کشت برکشت
بفتح کاف و سکون شین و تاء مثناه فوقانیه و فتح باء موحده و سکون
راء مهمله و فتح کاف و سکون شین معجمه و تاء مثناه فوقانیه لغت فارسی است بعربی بمعنی
التواء بر التواء بکسر هر دو کاف نیز آمده بمعنی زرع بر زرع و بعضی آن را سواد السند
و بعضی سواد الهند و بعضی سواد الاکراد و بفارسی پیچک و اهل شبانکاره فارس بچو و بیونانی
فناغیوس و برومی بروطوس و بهندی پهیلی و نواب معتمد الملوک قدس سره نوشته اند یحتمل
که دوائی باشد که بهندی مرورسینکه نامند
ماهیت آن
کیاهی است مانند ریسمان باریک بهم پیچیده بعضی بر بعضی و اکثر عدد
آنها پنج می باشد از یک بیخ رسته و رنک آن مائل بسیاهی و زردی و طعمی غالب ندارد و
کل آن یک عدد شبیه بکل حب النیل و سفید رنک و بعضی مائل بسرخی و برک آن شبیه بدنبالۀ
عقرب و بهترین آن هندی تازه مائل بسیاهی و زردی آنست و بعضی آن را بدشکان دانسته اند
و اصح آنست که غیر آنست و در قوت مانند آن
طبیعت آن
در اول کرم و در آخر آن خشک و در دوم کرم و خشک نیز کفته اند
افعال و خواص آن
محلل و ملطف و مسهل بلغم غلیظ و قاطع باه و شیر و ضماد آن جهت اورام
بارده و قوبا و جرب نافع مصلح آن در قطع باه و شیر حب الصنوبر مقدار شربت آن یک درم
بدل آن صبر است
مخزن الادویه عقیلی خراسانی
////////////
کشت برکشت . [ ک ِ ب َ ک ِ] (اِ مرکب
) اطوط. قرابادین . (قانون بوعلی سینا ص 14). || گَشت بَرگَشت . گیاهی است مانند ریسمان
باریک بهم پیچیده بعضی بر بعضی و اکثر عدد آنها پنج می باشد از پنج رسته و رنگ آن مایل
به سیاهی و زردی و طعمی غالب و گل آن یک عدد شبیه به گل حب النیل وبرگ آن شبیه به دنباله عقرب است ماخذ این لغت پیچیدن و بر گردیدن است چنانکه
برکاشته یعنی برگردانیده و برگشته زیرا که به یکدیگر پیچیده است و اوراق آن مانند دنباله عقرب برگردیده و اگر کاف آن کاف فارسی باشد اصح
است . (انجمن آرا). التواء. علی التواء. سواد السند. سواد الهند. سواد الاکراد. پیچک
. بیخو. (انجمن آرا) (آنندراج ). بهمن پیچ . (یادداشت مولف ). هوشبه خیوط ملتف بعضها
علی بعض اکثر عددها فی الاکثر خمسة و ملتف علی اصل واحد و لونه الی السواد و الصفرة
ولیس له کثیر طعم . قال بعضهم انه البدشکال و قال بعضهم قوته قوة البدشکال و هذا اصح
. (مفردات قانون ابوعلی سینا). نباتی است بر هم پیچیده مانند ریسمان بافته عدد آن پنج
بود و مولف گوید به شیرازی آن را پیچک خوانند و از طرف هند آورند. (از اختیارات بدیعی
).
|| پیچک . [ چ َ ] (اِ مصغر) پیچ کوچک . پیچ خرد. || (اِ مرکب
) پیچ . داردوست . ۞ کتوس (در بعضی نقاط شمالی ایران ) ۞ . مهربانک . عشق پیچان . قسمی
لبلاب ۞ . انواع گلها که بر درخت یا ستونی
پیچیده و بالا روند. نوع گیاهها که بر درختان برروند و زینتی باشند. نامی که غالباً
بگیاهان پیچنده دهند مانند عشقه و لبلاب و غیره . گیاهی که بر درخت پیچد و آن را خشک
کند. ارغچ ، ارغک ، ارقژ، ازغچ ، نویچ ، نوپیچ ، نوح ، تربد. حبل المساکین . بقله بارده . شجره
بارده . غساک ، پنجه . بویچه . قسوس (قشوش ).پرسیان . لوک . فژغند. کشت بر کشت
. سابود. واجد. سن . (آنندراج ): سرند؛ گیاه پیچک . (منتهی الارب ). رجوع به داردوست
و لبلاب شود. || درختی که در جنگلهای مازندران یافت شود و برای کاغذسازی مفید است
. (جغرافیای طبیعی کیهان ). در دره شهرستانک
این نام را به داغوش دهند. رجوع به داغوش شود. || سربند زنان . (برهان ). مقنعه زنان : و از طرفی بازیگاه دستمال و سماع خانه دستار چنان گرم شد که مقنعه سرانداز و پیچک رقاص
گشته . (نظام قاری ص 155).
//////////////
/////////////
پیچک (Convolvulus)،[۱] تلفظ: /kənˈvɒlvjuːləs/، سردهای از پیچکیان
شامل ۲۰۰[و ۱] تا ۲۵۰[و ۲][و ۳] گونه از گیاهان گلدار در تیره پیچکیان، با توزیع جهانگستر
است.
نامهای مرسوم این سرده، پیچک، عشقه، داردوست
و نیلوفر پیچ است که برای دیگر سردههای نزدیک نیز استفاده میشود.[۲][۳]
بیشتر گونههای پیچک گیاهان پایای سالانه
یا ویره علفی، گیاه ساقهدار منعطف و (چند گونه) چوبی و درختچهای تا بلندای ۰٫۳-۳ متر هستند. برگهای پیچکها
آرایش مارپیچی دارند، و گلها ترومپت شکل بوده و بیشتر به رنگهای سفید یا صورتی هستند،
و در برخی از گونهها گهای آبی، ارغوانی، بنفش، و زرد نیز دیده میشود.
