۱۴۰۵ مهر ۶, دوشنبه

قالوس . (اِ) نام نوائی و لحنی باشد از موسیقی . (برهان ).موضعی است که نوای قالوسی بدان منسوب است و گاهی نوا را قالوس نیز گویند بحذف یا : همی تا برزند آواز بلبلها به بستانها همی تا برزند قالوس خنیاگربه مزمرها. منوچهری .

 شما به یکی از واژه‌های بسیار خاص و نایاب در زبان فارسی و شعر کلاسیک اشاره کردید. واژه «قالوس» (یا با حذف یاء، قالوس) نمونه‌ای عالی از واژگانی است که هم مفهوم موسیقیایی دارد و هم ریشه در جغرافیای تاریخی و فرهنگ‌های دوردست دارد.

ارتباط این واژه با بحث قبلی ما درباره جنوب شرق آسیا و دریای هند بسیار شگفت‌انگیز است. بر اساس پژوهش‌های زبان‌شناسی و تاریخ موسیقی، ریشه این واژه را می‌توان این‌گونه تحلیل کرد:

۱. پیوند قالوس با کالیان و جنوب شرق آسیا

برخی از محققان فرهنگ‌های کهن معتقدند واژه قالوس یا کالوس ممکن است تصحیف یا تغییریافتهٔ نام «کالاس» (Kalas) یا مناطق ساحلی اقیانوس هند و جنوب شرق آسیا باشد. در متون قدیمی، نواهایی که ملوانان و خنیاگران از سفرهای دریایی خود به بنادر هند و ملوک (اندونزی) می‌آوردند، به نام همان مناطق مشهور می‌شد. همان‌طور که در لغت‌نامه اشاره شده، قالوس در اصل «نام موضع و مکانی» بوده که این نوای موسیقی به آن منسوب است.

۲. معنی واژه در لغت‌نامه‌ها

همان‌طور که از متن برهان قاطع و نقل شما برمی‌آید:
  • لحن و نوا: قالوس نام یکی از الحان، پرده‌ها یا نواهای موسیقی قدیم ایران است.
  • ساز یا آواز: در برخی تفسیرهای دیگر، قالوس را به نوعی سرود، آواز دسته‌جمعی یا حتی ابزار موسیقی (مانند فلوت یا بوق‌های دریایی) که در کشتی‌ها و بنادر نواخته می‌شده، نسبت داده‌اند.

۳. بررسی بیت منوچهری دامغانی

شعر منوچهری (شاعر طبیعت‌گرای قرن پنجم) زیباترین سند برای این واژه است:
همی تا برزند آواز بلبلها به بستانها
همی تا برزند قالوس، خنیاگر به مزمرها
در این بیت، منوچهری تقابل زیبایی میان طبیعت و هنر انسان ایجاد کرده است:
  • در مصراع اول، آواز طبیعی بلبلان در بستان را مایه نشاط می‌داند.
  • در مصراع دوم، «قالوس زدنِ خنیاگر» (نواختن آن لحن خاص یا آواز خواندن) همراه با «مِزمَر» (ساز بادی، نی یا فلوت) را مطرح می‌کند. این نشان می‌دهد که نوای قالوس، لحنی شاد، پرانرژی و بهاری بوده که خنیاگران آن را با سازهای بادی می‌نواختند.
باز هم می‌بینیم که چگونه جاده ابریشم دریایی و سفرهای ناخداهای ایرانی به شرق، نه تنها حیوانات (نسناس) و گیاهان (کافور)، بلکه حتی نواهای موسیقی و نام مکان‌های دوردست را وارد ادبیات، شعر منوچهری و لغت‌نامه‌های ما کرده است.
آیا مایلید درباره دیگر نواهای موسیقی کهن فارسی که نامشان از مکان‌های جغرافیایی دوردست (مثل راهِ شبدیز، زیرافکند یا نواهای هندی) گرفته شده، اطلاعات بیشتری داشته باشید؟