۱۳۹۹ بهمن ۹, پنجشنبه

 خرقه.(خِ قِ) [ ع . خرقة ] (اِ.) 1 - جامه ای که از تکه پارچه های گوناگون دوخته شود. 2 - جبة مخصوص درویشان . 3 - (کن .) جسد، تن . 4 - خال . ج . خَرَق . ؛ ~تهی کردن کنایه از: مردن . ؛ ~درانداختن از خود بیرون شدن ، مجرد شدن.  فرهنگ فارسی دکتر معین. ******************************************************* خرقه، نوعی قبای پشمی و گشاد با آستین‌هایی بلند و جلو باز که گاهی با تکه پارچه‌هایی به رنگ‌های مختلف وصله و پینه شده است. خرقه جامه اصلی و معروف و مخصوص صوفیان و دراویش بوده است. خرقه به معنای پاره، وصله و تکه پارچه نیز آمده است. خرقه یا دَلق زیاد وصله شده و پر وصله را مُرقع و خرقه با وصله‌های رنگارنگ را ملمّع می‌گفتند.1 دراویش اغلب پشمینه‌ای سفید یا شتری رنگ، کبود و یا سیاه بر تن می‌کردند.2 غیر از صوفیان، گاه برخی از واعظان نیز مرقع می‌پوشیدند.3 پیراهن‌های پشمینه و خشن، به همراه جامه‌هایی از پشم سفید (صوف) و مرقع‌ها و خرقه‌های پروصله رنگین و گشاد، که نوارهای سیاه و سفید داشتند، سه جامه معمول صوفیان بود.4 اما مهم‌ترین بالاپوش صوفیان و زاهدان خرقه بود.5 از خرقه با نام‌های دیگری چون، مُرقع، صوف، جُبه، خَشِن، فََرَجی، دَلق، مُلَمَع، هزارمیخی، پشمینه، کبل، پلاس، چپ و راست، و خُلقان و مانند آن یاد شده که با هم تفاوت‌هایی در برش و دوخت و رنگ و تزئینات داشته‌اند.6 ملمع یا خرقه مانند معنی خود (دریده، پاره) بالاپوشی بود پُروصله و رنگارنگ که گاه، به این خاطر، بسیار کلفت و سنگین نیز می‌شد.7 مؤلف کشف المحجوب که خود از صوفیان قبل از مغول است شش قسمت خرقه را چنین نام برده است: "قب" که قسمت بالای گریبان بود، "خود گریبان" ، "تیریز" که سجاف پهن دو طرف روی سینه قبا بود، "دوآستین"، "فراویز" که افزوده‌های رنگی روی قبا بود، و سرانجام "کمر".8 برخی خرقه را در زیر لباس‌های خود طوری می‌پوشیدند که مقداری از آن دیده می‌شد اما اغلب آن را بر روی لباس‌های خود می‌پوشیدند.9 نوعی از این مرقع‌ها و خرقه‌ها، جلو بسته بود، و بدین خاطر آن‌ها را از سوراخ سر می‌پوشیدند.10 فرجی بالاپوشی پشمین بود که اغلب فراویز یعنی نقوش و افزوده‌هایی به رنگی دیگر بر خود داشت. ظاهراً این لباس گشاد و بلند را که آستین‌هایی گاه بسیار بلند و دراز داشت، و بدون کمر و شال کمر استفاده می‌شد، از پشت می‌پوشیدند، زیرا جلوی آن کاملاً بسته بود اما پشت آن از بالا به پایین باز و دارای ردیفی از دگمه‌ها بود که اغلب کسی دیگر باید آن را بر تن صوفی می‌پوشاند. برخی مواقع اضافة سرآستین‌ها را یا در محل مچ دست برمی‌گرداندند و یا این که انتهای آویخته آن را، که گاه تا زانوان یا پایین‌تر هم می‌رسید، با بندی خِفت (گره) می‌کردند.11 آنان اغلب در این آستین‌های بلند و گشاد، وسایل شخصی خود، و یا گاه حتی کفش، غذا، و مانند آن را می‌گذاشتند.12 نام خرقه هزار میخی به دلیل سوزن کاری‌های بسیار آن بود.13 جنس خرقه اغلب از پشم یا پنبه یا پلاس و پوست بود، رنگ آن نیز می‌توانست سیاه، سفید، سبز، کبود، و یا "خود رنگ" (خاکی یا کرم کم رنگ) باشد.14 اصطلاح «خرقه در انداختن» و یا «خرقه سوختن» که در میان صوفیه مشهور بوده، بیان وجد وجذبه صوفی در حالات بی‌خودی است. 15 مآخذ: 1. یوسفی، غلامحسین. «واژه‌نامة تاریخی پوشاک ایران»، پوشاک در ایران زمین. ترجمة پیمان متین، تهران: امیرکبیر، 1382، ص 373-374؛ Dozy, R. P. R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, pp. 189-190. 2. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج8، ص529؛ محمد بن منور. اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید. تصحیح محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران: آگاه، 1367، ص194. 3. بغدادی، لحافظ ابی بکر احمد بن علی. تاریخ بغداد او مدینة السلام. بیروت: 1931م، ج1، ص 359- 360. 4. مخزومی در شعری مرقع را توصیف کرده . ماسینیون، لوئی، مصائب حلاج. ترجمة ضیاءالدین دهشیری، تهران: بنیاد علوم اسلامی، 1362، ص 64- 66. 5. باخرزی، ابوالمفاخریحیی. اوراد الاحباب و فصوص الآداب. به کوشش ایرج افشار، تهران: فرهنگ ایران زمین، 1358 (جلد دوم در فصوص‌الآداب)، ج2، ص27. 6. محمد بن منور، ج2، ص 457- 458. 7. همانجا، ج1، ص27، ج2، ص459. 8. هجویری، علی بن عثمان. کشف المحجوب. تصحیح والنتین ژوکوفسکی، لنینگراد: 1926م، چاپ افست، با مقدمه و فهارس محمد لوی عباسی، تهران: امیرکبیر، 1336، ص57. 9. محمد بن منور، ج2، ص461. 10. محمد بن منور، ج1، ص273، ج2، ص 458- 459، 602. 11. بهار، محمد تقی ملک الشعراء. سبک شناسی. تهران: امیرکبیر، 1337، ج2، ص203؛ محمد بن منور، ج1، ص 66، 95، 146- 147، 212، 223- 224، 273، ج2، ص460- 461، 602، البته فراویز نهادن مرتبه‌ای از مقامات صوفیان بود و هر صوفیی نمی‌توانست آن را داشته باشد. 12. باخرزی، ج2، ص161، 168. 13. محمد بن منور، ج2، ص460. 14. کاشفی سبزواری. فتوت نامه سلطانی (در مجموعه رسایل جوانمردان). تصحیح محمد جعفر محجوب، مقدمه و خلاصه فرانسوی هانری کربن، انستیتو فرانسوی، تهران: 1352، ص 170- 171. 15. بلخی، حمیدالدین ابوبکرعمر. مقامات حمیدی. به تصحیح رضا انزابی‌نژاد، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1365، ص198. محمدرضا چیت‌ساز

