۱۴۰۵ مهر ۶, دوشنبه

کماس. کوزه ها بود پهن از سفال که زیر بغل در آویزند [بغلی!]، چنانکه ابوالعباس گوید: گیرم که ترا آکنون، سه خانه کماس است بنویس یکی نامه که چندت همه کاس است.

 کماس.  کوزه ها بود پهن از سفال که زیر بغل در آویزند [بغلی!]، چنانکه ابوالعباس گوید:

گیرم که ترا آکنون، سه خانه کماس است

بنویس یکی نامه که چندت همه کاس است.

مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟  لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟  

در این مدخل، نکتهٔ اصلی این است که کِماس را نباید صرفاً با یک واژهٔ امروزی مانند «کوزه» برابر گرفت؛ توضیح اسدی نوع خاصی از ظرف سفالی را معرفی می‌کند.

۱. معنی مدخل

اسدی می‌گوید:

کماس. کوزه‌ها بود پهن از سفال که زیر بغل درآویزند.

یعنی کماس ظرفی سفالی، نسبتاً پهن و احتمالاً دهانه‌دار بوده که آن را برای حمل، زیر بغل می‌آویخته‌اند. بنابراین «کوزه» در اینجا معنای عام دارد و «کماس» نام یک گونهٔ مشخص از ظرف است.

در بیت ابوالعباس:

گیرم که ترا اکنون سه خانه کماس است
بنویس یکی نامه که چندت همه کاس است

معنی ظاهری چنین است:

فرض کنیم که تو اکنون سه خانه/سه محل پر از کماس داری؛ بنویس که همهٔ این‌ها چند کاس (= ظرف/کاسه یا پیمانه) می‌شود.

اما در این بیت، «کاس» در برابر «کماس» احتمالاً برای بیان مقدار یا گنجایش آمده است. از خود بیت به‌تنهایی نمی‌توان با اطمینان گفت «خانه» دقیقاً خانهٔ مسکونی است یا محل انبار/جای نگهداری ظروف.

۲. واژه‌های مهم بیت

واژهوضعیت
کماسواژهٔ اصلی مدخل؛ منشأ ایرانی محتمل، ولی انتساب قطعی به فارسی باستان یا میانه فعلاً ثابت نیست
کوزهواژهٔ فارسی؛ برای آن سابقهٔ ایرانی میانه محتمل است، ولی نباید صورت پهلویِ قطعی برای آن جعل کرد
سفالواژهٔ فارسی؛ در این شاهد پس از اسلام ثبت شده است
زیرواژهٔ بسیار کهن ایرانی؛ با خانوادهٔ ایرانیِ uzdā-/ud- مرتبط است
بغلعربی؛ پیشااسلامی ایرانی نیست
خانهواژهٔ ایرانی کهن؛ از خانوادهٔ واژگان ایرانیِ مربوط به خانه
نامهواژهٔ ایرانی کهن
کاسواژه‌ای کهن، ولی در این بیت تعیین دقیق معنای آن دشوار است
سهعدد ایرانیِ بسیار کهن

بنابراین از لحاظ لایهٔ پیشااسلامی، حضور چند واژهٔ کاملاً ایرانی در بیت قابل توجه است؛ اما این به معنی آن نیست که شکل ثبت‌شدهٔ همهٔ آنها عیناً در فارسی باستان وجود داشته است.

۳. خودِ «کماس»؛ مهم‌ترین مسئله

در مورد کماس باید احتیاط بیشتری کرد. معنایی که اسدی ثبت کرده، یعنی:

ظرف سفالی پهن که زیر بغل حمل می‌شود

برای شناخت واژه بسیار ارزشمند است، اما از این معنا به‌تنهایی نمی‌توان یک صورت قطعی فارسی باستان یا پهلوی برای آن استخراج کرد.

به‌خصوص نباید نوشت:

کماس = فلان واژهٔ پهلوی

مگر اینکه صورت مزبور در متن پهلوی یا کتیبه‌ای واقعاً گواه داشته باشد.

از سوی دیگر، ساخت واژه به‌گونه‌ای است که ایرانی‌بودن آن محتمل است، ولی برای انتساب مستقیم آن به فارسی باستان، یا حتی یک صورت معین فارسی میانه، شاهد کافی نداریم. بنابراین در پژوهش شما بهتر است فعلاً آن را چنین طبقه‌بندی کنیم:

کماس: واژه‌ای ایرانی/فارسیِ کهن با شاهد لغت فرس؛ ریشهٔ پیشااسلامی محتمل، اما صورت فارسی میانهٔ آن هنوز اثبات نشده است.

