فزیدیوس. شهریست که منقلوس آنجا بود، عنصری گوید:
ز فزیدیوس و ز دیفیریا
چو مایه شبه شد بلوقاریا (؟)
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
این مدخل از مواردی است که باید میان نامِ شهر، نامهای خاص و واژههای فارسیِ بیت تفکیک کرد؛ بهویژه چون ضبط «بلوقاریا» در متن شما با علامت سؤال آمده و بدون مقابله با نسخههای دیگر نمیتوان آن را قطعی دانست.
۱. معنی مدخل
فزیدیوس: نام شهری است که، بنا بر تعریف اسدی، منقلوس در آنجا بوده است. بنابراین «فزیدیوس» در این مدخل یک اسم خاص جغرافیایی است، نه واژهای که اسدی برای آن معنی فارسیِ لغوی آورده باشد.
شاهد:
ز فزیدیوس و ز دیفیریا
چو مایه شبه شد بلوقاریا
اسدی برای «فزیدیوس» ظاهراً از بیت عنصری استفاده کرده است؛ اما بیت بهسبب نامهای جغرافیایی و نیز ضبط نامطمئن مصراع دوم، بدون مراجعه به نسخههای معتبر دشوار است.
۲. شرح بیت
معنی تحتاللفظیِ بخش روشن بیت چنین است:
«از فزیدیوس و دیفیریا، [چیزی] مانند مایه/مادهٔ شبه، بلوقاریا شد.»
اما این ترجمه هنوز قابل اعتماد نیست، زیرا سه نقطهٔ مهم مبهم است:
فزیدیوس: نام شهر؛
دیفیریا: ظاهراً نام مکان یا ناحیهای دیگر؛
بلوقاریا: ضبطی مشکوک که احتمال دارد نام خاص یا نام یک ماده/محصول باشد.
بنابراین نباید از ظاهر «مایه شبه» نتیجه گرفت که بیت حتماً دربارهٔ ساختن یا تبدیل مادهای به «شبه» سخن میگوید. ممکن است بلوقاریا نام خاص باشد یا ضبط موجود در نسخه/OCR دچار تصحیف شده باشد.
۳. لایهٔ پیشااسلامی واژگان
در این مدخل، از نظر پژوهش شما، باید میان واژهٔ ایرانی و نام جغرافیاییِ واردشده از زبانهای دیگر فرق گذاشت.
| صورت | نوع | وضعیت پیشااسلامی |
|---|---|---|
| فزیدیوس | نام شهر | ایرانیبودن آن اثبات نشده؛ نیازمند شناسایی جغرافیایی |
| دیفیریا | نام خاص/جغرافیایی | ریشه و هویت آن از این شاهد بهتنهایی روشن نیست |
| مایه | واژهٔ فارسی | واژهای کهن ایرانی؛ از نظر ساخت واژگانی به mādaya- مربوط دانسته میشود |
| شبه | واژهٔ عربی | عربی، از شَبَه؛ پس پیشااسلامیِ ایرانی نیست |
| چو | واژه/حرف پیوند فارسی | صورت فارسیِ کهن؛ ادامهٔ ساخت ایرانی |
| شد | فعل فارسی | از دستگاه فعلی ایرانی، ولی صورت کنونی آن پس از تحول تاریخی زبان پدید آمده است |
| بلوقاریا | نام/واژهٔ مشکوک | با ضبط فعلی نمیتوان ریشهٔ پیشااسلامی تعیین کرد |
نکتهٔ مهم دربارهٔ شبه این است که اگر همین ضبط درست باشد، این واژه عربی است و نباید آن را در فهرست واژگان ایرانیِ پیشااسلامی قرار داد.
۴. «مایه» و سابقهٔ ایرانی آن
در میان واژههای این بیت، مایه از نظر تاریخ زبان بسیار جالبتر از «شبه» است. فارسی مایه ادامهٔ یک واژهٔ ایرانی کهن است و در فارسی میانه نیز صورتهای نزدیک به آن وجود داشته است.
اما باید احتیاط کرد: اینکه عنصری در سدهٔ چهارم هجری «مایه» نوشته، به این معنی نیست که همین شکلِ خطی را در دورهٔ هخامنشی یا ساسانی مینوشتند.
۵. اگر نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر مینوشتند، چگونه بود؟
اینجا باید میان زبان و خط فرق اساسی بگذاریم.
این اشخاص اگر در دورهٔ ساسانی مینوشتند، زبانشان فارسی میانه/پهلوی بود، نه فارسی دریِ عنصری. بنابراین نمیتوان بیت عنصری را عیناً به «پهلوی» برگرداند و سپس ادعا کرد این همان چیزی است که آنان مینوشتند.