گونهها[ویرایش]
گونههای پیچک عبارتند از:[و ۴][و ۵][و
۶][و ۷]
Convolvulus acanthocladus
Convolvulus aitchisonii
Convolvulus althaeoides –
mallow bindweed, mallow-leaf bindweed
Convolvulus ammannii
Convolvulus angustissimus
پیچک صحرایی معمولی (Convolvulus
arvensis)
Convolvulus assyricus
Convolvulus betonicifolius
Convolvulus boissieri
Convolvulus calvertii
Convolvulus canariensis
پیچک ایتالیایی
Convolvulus capensis
Convolvulus carrii
Convolvulus cataonnicus
Convolvulus cephalopodus
Convolvulus chilensis
Convolvulus cneorum – پیچک صحرایی بوتهای، پیچک صحرایی
نقرهای
Convolvulus compactus
Convolvulus divaricatus
Convolvulus dorycnium
Convolvulus equitans – پیچک صحرایی خاکستری، پیچک صحرایی
تگزاسی
Convolvulus erinaceus
Convolvulus erubescens – پیچک صحرایی سرخ، پیچک صحرایی
صورتی، پیچک صحرایی استرالیایی
Convolvulus eyreanus
Convolvulus floridus –
guadil, morning-glory-tree, rhodium-wood
Convolvulus fractosaxosa
Convolvulus fruticosus
Convolvulus glomeratus
Convolvulus gortschakovii
Convolvulus graminetinus
Convolvulus hermanniae
Convolvulus holosericeus
Convolvulus humilis
Convolvulus kotschyanus
Convolvulus lanatus
Convolvulus leiocalycinus
Convolvulus lineatus
پیچک آفریقایی – پیچک صحرایی آفریقایی
Convolvulus nodiflorus –
aguinaldo blanco
Convolvulus nyctagineus
Convolvulus ocellatus
Convolvulus oleifolius
Convolvulus pentapetaloides
Convolvulus persicus
Convolvulus phrygius
Convolvulus pilosellifolius – پیچک صحرایی نرم
Convolvulus prostratus
Convolvulus
pseudocantabricus
Convolvulus pyrrhotrichus
Convolvulus remotus
Convolvulus rhyniospermus
Convolvulus rottlerianus
پیچک آفریقایی – پیچک صحرایی صخره آبی,[و ۸] ground
blue-convolvulus
Convolvulus scammonia – سقمونیا
Convolvulus scindicus
Convolvulus scoparius –
lignum rhodium, rhodium-wood
Convolvulus simulans
Convolvulus spinosus
Convolvulus steppicola
Convolvulus stocksii
Convolvulus suffruticosus
Convolvulus trabutianus
Convolvulus tragacanthoides
پیچک سهرنگ – dwarf convolvulus, نیلوفر پیچ کوتوله،
نیلوفر پیچ کوتاه
Convolvulus valentinus
Convolvulus virgatus
Convolvulus waitaha
Convolvulus wallichianus –
Wallich's bindweed
منابع[ویرایش]
پرش به بالا ↑ مجموعه واژههای مصوّب فرهنگستان
زبان فارسی تا پایان سال ۱۳۸۹.
پرش به بالا ↑ لغتنامه دهخدا
پرش به بالا ↑ «پاپیتال». پایگاه اطلاع رسانی
گل و گیاهان زینتی نارگیل. بازبینیشده در ۱۸ فروردین ۱۳۹۳.
Wikipedia contributors,
"Convolvulus," Wikipedia, The Free Encyclopedia,
http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Convolvulus&oldid=569321705 (accessed
April 7, 2014).
که در آن از منابع زیر استفاده شده است:
پرش به بالا ↑ Carine, M. A. and L. Robba.
(2010). Taxonomy and evolution of the Convolvulus sabatius complex
(Convolvulaceae). Phytotaxa 14 1.
پرش به بالا ↑ Convolvulus. Flora of China.
پرش به بالا ↑ Convolvulus. The Jepson
eFlora 2013.
پرش به بالا ↑ Convolvulus. Flora of China.
پرش به بالا ↑ GRIN Species Records of
Convolvulus. Germplasm Resources Information Network (GRIN).
پرش به بالا ↑ Convolvulus. Integrated
Taxonomic Information System (ITIS).
پرش به بالا ↑ Convolvulus species list.
Flora of Pakistan.
پرش به بالا ↑ Convolvulus sabatius. Royal
Horticultural Society.
قس لاف و لبلاب در عربی:
- لاف الحقول[3][4] أو اللَبْلاَب الحَقِيقِيّ[5] أو اللَبْلاَب الصَغِير[5] أو المَدَّاد[6] أو طُرْبُوش الغُرَاب[6][7] أو لبلاب الحقول، اسمه العلمي
Convolvulus arvensis.
- المَدَّاد البَنَفْسَجِيّ[3]، اسمه العلمي
Convolvulus dorycnium.
- الرُّخَامى[8]، اسمه العلمي
Convolvulus cephalopodus.
- العَضْرَس[9]، اسمه العلمي
Convolvulus Oxyphyllus.
- المَحْمُودَة[10] أو السَّقَمُونِيَا[10]، اسمه العلمي.Convolvulus scammonia L.
- لَبْلاَب السِيَاجَات[11] أو فِنْجَان القَاضِي[7] أو الشَّاب الظَّرِيف[7]، اسمه العلمي.Convolvulus sepium L.
- اللُوَايَة الصَغِيرَة[12]، اسمه العلمي (باللاتينية: Convolvulus
tricolor) في
المغرب العربي وبلاد الشام.
- اللبلاب
الختمي (باللاتينية: Convolvulus
althaeoides) في بلاد الشام والمغرب العربي وبعض مناطق شمال حوض البحر الأبيض
المتوسط وإيران
- اللبلاب
الخطي (باللاتينية: Convolvulus
lineatus) في
المغرب العربي وبعض مناطق شمال حوض البحر الأبيض المتوسط
- اللبلاب وسادي الأوراق (باللاتينية: Convolvulus
pilosellifolius) في الأقاليم السورية الشمالية (جنوب تركيا حاليا)
- الحِلَّة (الاسم العلمي: Convolvulus
hystrix)
1.
^ مذكور في : الأنواع النباتية — معرف مكتبة تراث التنوع البيولوجي: http://biodiversitylibrary.org/page/358172 — المؤلف: كارولوس لينيوس— العنوان : Species plantarum — الاصدارالأول — المجلد: 1 — الصفحة: 153
5. ^ تعدى إلى الأعلى ل:أ ب ابن البيطار المالقي. تفسير كتاب
دياسقوريدوس في الأدوية المفردة. تحقيق إبراهيم بن مراد. بيت الحكمة قرطاج (تونس) 1990.
6. ^ تعدى إلى الأعلى ل:أ ب أ.د. عبد الرحمن سعيد الدبعي،
عبد الولي احمد الخليدي. كتاب النباتات الطبية والعطرية في اليمن.
10. ^ تعدى إلى الأعلى ل:أ ب المعجم الطبي الموحد.[وصلة مكسورة] نسخة محفوظة 10 يوليو 2007 على موقع Wayback Machine.
