قالوس. نام نواییست مطربان زنند. عنصری گوید:
بلبل همی سراید چون باربد [کذا]
قالوس و قفل رومی و جالینوس
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
شرح مدخل «قالوس»
قالوس در این مدخل نام یکی از نواهای موسیقی است؛ یعنی از نامهای اصطلاحیِ دستگاهها یا نغمههای موسیقی ایرانی که در منابع موسیقایی دورهٔ اسلامی نیز بازماندهاند.
بیت عنصری:
«بلبل همی سراید چون باربد، قالوس و قفلِ رومی و جالینوس»
یعنی: بلبل چنان میخوانَد که گویی باربد، موسیقیدان نامدار دربار ساسانی، است و نغمههایی چون قالوس، قفل رومی و جالینوس را مینوازد/میسراید.
در این تعبیر، «باربد» برای نشان دادن نهایت مهارت در موسیقی آمده است؛ بنابراین مقصود این نیست که بلبل واقعاً «قالوس» را به معنای یک ساز مینوازد، بلکه آواز او به نغمههای موسیقایی تشبیه شده است.
«قالوس و قفل رومی و جالینوس»
عبارت توضیحیِ پس از بیت میگوید:
«قالوس و قفل رومی و جالینوس سه نوا در موسیقی ایرانیاند.»
این توضیح با ساختار بیت سازگار است: قالوس، قفل رومی و جالینوس سه نام موسیقاییاند که در کنار نام باربد آمدهاند.
نکتهٔ مهم این است که نباید از صرفِ نام «قالوس» نتیجه گرفت که خود واژه الزاماً فارسی باستان یا ایرانی است. کاربرد موسیقایی آن در سنت ایرانی یک مسئله است و ریشهٔ تاریخی و زبانی نام مسئلهای دیگر.
واژگان پیشااسلامیِ این قطعه
| واژه | خاستگاه/وضعیت | توضیح |
|---|---|---|
| قالوس | نیازمند احتیاط؛ احتمالاً نامی واردشده یا دگرگونشده در سنت موسیقایی | نام نواست؛ برای ایرانیبودن ریشهٔ واژه به شاهد تاریخی مستقل نیاز است. |
| باربد | ایرانی، پیشااسلامی | نام موسیقیدان مشهور عصر ساسانی؛ صورت تاریخی آن در منابع پهلوی نیز قابل بررسی است. |
| قفل رومی | ترکیبی فارسی ـ عربی/یونانی-رومی از نظر تاریخی | «رومی» به روم/بیزانس اشاره دارد؛ این نام بهخودیخود دلیلی بر ایرانیبودن واژه نیست. |
| جالینوس | یونانی | از نام Galenos/Galen، پزشک و دانشمند یونانی؛ حضور آن در نام یک نوا نشان میدهد که اصطلاحات موسیقایی میتوانستند از حوزههای غیرایرانی نیز وارد شوند. |
| بلبل | ایرانی؟ | واژهٔ فارسیِ رایج است، ولی برای طبقهبندی دقیقِ پیشااسلامی باید صورتهای زبانهای ایرانی میانه بررسی شود. |
| نوا | ایرانی | واژهای فارسی و کهن؛ اما «نوا» در عبارت توضیحی احتمالاً تعبیر مصحح/شارح است، نه الزاماً بخشی از اصل مدخل اسدی. |
دربارهٔ خط پهلوی
اینجا باید میان بازسازی زبانشناختی و نوشتنِ حدسیِ واژهها به خط پهلوی تفاوت بگذاریم.
اگر متن این بیت را در زمان ساسانیان فرض کنیم، خودِ بیت به صورت موجود نمیتوانسته با همین ساختار فارسی دری نوشته شده باشد؛ زیرا عنصری شاعر دورهٔ اسلامی است. بنابراین نمیتوان گفت «نوشیروان یا کرتیر همین بیت را با خط پهلوی مینوشتند». آنها میتوانستند صورتهای ایرانیِ کهنِ واژههای مربوط را بنویسند، اما نه این بیت فارسی دری را.
از میان واژههای بیت، باربد مهمترین مورد برای جستوجوی سابقهٔ پیشااسلامی است. در نوشتههای پهلوی، نامها غالباً به شیوهٔ املایی و تاریخیِ خاص خود نوشته میشدند و نباید صورت پهلوی را صرفاً با تبدیل حروف فارسی به حروف پهلوی ساخت.
همچنین:
قالوس را نباید بدون شاهد نسخهشناختی، یک واژهٔ فارسی باستان دانست.