برای مثال، صورت امروزی:
مایه
را میتوان از نظر زبانشناختی با صورتهای ایرانی میانه مقایسه کرد، ولی تبدیل مستقیم آن به یک املای پهلویِ قطعی، بدون تعیین صورت تاریخی دقیق، علمی نیست.
همچنین:
شبه
چون عربی است، اصلاً نمیتوان گفت نوشیروان یا کرتیر آن را به همین معنی و صورت در متون پیشااسلامی به کار میبردند.
و مهمتر از همه، عنصری شاعرِ دورهٔ اسلامی است؛ بنابراین خط و زبان مورد استفادهٔ او را نباید با خط کتیبهای کرتیر یا دبیرهٔ پهلوی ساسانی یکی گرفت.
۶. دربارهٔ «فزیدیوس» یک نکتهٔ بسیار مهم
این نام بهاحتمال زیاد کلید حل مدخل است. تا زمانی که فزیدیوس را به یک جای جغرافیایی مشخص تطبیق ندهیم، نمیتوانیم دربارهٔ ایرانی یا غیرایرانی بودن آن با اطمینان سخن بگوییم.
همین مسئله دربارهٔ دیفیریا و مخصوصاً بلوقاریا نیز وجود دارد. علامت «؟» پس از «بلوقاریا» در متن شما کاملاً بجاست؛ بهتر است فعلاً این ضبط را صورتِ نسخه/متن موجود بدانیم، نه صورت تصحیحشده.
در جستوجوی برخط برای همین ترکیب، منبع قابل اتکایی که بتواند این سه نام را با اطمینان تصحیح کند پیدا نشد؛ بنابراین تصحیح حدسی آنها را وارد نتیجه نمیکنم.
نتیجهٔ نهایی مدخل «فزیدیوس»
فزیدیوس در لغت فرسِ اسدی، نام شهری است و اسدی آن را با این تعریف معرفی میکند که «منقلوس» در آنجا بوده است. شاهدِ عنصری نیز همین نام را در کنار دیفیریا آورده است، اما ضبط «بلوقاریا» و هویت دقیق نامهای جغرافیایی هنوز نیازمند مقابلهٔ نسخهای است.
از نظر لایهٔ زبانی:
فزیدیوس: اسم خاص جغرافیایی؛ ریشهٔ ایرانی آن فعلاً اثبات نشده.
دیفیریا: اسم خاصِ مبهم؛ نیازمند شناسایی.
مایه: واژهای اصیل و کهنِ ایرانی، با سابقه در زبانهای ایرانی میانه.
شبه: واژهای عربی و متأخر نسبت به لایهٔ ایرانیِ پیشااسلامی.
چو، شد: عناصر فارسی، ولی صورتهای کنونی آنها حاصل تحول تاریخی فارسیاند.
بلوقاریا: ضبطی مشکوک و فعلاً غیرقابل تحلیل قطعی.
و از همه مهمتر: برای هیچیک از نامهای مشکوک این بیت نباید فعلاً صورت پهلویِ قطعی بازسازی کنیم. اگر صورت اصلی نسخه یا شاهد دیگری از «فزیدیوس/دیفیریا/بلوقاریا» پیدا شود، آنگاه میتوان ریشهشناسی و صورت ایرانی میانه یا پهلوی را با دقت بسیار بیشتری بررسی کرد.
//////////////
تطبیق این نام با نام اصلی یونانی
۱. فزیدیوس (Phaselis / Phasidios)
۲. منقلوس (Menelaus)
۳. دیقیریا / دیفیریا (Diphria / Dicaea)
۴. بلوقاریا (Bulgaria)
جدول خلاصه تطبیق نامها
| نام در شعر عنصری | شکل احتمالی یونانی/لاتین | توضیحات جغرافیایی و تاریخی |
|---|---|---|
| کیوس | Chios (Χίος) | جزیره مشهور یونانی در دریای اژه، محل اصلی وقوع بخشی از داستان |
| منقلوس | Menelaus (Μενέλαος) | نام یونانی رایج؛ در داستان مردی که عذرا را در کیوس خرید |
| فزیدیوس | Phaselis / Phasis | شهر و بندر باستانی یونانی در آسیای صغیر یا حوزه دریای سیاه |
| دیفیریا / دیقیریا | Dicaea / Diphria | منطقهای باستانی در یونان / تراکیه |
| بلوقاریا | Bulgaria | سرزمین بلغارستان در همسایگی یونان باستان |