12. ^ عباس طنجي. الأعشاب في محاصيل
القمح والشعير بالمغرب. المعهد
الوطني للبحث الزراعي. المملكة المغربية.
////////////
قس سرماشیق در آذری:
Sarmaşan və
sarmaşmayan ot yaxud kollardır. 250-dək növü məlumdur. Bunlardan 8-i Azərbaycan
ərazisində rast gəlinir.
Çöl sarmaşığı (Convolvulus arvensis) açıq-çəhrayı çiçəkləri olan
çox yayılmış alaqdır. Yarpağında S vitamini var. Yaşıl yem kimi zəhərlidir,
quru otu zərərsizdir. Otsarmaşıqların səhra növləri qiymətli yem bitkisidir;
//////////
قس لاولاو در کوردی سورانی:
لاولاو یان لەولاو گیایەکە لاسکی زۆر باریکە و زۆریش ناسراوە و کە بە قەد دار و لەق پۆپی دەوروبەریدا ھەڵدەچێ، گوڵگەلێکی شەپووی جوان دەگرێ کە بە چەندین رەنگ خۆیان دەنوێنن. دەڵێن قەدیم شیرەی ئەم گیایەیان بۆ خاوین کردنەوەی مووی سەر و ئەسپێ کوشتن بەکار ھێناوە.
////////////
قس پیچک در ازبکی:
Pechak (Convolvulus L.) — pechakdoshlar oilasiga mansub bir yillik va koʻp yillik chirmashuvchi yoki ilashib oʻsuvchi oʻsimliklar turkumi, begona
oʻt. 250 dan ortiqturi
bor. Uzbekistonda 5 turi — dala pechagi yoki qoʻypechak (C.arvensis),
soxtakantabrik P. yoki oq partak (C.pseudocantabrica Schrenk.), chimyon pechagi (C.tschimganicus),
qalami P. yoki chumchuqoyoq (C.lineatus), da-gʻal tukli P. yoki mingbosh
(C.subhirutus) uchraydi. Ulardan Oʻzbekistonning barcha hududlarida
oʻsadigan dala pechagi yoki qoʻypechak turi dala ekinlari orasida, shuning-dek, yoʻl
yoqalari, kanallar boʻylarida kup uchraydi.
Yoʻqotish qi-yin
boʻlgan begona oʻt hisoblanadi. Barglari yoysimon yoki nayzasimon. Gullari toʻgʻri, kar-naysimon, ikki jinsli,
yirik, uz. 6—7 sm, kosabarglari 5 ta, tu-tashmagan.
Mevasi koʻsakcha, iyun—okt.da gullab urugʻlaydi. Il-diz bachkilari va urugʻidan koʻpayadi, bir oʻsimlik unish qobiliyatini 2 yilgacha
saklaydigan 400—600 urugʻ beradi. Kurash choralari: kuzdayerni chu-qur shudgorlash, ildiz bachkilarini kultivatorlar, lushchilniklar bilan maydalash, don
ekinlari maydonlariga2,4 D, makkajoʻxorizorlarga simazin gerbitsidlarini purkash.[1]
//////////
قس چکر کٹدی، لیلی در پنجابی:
چکر کٹدی پھلوالے
بوٹیاں دے ٹبر سجری سویر دا اک ٹوکرہ اے جیدے وچ 200 دے نیڑے بوٹے نیں۔
ایہ سلانہ یا سدا اگے رہنوالے بوٹے تے ویلاں نیں۔ ایہناں دے پھل وڈے واجے ورگے
ہوندے نیں۔ پھل گلابی، جامنی، پیلے، نیلے ہوندے نیں۔ کجھ ونڈاں مکن دے ڈر وچ نیں۔
کجھکں نوں سنڈیاں کھاندیاں نیں۔
///////////
Convolvulus
From Wikipedia, the free encyclopedia
Convolvulus
|
|
Kingdom:
|
|
(unranked):
|
|
(unranked):
|
|
(unranked):
|
|
Order:
|
|
Family:
|
|
Tribe:
|
|
Genus:
|
|
Species
|
|
See text.
|
Convolvulus /kənˈvɒlvjuːləs/[1] is a genus of about
200[2] to 250[3][4] species of flowering plants in the bindweed family Convolvulaceae,[5] with a cosmopolitan distribution. Common names
include bindweed and morning glory; both names shared with
other closely related genera.
They
are annual or perennial herbaceous vines, bines and (a few species
of) woody shrubs, growing to 0.3–3 m
tall. The leaves are spirally
arranged, and the flowers trumpet-shaped,
mostly white or pink, but blue, violet, purple or yellow in some species.
Many
of the species are invasive species weeds; but others are
cultivated for their attractive flowers, while some are globally threatened.
Convolvulus species are used as
food plants by the larvae of some Lepidoptera species, including
the convolvulus hawk moth, the sweet potato leaf miner (Bedellia
somnulentella) and the gem; the leaf miner Bucculatrix cantabricella feeds exclusively
on C. cantabricus.
·
Convolvulus arvensis – lesser bindweed,
field bindweed, common bindweed, white convolvulus, creeping jenny, perennial
morning glory
2.
Jump up^ Carine, M. A. and
L. Robba. (2010). Taxonomy and evolution of
theConvolvulus sabatius complex (Convolvulaceae). Phytotaxa 14
1.
5.
Jump up^ Parnell, J. and
Curtis, T. 2012. Webb's An Irish Flora. Cork University
Press. ISBN 978-185918-4783
9.
Jump up^ "Convolvulus
fractosaxosa". New Zealand Plant Conservation Network.
Retrieved 22 January 2017.
11.
Jump up^ "Convolvulus
verecundus". New Zealand Plant Conservation Network.
Retrieved 22 January 2017.
12.
Jump up^ "Convolvulus
waitaha". New Zealand Plant Conservation Network.
Retrieved 22 January 2017.
·
Beach,
Chandler B., ed. (1914). "Convolvulus, Wild
Morning-Glory". The New Student's Reference Work. Chicago: F. E. Compton
and Co.
&&&&&&&
کشمش
بکسر کاف و سکون دو شین معجمه در میان هر دو میم مکسوره اسم فارسی
زبیب بیدانه است معرب آن قشمش بقاف بجای کاف بهترین آن سبز شیرین بالیدۀ بزرکدانه تازۀ
آنست
طبیعت آن
در دوم کرم و در اول خشک
افعال و خواص آن
با قوت مسهله و مبهی است و باقی خواص آن در زبیب مذکور شد
مخزن الادویه عقیلی خراسانی
////////////////
////////////////
///////////
کشمش . [ ک ِ م ِ ] (اِ) انگور خشک کرده
. سکج . مویز. میویز. مامیچ . میمیز. قِسمِش . (یادداشت مولف ).هو زبیب صغیر لانوی
له ۞ . (ابن بیطار). اسم فارسی زبیب
بی دانه است و مویز نیز گویند و بهترین او سبز مالیده است . (تحفه حکیم مومن ). نوعی از مویز بی دانه . (ناظم الاطباء):
چندین خروارمغز بادام و ترانگبین و کشمش همه بر اشتران بار کرده . (اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ). بیشترین انگور آنجا [ نیریز ] کشمش
باشد. (از فارسنامه ابن بلخی ).
