۱۴۰۵ مهر ۸, چهارشنبه

شامُس. جزیره ای بود بیونان زمین، عنصری گوید: بآیین یکی شهر شامس بنام یکی شهریار اندرو شاد کام فلقراط نام از در مهتری هم از تخم آقوس بن مشتری. مطلوب است شرح و معنی این

 شامُس.  جزیره ای بود بیونان زمین، عنصری گوید:

بآیین یکی شهر شامس بنام

یکی شهریار اندرو شاد کام

فلقراط نام از در مهتری

هم از تخم آقوس بن مشتری.

مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟  لطفأ نتیجه نهائی بحث این مدخل؟  

این مدخل از نظر پژوهش ما جالب است، زیرا خودِ «شامس» ظاهراً نام یک جزیره در یونان است و بیت نیز کوشیده است برای آن، شهریار و نسبی یونانی نقل کند. با این حال، در اینجا باید میان اصل تاریخی نام‌ها و صورت فارسیِ پس از اسلام در لغت فرس کاملاً تفکیک کنیم.

یادداشت درباره منبع: برای تطبیق برخطِ این مدخل با نسخه‌ها و منابع یونانی تلاش کردم، اما ابزار جست‌وجوی وب در این نوبت به علت پایان سهمیهٔ جست‌وجو در دسترس نبود؛ بنابراین مواردی را که نیازمند شاهد نسخه‌ای یا یونانیِ مستقیم‌اند، قطعی اعلام نمی‌کنم.

۱. معنی و شرح مدخل

شامُس. جزیره‌ای بود به یونان‌زمین. عنصری گوید:

بآیین یکی شهر شامس بنام
یکی شهریار اندرو شادکام
فلقراط نام از درِ مهتری
هم از تخمِ آقوس بن مشتری

معنی روان بیت چنین است:

«در آن سرزمین، شهری/جایی بود که شامس نام داشت؛ در آنجا شهریاری شادکام فرمان می‌راند که فلقراط نام داشت و از بزرگان بود؛ و او از خاندان آقوس، پسر مشتری، به شمار می‌رفت.»

اما از نظر نحوی و تاریخی، باید احتیاط کرد. «بآیین» در اینجا احتمالاً به معنی به رسم و آیین / بر وفق رسم است، و «از در مهتری» یعنی از جهت بزرگی و بزرگزادگی، از خاندان بزرگان.

«تخم» نیز در فارسی کهن به معنی تبار، نژاد، خاندان و نسل بسیار رایج است؛ بنابراین:

از تخم آقوس = از تبار / خاندان آقوس.

۲. «شامس» دقیقاً چیست؟

صورت شامس به احتمال بسیار زیاد صورت فارسی‌شدهٔ یک نام جغرافیایی یونانی است. از آنجا که اسدی آن را «جزیره‌ای ... بیونان‌زمین» معرفی می‌کند، باید در درجهٔ اول به دنبال نام جزیره‌ای در جهان یونانی بود، نه اینکه «شامس» را واژه‌ای فارسی بدانیم.

نکتهٔ مهم این است که:

شامس ≠ شمس عربی.

شباهت نوشتاری «شامس» با «شمس» نباید ما را به ریشهٔ عربی ببرد. در این مدخل، سخن از نام خاص جغرافیایی است.

۳. «فلقراط» و مسئلهٔ نام یونانی

فلقراط نیز آشکارا نامی غیرایرانی و یونانی‌شده در فارسی است.

صورت آن به احتمال زیاد با یکی از نام‌های یونانی مرتبط است که در انتقال به فارسی و عربی دچار تغییر آوایی شده‌اند. اما تا زمانی که ضبط نسخه‌های قدیمی‌تر و صورت یونانیِ نام را نداشته باشیم، نمی‌توان با اطمینان گفت که دقیقاً کدام شخصیت تاریخی منظور است.

بنابراین در پژوهش نهایی بهتر است بنویسیم:

فلقراط: نامی یونانی/یونانی‌شده؛ هویت دقیق شخص از همین شاهد به‌تنهایی قطعی نیست.

و آن را بدون شاهد مستقیم با بقراط (Hippocrates) یکی نگیریم؛ هرچند شباهت بسیار وسوسه‌انگیز است.

۴. «آقوس بن مشتری» چه وضعی دارد؟

این قسمت از بیت از همه دشوارتر است.

آقوس ظاهراً نام خاصی غیرایرانی است و احتمالاً صورت فارسی‌شدهٔ یک نام یونانی است.

اما مشتری نکتهٔ بسیار مهمی دارد:

مُشتری نام عربی سیارهٔ Jupiter است و این صورت، پیشااسلامی نیست.

