تُس. پس باشد همانا بود [کذا]، منجیک گوید:
خواجه یک غلامک رُس دارد
کز ناگوارد خانه چو تُس دارد
ایدون بطبع کیر خورد گویی
چون ماکیان به کون در کس دارد.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
تُس
در این مدخل، اسدی میگوید:
تُس. پس باشد، همانا بود [کذا]؛ منجیک گوید:
خواجه یک غلامک رُس دارد
کز ناگوارد خانه چو تُس دارد
ایدون بطبع کیر خورد گویی
چون ماکیان به کون در کس دارد
۱. معنی «تُس»
عبارت «پس باشد، همانا بود» در لغت فرس ظاهراً معنای اصلی و توضیح کوتاهِ اسدی برای تُس است. «همانا» در فارسی کهن میتواند معنی «بهراستی، یقیناً، چنانکه گویی» داشته باشد و «پس» نیز در برخی کاربردهای قدیم در مقام نتیجه یا تأکید میآید.
اما از خودِ بیت منجیک روشن است که تُس در اینجا در یک تعبیر نحوی و معنایی خاص آمده و نمیتوان آن را صرفاً با «پس» امروزی برابر گرفت. احتمال دارد ضبط «تُس» یا توضیح «پس باشد» در نسخه، دچار دشواری متنی باشد و بهتر است آن را با نسخههای دیگر لغت فرس مقابله کرد.
در نتیجه، فعلاً نباید برای «تُس» یک معنی قطعیتر از آنچه اسدی تصریح کرده، تحمیل کنیم.
۲. معنی بیت منجیک
بیت نخست:
خواجه یک غلامک رُس دارد
کز ناگوارد خانه چو تُس دارد
بهسبب دشواری دو واژهٔ رُس و تُس، معنای دقیق این دو مصراع وابسته به ضبط درست نسخه است. ساخت کلی جمله ظاهراً چنین است که منجیک در وصف غلامی متعلق به خواجه، از یک حالت یا ویژگی خاص سخن میگوید و «تُس» را در تقابل یا پیوند با «ناگوارد» به کار میبرد.
دو مصراع بعدی نیز با زبانی بسیار هزلآمیز و رکیک، رفتار جنسی را به صورت تشبیهی توصیف میکنند. برای مقصود واژهشناختی شما، نکتهٔ مهم این است که این بخش شاهد شعریِ پسااسلامی است و نباید واژگان آن را بهخودیخود واژگان پیشااسلامی محسوب کرد.
۳. کدام واژهها احتمالاً ایرانی و کهناند؟
از میان واژههای این مدخل باید میان قدمت زبانشناختی واژه و قدمت شاهد شعری تفاوت بگذاریم:
| واژه | ارزیابی |
|---|---|
| تُس | نیازمند بررسی ضبط و ریشه؛ از خودِ این شاهد نمیتوان پیشااسلامی بودن را اثبات کرد |
| پس | واژهای اصیل ایرانی و بسیار کهن |
| همانا | از عناصر کهن زبان فارسی؛ صورت و کاربرد تاریخی آن باید جداگانه بررسی شود |
| بود | از ریشهٔ بسیار کهن ایرانیِ «بودن» |
| یک | واژهای اصیل ایرانی |
| غلام | عربی؛ پس از اسلام وارد فارسی شده است |
| خانه | ایرانی و دارای سابقهٔ کهن |
| چو | صورت کوتاهشدهٔ «چون»، از عناصر کهن فارسی |
| ناگوارد | ایرانی؛ مرکب از «نا-» + «گوار/گواریدن» |
| ایدون | بسیار مهم از نظر تاریخ زبان؛ واژهای کهن به معنی «اینگونه، چنین» |
| به | حرف اضافهٔ ایرانیِ کهن |
| طبع | عربی |
| کیر | واژهای ایرانی و کهن، اما شاهد موجودِ منجیک پسااسلامی است |
| خورد | از ریشهٔ ایرانیِ «خوردن» |
| گویی | از «گفتن»، ایرانی |
| چون | ایرانی و کهن |
| ماکیان | ایرانی؛ در فارسی به معنی مرغ/مرغ خانگی |
| کون | واژهای ایرانی، ولی این شاهد بهتنهایی قدمت پیشااسلامی آن را اثبات نمیکند |
| کس | واژهای ایرانی و بسیار کهن |
نکتهٔ مهم
در این فهرست، غلام و طبع آشکارا عربیاند؛ بنابراین نمیتوان همهٔ واژگان بیت را «فارسی باستان» یا «پیشااسلامی» دانست. در مقابل، واژههایی مانند پس، خانه، ایدون، به، چون، یک، بودن، خوردن، گفتن و کس در خانوادهٔ واژگان ایرانی جای میگیرند.