نخود و کشمش و پسته خرک و میوه تر
قصب انجیر و دگر سرمش اسفید بیار.
بسحاق اطعمه .
- کشمش پلو ؛ پلو که دانه های کشمش بیدانه
در آن میریزند به هنگام دم کردن برنج و گاه خرما نیز در آن کنند.
- کشمش سبز ؛ انگور که در سایه خشک شود
کشمش سبز بود.
- کشمش کولی ؛ زبیب الجبل . مویزک . دانج
ابروج . مویزج عسلی . حب الراس . (یادداشت مولف ). رجوع به کشمش کاولیان شود.
|| در عربی قسمی انگور خرد بی دانه .
(یادداشت مولف ).
//////////////
گونه ای انگور ممتاز از نیریز و دشت کُربال
نزدیک روستای بند امیر فارس. لوفر، ساینو ایرانیکا.
یشترین انگور آنجا [ نیریز ] کشمش باشد.
(از فارسنامه ابن بلخی ).
///////////
&&&&&&&
کشوث
بضم کاف و شین معجمه و سکون واو و ثاء مثلثه را کثوث نیز آمده لغت
عربی است و بعضی کفته اند معرب است و کشوثا نیز کویند و بیونانی بثروطوس و بسریانی
و ناورغبا نیز و برومی کشمورین و بفارسی برش و بهندی امل بیل و اکاس بیل و امرلته نیز
نامند و کفته اند که بفارسی زجمول نامند و کفته اند که زجمول نام تخم کشوث است
ماهیت آن
کیاهی است مانند ریسمان باریک و بی برک و ساق آن مائل بزردی و تیرکی
که بر خارها و کیاها می تند و کل آن ریزه ریزه مائل بسفیدی و تخم آن کوچکتر از تخم
ترب و مائل بتدویر و رنک آن سرخ مائل بزردی و بعضی زرد مائل بسفیدی و تخم آن کوچکتر
از تخم ترب و مائل بتدویر و رنک آن سرخ مائل بزردی و بعضی زرد مائل بسفیدی و بهترین
آن تازۀ زرد تلخ طعم آنست و قوت آن تا سه سال باقی می ماند
طبیعت آن
در اول کرم و در دوم خشک و با قوای متضاده
افعال و خواص آن
ملطف و مفتح و مخرج فضول لطیفه از عروق و منقی آنها از اخلاط فاسده
اعضاء الغذاء و النفض مفتح سدۀ معده و کبد و احشا و منقی اوساخ از شکم و عروق و ملین
طبع و منقی بدن و جهت ربع و خناق و مغص و ضعف معده و جکر و سپرز و تپهای کهنه و تحلیل
ریاح و ادرار بول و حیض و شیر و عرق و تنقیۀ رحم آشامیدن آن با سرکه مسکن فواق و قابض
و حابس نزف الدم و سیلان خون رحم و آب آن عجیب النفع است از برای یرقان و عصارۀ بری
آن را چون در شراب اندازند و بیاشامند مقوی معدۀ ضعیفه است و آشامیدن آب آن با سکنجبین
مسهل صفرا و مطبوخ آن در تفتیح و خیسانیدۀ آن در اسهال قویتر مقدار شربت از آب آن دو
اوقیه و از جوم آن در مطبوخ پانزده درم و مغثی مصلح آن کثیرا تخم آن در افعال مذکوره
قویتر از سائر اجزای آن و بودادۀ آن در تقویت معده و قبض و حبس و نزف الدم اعضای باطنی
و سیلان رحم اقوی از غیر بودادۀ آن و ضماد آن جهت جرب و نقرس نافع مقدار شربت آن دو
درم کویند مضر رئه مصلح آن کاسنی و مضر طحال و مصلح آن سکنجبین و بدل آن بادروج و ثلث
آن افسنتین است
مخزن الادویه عقیلی خراسانی
/////////////
کشوث . [ ک ُ] (اِ) نام دوائی است که تخم
آن را به سریانی دینارو به عربی بزرالکشوث خوانند. (برهان ) ۞ . گیاهی است شبیه به ریسمان که
بر درخت می پیچد و بیخ در زمین نباشد و در آن لغات است کشوثا،کشوثاء، اکشوث . (آنندراج
). عشقه باشد و آن گیاهی است که بر درخت پیچد وخشک کند. افتیمون . فقد. پرشن . حماض
الارنب . فرغند. زحموک ، سبع الکتان . خامول الکتان . قریعة الکتان . سبع الشعراء.
سِس . سَن . سَرَند. (یادداشت مولف ). هو شی
یلتف علی الشوک و الشجر یشبه اللیف المکی لاورق له و له زهر صغار بیض فیه مرارة
و عفوصة و الغالب علیه جوهر المر. (ابوعلی در مفردات قانون ). لیث گوید آن نباتی است
که او را بیخ نبود رنگ اوزرد باشد و بر درخت خار و آنچه نزدیک او بود متعلق شود او
را با نبید بیامیزند قوت او زیاد شود. (ترجمه
صیدله ). گیاهی است مانند ریسمان باریک بی برگ و ساق و مایل به زردی و تیرگی
و بر خارها و گیاهان می تند و گلش ریزه و مایل بسفیدی و تخمش کوچکتر از تخم ترب و مایل
به تندی وزردی . (تحفه حکیم مومن ) : خورشید
دلالت کند بر کشوث نیشکر و من . (التفهیم ).