 

شش ایران‌شناس از چهارگوشه جهان
اهدای جایزه جهانی کتاب سال به دنیس ولکوف، ایران‌شناس روس / عکس: ایسنا

عصر چهارشنبه شانزدهم بهمن، آیین بیست‌وهفتمین دوره جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

در این دوره، پس از گزینش اولیه از میان بیش از  ۲۳۰۰ عنوان کتاب شناسایی شده با موضوعات مختلف مطالعات اسلامی و مطالعات ایرانی، ۱۵۴ اثر در حوزه مطالعات اسلامی و ۱۰۰ اثر در حوزه مطالعات ایرانی توسط بیش از ۳۴ داور مورد ارزیابی قرارگرفت و سرانجام از بین ۳۹ اثر راه یافته به مرحله پایانی، با مشورت هیأت علمی، شش کتاب به عنوان آثار برگزیده این دوره معرفی شد.

در ادامه مروری خواهیم داشت بر این شش اثر و مولفان آنها.

تاریخ قصه‌نویسی ایران: از اوستا تا قرن ۲۱ میلادی

این کتاب با نام لاتین History of Iranian Story Telling: from Avesta to 21 the century در سال ۲۰۱۹ ازسوی انتشارات جه جیانگ چین به رشته تحریر درآورده، به بررسی رمان‌نویسی ایران در قرن بیستم میلادی پرداخته اما این سیر را از دوران تا امروز را نیز فراموش نکرده و به همین دلیل این نام را بر این اثر نهاده است. او در این تفصیل آثار بزرگ‌ترین داستان‌نویسان معاصر ایران چون بزرگ علوی، جلال آل‌احمد، ابراهیم گلستان، صادق هدایت، صادق چوبک، سیمین دانشور، احمد محمود، محمود دولت‌آبادی، بهرام صادقی، غلامحسین صادقی، اسماعیل فصیح، هوشنگ گلشیری، جمال میرصادقی، غزاله علیزاده، عباس معروفی و بسیار دیگر را مورد تحلیل قرار داده است.

