هاس. بیم و ترس بود. شاعر گوید:
من با تو بدل هیچ ندارم ز بدیها
چیزی نتوان گر تو همی هاسی می هاس
هاس
معنی در لغت فرس:
اسدی «هاس» را صریحاً «بیم و ترس» معنی کرده است.
شاهد:
من با تو بدل هیچ ندارم ز بدیها
چیزی نتوان گر تو همی هاسی می هاس
معنی بیت، بهطور کلی، چنین است:
«من در دل هیچ بدی و کینهای نسبت به تو ندارم؛ چیزی [از بدی] نمیتوان کرد، اگر تو خود پیوسته بیمناک و هراسان باشی.»
در اینجا هاسی بهنظر میرسد صورت صرفشده/ترکیبی از همان هاس باشد؛ یعنی «میترسی / بیم داری». تعبیر «هاسی می هاس» نیز احتمالاً برای رساندن معنای پیوسته بیم داشتن و ترسیدن آمده است.
از نظر واژگان پیشااسلامی
این مدخل بسیار جالب است، زیرا هاس از نظر صورت و معنی با خانوادهٔ واژههای ایرانی مربوط به «ترسیدن، بیم داشتن» قابل مقایسه است. اما برای نسبت دادن آن به فارسی باستان یا فارسی میانه باید شاهد زبانشناختی مستقیم داشته باشیم.
بنابراین فعلاً:
هاس: بیم، ترس.
هاسی: بیم داری / میترسی، به قرینهٔ بیت.
لایهٔ ایرانی: محتمل.
صورت قطعی فارسی باستان یا پهلوی: فعلاً قابل تعیین نیست.
نکتهٔ مهم این است که هاس را نباید صرفاً به سبب شباهت ظاهری با واژههای متأخر، مستقیماً به یک ریشهٔ خاص اوستایی یا پهلوی نسبت داد. برای پژوهش شما بهتر است تا پیدا شدن شاهد تطبیقی، آن را «واژهٔ کهن ایرانیِ محتمل» بنامیم.
اگر بخواهیم نتیجهٔ نهایی مدخل را در قالب پژوهش شما ثبت کنیم:
هاس: بیم و ترس؛ در بیت شاهد، «هاسی» به معنی «میترسی/بیم داری» است. واژه از نظر صورت و معنا احتمالاً از لایهٔ کهن ایرانی است، اما صورتِ فارسی باستان یا فارسی میانهٔ آن تاکنون بهطور قطعی احراز نشده است.