/////////
زجمول . [ زَ ] (ع اِ) ۞ حبی است دوایی و آنرا بفارسی
تخم کشوت خوانند. طبیعت آن معتدل است در سردی و گرمی . (برهان قاطع) (آنندراج ). حبه
ای است دوایی که تخم کشوت نیزگویند. (ناظم الاطباء). در معجم طبی انگلیسی - عربی در
برابر کلمه کشوت افتیمون آمده : افتمون ، اپتیمون
.(ابن بیطار). گیاهیست . بزر کشوت . کشوثه . کشوتی . هامول . هماض الارنب . (ابن البیطار:
زحموک ) (از معجم طبی ). کشوث . کشوتی . هماض الارنب . ششابرد. زجمول . ششمون . افتموم
، افتمون ، کشوثه . هامول ، کشوت . زحموک . افتیمون .شکوثا. حماض الارنب . سرند. دواء
الجنون . شجر الضبع. سورمور. شیون . اکاس پیل . امل پیل . حامول . اکثوت . کشمورین
. امرلته . برش . ناورغبا کشیون یبانی . کتانی . سس .شن . (فرهنگ گیاهی بهرامی ج 1
ص 340). بزرالکشوت را زجمول خوانند و بسریانی دینار. و تخم کشوت ۞ و شکوثا نیز خوانند و طبیعت آن
معتدلست ... بطعم بغایت تلخ بود. و بمنفعت مانند تخم کاسنی بود در اکثر حالات . (اختیارات
بدیعی ). تخم کشوت است . (فهرست مخزن الادویه ). و در ذیل «کشوت » در آن کتاب آمده
: کشوت عربیست و بعضی گفته اند معرب است ، بیونانی تبروطوس و بسریانی ناورغبا نیز و
برومی کشمورین و بفارسی برش و بهندی امل بیل و اکاسی بیل و امرلته نیز نامند و گفته
اند که بفارسی زحمول نامند و گفته اند که زجمول نام تخم کشوث است . تخم کشوت . (الفاظ
الادویه ). کشوت ، جمول را گویند و بعضی گفته اند کشوت چیزی است که در هند اسپرگ (بکاف
عجمی ) ۞ گویند و گفته اند که کشوت اکاس
بیل است . (میزان الادویه ). رجوع به تذکره
انطاکی ، بحر الجواهر، حماض الارنب و اکشوت ، کشوت و زحموک در این لغت نامه
شود.
/////////////
سس . [ س ِ ] (اِ) ۞ گیاهی است ازتیره پیچکیان ، گیاهی است کاملاً انگل گیاهان دیگر شده
برگهای آن از میان میرود و انتشار آن بحدی زیاد است که ممکن است مزرعه ای را از میان
ببرد، و جنس دیگری از آن بنام افتیمون ۞ که انگل نعناع میشود سابقاً در بیماری
معدی و قلبی بکاررفته . (گیاه شناسی گل گلاب ص 241). رجوع به سزم شود.
قس حامول در عربی:
حامول أحادي المدقة (الاسم العلمي:Cuscuta monogyna) هو نوع من النباتات يتبع جنس الحامول من الفصيلة المحمودية[1] .
/////////////
Cuscuta monogyna
Cuscuta
monogyna
|
||||||||||||
|
||||||||||||
Cuscuta
monogyna
|
||||||||||||
Cuscuta
monogyna ist
eine Pflanzenart aus der Gattung Seide ( Cuscuta )
in der Familie der Windengewächse (Convolvulaceae).
Wie alle Arten dieser Gattung ist sie ein Vollparasit .
Inhaltsverzeichnis
Die
Kürecht Sind kreisförmig-eiförmig, stumpf und überlappen sich einander. Sie
sind etwas gekielt und haben einen fein gekerbten Rand. Die Kronzipfel sind
eiförmig, stumpf, fein gekerbt und aufrecht. Sie sind etwa halb so lang wie die
zylindrische Kronröhre. Die Staubbeutel ragen nicht über
Die Schrön .
Die
Früchte sind Kapseln , auf deren Spitze
die Reste der Krone stehen. Die Samen sind 3 bis 3,5 mm
lang.
Diese
Art kommt von Europa bis zur Mongolei und Pakistan vor und im nordwestlichen
Afrika. [2] Sie parasitiert
hauptsächlich an Sträuchern und Bäumen, auf der Iberischen Halbinsel
beispielsweise auf Retama sphaerocarpa , Dittrichia viscosa und Tamarix -Arten.
·
Cuscuta monogyna subsp. Esquamata (Engelm.) Plitmann : Sie kommt von
der westlichen und südwestlichen Türkei bis zum Iran vor. [2]
·
Cuscuta monogyna subsp. Monogyna
·
Naomi Feinbrun: Cuscuta. In:
TG Tutin, VH Heywood, NA Burges, DM Moore, DH Valentine, SM Walters, DA Webb
(Hrsg.): Flora
Europaea . 3: Diapensiaceae
to Myoporaceae . Cambridge University Press, Cambridge 1972, ISBN 0-521-08489-X ,
S. 77 (englisch, eingeschränkte Vorschau in der
Google-Buchsuche).
1.
↑ Hochspringen nach:a b c Miguel Ángel
García: Cuscuta . In: Santiago Castroviejo, C. Andrés, M.
Arista, MP Fernández Piedra, MJ Gallego, PL Ortiz, C. Romero Zarco, FJ
Salgueiro, S. Silvestre, Alejandro Quintanar (Hrsg. ): Flora Ibérica.
Plantas Vasculares de la Península Ibérica e Islas Baleares . Vol.
XI. Gentianaceae - Boraginaceae . Real Jardín Botánico, CSIC,
Madrid 2012, ISBN 978-84-00-09415-7 ,
S. 310 ( PDF-Datei ).
2.
↑ Hochspringen nach:a b c George
Staples: World Checklist of Convolvulaceae. Cuscuta monogyna . Royal Botanic
Gardens, Kew. Zuletzt eingesehen am 4. Februar 2016.
/////////////
سس ( نام علمی : Cuscuta ) یک گیاه کاملاً انگلی
میباشد که دارای ریشه و برگ نیست و مواد غذایی مورد نیاز خود را بطور کامل از گیاه
میزبان میگیرد. بذر گیاه سس به مدت بسیار طولانی در خاک میماند و گاه تا ۱۳ سال در
خاک دوام میآورد و قادر به جوانه زدن میباشد.
محتویات
۱ رده
بندی علمی گیاه سس
۲ طریقه
گسترش
۳ انواع
سس
۴ راههای
عمومی مبارزه با سس
۵ نگارخانه
۶ منابع
رده بندی علمی گیاه سس [ ویرایش ]
با نام علمی (Cuscuta)از خانواده سسیان
(Cuscutaceae) که بعضیها از آن
به عنوان تنها عضو انگلی خانواده (Convolvulacrae)( پیچک ) یاد میکنند.