مو هونگ یان (Mu Hong Yan) که متولد سال ۱۹۶۶ در استان سی‌چوان چین است، هم اکنون استاد زبان فارسی، استاد راهنمای دانشجویان دکتری دانشکده مطالعات آسیا و آفریقا در دانشگاه مطالعات خارجی پکن، رئیس مرکز ایران‌شناسی  آن دانشگاه و استاد میهمان  پژوهشگاه ادبیات آسیا و آفریقا در دانشگاه پکن است.

چرخش روسیه به سمت ایران: شرق‌شناسی در دیپلماسی و خدمات اطلاعاتی

نام لاتین کتاب Russia’s Turn to Persia: Orientalism in Diplomacy and Intelligenc است که سال ۲۰۱۸ ازسوی انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده و با استفاده از اسناد منتشرنشده و اخیرا فاش شده، دانش ما را از بسیاری جنبه‌های تاریخ ایران و روسیه متحول و غنی‌تر می‌سازد. او با تمرکز ویژه بر فعالیت‌های ایران‌شناسان روسی (دانشمندان، دیپلمات‌ها، و همچنین دانشمندان درگیر در دانشگاه‌ها، فعالیت‌های مبلغان دینی و نظامی در حوزه‌های حرفه‌ای خود)، تعامل روشنفکران با ساختارهای دولتی  و مشارکت آنان را در روند شکل‌گیری و اجرای سیاست خارجی در قبال ایران در اواخر امپراتوری  روسیه و در دوران آغازین اتحاد جماهیر شوروی تحلیل می‌کند.

دنیس ولکوف (Denis V. Volkov) که متولد ۱۹۷۲ است، هم‌اکنون رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه، قفقاز و آسیای میانه در دانشکده شرق‌شناسی کلاسیک دانشگاه ملی پژوهشی مدرسه عالی اقتصاد روسیه است، دکترای خود را از دانشگاه منچستر انگلیس دریافت کرده و زمینه پژوهشی‌اش، تاریخی و روابط کنونی روسیه و ایران، تاریخ روشنفکری، مطالعات ایران در روسیه و به‌ویژه ایران‌شناسان مهاجر روسی در اروپا و در جهان زبان فارسی است.

خدای نامگ: شاهنامه فارسیِ میانه

این کتاب که نامش Khwadaynamag: the Middle Persian Book of Kings  است در سال ۲۰۱۸ به رشته تحریر درآمده و انتشارات بریل نشر داده است. این اثر، نخستین تلاش  برای تحلیل دقیق و جزیی آثار تاریخ‌نگارانه مفقود ساسانیان در سده ششم است، که از شمار فراوانی از منابع فارسی میانه و نیز منابع یونانی و عربی و فارسی کلاسیک بهره می‌گیرد. همچنین در این پژوهش، ترجمه‌های عربیِ مفقودِ خدای‌نامگ، نیز بررسی شده و نشان داده شده است که شاهنامه فردوسی ارتباط چندانی با این خدای‌نامگ ندارد.

کتاب را یوکو همین – آنتیلا (Jaakko Hämeen-anttila) نوشته است. پژوهشگر فنلاندی که در زمینه ادبیات عربی و فارسی کلاسیک کار کرده و هم‌اکنون نیز استاد زبان عربی و مطالعات اسلامی دانشگاه ادینبرو اسکاتلند است.

منابع طبیعیات ابن‌سینا: منابع یونانی و نوآوری‌های عربی

این کتاب که The Elements of Avicenna’s Physics: Greek Sources and Arabic Innovations  نام دارد و در سال ۲۰۱۷ ازسوی انتشارات دگروتر منتشر شده است، یک تک‌نگاری است که به بررسی مفاهیم اصلی  فلسفه طبیعی ابن‌سینا می‌پردازد. در این اثر توجه ویژه‌ای به السماع‌الطبیعی  شده که در آن ابن‌سینا گسترده‌ترین شرح خود از فیزیک را در اثر اصلی‌اش یعنی الشفاء صورت‌بندی کرده است. این اثر، به گونه‌ای تاثیرگذار قدرت و پُرمایگی نوشته‌های  ابن‌سینا، فراوانی مطالب موجود در آثار او و کوشش و دقت در استدلال‌های او را نشان می‌دهد.