بنابراین اگر در بیت عنصری «آقوس بن مشتری» آمده باشد، نباید تصور کنیم که «مشتری» عیناً نامی بوده که مثلاً کرتیر یا کاتبان دورهٔ ساسانی به همین صورت می‌نوشته‌اند.

در زبان و فرهنگ ایرانی پیش از اسلام، برای سیارهٔ مشتری صورت‌ها و نام‌های دیگری وجود داشته و در سنت نجومی ساسانی نیز نظام نام‌گذاری سیارات با صورت اسلامیِ بعدی یکسان نیست.

پس در اینجا احتمالاً با بازگویی پس از اسلامِ یک نسب اسطوره‌ای/یونانی روبه‌رو هستیم.


۵. واژگان پیشااسلامیِ ایرانی در این بیت

اگر هدف ما مشخصاً استخراج لایهٔ پیشااسلامی باشد، باید واژه‌ها را به دو گروه تقسیم کنیم:

واژهوضعیتتوضیح
شامسغیرایرانی، نام خاصنام جغرافیایی یونانی/یونانی‌شده
شهرایرانیواژه‌ای بسیار کهن؛ در فارسی میانه šahr
یکیایرانیصورت فارسی متأخر؛ «ēw/ēk» در مراحل کهن‌تر
نامایرانیفارسی میانه nām
شهریارایرانیترکیب ایرانی؛ šahrdār / šahryār در تحول تاریخی
اندروایرانی/فارسیصورت کهنِ «اندر او»
شادایرانیواژه‌ای کهن ایرانی
کامایرانیواژه‌ای کهن ایرانی
فلقراطغیرایرانینام خاص یونانی/یونانی‌شده
مهتریایرانیاز «مهتر»، واژه‌ای ایرانی
تخمایرانیدر معنای تبار و نسل، بسیار کهن
آقوسغیرایرانینام خاص، احتمالاً یونانی
بندر این صورت، عربی«بن» به معنی پسر؛ جایگزین ساخت ایرانیِ «پسر» در متن پس از اسلام
مشتریعربینام اسلامی/عربی سیارهٔ Jupiter

این جدول برای پروژهٔ ما بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد که خودِ بیت عنصری آمیزه‌ای از واژه‌های ایرانیِ بسیار کهن با نام‌های یونانی و عناصر عربیِ دورهٔ اسلامی است.


۶. صورت‌های پیشااسلامیِ واژه‌های ایرانی

در این قسمت باید همان احتیاطی را که در مدخل‌های قبلی داشتیم رعایت کنیم: صورت بازسازی‌شده را نباید به‌عنوان «صورت قطعیِ نوشته‌شده در یک کتیبه» معرفی کنیم.

چند صورت قابل اتکا:

نام

فارسی میانه:

nām

خط پهلوی:

𐭭𐭠𐭬

شهر

فارسی میانه:

šahr

صورت پهلوی:

𐭱𐭧𐭫

شاد

صورت ایرانی میانهٔ آن با šād ارتباط دارد؛ اما برای نسبت دادن یک املا به شخص خاصی مانند کرتیر، نیازمند شاهد مستقیم هستیم.

کام

kām نیز واژه‌ای ایرانی است و سابقهٔ آن به دورهٔ پیش از فارسی نو می‌رسد.

تخم

ریشهٔ آن نیز ایرانی و بسیار کهن است؛ اما برای «تخم» فارسی نو نباید یک املا را بدون شاهد نسخه‌ای به پهلوی ساسانی نسبت داد.


۷. اگر نوشیروان و بزرگمهر می‌نوشتند چه می‌شد؟

اینجا یک نکتهٔ اساسی در روش پژوهش ما وجود دارد.

نوشیروان و بزرگمهر شخصاً کاتبِ این بیت یا لغت فرس نبوده‌اند. بنابراین نمی‌توان گفت «بزرگمهر این بیت را چنین می‌نوشت». آنچه می‌توانیم بررسی کنیم این است که اگر یک ایرانیِ دورهٔ ساسانی می‌خواست مفاهیم ایرانیِ این بیت را به خط پهلوی بنویسد، چه صورت‌هایی محتمل بود.

برای واژه‌هایی مانند:

نام، شهر، شاد، کام، مهتر، تخم

می‌توان انتظار صورت‌های پهلوی یا ایرانی میانه را داشت.

اما:

شامس، فلقراط، آقوس

نام‌های یونانی‌اند و نباید برای آنها صورت پهلویِ قطعی اختراع کنیم. اگر کاتب ساسانی مجبور به نوشتن چنین نام‌هایی می‌شد، ممکن بود آنها را به شیوهٔ تطبیق آوایی در خط پهلوی بنویسد، ولی املا به‌شدت وابسته به سنت کاتبی و شناخت او از نام یونانی بود.

