کروتیس. جزیره ای بود که وامق آنجا بود، عنصری گوید:
جزیره یکی بد بیونان زمین کروتیس بُد نام شهری گزین.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
کروتیس
متن مدخل:
کروتیس. جزیرهای بود که وامق آنجا بود، عنصری گوید:«جزیره یکی بُد به یونانزمینکروتیس بُد نامِ شهری گزین»
۱. شرح و معنی بیت
معنی سادهٔ بیت چنین است:
در سرزمین یونان، جزیرهای وجود داشت؛ نام آن جزیره ــ یا شهری که در آن جزیره بود ــ «کروتیس» بود و شهری برگزیده و ممتاز بهشمار میآمد.
در روایتهای مربوط به وامق و عذرا، «کروتیس» به عنوان محل اقامت وامق معرفی شده است. بنابراین در این مدخل، «کروتیس» یک نام جغرافیایی اساطیری/داستانی است، نه واژهای فارسی با معنی قاموسی مستقل.
یک نکتهٔ مهم در ضبط بیت وجود دارد: عبارت «به یونان زمین» در نسخهها ممکن است صورتهای متفاوتی داشته باشد و همچنین باید میان جزیرهٔ کروتیس و شهری به همین نام در روایت عنصری تفکیک کرد. خود مدخل اسدی نیز «جزیره» را صریحاً ذکر کرده است.
۲. واژگان پیشااسلامی بیت
| واژه | خاستگاه | وضعیت پیشااسلامی |
|---|---|---|
| جزیره | عربی | پیشااسلامی، عربی |
| یکی | ایرانی | ادامهٔ صورتهای کهن ایرانی |
| بُد | ایرانی | صورت کوتاهشدهٔ «بود»؛ از būdan |
| به | ایرانی | از ساختهای کهن ایرانی |
| یونان | یونانی/ایرانیشده | نام قوم و سرزمین؛ صورت فارسیِ کهن |
| زمین | ایرانی | واژهٔ کهن ایرانی |
| کروتیس | یونانی/بیگانه | نام خاص جغرافیایی |
| نام | ایرانی | واژهٔ بسیار کهن ایرانی |
| شهر | ایرانی | واژهٔ ایرانی کهن |
| گزین | ایرانی | از ریشهٔ «گزیدن» |
بنابراین اگر هدف پژوهش شما شناسایی لایهٔ ایرانیِ پیشااسلامی باشد، مهمترین واژههای ایرانی این بیت عبارتاند از:
یکی، بُد، به، زمین، نام، شهر، گزین
و در مقابل:
جزیره واژهای عربی است و کروتیس نامی غیرایرانی، ظاهراً یونانی، است.
یونان وضع جالبی دارد: خودِ نام از حوزهٔ یونانی آمده، ولی صورت یونان در فارسی حاصل انتقال و تطبیق این نام در زبانهای ایرانی است؛ پس نباید آن را مانند یک واژهٔ اصیل ایرانی ریشهشناسی کرد.
۳. «کروتیس» و مسئلهٔ یونانی بودن آن
در این مدخل، نباید از شباهت ظاهری «کروتیس» به یک واژهٔ فارسی نتیجه گرفت که واژهای ایرانی است.
کروتیس به احتمال زیاد یک نام خاص یونانی است که در سنت داستانی ایرانی وارد شده است. از آنجا که داستان وامق و عذرا از میراث روایی بسیار قدیم است و عنصری آن را به نظم فارسی درآورده، وجود نامهای جغرافیایی یونانی در آن کاملاً طبیعی است.
در نتیجه، برای پژوهش شما بهتر است این مدخل را چنین طبقهبندی کنیم:
کروتیس: نام خاص جغرافیاییِ غیرایرانی، واردشده به سنت روایی فارسی؛ نه واژهای ایرانی.
۴. صورتهای کهن ایرانی واژههای مهم
در اینجا باید میان ریشهٔ تاریخی واژه و صورت دقیق آن در فارسی باستان یا فارسی میانه احتیاط کنیم؛ نمیتوان برای هر واژهٔ فارسی امروز، صرفاً با حدس، یک املای پهلوی ساخت.
نام
از واژهٔ بسیار کهن ایرانی:
نام ← ایرانی باستان nāman-
در فارسی میانه نیز صورت:
nām
وجود داشته است.
در خط پهلوی، «نام» را میتوان به صورت سنتیِ پهلوی چنین نشان داد:
𐭭𐭠𐭬
شهر
فارسی شهر از فارسی میانهٔ:
šahr
است.
پهلوی:
𐭱𐭤𐭫
این واژه از نظر تاریخی بسیار مهم است؛ زیرا در فارسی میانه šahr هم «کشور/سرزمین» و هم «شهر» را در بر میگرفت و با تحول معنایی بعدی، «شهر» فارسی نو به معنای امروزی تثبیت شد.
زمین
واژهٔ زمین نیز ایرانی است و سابقهٔ آن به دورههای کهن زبانهای ایرانی میرسد. برای فارسی میانه صورت:
zamīg / zamēg
گزارش شده است.
اما اینجا بهتر است در متن پژوهشی شما صورت پهلوی را قطعی و یکسان با فارسی نو عرضه نکنیم؛ زیرا شکلهای نوشتاری پهلوی و بازسازی آوایی آن یکسان نیستند.
بود / بُد
بُد در بیت همان بود است و صورت کوتاهشدهٔ رایج در شعر فارسی است.
ریشهٔ آن به فعل ایرانیِ «بودن» میرسد و در فارسی میانه نیز صورتهای مربوط به:
būdan
وجود داشته است.