جالینوس آشکارا صورت فارسیشدهٔ نام یونانی Galen است و نمیتوان برای آن «اصل فارسی باستان» ساخت.
رومی نیز صفتی متأخرتر در این ترکیب است.
قفل واژهای عربی است و بنابراین طبعاً نمیتواند صورت ایرانیِ ساسانیِ این ترکیب باشد.
بنابراین اگر هدف پژوهش شما شناسایی لایهٔ پیشااسلامی است، مهمترین شاهد این مدخل باربد و سنت موسیقاییِ وابسته به او است، نه همهٔ واژههای بیت.
نتیجهٔ نهایی مدخل «قالوس»
قالوس نام یکی از نواهای موسیقی است و اسدی آن را با شاهدی از عنصری توضیح میدهد. عنصری با تشبیه آواز بلبل به آواز باربد، سه نام قالوس، قفل رومی و جالینوس را در حوزهٔ موسیقی قرار میدهد. از این سه، قالوس نامی است که از نظر ریشهشناسی هنوز نباید بدون شاهد مستقل ایرانی دانسته شود؛ قفل عربی و جالینوس یونانی است و «رومی» نیز به حوزهٔ روم اشاره دارد. در مقابل، باربد شخصیتی کاملاً مرتبط با موسیقیِ ایرانِ ساسانی و یکی از مهمترین نشانههای لایهٔ پیشااسلامی این مدخل است.
از نظر روششناسی نیز نباید صورت پهلویِ واژههای این بیت را با تبدیل مکانیکی حروف فارسی بازسازی کرد. برای واژهای مانند «باربد» باید صورتِ مستند در منابع پهلوی یا شکلهای ایرانی میانه بررسی شود؛ و برای «قالوس» نیز نخست باید منشأ تاریخی خود نام روشن شود.
حاصل پژوهشی مدخل:
قالوس: نام نوا/نغمهای در موسیقی سنت ایرانی؛ شاهد آن از عنصری است. این مدخل از لحاظ تاریخی به سنت موسیقی ساسانی، بهویژه نام باربد، پیوند مییابد، اما خودِ «قالوس» را بدون شاهد زبانشناختی نمیتوان واژهای ایرانیِ پیشااسلامی دانست. «جالینوس» و «قفل رومی» نیز عناصر غیرایرانیِ موجود در نامگذاری موسیقایی دورهٔ اسلامیاند.
/////////////////
۱. شرح و معنی بیت عنصری بلخی
بلبل همیسراید چون باربَد / قالوس و قفل رومی و جالینوس [2, 3]
- معنی تحتاللفظی: بلبل در باغ (به هنگام بهار) بسان باربد (موسیقیدان بزرگ عهد ساسانی)، لحنها و نواهای طربانگیزِ «قالوس»، «قفل رومی» و «جالینوس» را میسراید و مینوازد. [2, 4, 5, 6]
- شرح ادبی: عنصری در این تکبیت با بهرهگیری از آرایهٔ تشبیه و تشخیص، آواز بلبل خنیاگر را به دستانسراییِ باربد ساسانی در دربار خسروپرویز تشبیه کرده است. بلبل در اینجا سه نغمه و دستانِ کلاسیک، پرطمطراق و شاهانهٔ باستانی را پترنآمیزی و اجرا میکند. [2, 4, 5, 6]
۲. نمایش و تبارشناسی لغات پیشااسلامی (ایرانی و انیرانی)
| واژه | تبارشناسی لغوی | ماهیت و پیشینه در موسیقی باستان |
|---|---|---|
| باربَد | ایرانی (پهلوی ساسانی) | نام نامیِ بزرگترین استاد خنیاگری خسروپرویز. در اصل پهلوی Bārbad یا Bārbud (مرکب از بار به معنی بارگاه/مجلس + بَد به معنی خداوندگار/رئیس؛ یعنی رئیس تشریفات موسیقی بارگاه). |
| قالوس | انیرانی (یونانی/رومی) | نام لحنی مطرب. احتمالاً مشتق از واژهٔ یونانی Kalos (به معنی زیبا/نیکو) یا منسوب به نام خردمند و فرستادهای رومی در اساطیر باستان. در موسیقی کهن، لحنی شاد و بهاری بوده است. |
| قفل رومی | ایرانی + انیرانی (ترجمه پهلوی) | نام لحن پانزدهم از سی لحن باربد. واژهٔ قفل اصالتاً یونانی (kleis) است که از طریق آرامی به پهلوی (klyd) و عربی رسیده است. نظامی میگوید: «چو قفل رومی آوردی در آهنگ / گشادی قفل گنج از روم و از زنگ». |
| جالینوس | انیرانی (یونانی: Galenos) | نام یکی از الحان معروف سیگانه. تسمیهٔ آن مستقیماً از نام جالینوس حکیم (پزشک برجسته یونانی) گرفته شده است. ایرانیان عهد ساسانی نغمات را گاه به نام بزرگان و فیلسوفان نامگذاری میکردند. |
۳. سبک نگارش واژگان به خط پهلوی ساسانی (کتیبهای و کتابی)
- بلبل (Murw-i xoš-āwāz): در پهلوی معمولاً به جای بلبل از ترکیب «مرغ خوشآواز» استفاده میشد.