۴. «کاس» در برابر «کماس»

اینجا یک نکتهٔ جالب وجود دارد. در بیت، کماس و کاس در کنار یکدیگر آمده‌اند:

سه خانه کماس است
... چندت همه کاس است

از نظر واژه‌شناسی، این همجواری می‌تواند باعث شود که پژوهشگر وسوسه شود کاس را کوتاه‌شدهٔ کماس بداند؛ اما چنین نتیجه‌ای از بیت به‌تنهایی قابل اثبات نیست.

کاس خود واژه‌ای کهن است و در فارسی معانی گوناگون مربوط به ظرف و پیمانه داشته است. پس فعلاً بهتر است دو واژه را مستقل نگه داریم و تنها احتمال ارتباط تاریخی آنها را باز بگذاریم.

۵. اگر نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر می‌نوشتند چه می‌شد؟

اینجا باید میان زبان و خط فرق بگذاریم.

اگر منظور شما زمان ساسانی است، زبان اداری و ادبی ایرانیِ آن دوره فارسی میانه بود و برای آن از گونه‌های خط پهلوی استفاده می‌شد.

اما اگر همین بیت ابوالعباس را در نظر بگیریم، سرایندهٔ پس از اسلام آن را به فارسی دری با خط عربی-فارسی نوشته است. بنابراین نمی‌توان گفت شاعر آن را «با حروف پهلوی» نوشته است.

برای کماس نیز صورت پهلویِ تاریخیِ قطعی در دست نداریم. بنابراین اگر بخواهیم برای مقایسه یک صورت پیشنهادی بسازیم، باید صریحاً بنویسیم:

صورت پهلوی پیشنهادی/بازسازی‌شده، نه املای تاریخیِ گواه‌دار.

همین احتیاط دربارهٔ خانه، نامه، کاس، سه، زیر نیز لازم است. خط پهلوی، برخلاف خط فارسی امروز، نظام املایی بسیار متفاوتی داشت و نمی‌توان حروف فارسی امروز را یکی‌یکی به حروف پهلوی تبدیل کرد و آن را «املای ساسانی» نامید.

همچنین نمی‌توان گفت کرتیر، نوشیروان یا بزرگمهر دقیقاً همین واژه را با فلان املا می‌نوشتند؛ مگر اینکه نمونهٔ تاریخی در متون یا کتیبه‌های مربوط به آنان داشته باشیم.

۶. نتیجهٔ نهایی مدخل «کماس»

کماس در لغت فرس اسدی نام نوعی ظرف سفالی پهن و قابل حمل است که آن را زیر بغل می‌آویخته‌اند. شاهد ابوالعباس نشان می‌دهد که واژه در فارسی ادبیِ دورهٔ پس از اسلام زنده و شناخته‌شده بوده است.

از نظر لایهٔ تاریخی:

  • کماس: واژه‌ای کهن با احتمال منشأ ایرانی و سابقهٔ پیشااسلامی؛ اما صورت فارسی میانه/پهلوی آن فعلاً اثبات‌شده نیست.

  • کاس: واژه‌ای کهن و ایرانی، ولی در این بیت نباید بدون شاهد آن را مشتق از کماس دانست.

  • خانه، نامه، سه، زیر: واژگان ایرانی با سابقهٔ کهن.

  • بغل: عربی و بنابراین از لایهٔ پیشااسلامی ایرانی نیست.

  • سفال: در این شاهد فارسیِ دورهٔ اسلامی است و برای نسبت دادن آن به فارسی باستان یا پهلوی نیاز به شاهد مستقل داریم.

نتیجهٔ پژوهشی: مدخل «کماس» از نظر شما ارزشمند است، زیرا یک واژهٔ مربوط به فرهنگ مادی و ظروف ایرانی را حفظ کرده است؛ ولی فعلاً باید آن را در ردهٔ «واژهٔ فارسی کهن با احتمال ریشهٔ پیشااسلامی، بدون صورت پهلویِ قطعی» قرار داد، نه در ردهٔ واژگان دارای بازسازی مسلم فارسی میانه. صورت پهلوی‌ای که بدون شاهد برای آن ساخته شود، فقط بازسازی پیشنهادی خواهد بود.