پس این کلمه قطعاً از لایهٔ ایرانی است؛ ولی «بُد» را نباید به عنوان یک املای مستقل پهلوی فرض کرد، زیرا شاعر عنصری در فارسی نو آن را به اقتضای وزن به صورت «بُد» آورده است.
۵. آیا نوشیروان، بزرگمهر، موبد مؤید یا کرتیر همین بیت را به پهلوی مینوشتند؟
اینجا یک تمایز بسیار اساسی برای پروژهٔ شما لازم است.
این بیت:
جزیره یکی بُد به یونان زمینکروتیس بُد نام شهری گزین
اثر عنصری، شاعر دورهٔ اسلامی است.
بنابراین اگر بپرسیم «عنصری آن را به خط پهلوی چگونه مینوشت؟»، پاسخ تاریخی این است که عنصری چنین بیتی را به خط پهلوی ننوشته است؛ او در محیط نوشتاری فارسیِ اسلامی مینوشت.
اما اگر سؤال شما این باشد که:
«اگر بخواهیم واژههای ایرانیِ موجود در این بیت را با خط فارسی میانه/پهلوی بازنمایی کنیم، صورت تاریخی آنها چه میتوانست باشد؟»
آنگاه میتوان این کار را برای صورتهای ایرانیِ تاریخی انجام داد، ولی نباید آن را «املای عنصری» یا «املای نوشیروان و کرتیر» بنامیم.
بهخصوص دربارهٔ کرتیر باید دقت بیشتری کرد: کتیبههای کرتیر متعلق به فارسی میانهٔ دورهٔ ساسانیاند و زبان و نظام نوشتاری آنها با فارسی دریِ عنصری حدود چند قرن فاصله دارد.
۶. نتیجهٔ نهایی مدخل «کروتیس»
کروتیس در لغت فرس اسدی، نام جزیرهای در روایت وامق و عذراست که وامق در آنجا بوده است. عنصری آن را در شعر خود نام شهری گزین در یونان معرفی میکند. از نظر واژهشناختی، کروتیس واژهای ایرانی نیست، بلکه نام خاصی با منشأ یونانی/غیرایرانی است که وارد سنت روایی فارسی شده است.
در بیت عنصری، واژههای دارای لایهٔ ایرانیِ کهن عبارتاند از:
یکی، بُد، به، زمین، نام، شهر، گزین
در میان آنها نام و شهر سابقهٔ روشن در فارسی میانه دارند؛ بودن نیز از افعال بنیادی و بسیار کهن ایرانی است. جزیره عربی است و یونان/کروتیس مربوط به حوزهٔ نامهای یونانی و انتقال آنها به زبان فارسیاند.
و از نظر روششناسی پژوهش شما، مهمترین نتیجه این است:
خط پهلوی را باید برای بازسازیِ صورت تاریخیِ واژههای ایرانی به کار برد، نه برای نسبت دادنِ یک بیت فارسیِ دورهٔ اسلامی به نویسندگان یا کاتبان ساسانی.بنابراین در این مدخل، «𐭭𐭠𐭬» برای nām و صورتهای فارسی میانهٔ مربوط به šahr میتوانند شاهد خطیِ پیشااسلامی باشند، اما نباید ادعا کرد که عنصری یا اسدی این واژهها را به همین شکل مینوشتند.
صورت مناسب برای ثبت در پژوهش:
کروتیس: نام جزیره/شهری در روایت وامق و عذرا، واقع در یونان؛ واژهای غیرایرانی و احتمالاً یونانی. در بیت عنصری، «نام» و «شهر» از واژههای ایرانیِ کهناند و برای «نام» صورت فارسی میانهٔ nām و نگارش پهلوی 𐭭𐭠𐭬 قابل ذکر است. «بُد» صورت شعریِ «بود» در فارسی دری است و نباید آن را عیناً املای فارسی میانه دانست.
کروتیس
جزیره ای بود که وامق آنجا بود، عنصری گوید:
جزیره یکی بد بیونان زمین کروتیس بُد نام شهری گزین
تطبیق نام «کروتیس» با ریشه باستانی یونانی
- جزیرهٔ کِرِت (Crete / Κρήτη): قویترین و منطقیترین احتمال این است که «کروتیس» تصحیف شدهٔ نام جزیرهٔ مشهور کِرِت در جنوب یونان باشد. در زبان عربی و متون کهن اسلامی به این جزیره اقریطش یا اقریطس میگفتند. با توجه به شباهت نگارشی کلمات در خط پهلوی، واژهٔ «اقریطس» یا شکل یونانی آن به راحتی به «کروتیس» تبدیل شده است. [1]
- شهر باستانی کروتون (Croton / Crotone): یک احتمال دیگر، شهر باستانی یونانی «کروتون» (جنوب ایتالیای امروزی که در آن زمان بخشی از قلمرو فرهنگی یونان بزرگ بود) است. اما با توجه به کلمهٔ «جزیره» در شعر عنصری، همان جزیرهٔ کرت گزینهای قطعی به نظر میرسد. [1]
نقش کروتیس در مهندسی داستان
- عذرا به اسارت درآمده و به جزیرهٔ کیوس فرستاده میشود.
- وامق نیز آواره شده و سر از جزیرهٔ کروتیس (کرت) درمیآورد. او در این جزیرهٔ بیگانه، غریب و بیکس، روزگار را با اندوه و زاری در فراق عذرا میگذراند. [1]
- واژهٔ «بدنام» که در تصحیح برخی ابیات آمده (یا «بنام» در نسخههای دیگر)، گاهی به ویژگیهای خاص شهر یا حاکم آن در آن مقطع از داستان اشاره دارد. [1, 3]