- همیسراید (Srayēd): از ریشه باستانی -srw (سرودن). به خط پهلوی کتابی به صورت ⟨slaytʼ⟩ نگاشته میشد.
- باربد (Bārbad): به خط پهلوی به صورت ⟨bʼlptʼ⟩ یا ⟨bʼlpt⟩ ثبت میگردید.
- رومی (Hrōmāy): اصطلاح پهلوی برای روم/بیزانس Hrōm است. صفت نسبی آن به صورت ⟨hlwmʼy⟩ مکتوب میشد.
- جالینوس و قالوس: این کلمات چون اسامی خاص یونانی بودند، در دبیره پهلوی عیناً بر اساس ارزش صوتی حروف (بدون هزوارش) کپینویسی میشدند. برای مثال جالینوس به صورت ⟨gʼlynws⟩ ثبت میشد.
۴. نتیجهٔ نهایی بحث این مدخل
- سیر تحول سی لحن باربد را در منظومه خسرو و شیرین نظامی بررسی کنیم.
- یا روی نحوه ورود دیگر واژگان علمی و فلسفی یونانی به زبان پهلوی ساسانی تمرکز کنیم.
بخش اول: سیر تحول سی لحن باربد در منظومه خسرو و شیرین نظامی
| شماره و نام لحن در شعر نظامی | نام پهلوی / پیشینهٔ اساطیری و تاریخی | شرح مَعنی و کارکرد لحن در دربار ساسانی |
|---|---|---|
| ۱. گنج بادآورد | Ganj-i Bād-āward | اشاره به گنجی از امپراتور روم که کشتی آن را باد به سواحل ایران آورد و خسروپرویز آن را تصاحب کرد. |
| ۲. گنج کاووس | Ganj-i Kāwūs | منسوب به گنج پادشاه حماسی ایران، کیکاووس شاهنامه. |
| ۳. گنج گاو | Ganj-i Gāw | منسوب به گنج معروف کاتوس یا پادشاهان کهن برای یادبود ثروت ملی. |
| ۴. تخت طاقدیس | Taxt-i Tāqdīs | لحنی پرطمطراق که در وصف تخت پادشاهیِ متحرک و شگفتانگیز خسروپرویز نواخته میشد. |
| ۵. ساز نوروز | Sāz-i Nōrōz | لحنی بهاری و شاد که مخصوص گشایش رژه شاهانه در بامداد نوروز بزرگ بود. |
| ۶. قالوس (راهوی) | Qālūs / Rāh-wī | لحنِ همپیوند با واژه مورد بحث ما؛ نغمهای مطرب که عنصری و منوچهری نیز به عنوان پردهای ظریف از آن یاد کردهاند. |
| ۷. آرایش خورشید | Ārāyiš-i Xwaršēd | لحنی در ستایش آفتاب و ایزد مهر (میترا) که از سنتهای دوران اشکانی به ساسانیان رسیده بود. |
| ۸. ماه بر کوهان | Māh bar Kōhān | توصیف زیباییِ درخشش ماه بر فراز قلههای البرز؛ لحنی آرامشبخش برای شبنشینیها. |
| ۹. کین ایرج | Kīn-i Ēraj | نغمهای سوگوارانه و حماسی در یادآوری خونِ ایرج (پسر فریدون) که برای برانگیختن غرور ملی نواخته میشد. |
| ۱۰. کین سیاوش | Kīn-i Siyāwuš | لحنی حزین و حماسی در رثای شهادت سیاوش. نظامی میگوید: «چو کین سیاوش برکشیدی / خروشک از چشمِ گردون بشنویدی». |
| ۱۱. ناقوسی (ناقوس رومی) | Nāqūsī | لحنی الهامگرفته از صدای ناقوس کلیساهای بیزانس که باربد آن را برای جلب نظر مریم (همسر رومی و مسیحی خسروپرویز) ساخت. |
| ۱۲. قفل رومی | Klyd-i Hrōmāy | دستان پانزدهم؛ لحنی با ساختار پیچیده (فواصل قفلشده) که نظامی میگوید قفل غم را از دلهای رومی و زنگی باز میکرد. |
| ۱۳. جالینوس | Gālēnus | لحنی که به نام پزشک بزرگ یونان نامگذاری شده بود و اعتقاد داشتند شنیدن فواصل موسیقیایی آن، روح بیمار را شفا میدهد. |
| ۱۴. سبز در سبز | Sabz dar Sabz | لحنی شاداب در وصف سرسبزی باغهای مدائن و کاخ تاق کسری. |
| ۱۵. سروستان | Sarwistān | نوایی در ستایش ایستادگی و زیبایی درخت سرو که نماد ایران باستان بود. |
بخش دوم: نحوه ورود واژگان علمی، پزشکی و فلسفی یونانی به زبان پهلوی ساسانی
۱. نهضت ترجمه در دانشگاه جندیشاپور (عصر انوشیروان)
۲. نحوه نگارش و ساختار واژگان یونانی در دبیره پهلوی
- جالینوس (Galenos): در متون پزشکی پهلوی به صورت ⟨gʼlynws⟩ نگاشته میشد.