سسیان تیرهای انگلی از بادنجانسانانِ
غالباً بالارونده و پیچان هستند که سبزینه ندارند و با اندامهای مکنده به میزبان خود
میچسبند. [۱]
طریقه گسترش [ ویرایش ]
DSC01156.JPG
بذر سس هنگامی که در شرایط مساعد قرار
میگیرد جوانه میزند و یک ساقه زیر زمینی تولید میکند که این ساقه زیر زمینی بطور
بسیار جالبی در خاک حرکت میکند تا به ریشه گیاه میزبان برسد . نحوه حرکت سس به این
صورت است که پس از اینکه تمامی محتویات بذر صرف رشد ساقه زیر زمینی شد جوانه انتهایی
ساقه زیر زمینی انرژی خود را برای رشد از خود ساقه میگیرد به این صورت که مواد غذایی
موجود در انتهای ساقه زیر زمینی را میگیرد و صرف رشد خود ساقه زیر زمینی میکند به
این ترتیب از انتهای ساقه زیر زمینی کاسته و به ابتدای ان اضافه میشود و ساقه زیر
زمینی رو به جلو حرکت میکند . هت حرکت هم اتفاقی است این حرکت تا به آنجا ادامه مییابد
که یا ساقه زیر زمینی به ریشه گیاه میزبان میرسد و با ترشح آنزیمهایی دیواره سلولی
را شکافته و اندام مکنده خود را وارد ریشه میکند و از مواد غذایی ساخته شده توسط گیاه
میزبان برای رشد و تولید مثل خود استفاده میکند و یا در این مدت به هیچ گیاهی برخورد
نمیکند و مواد غذایی خود را تماما استفاده میکند و از بین میرود . ساقه سس زرد رنگ
میباشد و روی طیف وسیعی از گیاهان رشد میکند و باعث از بین رفتن یا ضعیف شدن گیاه
میزبان میشود .
انواع سس [ ویرایش ]
سس درختی
سس یونجه
Cuscuta americana
Cuscuta applanata
Cuscuta approximata
Cuscuta attenuata
Cuscuta boldinghii
Cuscuta brachycalyx
Cuscuta campestris
Cuscuta cassytoides
Cuscuta ceanothi
Cuscuta cephalanthi
Cuscuta chinensis
Cuscuta compacta
Cuscuta coryli
Cuscuta corylii
Cuscuta cuspidata
Cuscuta decipiens
Cuscuta dentatasquamata
Cuscuta denticulata
Cuscuta epilinum
Cuscuta epithymum
Cuscuta erosa
Cuscuta europaea
Cuscuta exaltata
Cuscuta fasciculata
Cuscuta gigantea
Cuscuta globulosa
Cuscuta glomerata
Cuscuta gronovii
Cuscuta harperi
Cuscuta howelliana
Cuscuta indecora
Cuscuta indesora
Cuscuta japonica
Cuscuta jepsoni
Cuscuta leptantha
Cuscuta lupuliformis
Cuscuta macrolepis
Cuscuta megalocarpa
Cuscuta monogyna
Cuscuta mitriformis
Cuscuta obtusiflora
Cuscuta odontolepis
Cuscuta pentagona
Cuscuta plattensis
Cuscuta polygonorum
Cuscuta potosina
Cuscuta potosona
Cuscuta reflexa
Cuscuta rostrata
Cuscuta runyonii
Cuscuta salina
Cuscuta sandwichiana
Cuscuta squamata
Cuscuta suaveolens
Cuscuta suksdorfii
Cuscuta tuberculata
Cuscuta umbellata
Cuscuta vivipara
Cuscuta warneri
راههای عمومی مبارزه با سس [ ویرایش
]
استفاده ار بذر خالص
از کودها آلوده دامی استفاده نکنید و از
چرا دام در مزارع آلوده به سس جدا خودداری کنید
سس را قبل از به بذر نشستن به هر طرق ممکن
نابود نمایید: مکانیکی. شیمیایی. سوزانیدن و غیره. زیرا همین بذرها خاک را برای سال
آینده آلوده میسازند.
هر قطعه از رشتههای سس در طول فصل بهار
و تابستان به تنهایی میتواند رشد کرده و آلودگی ایجاد نماید.لذا به هنگام مبارزه مکانیکی
کلیه سسهای کنده شده باید در جایی به دور از محصول جمع آوری و روی آن نیز خاک ریخته
شود. یا بهتر این که سوزانیده شوند تا بذرهای موجود نیز از میان بروند.
ایجاد تناوب زراعی در زمینهای آلوده به
سس با کاشت محصولات مقاوم مانند: گندم . جو . ذرت و یا سویا .
شخم عمیق بذرهای جدید سس را به عمق خاک
میبرد و از جوانه زدن آنها جلوگیری به عمل میآورد.زمینهای که به این منظور شخم زده
میشوند باید تا چندین سال بعد شخم عمیق زده نشوند تا از بالا آمدن بذور دفن شده جلوگیری
به عمل آید. البته این عمل باعث میشود تعدادی از بذرهای دفن شده در عمق خاک نیز به
سطح آورده شوند برای مبارزه با این بذور تیلر و یا شخم کم عمق در بهار جوانههای سس
را نابود میسازد.
نگارخانه [ ویرایش ]
Dodder(Cuscuta)flowers.jpg
Cuscuta fg01.jpg
Cuscuta fg02.jpg
منابع [ ویرایش ]
پرش به بالا ↑ مجموعه واژههای مصوّب فرهنگستان
زبان فارسی تا پایان سال ۱۳۸۹.
در
ویکیانبار پروندههایی درباره سس (سرده) موجود است.
مداح. محمد باقر .(سس یونجه و مبارزه با
آن از انتشارات ترویج شماره ۱۶۳)
مظاهری علی . (بیولوژی سس و طریق مبارزه
با آن در مزارع در دومین کنگره گیاهشناسی)
ردهها : گیاه سس علفهای هرز گیاهان علفی
//////////////
قس حامول در عربی:
الحامول ( الاسم العلمي :Cuscuta) هو جنس نباتي يتبع الفصيلة المحمودية من رتبة الباذنجانيات . [2] [3] [4]
محتويات
- 1التسمية
- 2أنواعه
- 3نبات طفيلي
- 4طرق انتشارها
- 5ميكانيكية حدوث الإصابة
- 6طرق المكافحة الحامول
- 7طرق الوقاية
- 8وصلات خارجية
- 9انظر أيضاً
- 10مراجع
هناك عدة تسميات لهذا النبات منها:
الحَامُول والكَشُوث والكَشُوثَى والكَشُوثَاء والزُحْمُوك.
- حَامُول السَعْتَر [5] أو حَرِير الزَعْتَر [6] أو الصُعَيْتِرَة [7] أو الأَفْتِيمُون [7] (من اليونانية : إِپِيتِيمُونْ، من
إِپِي:فَوْقَ وتِيمُونْ: زعتر )، اسمه العلمي
Cuscuta epithymum.
