اسپریس. میدان بود، فردوسی گفت:
نشانه نهادند بر اسپریس
سیاوش نکرد ایچ با کس مکیس.
بسیار خوب. این مدخل اِسپریس از موارد بسیار مهم برای هدف اصلی پژوهش شماست، زیرا واژهای است که بهاحتمال زیاد پیشینهٔ ایرانیِ پیشااسلامی دارد و خودِ شاهد فردوسی نیز کاربرد کهن آن را نشان میدهد.
اِسپریس
اِسپریس. میدان بود. فردوسی گفت:
نشانه نهادند بر اسپریس
سیاوش نکرد ایچ با کس مکیس.
۱. معنی
اسدی بهاختصار میگوید:
اسپریس = میدان
در اینجا «میدان» به احتمال زیاد به معنای میدانِ بازی، کارزار یا مسابقه است، نه صرفاً فضای باز داخل شهر.
در داستان سیاوش، «نشانه نهادن» بر اسپریس بهاحتمال زیاد به میدانِ سوارکاری و تیراندازی/رزمی مربوط است.
۲. شاهد فردوسی
نشانه نهادند بر اسپریس
یعنی در میدان نشانهها را برپا کردند.
و:
سیاوش نکرد ایچ با کس مکیس
«مکیس» در اینجا نیز واژهای کهن است و باید جداگانه بررسی شود.
پس همین دو مصراع دستکم دو مدخل بالقوهٔ مهم برای پژوهش ما دارند:
اسپریس و مکیس.
۳. اهمیت تاریخی «اسپریس»
اینجا برخلاف بسیاری از واژههایی که تاکنون بررسی کردیم، یک نکتهٔ بسیار مهم داریم:
اسپریس در فارسی نو احتمالاً ادامهٔ یک واژهٔ ایرانیِ کهن است.
این واژه با صورتهایی مانند asp(a)-، یعنی «اسب»، در زبانهای ایرانی ارتباط داده شده است و معنای تاریخی آن به جایگاه اسب، میدان اسبسواری یا میدانِ سواران مربوط دانسته شده است.
بنابراین احتمال دارد ساخت معنایی آن چیزی نزدیک به:
اسب + جایگاه/محل → میدانِ اسبها و سواران → میدان
باشد.
اما برای متن نهایی پژوهش شما، باید صورت دقیق فارسی میانه و شکل نوشتاری پهلوی آن را از منبع زبانشناختی معتبر استخراج کنیم و فعلاً شکل حدسی پهلوی را ننویسیم.
۴. یک نکتهٔ مهم دربارهٔ معنی
«اسپریس» را نباید صرفاً معادل سادهٔ میدان قرار دهیم؛ زیرا ممکن است در اصل معنایی تخصصیتر داشته باشد.
اگر ریشهٔ آن با اسب مرتبط باشد، «میدان» معنای تحولیافته خواهد بود:
جایگاه اسب/سواران → میدانِ سوارکاری → میدان
این تحول با شاهد فردوسی نیز بسیار سازگار است.
۵. ثبت پژوهشی فعلی
اِسپریس — میدان؛ احتمالاً میدانِ اسبسواری و سواران.
شاهد: فردوسی.
ریشه: ایرانیِ کهن، احتمالاً مرتبط با اَسپ/اسب.
تحول معنایی احتمالی: جایگاه اسب و سواران → میدان.
لایهٔ پیشااسلامی: بسیار محتمل، ولی صورت دقیق تاریخی باید مستند شود.
خط پهلوی: فعلاً تا احراز صورت تاریخی، ثبت نشود.
نکتهای که باید در کارمان اصلاح کنیم
در موارد قبلی گاهی بیش از حد محتاطانه فقط میگفتیم «نیازمند اثبات». برای اسپریس شواهد زبانشناختی به اندازهای جدی است که آن را باید در دستهٔ «واژههای ایرانی کهن با سابقهٔ پیشااسلامی محتمل/مستندشونده» قرار دهیم، نه کنار واژههایی مانند «کالوس» که فعلاً صرفاً شاهد فارسیِ نخستین دارند.
همچنین «مکیس» در همین بیت را علامت میگذاریم تا وقتی به حرف م رسیدیم، آن را با دقت بررسی کنیم.