- دینار (Denarius): سکه طلای رومی که وارد زبان پهلوی شد و به صورت ⟨dynʼl⟩ مکتوب میگردید.
- اقلیم (Klima): واژه یونانی به معنی تمایل یا بخش زمین که در پهلوی به صورت Eklīm پذیرفته شد.
- مغناطیس (Magnes): از واژه یونانی سنگ مگنزی وارد پهلوی شد.
- موسیقی (Mousike): اگرچه ایرانیان واژه خنیاگری را داشتند، اما اصطلاح فلسفی هنرِ صداها را از یونانی وام گرفتند.
۳. تأثیر فیلسوفان بر نامگذاری الحان
- بررسی متن یکی از کتابهای پهلوی بجا مانده (مانند دینکرد یا بندهش) که در آن به نجوم یا طب یونانی اشاره شده است.
- یا ریشهیابی دیگر الحان سیگانه باربد (مانند باغ شیرین یا شبدیز) در شاهنامه و نظامی.
بخش اول: ریشهیابی و شرح الحان سیگانه باربد در شاهنامه و نظامی
۱. شبدیز (Shabdīz)
- پیشینه و معنا: شبدیز (پهلوی: Šabdēz، مرکب از شب + دێز به معنی رنگ شب/اسب سیاه) نام اسب افسانهای و محبوب خسروپرویز بود.
- روایت اساطیری: شاه سوگند خورده بود هر کس خبر مرگ شبدیز را بیاورد، او را اعدام کند. وقتی اسب مرد، هیچکس جرئت نداشت به شاه بگوید. باربد لحنی چنان حزین و شگفتانگیز ساخت و نواخت که خسروپرویز بیاختیار گریست و گفت: «مگر شبدیز مرده است؟» و باربد پاسخ داد: «شاه خود فرمودند.» بدین ترتیب با جادوی موسیقی، جان ملازمان حفظ شد.
- شعر نظامی:
چو برهابُد نوای شبدیز برکشید / جهان از نعل او شبدیز گشتید
۲. باغ شیرین (Bāġ-i Šīrīn)
- پیشینه و معنا: لحنی طربانگیز و بهاری که در وصف زیباییهای کاخ و باغِ شیرین در قصر شیرین ساخته شده بود. این لحن گواهی بر این است که باربد و سرکش (رقیب باربد) نغمات خود را بر اساس رویدادهای زنده و جغرافیای زمان خود خلق میکردند.
۳. سروستان و کین سیاوش
- این نواها برای زنده نگاه داشتن حافظه تاریخی و هویت ایرانی در برابر انیران (بیگانگان) بودند تا بزرگی پهلوانان پیشین هرگز از یاد نرود.
بخش دوم: طب و نجوم یونانی در متون پهلوی ساسانی (دینکرد و بندهش)
۱. کتاب دینکرد (کتاب چهارم)
«شاپور شاهنشاه، پسر اردشیر، کتابهای دینی را از هند و روم (یونان) که درباره پزشکی، نجوم، جنبش و زمان و مکان بود و در آن دیار پراکنده بود، دوباره گرد آورد و با اوستا همپیوند ساخت.»
- مزاجها: در پهلوی به آمیزش این اخلاط «آمیزشگ» (Āmēzišnīg) میگفتند که ترجمه مستقیم واژه یونانی Krasis بود.