- حُمَّاض الأَرْنَب أو فَقَد الأَرْنَب [8] ، اسمه العلمي.Cuscuta
planiflora Ten أو.Cuscuta approximata Bab.
- الكَشُوث
الرُومِيّ أو الحَامُول الأَوْرُوبِيّ [5] ، اسمه العلمي
Cuscuta europaea.
- حَامُول البَرْسِيم [5] ، اسمه العلمي.Cuscuta
trifolii Bab.
- حَامُول الفَصَّة [5] ، اسمه العلمي.Cuscuta
corymbosa Ruiz & Pav.
- حَامُول الكَرْمَة [5] ، اسمه العلمي.Cuscuta
monogyna Vahl.
يعتبر الحامول أحـد أهم أخطر النباتات الطفيلية المنتشرة في جميع أنحاء العالم مسبباً خسائر كبيرة للمحاصيل الزراعية
المختلفة ويجب القضاء عليه باتباع طرق المكافحة السليمة وذلك لأنه ينتشر بشكل
وبائي، مما يوجب اتخاذ اجراءات وقائية صارمة لمنع انتشاره والقضاء عليه، وهو يمثل
تهديداً اقتصادياً كبيراً نظراً لما يسببه من خسائر مالية فادحة. الحامول هو من
أخطر النباتات الطفيلية Parasitic plant evolution التي تتطفل على العديد من الأشجار والمحاصيل،
ويتكون من ساق خيطية الشكل صفراء اللون لأنها خالية من اليخضور لذلك لا تتمكن من إنتاج ما
يلزم من غذاء واتمام عمليات التمثي ل الضوئي . وتخترق ممصات الحامول ساق وأوراق وثمار المحاصيل وبعض الأشجار مثل
الكونوكاربس والتي ينخفض إنتاجها، وقد سجلت إصابات على نباتات الودليا، ويتشوه مظهرها
بسبب منافسة الحامول لها في غذائها، وتؤدي إلى ضعفها وقد تؤدى إلى موتها في
النهاية. تبلغ أنواع الحامول إلى أكثر من 150 نوعاً. ولا يمكنها أن تبقى حية
بمفردها بل تطفل على العائل وتعتمد عليه اعتماداً كليا في توفير احتياجاتها
الغذائية نتيجة عدم قدرتها على القيام بعملية التمثيل الضوئي وذلك لخلوها من صبغة
الكلورفيل مما يؤثر بشدة على العائل.
- يتكاثر الحامول عن طريق البذور وتنتج
البذرة الواحدة آلاف البذور التي يمكنها أن تكمن في التربة عدة سنوات حتى تتوافر
الظروف البيئية المناسبة للنمو. وقد تكون متواجدة في التربة أو السماد أو مخلفات
الحيوان أو المياه وتتوسع في النمو والانتشار بانتقالها من مكان إلى اخر. تنمو في
بقعة محدودة سرعان ما تنتشر وتتكاثر وتتوسع رقعة الإصابة بالحامول مسببة خسائر
مادية كبيرة. تنتشر عن طريق ملابس العمالة القائمة على صيانة النباتات المصابة،
لذلك يجب استبدال الملابس الخاصة بالعمالة بعد ملامستها للأشجار والنباتات
المصابة. تنتشر عن طريق نقل مخلفات التقليم للنباتا ت المصابة من مكان إلى آخر. تنتشر عن
طريق استيراد البذور أو السماد العضوي أو مخلفات الحيوانات أو المياه المختلطة
ببذور الحامول واطارات السيارات ومعدات الزراعة.
- تنبت بذور الحامول عند توافر الظروف البيئية المناسبة.
- تنمو البادرة معتمدة على الغذاء المخزون في اندوسوم البذور لمدة حوالي
أسبوع.
- تخترق البادرة سطح التربة باحثة عن العائل وبمجرد ملامستها له ترسل
الممصات التي تخترق سطح البشرة والقشرة وصولاً إلى خلايا الحزم الوعائية حيث يمكنها الحصول على
احتياجاتها الغذائية. وفى حالة عدم العثور على العائل تموت البادرة خلال أيام
قليلة.
- تستمر الساق في الاستطالة والتفريخ مع الالتفاف حول العائل مكونة شبكة
كثيفة مع استمرار تكوين الممصات التي تقوم باختراق انسجة ساق وأفرع العائل
وكذا النباتات المجاورة له.
- عادة مايموت الجزء السفلى من ساق الحامول ويصبح غير متصل بالتربة
بمجرد أن يتم اختراق ممصات الحامول للعائل.
- تتكون ثمارالحامول في نهاية الموسم حيث تنضج البذور وتنتثر في التربة
مسببة عدوى جديدة أو تنتقل مع البذور بعد عمليات الحصاد، وتتميز بطول فترة
حيويتها لصلادة قشرة البذرة ولذا فإنها تنبت في فترات زمنية متباعدة.
بذلك يتضح أن الحامول من الحشائش
الفتاكة للمحاصيل الزراعية المختلفة والتي يجب القضاء عليه باتباع طرق المكافحة
السليمة.
- يجب إتباع الخطوات التالية بالترتيب
لضمان مكافحة الحامول مع مراعاة عدم إهمال أي خطوة من الخطوات التالية.
- سرعة التعامل فور ظهور الإصابة.
- استخدام مبيدات تعمل بالملامسة.
- اقتلاع الحامول والنبات المعيل من جذورها وعدم رميها خارج حدود موقع
الإصابة حتى لا تنتشر بذورها، والتخلص منها بحرقها في نفس منطقة الإصابة.
- عزيق التربة لأكثر من مرة.
- تغطية التربة المصابة بالأغطية البلاستيكية بعد ريها لتتم عملية
التعقيم الحرارى للتربة.
- التعقيم الكيميائي للتربة ،تجرى عمليات
التعقيم الكيمائي حيث يتم تغطية التربة بالأغطية البلاستيكية ثم يتم تعقيم
التربة، ويفضل عدم الزراعة في الأراضي التي أصيبت في السابق لمدة لا تقل عن
سنه مع متابعة ريها باستمرار للعمل على نمو البذور الكامنة في التربة، وعند
زراعة نفس المنطقة من التربة المصابة فيجب ازالة 20 سم من التربة المصابة
واستبدالها بتربة نظيفة خالية من بذور الحشائش.
- يجب استبدال ملابس العمالة والأحذية فور الانتهاء من معاملة المناطق
المصابة في نفس منطقة الإصابة وجمعها في أكياس لتعقيمها.