و مهم‌تر از همه:

«بن» و «مشتری» را نباید به صورت ساسانیِ همان واژه‌ها تصور کرد.

این دو، در صورت فعلیِ بیت، نشانه‌های روشنی از انتقال و بازپردازی پس از اسلام‌اند.


۸. اگر کرتیر می‌نوشت چه؟

برای کرتیر وضعیت روشن‌تر است، زیرا کتیبه‌های او واقعاً به خط و زبان ایرانی میانهٔ دورهٔ ساسانی تعلق دارند.

اما کرتیر نیز اگر می‌خواست این بیت را بنویسد، «شامس»، «فلقراط» و «آقوس» را الزاماً همان‌گونه که عنصری نوشته نمی‌نوشت؛ زیرا:

عنصری به فارسی دریِ قرن چهارم/پنجم می‌سراید، در حالی که کرتیر به زبان ایرانی میانهٔ ساسانی و در سنت کتیبه‌ای ساسانی می‌نوشت.

پس فاصلهٔ زبانی این دو بسیار زیاد است.


۹. اگر خود عنصری می‌نوشت

این بخش برای مدخل «لغت فرس» اهمیت بیشتری دارد.

عنصری پس از اسلام است و شعر او به فارسی دری تعلق دارد. بنابراین صورت‌های:

شامس
فلقراط
آقوس
مشتری

صورت‌های فارسی/عربی‌شده‌ای هستند که در سنت نوشتاری پس از اسلام به دست ما رسیده‌اند، نه بازتاب مستقیم خط پهلوی.

به‌ویژه «مشتری» نشان می‌دهد که نباید این بیت را یک متن بازمانده از دورهٔ ساسانی تلقی کرد.


نتیجهٔ نهایی مدخل «شامس»

شامُس. جزیره‌ای بود در یونان‌زمین. شاهد عنصری:

«بآیین یکی شهر شامس بنام
یکی شهریار اندرو شادکام
فلقراط نام از درِ مهتری
هم از تخمِ آقوس بن مشتری»

«شامس» در این مدخل به احتمال بسیار زیاد نام خاص جغرافیاییِ یونانی و نام جزیره‌ای در سرزمین یونان است، نه واژه‌ای ایرانی و نه «شمس» عربی. «فلقراط» و «آقوس» نیز نام‌های خاص غیرایرانی و ظاهراً یونانی‌اند؛ با این همه، تا زمانی که ضبط‌های نسخه‌ای و صورت یونانیِ آنها به‌طور مستقیم مقابله نشود، تعیین هویت تاریخی دقیق این اشخاص قطعی نیست.

در برابر این نام‌های یونانی، بخش مهمی از واژگان بیت از عناصر کهن ایرانی تشکیل شده است: شهر، نام، شاد، کام، مهتر و تخم. این واژه‌ها از نظر تبار زبانی ایرانی‌اند و برخی، مانند «نام» و «شهر»، در فارسی میانه نیز سابقهٔ روشن دارند؛ برای نمونه، «نام» در فارسی میانه nām و «شهر» šahr بوده است.

اما «بن» و به‌ویژه «مشتری» را باید از لایهٔ پیشااسلامی جدا کرد. «بن» صورت عربیِ نسبت پدری است و «مشتری» نام عربیِ سیارهٔ Jupiter است؛ بنابراین ترکیب «آقوس بن مشتری» در صورت موجود، ساختی پس از اسلام است و نمی‌توان آن را عیناً به زبان و خط دورهٔ ساسانی نسبت داد.

از نظر خط نیز باید میان سه مرحله فرق گذاشت:

۱. ایرانیِ پیشااسلامی/ساسانی: واژه‌هایی مانند nām و šahr را می‌توان با صورت‌های زبان پهلوی و خط پهلوی سنجید؛ برای نمونه «نام» 𐭭𐭠𐭬 و «شهر» 𐭱𐭧𐭫.

۲. نام‌های یونانی: «شامس»، «فلقراط» و «آقوس» نام‌های غیرایرانی‌اند و نباید برای آنها بدون شاهد نسخه‌ای یا کتیبه‌ای، املای پهلوی قطعی ساخت. اگر کاتب ساسانی ناچار به ثبت آنها می‌شد، صورت آنها احتمالاً به شیوهٔ آوانویسی در سنت خط پهلوی درمی‌آمد.

۳. فارسی دریِ پس از اسلام: صورت موجودِ بیت، به‌ویژه «بن مشتری»، محصول سنت نوشتاری و فرهنگی پس از اسلام است و با شیوهٔ نوشتن کرتیر یا کاتبان عصر نوشیروان یکی نیست.