۲. کتاب بندهش (نجوم و جهانشناختی)
- منطقهالبروج: نام دوازده صورت فلکی (برجها) در بندهش به خط پهلوی ثبت شده است. برای مثال، برج حمل را ⟨waran⟩ (ورغ/بره) و برج اسد را ⟨šagr⟩ (شیر) نامیدهاند. آنها نظریه یونانی کره بودن زمین و مدارات سیارات را پذیرفته و با نامهای ایرانی کپینویسی کردند.
تصویرگری و نگارگری درخت واقواق (تصاویر تاریخی)
- تحلیل یک بیت خاص دیگر از نظامی یا منوچهری که واژهای غریب دارد؟
- یا بررسی تفاوت خط پهلوی کتابی با کتیبهای در نگارش نام پادشاهان ساسانی؟
۱. ماهیت و کاربرد؛ چرا دو خط متفاوت؟
- خط پهلوی کتیبهای (منفصل): این خط که بازماندهٔ مستقیم خط پهلوی اشکانی است، در سدههای سوم و چهارم میلادی (آغاز دوران ساسانی) بر روی سنگنبشتهها، سکهها و مهرهای شاهی حک میشد. ویژگی اصلی آن جدا بودن حروف از یکدیگر (منفصل)، هندسی بودن، تقارن و وضوح بالای آن بود تا حکاک روی سنگ بتواند آن را به راحتی بتراشد.
- خط پهلوی کتابی (متصل): این خط که از سدهٔ پنجم میلادی به بعد رواج یافت و کتب مذهبی و ادبی (مانند دینکرد و بندهش) با آن نوشته شدند، خطی سرهم و متصل بود. هدف از ابداع آن، تندنویسی بر روی پوست و پاپیروس بود. حروف در این خط به قدری به هم چسبیدند و ساده شدند که چندین حرف متفاوت، ظاهری کاملاً یکسان پیدا کردند و این امر، خواندن آن را بدون بافتار متن بسیار دشوار میکرد.
۲. مقایسه در فرم و جدول تطبیقی نگارش نام پادشاهان
| نام پادشاه | سبک نگارش در پهلوی کتیبهای | سبک نگارش در پهلوی کتابی (با حروف لاتین) | راز و رمز زبانشناختی (تحلیل کتیبه) |
|---|---|---|---|
| اردشیر | 𐭠𐭫𐭲𐭦current𐭲𐭫 (Artaxšatar) | ⟨ʼlthštl⟩ (Ardašīr) | حروف کاملاً مستقل و شبیه به الفبای آرامی هستند. نام او در کتیبهها هنوز به فرم باستانی (ارتحشتر/اردشیر) نزدیک است. |
| شاپور | 𐭱𐭠currentcurrentcurrent𐭫 (Šāhpuhr) | ⟨šʼpwhl⟩ (Šāpūr) | در کتیبه زرتشت، حروف 𐭱 (ش) و 𐭫 (ر) کاملاً متمایزند، اما در خط کتابی، دندانهها به هم وصل شده و شبیه به یک خط ممتد میشوند. |
| خسرو | currentcurrentcurrent𐭫currentcurrent (Xusrōy) | ⟨hwslwd⟩ (Xosrow) | در کتیبههای اواخر عهد ساسانی، فرم کتیبهای کمکم به سمت متصل شدن پیش رفت، اما خط کتابی آن (دینکرد) کاملاً مواج و زنجیرهای است. |
۳. پدیدهٔ بزرگ «هزوارش» و «دگرنویسی» در نام شاهان
- در کتیبههای سنگی (مانند نقش رستم)، کلمه شاهنشاه را با حروف کتیبهای به صورت MLKAn MLKA (ملکان ملکا) مینوشتند، اما وقتی بزرگان دربار یا کرتیر موبد آن را با صدای بلند میخواندند، میگفتند: «شَهانشَه» (Šāhān šāh).
- در خط کتابی، این واژه به صورت متصل ⟨mlkʼn mlkʼ⟩ ثبت میشد که به دلیل اتصال حروف، به سختی قابل تفکیک از کلمات مجاور بود.
۴. چرا خط کتابی پهلوی، یکی از سختترین خطوط جهان است؟
- یک کلمه یا نام خاص (مثلاً نام خودتان یا واژه بزرگمهر) را به خط پهلوی کتیبهای بازسازی کنیم؟
- یا تمایل دارید به بررسی رازهای خط اوستایی (دیندبیره) و تفاوت آن با پهلوی بپردازیم؟
