس، سدکیس نام قوس قزح است.
بوالموید آن را در تشبیهی مربوط به ابر، باد و پنبهزنی آورده است.
این واژه از نظر ساختمان و ریشه، در حال حاضر نیازمند شاهد متنی و زبانشناختی بیشتری است.
بنابراین نسبت دادن آن به فارسی باستان یا پهلوی، بدون شاهد مستقیم، علمی نیست.
۵. آیا «سدکیس» را میتوان به خط پهلوی نوشت؟
اینجا باید میان بازسازی زبانشناختی و آوانویسی حدسی تفاوت بگذاریم.
اگر بخواهیم واژهٔ فارسیِ نوِ سدکیس را صرفاً به خط پهلوی بازسازی کنیم، ممکن است چندین املای احتمالی پدید آید؛ اما این امر ثابت نمیکند که چنین املایی واقعاً در دورهٔ ساسانی نوشته شده است.
بنابراین برای پژوهش شما، پیشنهاد میکنم در مورد این مدخل چنین ثبت شود:
فارسی میانه/پهلویِ قطعی: ناشناخته.
و از ساختن یک شکل پهلویِ فرضی برای سدکیس خودداری شود.
این احتیاط دربارهٔ بوالموید نیز اهمیت دارد: او شاعر و دانشمندِ دورهٔ اسلامی است و شاهد او برای وجود واژه در فارسیِ پس از اسلام بسیار ارزشمند است، اما بهخودیخود ثابت نمیکند که همین صورت، با همین املا، در دورهٔ ساسانی وجود داشته است.
۶. اگر نوشیروان، بزرگمهر، موبد مؤید یا کرتیر مینوشتند
باید توجه داشت که این شخصیتها در دورههای گوناگون تاریخی قرار دارند و خط و زبان نوشتاری آنان الزاماً یکسان نبوده است.
برای یک واژهٔ ایرانیِ موجود در دورهٔ ساسانی، اگر شاهدی در فارسی میانه داشته باشیم، معمولاً باید آن را در چارچوب خط پهلوی و نظام نوشتاری فارسی میانه بررسی کرد.
اما برای سدکیس چنین شاهد مستقیم و قطعی در دست نیست. بنابراین نمیتوان با اطمینان گفت:
«کرتیر آن را چنین مینوشت»
یا
«بزرگمهر آن را با این حروف مینوشت.»
چنین کاری تبدیلِ یک حدس زبانشناختی به سند تاریخی خواهد بود.
در مقابل، برای واژههایی مانند باد و میغ میتوان پیشینهٔ ایرانی آنها را مستقل از این بیت بررسی کرد و در صورت وجود صورت مستند فارسی میانه، شکل پهلویِ مستند را ارائه کرد.
نتیجهٔ نهایی مدخل «سدکیس»
سدکیس. به معنی قوس قزح و رنگینکمان. بوالموید در توضیح آن گوید:
«میغ مانندهٔ پنبه است و ورا باد ندّاف
هست سدکیس درونه که بدو پنبه زنند.»
مقصود آن است که ابر به پنبه مانند شده و باد همچون پنبهزن و ندّاف عمل میکند و «سدکیس» در میان آن قرار دارد؛ تصویر شاعرانهای از قوس قزح در میان ابرها.
از واژگان ایرانی و کهن این بیت، میغ، باد، درون و زدن اهمیت بیشتری دارند؛ ندّاف واژهای عربی است. پنبه نیز واژهای کهن در حوزهٔ فرهنگی ایران است، ولی نمیتوان آن را بیاحتیاط در شمار واژگان اصیل ایرانیِ فارسی باستان گذاشت.
دربارهٔ سدکیس، معنی در لغت فرس روشن است، اما ریشهشناسی و صورت فارسی میانه/پهلوی آن قطعی نیست. ازاینرو برای این مدخل، صورت پهلویِ حدسی نباید به عنوان صورت تاریخی ارائه شود. شاهد بوالموید وجود این واژه را در فارسیِ دورهٔ اسلامی ثابت میکند، ولی بهتنهایی برای اثبات صورت ساسانیِ آن کافی نیست.
درجهٔ اطمینان:
معنی «قوس قزح» — قطعی
ایرانی بودن میغ و باد — قطعی/بسیار استوار
ریشهشناسی «سدکیس» — نامعین
صورت پهلوی «سدکیس» — نامشخص و فاقد شاهد مستقیم.