آندرئاس لمر (Andreas Lammer) که دکترایش را در رشته فلسفه و مطالعات عرب از دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ آلمان دریافت کرده است، در حال حاضر استاد تاریخ، فرهنگ و فلسفه عرب دانشگاه تریر آلمان است.

حمل و هستی‌شناسی: مطالعات و متون در باب خوانش‌های سینوی و پسا – سینوی از مقالات ارسطو

اثر Predication and Ontology Studies and Texts on Avicennian and Post-Avicennian Readings of Aristotle’s Categories را می‌توان نخستینم تک‌نگاری درباره مقولات ارسطو در سنت فلسفه اسلامی دانست. در کتاب که آن را انتشارات دگروتر در سال ۲۰۱۸ نشر داده، خوانش ابن‌سینا از مقولات را در بافت گسترده‌ترِ صورت‌بندیِ دوباره دانش فلسفی و کانون توجه آن، بازنگری انتقادیِ رساله ارسطو توسط ابن‌سینا است.  

الکساندر کالبارزیک (Alexander Kalbarczyk) که متولد ۱۹۸۴ است، در شهرهای برلین، رم و قاهره در علم سیاست، مطالعات اسلامی و عربی و فلسفه تحصیل کرده است. او که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ در یک طرح پژوهشی میان‌رشته‌ای در زمینه منطق اسلامی – عربی و فلسفه زبان با دانشگاه‌های رور بوخوم آلمان و کمبریج انگلیس همکاری داشته و مدتی نیز مدیر اجرایی کمیسیون مهاجرت شورای اساقفه آلمان در شهر بُن است.

مطالعاتی در باب تاریخ عقلانیت در ایران باستان: ادای سهمی به نظریه عصر محوری

کتاب Studien zur Rationalitätsgeschichte im älteren Iran: Ein Beitrag zur Achsenzeitdiskussion  که در سال ۲۰۱۸ توسط انتشارات هاراسویتز فرلاگ به طبع رسیده است، تلاشی است برای نشان دادن این‌که، اولا، نظریه عصر محوری باید در الگوی پویه‌شناسی فرهنگی، مبتنی بر برخورد فرهنگ‌ها، تجدیدنظر کند، و ثانیا، ایران باستان، به‌ویژه، امپراتوری هخامنشی با گستره مکانی شگفت‌انگیز خود، می‌تواند به‌عنوان منطقه برخورد اصلی برای تاثیرات متقابل که منجر به تحول محوری شد در نظر گرفته شود.

گوتز گونیک (Götz König) که در سال ۱۹۶۸ متولد شده است، هم‌اکنون پژوهشگر متون اوستایی در دانشگاه فرایه اونیورسینیت برلین آلمان است  و آثارش متمرکز بر متون فارسی کهن و میانه، خصوصا متون زرتشتی است.

 

حمله تند روزنامه نزدیک اردوغان به ایران؛ زنگ‌های خطر به صدا درآمده‌اند؛ تهران در حال حرکت به سوی غرب است!

"ترکیه باید به رابطه‌اش با ایران ادامه دهد. البته زنگ‌های خطر به صدا درآمده‌اند و ایران به سوی غرب در حال حرکت است و ترکیه نباید در این میان عامل تقویت‌کننده این نزدیکی باشد. ترکیه هرگز نباید فراموش کند که غرب همواره هموارکننده مسیر برای ایران و تشیع بوده است و به این راه ادامه می‌دهد. غرب هیچگاه راه را برای ترکیه و جهان سنی هموار نکرده است. غربی‌ها انقلاب چهار دهه‌ای ایران را در هم نکوبیدند بلکه بالعکس تنها نتوانستند دولت منتخب اخوان المسلمین در مصر که برآمده از رای مردم بود را تحمل کنند. غربی‌ها کودتایی را در ترکیه سازماندهی کردند".


آفتاب‌‌نیوز :

سرویس بین المل- "یوسف کاپلان" ستون‌نویس روزنامه "ینی شفق" نزدیک به حزب عدالت و توسعه در یادداشت تازه و تندی علیه ایران موضع‌گیری کرده است.

