هاس. بیم و ترس بود. شاعر گوید:
من با تو بدل هیچ ندارم ز بدیها
چیزی نتوان گر تو همی هاسی می هاس.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟ لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟
در این مدخل، «هاس» را باید در درجهٔ نخست واژهای به معنی بیم، ترس، هراس دانست. اما برای بخش تاریخیِ بحث باید میان خودِ واژهٔ هاس در فارسیِ دورهٔ اسدی و صورتهای کهنتر ایرانیِ آن احتیاط کرد؛ زیرا صرفِ شباهت آوایی، اثباتِ صورتِ فارسی باستان یا پهلوی نیست.
۱. شرح بیت
متن:
من با تو بدل هیچ ندارم ز بدیها
چیزی نتوان گر تو همی هاسی می هاس
معنای روان بیت چنین است:
من در دل، از جانب تو هیچ بدی و کینهای ندارم؛ اما اگر تو میترسی و بیم داری، من نمیتوانم کاری کنم.
در مصراع دوم، هاسی صورت فعلیِ واژه است؛ یعنی:
هاسی = میترسی، بیم داری، هراس میکنی
و هاس در مدخل اسدی اسم معنی است:
هاس = بیم، ترس.
بنابراین رابطهٔ دو صورت چنین است:
هاس ← بیم و ترس
هاسی ← میترسی / بیم داری
این نکته مهم است، زیرا «هاسی» را نباید یک واژهٔ مستقل گرفت؛ صورت صرفشدهای از همین بن یا ماده است.
۲. واژههای پیشااسلامی در این بیت
اگر معیار ما خودِ واژههایی باشد که احتمالاً میراث ایرانیِ پیش از اسلاماند، مهمترین نامزد در این بیت همین هاس است.
| واژه | معنی در اسدی | ارزیابی تاریخی |
|---|---|---|
| هاس | بیم، ترس | واژهای ایرانی و کهن؛ صورت دقیق پیشااسلامی نیازمند احتیاط |
| هاسی | میترسی | صورت صرفی فارسیِ دورهٔ اسدی از هاس |
| بیم | ترس | واژهٔ ایرانی کهن، ولی در این بیتِ مورد بحث جزو متن نیست |
| بدی | بدی، رفتار بد | واژهٔ ایرانی |
| دل | قلب، درون، خاطر | واژهای بسیار کهن ایرانی |
| چیزی | چیزی | از واژگان ایرانی؛ جزء تاریخیِ مشخصِ پیشااسلامی آن باید جداگانه تحلیل شود |
اما نباید همهٔ این واژهها را به یک اندازه «واژهٔ فارسی باستان» نامید. مثلاً دل و خانوادهٔ بد سابقهٔ بسیار کهنی دارند، ولی صورت فارسی باستانِ دقیق آنها با صورت فارسی دری یکی نیست.
۳. «هاس» از دیدگاه زبانهای ایرانی کهن
اینجا یک نکتهٔ مهم روششناختی وجود دارد.
هاس به صورت موجود در «لغت فرس»، به همین شکل، دلیلی برای وجود یک صورت «هاس» در فارسی باستان یا پهلوی نیست. آنچه میتوان گفت این است که واژه در فارسیِ دورهٔ اسدی، یعنی حدود قرن چهارم و پنجم هجری، به عنوان واژهای فارسی برای ترس و بیم ثبت شده است و احتمالاً از یک لایهٔ کهنتر زبانهای ایرانی آمده است.
بنابراین در پژوهش شما بهتر است سه سطح از هم جدا شود:
صورت ثبتشده در لغت فرس:
هاسصورت صرفشده در شاهد شعری:
هاسیصورت احتمالی ایرانیِ پیشااسلامی:
باید بر اساس مقایسهٔ زبانهای ایرانی میانه و کهن تعیین شود، نه با تبدیل مکانیکی «هاس» به حروف پهلوی.
این احتیاط مخصوصاً برای پروژهٔ شما مهم است، چون هدف ما یافتن لایهٔ پیشااسلامی واقعی است، نه صرفاً بازسازی ظاهری واژه با خط پهلوی.
۴. اگر ایرانیان پیش از اسلام مینوشتند، «هاس» را چگونه مینوشتند؟
اینجا باید میان زبان و خط تفاوت بگذاریم.
خط پهلوی برای نوشتن فارسی دریِ اسدی به کار نمیرفته است. بنابراین نمیتوان گفت:
«هاسِ اسدی در پهلوی چنین نوشته میشده است.»
