پرگس. بمعنى معاذالله بود [رودکی گوید:
گرچه نامردمی است مهر و وفاش نشنود هیچ از این دلم پرگس]
این مدخل پَرگَس از مواردی است که باید با احتیاط با آن برخورد کرد، زیرا معنیای که اسدی برای آن میدهد («معاذالله») با ساخت ظاهری واژه چندان روشن نیست.
متن مدخل
پَرگَس. به معنی معاذالله بود. رودکی گوید:
گرچه نامردمی است مهر و وفاش
نشنود هیچ از این دلم پرگس.
۱. معنی «پرگس»
معاذالله در فارسی امروز تقریباً یعنی:
«خدا نکند»، «پناه بر خدا»، «خدای ناکرده»، «هرگز چنین مباد».
پس اسدی پرگس را ظاهراً به عنوان یک واژه یا تعبیر دفعکننده و منفی ثبت کرده است.
اما در بیت رودکی:
نشنود هیچ از این دلم پرگس
معنای تحتاللفظی «معاذالله» چندان روان نیست. احتمال دارد پرگس در اینجا نقشی نزدیک به «هرگز»، «ابداً» یا یک تعبیر نفی و امتناع داشته باشد.
بنابراین باید در تصحیح معنایی، از تحمیل «معاذالله» به ساخت نحوی بیت پرهیز کنیم.
۲. نکتهٔ بسیار مهم دربارهٔ صورت واژه
پرگس از نظر ظاهر میتواند ما را به چند احتمال بکشاند، ولی هیچکدام را نباید بدون شاهد پذیرفت.
ممکن است:
واژهای مستقل و کهن باشد؛
صورت دگرگونشدهٔ یک ترکیب قدیمی باشد؛
یا در انتقال نسخهها دچار تغییر شده باشد.
بهخصوص چون معاذالله تعبیر عربی است، باید بررسی کنیم که اسدی آیا واقعاً «پرگس» را مترادف یک تعبیر نفرینی/دفع شر دانسته، یا این معنی در چاپ/نسخه دچار تصحیف شده است.
۳. آیا «پرگس» پیشااسلامی است؟
در این مرحله نمیتوان آن را واژهٔ پیشااسلامی ایرانی دانست.
تنها شاهد ما در اینجا رودکی است و معنیِ ثبتشده نیز کاملاً روشن نیست. بنابراین:
ریشهٔ ایرانی پیشااسلامی: اثباتنشده.
و مانند همیشه، برای این واژه نباید یک صورت پهلویِ حدسی بسازیم.
۴. یک نکتهٔ مهم دربارهٔ بیت
ترکیب:
گرچه نامردمی است مهر و وفاش
یعنی:
«اگرچه مهر و وفاداری او همراه با نامردمی است...»
و:
نشنود هیچ از این دلم پرگس
به نظر میرسد شاعر میگوید دل من از این وضعیت/سخن چیزی نمیشنود یا نمیپذیرد.
اما رابطهٔ دقیق «پرگس» با فعل «نشنود» بدون مقابله با نسخهٔ معتبر روشن نیست.
بنابراین برای کار تحقیقی شما بهتر است فعلاً این نتیجه را ثبت کنیم:
پَرگَس: اسدی آن را «معاذالله» معنی کرده است؛ در شاهد رودکی نیز ظاهراً تعبیر نفی و دفع است، اما کاربرد نحوی و معنای دقیق آن نیازمند مقابلهٔ نسخهای است. ریشهٔ پیشااسلامی و صورت پهلوی آن فعلاً اثبات نشده است.
این مدخل را بهتر است فعلاً در گروه «واژههای مبهم از نظر ریشهشناسی» قرار دهیم، نه در گروه واژههای قطعیِ ایرانیِ پیشااسلامی.