بنابراین حاصل نهایی پژوهش این است که «شامس» در این مدخل یک نام جغرافیاییِ غیرایرانی است، اما بیت عنصری که آن را نقل می‌کند از نظر واژگانی آمیزه‌ای از عناصر ایرانیِ کهن، نام‌های یونانی و عناصر عربیِ پس از اسلام است. از میان واژه‌های بیت، لایهٔ ایرانیِ پیشااسلامی را باید در «شهر، نام، شاد، کام، مهتر و تخم» جست‌وجو کرد؛ در حالی که «شامس، فلقراط و آقوس» نام‌های غیرایرانی و «بن و مشتری» عناصر عربی/اسلامی‌اند. از این رو، این شاهد را نمی‌توان مستقیماً بازماندهٔ یک متن پهلوی دانست، بلکه باید آن را روایتی فارسیِ پس از اسلام از یک موضوع و نام‌های یونانی به شمار آورد.

در این مدخل، مهم‌ترین احتیاط پژوهشی همین است که «فلقراط = بقراط» یا «آقوس = فلان شخصیت یونانی» را بدون مقابلهٔ نسخه‌ها قطعی نکنیم. این مورد ارزش آن را دارد که در مرحلهٔ بعد، خودِ نام‌های شامس، فلقراط و آقوس را جداگانه با ضبط‌های لغت‌نامه‌های قدیم و منابع یونانی مقابله کنیم؛ زیرا احتمالاً کلید فهم درست بیت در همان سه نام خاص نهفته است.

//////////////

این مدخل، برعکس نمونهٔ قبلی، یک واژهٔ مجعول (Ghost Word) نیست؛ بلکه نمونه‌ای عالی از انتقال، تعریب و تغییر شکل نام‌های جغرافیایی و اساطیری یونان باستان در متون پهلوی و سپس ادبیات فارسی است. [1, 2]
این ابیاتِ بازمانده، بخشی از مثنوی مفقودشدهٔ وامق و عذرای عنصری هستند. این داستان ریشه در یک رمان یونانی متعلق به دوران پارت‌ها (اشکانیان) دارد که ابتدا به پهلوی ترجمه شده بود و عنصری آن را به نظم درآورد. [1, 3]
تحلیل تاریخی و ریشه‌شناختیِ نام‌های این بیت، پرده از این زنجیرهٔ انتقال برمی‌دارد:

۱. شامُس = جزیرهٔ ساموس (Samos)

«شامس» معرّب و دگرگون‌شدهٔ نام جزیرهٔ معروف ساموس (Samos) در دریای اژه (یونان) است که زادگاه فیثاغورس حکیم نیز بوده است. تبدیل «س» به «ش» در تعریب نام‌های فرنگی بسیار رایج است (مثل سالونیک $\leftarrow$ شالونیک). بنابراین جغرافیا کاملاً واقعی است. [1, 2]

۲. فلقراط = پولیکراتس (Polycrates)

«فلقراط» شکلِ تغییریافتهٔ نام پولی‌کراتس (Polycrates)، جبار و پادشاه مشهور و مقتدر جزیرهٔ ساموس در قرن ششم پیش از میلاد است. در انتقال به پهلوی و سپس عربی/فارسی، حروف دچار قلب و تغییر شده‌اند (P به «ف» و کلمه به شکل فلقراط درآمده است). [3, 4]

۳. آقوس = ائاس / ایاکوس (Aeacus)

عبارت «تخم آقوس بن مشتری» به تبار اساطیری این پادشاه اشاره دارد. در اساطیر یونان، ایاکوس (Aeacus) فرزند زئوس (پادشاه خدایان که مسلمانان آن را به مشتری یا همان بزرگ‌ترین سیاره/خدای آسمان ترجمه می‌کردند) بود. عنصری می‌گوید فلقراط از نژاد «آقوس» پسر «مشتری» (زئوس) است که دقیقاً منطبق بر شجره‌نامه‌های اساطیری یونان باستان است. [4, 5]
بنابراین، این مدخل برخلاف «زرفس»، یک خطای ناشی از بدخوانی خط نیست، بلکه یک «انتقال فرهنگی بین‌الزبانی» است که نام‌های یونانی را با جامهٔ معرّب و وزن شعر فارسی (بحر متقارب) آراسته است. [4, 6]
آیا مایلید بخش‌های دیگری از نام‌های دگرگون‌شدهٔ یونانی در وامق و عذرای عنصری (مانند نام خود عذرا یا دیگر شخصیت‌ها) را بررسی کنیم، یا ترجیح می‌دهید به سراغ تصحیف‌های خطی مشابه لغت فرس برویم؟