۴. «تُس» را به خط پهلوی چگونه میتوان نوشت؟
اینجا باید بسیار محتاط بود.
برای اینکه بتوانیم بگوییم «تُس» در فارسی میانه دقیقاً چه بوده و آن را با خط پهلوی بازسازی کنیم، نخست باید ثابت شود که «تُس» ادامهٔ کدام واژهٔ ایرانیِ قدیم است. صرفاً تبدیل حروف فارسیِ «تُس» به حروف پهلوی، بازسازی تاریخی محسوب نمیشود.
به همین دلیل، در پژوهش شما بهتر است فعلاً چنین ثبت شود:
تُس — صورت فارسیِ مندرج در لغت فرس؛ ریشه و صورت فارسی میانه هنوز قطعی نیست؛ بنابراین برای آن صورت پهلویِ قطعی پیشنهاد نمیشود.
این احتیاط بهویژه مهم است، زیرا خط پهلوی ذاتاً املای تاریخیِ کاملاً شفافی ندارد و یک واژه میتواند با املای نسبتاً مبهم نوشته شود.
۵. اگر بخواهیم از منظر دورههای مختلف نگاه کنیم
برای پرسش بسیار مهم شما دربارهٔ نوشیروان، بزرگمهر، موبد مؤید، کرتیر و سپس منجیک، باید چهار سطح را از هم جدا کنیم:
کرتیر و دورهٔ ساسانی:
اگر واژهٔ مورد بحث واقعاً در فارسی میانه وجود داشته باشد، صورت آن باید از شواهد فارسی میانه/پهلوی استخراج شود، نه از املای فارسیِ قرن چهارم.
نوشیروان و بزرگمهر:
برای آنان نیز همین قاعده برقرار است؛ در صورت وجود واژه در زبان دورهٔ ساسانی، باید صورت فارسی میانه و املای پهلویِ متناسب با آن دوره را جستوجو کرد.
مؤبدان و کاتبان پهلوی:
املای آنان با خط پهلوی کتابی یا کتیبهای تابع سنت نوشتاری زمان و نوع متن بود و نمیتوان صرفاً حروف امروزی را به آن تبدیل کرد.
منجیک:
منجیک شاعر دورهٔ اسلامی است؛ بنابراین حتی اگر واژهای که او به کار برده ریشهٔ پیشااسلامی داشته باشد، شاهد موجودِ ما یک شاهد فارسیِ پس از اسلام است.
نتیجهٔ نهایی مدخل «تُس»
تُس در لغت فرسِ اسدی با توضیح «پس باشد، همانا بود» آمده و شاهد آن بیتی از منجیک است. با توجه به دشواری ضبط بیت، معنای دقیق «تُس» بدون مقابلهٔ نسخهها قطعی نیست و بهتر است فعلاً از بازسازی معنایی بیش از حد خودداری شود.
از نظر تاریخی، تُس را نمیتوان فقط به سبب حضور در لغت فرس، واژهای پیشااسلامی دانست. برای اثبات چنین قدمتی باید نمونهای از فارسی میانه، فارسی باستان، اوستایی یا یکی از زبانهای ایرانی میانه برای آن پیدا شود.
در خود بیت، شماری از واژهها ریشهٔ ایرانیِ کهن دارند، از جمله پس، یک، خانه، ایدون، به، چون، کس، بودن و خوردن؛ اما غلام و طبع عربیاند. واژههای کیر و کون نیز از نظر ریشهشناختی ایرانیاند، ولی شاهد منجیک برای اثبات کاربرد پیشااسلامی آنها کافی نیست.
و مهمتر از همه:
برای «تُس» در وضعیت فعلی، ارائهٔ یک صورت پهلویِ قطعی علمی نیست. صورت پهلوی باید پس از تعیین ریشه و صورت تاریخی واژه بازسازی شود، نه با تبدیل مکانیکی «تُس» به حروف پهلوی.
بنابراین در متن پژوهشی شما، بهترین نتیجه فعلاً این است:
«تُس: واژهای دشوار و نیازمند مقابلهٔ نسخهای؛ اسدی آن را «پس، همانا بود» معنی کرده است. شاهد موجود از منجیک پسااسلامی است و بهتنهایی دلیلی بر پیشااسلامی بودن واژه نیست؛ صورت پهلوی آن نیز تا تعیین ریشه، نامعلوم است.»