- استخدام تقاوي خالية من بذور الحامول، وهي من مبادئ طرق المكافحة.
- يمنع استيراد البذور والتقاوي التي تحتوى على بذور نبات الحامول.
- منع انتقال الحيوانات من المواقع المصابة إلى المواقع السليمة.
- منع انتقال المزارعين والعمال بين المواقع المصابة والأماكن السليمة،
حيث أن الآفة قد تنتقل من موقع مصاب إلى آخر سليم عبر أدوات العمل والملابس والأحذية.
- الحامول على شبكة المعرفة
الريفية.
- (بالإنجليزية) الحامول على موقع نباتات الصين .
- (بالإنجليزية) صور بذور الحامول بأنواعه.
1.
^ مذكور في : الأنواع النباتية — معرف مكتبة تراث التنوع البيولوجي: http://biodiversitylibrary.org/page/358143 — المؤلف: كارولوس لينيوس — العنوان : Species
plantarum — الاصدارالأول
— المجلد: 1 — الصفحة: 124
7. ^ تعدى إلى الأعلى ل:أ ب محسن عقيل. معجم الأعشاب
المصور. مؤسسة الأعلمي للمطبوعات. بيروت ( لبنان )
2003.
//////////////
قس قزل سرماشیق در آذری:
//////////
قس تالی پوتری در باسای اندونزی:
Cuscuta atau Tali
putri adalah salah satu genus dari tumbuhan berbunga, cuscuta terdiri dari sekitar 160 sepesies.
Genus ini merupakan golongan tumbuhan parasit yang hidup pada tanaman inang. Tali putri tersebar luas
di Eropa dan Amerika Utara, di Amerika Serikat bagaian selatan tali putri menjadi parasit pada alfalfa dan semanggi. Tanaman lain yang menjadi inang dari tali putri antara
lain; bawang, bit
gula, kentang, dan beberapa jenis tanaman hias (ornamental).
///////////
قس در عبری با فیلترشکن!
//////////////
قس زارپچَک در ازبکی:
Zarpechak,
chirmovuq (Cuscuta L.)— chirmovdoshlar (Cuscutaceae)ra mansub tekinxoʻr oʻsimlik turkumi. Moʻʼtadil mintaqalargacha 170 turi uchraydi. Bargsiz va ildizsiz bir yillik oʻt, qatʼiy
karantin obʼyekti. Poyasi chirmashib oʻsadi, ipsimon, sershox, tanasi sariq,
yashilsargʻish yoki toʻq sariq. Gullari mayda oq
yoki och pushti. Mevasi qattiq qobiqli bir qancha urugʻli dumaloq koʻsakcha, urugʻida oʻralgan murtagi bor. Murtakning tuklar bilan
qoplangan kalin uchi tuproqqa oʻsadi, ikkinchi uchi urugʻ poʻstidan ajralib
xoʻjayin oʻsimlikka chirmashadi va oʻralib, oʻsimlik toʻqimalariga chuqur kirib
shirasini soʻradi va quritadi. 3. urugʻi va poyasidan koʻpayadi. Z.ning bir
oʻsimligi 10—50 minggacha urugʻ beradi. Z.ning Oʻrta Osiyoda uchraydigan
turlari: dala 3., asosan, beda, kanop, gʻoʻza, sabzavotpoliz va b.ni
zararlaydi; beda 3., asosan, bedani, shuningdek, noʻxat, qashqarbeda va
yantoqni zararlaydi; xitoy 3. kanop, jut, gʻoʻza, lavlagi, qovun, beda, qisman
kartoshka pomidorni zararlaydi; yevro pa Z. kanop, kartoshka, tamaki, qulmoq,
beda, qashqarbeda, siren va b. buta hamda daraxtlarni zararlaydi; Kurash
choralari: karantin, 3. tushgan bedapoyaga birinchi oʻrimdan keyin nitrafen
yoki DNOK eritmasi, haydalgan bedapoya, uvat, yoʻl yoqalari, ekin ekilmagan
yerlarga esa nitrafen eritmasi purkaladi. [1]
//////////
قس اکاس ویل در پنجابی:
////////////
قس کیسکیت در ترکی استانبولی:
Küsküt (Latince Cuscuta), kahkahaçiçeğigiller (Convolvulaceae) familyasından klorofilsiz bir asalak bitki cinsi.
Fulya, kekik, yonca veya ısırgan otu üzerine sarılıp büyür. Bitki genç
iken tohumdaki besleyici maddeleri çabucak bitirip tüketir. Köksüzdür. Sapları
pembe renklidir. Yaprakları ise renksiz pullar halinde kısır kalmıştır. Asalak
bitki, komşusu olan bitkiye saplarıyla tutunmak zorundadır. Destek alacağı
böyle bir bitkileri dikkatle arar, bulur. Topraktan çıkar çıkmaz spiral
biçiminde büyümeye başlar. Bir destek bulduğu anda kendini kurtarmış sayar.
Eğer böyle bir destek bulmazsa kendi kendini yemeye başlar: Genç bitki, sapının
alt bölümlerini ölümle başbaşa bırakır ve buradaki organik maddelerle
beslenerek yeniden destek aramaya koyulur. Desteği bulur bulmaz ona bütün
kuvvetiyle sarılır ve emici hortumlarını geçirir.
////////////
Cuscuta
From Wikipedia, the free encyclopedia
This article is about a genus in the
family Convolvulaceae. It is not to be
confused with a similar-looking, unrelated genus Cassytha, in the Lauraceae.
Cuscuta
|
|
Kingdom:
|
|
(unranked):
|
|
(unranked):
|
|
(unranked):
|
|
Order:
|
|
Family:
|
|
Genus:
|
|
Species
|
|
About 100–170 species,
including:
|
Cuscuta ( /kʌsˈkjutɑː/) (dodder) is a genus of about
100–170 species of yellow, orange, or red (rarely green) parasitic plants. Formerly treated as the only genus in the
family Cuscutaceae, it now is accepted as belonging in the morning glory family, Convolvulaceae, on the basis of the work of the Angiosperm
Phylogeny Group.[1] The genus is found throughout the
temperate and tropical regions of the world, with the greatest species
diversity in subtropical and tropical regions; the genus becomes rare in cool
temperate climates, with only four species native to northern Europe.[2]
Folk
names include: strangle tare, scaldweed, beggarweed,[3] lady's laces, fireweed,[4] wizard's net, devil's guts, devil's
hair, devil's ringlet, goldthread, hailweed, hairweed, hellbine, love vine,
pull-down, strangleweed, angel hair, and witch's hair.[5]
////////////
//////////