بلکه پرسش درستتر این است:
اگر برای این واژه یک صورت ایرانیِ میانه داشته باشیم، آن صورت در سنت خط پهلوی چگونه بازنمایی میشد؟
برای همین، من در این مرحله صورت پهلوی قطعی برای هاس ارائه نمیکنم؛ زیرا چنین کاری بدون شاهد زبانشناختی مستقل میتواند بازسازیِ ساختگی باشد.
همین تمایز در مورد شخصیتهایی که نام بردید نیز اهمیت دارد:
نوشیروان و بزرگمهر
اگر مقصود زبان اداری و علمی ایران ساسانی باشد، زبان مورد انتظار فارسی میانه/پهلوی است و نوشتار میتوانست با سنت خط پهلوی باشد.
موبد موبدان و کرتیر
برای کتیبهها و متون دینی ساسانی نیز با سنتهای نوشتاری ایرانیِ پیشااسلامی روبهرو هستیم؛ اما صورت واژه باید نخست از نظر زبان تاریخی اثبات شود و بعد شکل خطی آن بازسازی شود.
شاعرِ این بیت
اگر شاعرِ شاهدِ اسدی پس از اسلام میزیسته، طبیعی است که واژه را در خط فارسی ـ عربی نوشته باشد. بنابراین «هاس» در نسخهٔ فارسیِ شعر همان صورت فارسیِ دورهٔ شاعر است، نه نوشتهای پهلوی.
۵. آیا «هاس» را میتوان مستقیماً به «هراس» مربوط کرد؟
از نظر معنایی، نزدیکی بسیار آشکار است:
هاس → بیم، ترس
هراس → ترس، بیم
اما از نظر ریشهشناسی نباید صرفاً بر اساس شباهت ظاهری حکم قطعی داد که «هاس» کوتاهشدهٔ «هراس» است.
در واقع، برای کار شما بهتر است فعلاً چنین بنویسیم:
هاس، به معنی «بیم و ترس»، واژهای ایرانی و احتمالاً کهن است؛ از نظر معنایی با «هراس» همخانوادگی یا دستکم پیوند تاریخی محتمل دارد، اما تعیین رابطهٔ دقیق این دو و بازسازی صورت ایرانیِ باستانی یا میانه، نیازمند شواهد تطبیقی است.
این تعبیر از نسبت دادن یک ریشهٔ اثباتنشده مطمئنتر است.
۶. نتیجهٔ نهایی مدخل «هاس»
هاس. بیم و ترس بود. در شاهد اسدی:
من با تو بدل هیچ ندارم ز بدیها
چیزی نتوان گر تو همی هاسی می هاس
هاس در اینجا به معنی بیم و ترس است و هاسی صورت فعلیِ آن، به معنی میترسی و بیم داری، است. این واژه از واژگان ایرانیِ کهن به شمار میرود و احتمال پیوند آن با خانوادهٔ هراس قابل بررسی است؛ با این حال، از روی صورت فارسیِ «هاس» به تنهایی نمیتوان یک صورت معین فارسی باستان یا پهلوی برای آن تعیین کرد.
از نظر لایهٔ تاریخی، هاس را میتوان در شمار واژگان ایرانیِ دارای احتمالِ قویِ سابقهٔ پیشااسلامی قرار داد؛ اما نوشتن شکل پهلوی قطعی برای آن بدون اثبات صورت فارسی میانه، علمی نیست. بنابراین در فهرست پژوهش شما بهتر است فعلاً آن را چنین ثبت کنیم:
هاس ← واژهٔ ایرانیِ کهن؛ فارسیِ دورهٔ اسدی: «بیم، ترس»؛ صورت فعلی: هاسی «میترسی». صورت پهلویِ قطعی: هنوز احراز نشده.
و از میان واژههای این شاهد، هاس مهمترین واژهٔ مورد نظر برای لایهٔ پیشااسلامی است؛ نه اینکه صورت فارسیِ پس از اسلام را مستقیماً به خط پهلوی تبدیل کنیم.
نکتهٔ مهم: جستوجوی برخط منابع در این نوبت به علت محدودیت سرویس جستوجو انجام نشد؛ بنابراین این نتیجه را بر پایهٔ متن مدخل و اصول زبانشناسی تاریخی میدهم و صورت پهلویِ حدسی را عمداً وارد متن نهایی نمیکنم.