به گزارش آفتاب‌نیوز؛ این ستون‌نویس ترک در یادداشت خود مدعی شده که غرب همواره جاده‌صاف‌کن اقدامات ایران بوده چرا که هدف غربی‌ها را نابود ساختن کشور‌های مسلمان سنی و استفاده از ایران به عنوان اهرمی در راستای دستیابی به این هدف می‌داند.

این ستون‌نویس در ادامه ادعاهایش می‌نویسد: "آرنولد توین بی" مورخ بریتانیایی نوشته بود مهم‌ترین نتیجه استعمارگری غرب در خاورمیانه ایجاد تفرقه و اختلاف بین جهان سنی و از بین بردن قدرت اتحاد جهان اسلام بود. نظر "توین بی" مبتنی بر شکاف جغرافیایی ایجاد شده در جهان اسلام به دنبال فروپاشی امپراتوری عثمانی، چند پاره شدن مسلمانان هندوستان، ترک‌ها و جهان عرب بود. این برنامه غرب بوده است. نخست ایجاد شکاف الهیاتی و سپس فروپاشاندن سیاسی - مذهبی کشورها. نخست وهابیت را با هدف از میان برداشتن امپراتوری عثمانی از نظر سیاسی - مذهبی بسیج کردند. به طور مشابه، جنبش‌هایی، چون احمدیه را با هدف پروتستانیزه‌کردن اسلام در هندوستان تقویت کردند که منجر به ایجاد تفرقه میان مسلمانان هند شد. سپس سیاست قدیمی تفرقه‌افکنی را بین اعراب و ترک‌ها به راه انداختند چرا که از دید غرب، ترک‌ها و اعراب هرگز نباید با یکدیگر همکاری کنند. نتیجه این سیاست هموار کردن مسیر برای ایران بوده تا تشیع را به عنوان تنها نماینده واقعی جهان مسلمان معرفی کند".

او در ادامه یادداشت خود تنش‌های میان اسرائیل و ایران را سطحی و در نهایت به نفع ایران خوانده و مدعی شد: "من ضدایرانی نیستم؛ این ایران است که ضد من و ضد جهان سنی است. این خصومت ایران ریشه‌های اعتقادی و تاریخی دارد. اقدامات ایران در سوریه، عراق، لبنات و یمن ناقض ادعای آنان است. این بدان معنا نیست که من اقدامات سعودی‌ها را نادیده می‌گیرم. عربستان برده امپریالیست‌ها است و تقصیری کم‌تر از ایران -کشور در رویای گسترش امپراتوری پارسی- نداشته است. همچنین، عربستان همواره با اقدامات‌اش راه را برای ایران هموار کرده است. اسرائیل نیز با اقدامات خود در منطقه دست ایران را قوی‌تر کرده است. فراموش نکنیم که اسرائیل موجودیت‌اش را مرهون خصومت ایران است. به گفته‌های "هانری کوربن" شرق‌شناس نگاه کنید. او مدعی شده بود که ایرانیان نمایندگان فلسفه و ایدئولوژی اسلامی در حدود یک قرن پیش بوده‌اند. او در کنفرانس‌های خود در دانشگاه‌های امریکایی و اروپایی این ایده را تبلیغ و ترویج کرده بود. در نتیجه، دانشگاهیان غربی به صورت هدفمند ایده نمایندگی جهان مسلمان توسط ایران را تبلیغ می‌کنند و پارسیان را پدران اصلی فلسفه اسلامی قلمداد و معرفی می‌کنند".

او در توصیه به دولت ترکیه می‌نویسد: "ترکیه باید به رابطه‌اش با ایران ادامه دهد. البته زنگ‌های خطر به صدا درآمده‌اند و ایران به سوی غرب در حال حرکت است و ترکیه نباید در این میان عامل تقویت‌کننده این نزدیکی باشد. ترکیه هرگز نباید فراموش کند که غرب همواره هموارکننده مسیر برای ایران و تشیع بوده است و به این راه ادامه می‌دهد. غرب هیچگاه راه را برای ترکیه و جهان سنی هموار نکرده است. غربی‌ها انقلاب چهار دهه‌ای ایران را در هم نکوبیدند بلکه بالعکس تنها نتوانستند دولت منتخب اخوان المسلمین در مصر که برآمده از رای مردم بود را تحمل کنند. غربی‌ها کودتایی را در ترکیه سازماندهی کردند".